گزارش ایلنا از بیماری کلپتومانیا؛
وقتی دستها برخلاف اراده عمل میکنند
برخلاف سارقان عادی، افراد مبتلا به کلپتومانیا معمولا بلافاصله پس از دزدی، احساس شرم، پشیمانی، گناه، و عذاب وجدان شدید میکنند. این جنبه ناخواسته بودن رفتار را از نظر اراده آگاهانه تایید میکند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، دله دزدی یا دزدیهای کوچک و بیمورد که برخی افراد ناخواسته انجام میدهند، در روانشناسی اغلب با عنوان جنون دزدی یا کلپتومانیا شناخته میشود. این یک اختلال کنترل تکانه است که با دزدیهای معمولی و انگیزههای مجرمانه تفاوتهای اساسی دارد.
«الهام اسکندرپور» روانشناس شخصیت با تاکید بر اینکه کلوپتومانیا یک اختلال روانی نادر است میگوید: این اختلال با میل غیرقابل مقاومت و وسواسی برای دزدیدن اشیا مشخص میشود.
وی میافزاید: هدف از دزدی، کسب سود مالی، انتقام گیری، یا استفاده شخصی از آن شی نیست. در واقع، بسیاری از افراد مبتلا به کلپتومانیا آن اشیا را دور میاندازند، پنهان میکنند، یا حتی مخفیانه به محل اصلی خود باز میگردانند.
تنش قبل دزدی و پشیمانی بعد از دزدی
به نظر میرسد کلپومانیا را باید از دزدیهای معمولی (مانند مغازه دزدی یا سرقت برای کسب سود) افتراق دهیم.
به گفته اسکندرپور فرد قبل از اقدام به دزدی، احساس تنش، اضطراب یا هیجان شدیدی میکند که تنها با انجام عمل دزدی آن تنش تسکین مییابد و پس از آن، احساس لذت، آرامش یا رضایت موقتی به دست میآید.
این روانشناس تصریح میکند: برخلاف سارقان عادی، افراد مبتلا به کلپتومانیا معمولا بلافاصله پس از دزدی، احساس شرم، پشیمانی، گناه، و عذاب وجدان شدید میکنند. این جنبه ناخواسته بودن رفتار را از نظر اراده آگاهانه تایید میکند.
اسکندرپور با تاکید بر اینکه این عمل ناگهانی است میافزاید: این مدل دزدیها معمولا بدون برنامه ریزی قبلی و در لحظه انجام میشوند و فرد نمیتواند جلوی تکانه خود را بگیرد.
دلایل احتمالی جنون دزدی
این روانشناس با بیان اینکه علت دقیق کلوپتومانیا مشخص نیست، اما ترکیبی از عوامل زیستی و روانی در آن نقش دارند ادامه میدهد: این اختلال مربوط به مشکلات سروتونین که انتقال دهنده عصبی است که به تنظیم خلق و خو و کنترل تکانه کمک میکند، میشود. اختلال در سطح سروتونین ممکن است باعث شود فرد کنترل بر تکانهها و امیال خود داشته باشد.
سیستم پاداش مغز
اسکندرپور معتقد است: دزدی باعث آزاد شدن دوپامین (ماده شیمیایی مرتبط با لذت) میشود. فرد به این احساس پاداش معتاد شده و برای تکرار آن، به دزدیهای کوچک ادامه میدهد.جنون دزدی اغلب همراه با سایر اختلالات روانی مانند افسردگی، اختلال دو قطبی، اختلال اضطراب یا اختلالات مصرف مواد مشاهده میشود.
به گفته این روانشناس شخصیت برخی محققان معتقدند که عمل دزدی و هیجان ناشی از آن باعث ترشح اندروفین (مسکنهای طبیعی مغز) میشود که به فرد احساس آرامش و رضایت موقت میدهد و این چرخه را تقویت میکند.
درگیریهای ناخودآگاه
اسکندرپور با بیان اینکه این عمل میتواند به دلیل درگیریهای ناخودآگاه صورت گیرد، میافزاید: در برخی تحلیلهای روان پریشی کلاسیک، دزدی به عنوان نمادی از محرومیت کودکی یا تلاش برای به دست آوردن چیزی که در گذشته از دست رفته (مانند توجه یا عشق) تفسیر میشود.
وی درباره درمان این اختلال میگوید: درمان اصلی این اختلال معمولا ترکیبی از روان درمانی به ویژه درمان شناختی- رفتاری یا CBT و در مواردی استفاده از داروهایی است که بر سروتنین تاثیر میگذارند.