احسان سلطانی، کارشناس اقتصادی، با هشدار نسبت به جهش اخیر قیمت نان و شکاف عمیق دستمزد و هزینههای زندگی، تأکید کرد که در شرایط فعلی حتی «کار کردن» هم دیگر به صرفه نیست و با دستمزد نمیشود نیازهای اولیه سفره را تامین کرد.
یک فعال کارگری مریوان گفت: با وجود برخورداری این شهرستان از یکی از مهمترین مرزهای تجاری کشور، بخش قابل توجهی از مردم همچنان با فقر، بیکاری و مشکلات معیشتی دستوپنجه نرم میکنند.
یک فعال کارگری گفت: برای خانوادههای کارگری حتی یک تشخیص پزشکی ساده نیز میتواند آغاز یک سقوط مالی تمامعیار باشد. نبود پوشش بیمهای کامل، هزینههای کمرشکن درمان و از دست رفتن درآمد در روزهای بیماری، سه ضلع بحرانی را تشکیل میدهد که خانواده را در مدت کوتاهی به ورطه فقر میکشاند.
یک جامعه شناس و استاد دانشگاه گفت: در جنگ آنچه اساساً به حساب نمی آید رنج انسان است. مشخصاً در این جنگ چهل روزه، دشمن کوشید که رنگ و لعاب بشردوستانه به اهداف ضدبشری و امپریالیستی خود بدهد، اما به زودی مشخص شد تنها چیزی که در این میان اهمیت ندارد انسان است.
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در گفتوگو با ایلنا:
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران با تاکید بر اینکه با صدقه دادن نمیتوان جامعه را اداره کرد، گفت: کالابرگی که امروز در جامعه توزیع میشود تنها یک مُسکن است نه راهگشا و راهکار.
سند آیندهنگری کلانشهر تهران سناریوهای پیشرو در افق ۱۴۱۰ نشان میدهد که ۱۱ درصد مردم تهران به فقر درآمدی و ۱۵.۵ درصد آنها به فقر چندبعدی دچار هستند.
یک جامعه شناس و عضو هیات علمی دانشگاه در تحلیل جامعه شناختی اعترضات روزهای اخیر گفت: بر اساس ادبیات نظری جامعهشناسی به این وضعیت میتوان عنوان «سیاسیشدن رنج اقتصادی» مردم را اطلاق کرد. یعنی زمانی که تجربه زیسته فقر در سالهای گذشته، بیکاری، تبعیض و بحران اجتماعی در قالب روایتهای جمعی بازتولید میشوند و مردم بارها برای اعتراض به بیعدالتی ساختاری به میدان میآیند، اما به مطالبات آنها پاسخ داده نشده است. در نتیجه، بحران به پدیدهای عادی و مزمن تبدیل شده است.
مطالعات مختلف نشان دادهاند که نبود حمایت اجتماعی، انزوای اجتماعی در محیط کار، یا زندگی در محلههای محروم، با افزایش خطر ابتلا به بیماریهای قلبی-عروقی همراه است. همچنین شواهدی وجود دارند که نشان میدهند مشکلات مالی میتواند مانع دسترسی به دارو و غذای سالم شود و همین موضوع خطر بستری شدن و مرگ را افزایش دهد.
یک شهروند ۴۴ساله میگوید: «در فک بالا و پایین سمت راست صورتم تنها دوسه دندان باقی مانده است، مابقی کشیده شده و نیاز به ایمپلنت دارد اما واقعا از عهده هزینههای چند ده میلیون تومانی ایمپلنت بر نمیآیم. خجالت میکشم لبخند بزنم و جای خالی دندانهایم مشخص شود. یعنی هم به لحاظ روانی تحت فشار هستم و هم به لحاظ جسمی. بیمه هم فایده ندارد. خدمات دهان و دندان تحت پوشش بیمه نیستند. مراکز دولتی هم شلوغ هستند و هم به لحاظ قیمت تفاوت چندانی با مراکز خصوصی ندارند. حقوق ۲۰ میلیون تومانیام هم با این نرخها همخوانی ندارد.»
در مجموع کیش، دو چهره متضاد دارد؛ مصرف و لوکسگرایی در پوسته شهر و فقر کارگران مهاجر و بومیان در زیر پوست شهر. این تضاد میان پوسته و بدنه، به نظر میرسد در سایر مناطق آزاد و ویژه اقتصادی کشور نیز به شکلی کاملاً برجسته و عیان وجود دارد.