وقتی وقت بیمار بیارزش تلقی میشود؛ هزینه پنهان بدقولی پزشکان در بیمارستانها
یکی از مشکلات کمتر دیدهشده در نظام درمان، موضوعی است که شاید در نگاه نخست ساده به نظر برسد، اما برای بیماران و خانوادههای آنان هزینههای سنگینی ایجاد میکند: بینظمی در زمان ویزیت و حضور پزشکان در بیمارستانها و مراکز درمانی.
به گزارش خبرنگار ایلنا، بیمار فقط برای درمان پول نمیدهد؛ وقتش را هم هزینه میکند. بیماری که برای ویزیت، جراحی، مشاوره تخصصی یا انجام یک اقدام درمانی، ساعت مشخصی را دریافت میکند، انتظار دارد پزشک و مجموعه درمان نیز به همان زمان متعهد باشند. اما در بسیاری از موارد، بیمار ساعتها در بیمارستان منتظر میماند؛ بدون آنکه زمان دقیقی برای حضور پزشک یا انجام فرآیند درمان به او اعلام شود.این تأخیر فقط چند ساعت نشستن روی صندلی انتظار نیست.
بیمار ممکن است برای مراجعه به بیمارستان، از محل کار مرخصی بگیرد، هزینه رفتوآمد پرداخت کند، همراه خود را از کار و زندگی روزمره جدا کند، هزینه پارکینگ و اقامت بپردازد و حتی برای یک ویزیت چند دقیقهای، یک روز کامل از زندگی خود را از دست بدهد.
در واقع، وقت بیمار بخشی از هزینه درمان است؛ هزینهای که معمولاً در قبض بیمارستان دیده نمیشود.بررسیهای علمی نیز نشان میدهد زمان انتظار، فقط یک مسئله مربوط به رضایت بیمار نیست و میتواند بر استفاده از خدمات درمانی و کارایی نظام سلامت اثر بگذارد. در یک مطالعه درباره مراکز درمانی ایران، میانگین زمان انتظار برای نخستین مشاوره متخصص در اورژانس حدود ۹۹ دقیقه و میانگین کل زمان حضور بیمار در اورژانس حدود ۲۷۷ دقیقه گزارش شده است.
در بخش سرپایی نیز مطالعات درباره نظام سلامت ایران از مشکلاتی مانند برنامهریزی نامنظم، حضور نامنظم متخصصان و نبود زمان دقیق برای مراجعه بیماران سخن گفتهاند؛ بهگونهای که در برخی کلینیکهای تخصصی، زمان انتظار بیماران به چند ساعت میرسد.
مسئله مهمتر این است که این بینظمی، یک هزینه اقتصادی پنهان نیز ایجاد میکند.
اگر یک پزشک قرار است در ساعت مشخصی ۱۰ بیمار را ویزیت کند اما حضور او با تأخیر انجام شود، فقط زمان بیماران از بین نمیرود؛ ظرفیت بیمارستان، پرسنل، اتاق، تجهیزات و برنامه سایر بخشها نیز تحت تأثیر قرار میگیرد. یک تأخیر در ابتدای زنجیره درمان میتواند به تأخیر در آزمایش، تصویربرداری، مشاوره تخصصی، ترخیص یا حتی انجام یک عمل منجر شود.
از سوی دیگر، زمان انتظار طولانی میتواند اعتماد بیمار به مجموعه درمانی را کاهش دهد. مطالعات نیز نشان دادهاند که زمان انتظار طولانیتر با کاهش رضایت بیمار و کاهش استفاده از برخی خدمات درمانی ارتباط دارد.
پرسش اساسی اینجاست: چرا زمانی که بیمار برای پرداخت هزینه درمان، رعایت نوبت و حضور بهموقع در بیمارستان موظف است، زمان پزشک و مرکز درمانی الزاماً با همان میزان تعهد مدیریت نمیشود؟
بدقولی پزشک نباید به یک امر عادی در نظام درمان تبدیل شود. همانطور که بیمار در صورت عدم حضور ممکن است نوبت خود را از دست بدهد یا مجبور به پرداخت هزینه مجدد شود، نظام درمان نیز باید برای تأخیرهای غیرموجه و تکرارشونده پزشکان، سازوکار مشخصی برای پاسخگویی داشته باشد.
این موضوع البته به معنای نادیده گرفتن شرایط اضطراری و ماهیت غیرقابلپیشبینی برخی فعالیتهای پزشکی نیست. پزشک ممکن است به دلیل یک عمل اورژانسی یا شرایط خاص بیمار دیگری، ناچار به تأخیر شود. اما تفاوت بزرگی میان تأخیر ناشی از ضرورت پزشکی و بینظمی برنامهریزیشده و تکرارشونده وجود دارد.
بیمار حق دارد بداند چه زمانی قرار است پزشک او را ببیند، چه میزان باید منتظر بماند و در صورت تغییر برنامه، چه کسی مسئول اطلاعرسانی است.
در نهایت باید پذیرفت که زمان بیمار نیز مانند دارو، تخت بیمارستان، اتاق عمل و تجهیزات پزشکی یک منبع محدود و ارزشمند است.
وقتی بیمار برای یک ویزیت چند دقیقهای، چند ساعت از زندگی خود را در راهروهای بیمارستان از دست میدهد، هزینه واقعی درمان بسیار بیشتر از مبلغی است که روی قبض بیمارستان نوشته شده است.
نظام سلامت اگر به دنبال افزایش کیفیت خدمات و جلب اعتماد مردم است، باید علاوه بر کیفیت تشخیص و درمان، به یک موضوع ساده اما مهم نیز توجه کند:
احترام به وقت بیمار، بخشی از احترام به خود بیمار است.