خبرگزاری کار ایران

کتاب «فوکو در ایران» نقد شد؛

خروج از چارچوب‌های کلاسیک تاریخ‌نویسی و از دوگانه‌های سنتی و مدرن نقطه قوت کتاب «فوکو در ایران»

خروج از چارچوب‌های کلاسیک تاریخ‌نویسی و از دوگانه‌های سنتی و مدرن نقطه قوت کتاب «فوکو در ایران»

در نشست نقد و بررسی کتاب «فوکو در ایران» کارشناسان معتقد بودند نقطه قوت کتاب خروج از چارچوب‌های کلاسیک تاریخ‌نویسی و از دوگانه‌های سنتی و مدرن است و یا خروج از دوگانه‌های دینی سکولار که اغلب بر خوانش تاریخ خوانش‌های مدرنیستی تک خطی غایت‌گرایانه حاکم است.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط عمومی سازمان جهاد دانشگاهی تهران، نشست نقد و بررسی کتاب «فوکو در ایران» نوشته بهروز قمری‌تبریزی با حضور دکتر رضا نجف‌زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، دکتر محمد ملاعباسی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، دکتر محمدرضا کلاهی، عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در خانه دانشگاه سازمان جهاد دانشگاهی تهران برگزار شد. 

در ابتدای نشست، دکتر رضا نجف‌زاده، عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، کتاب فوکو در ایران را کتابی ارزشمند برشمرد و افزود: از منظر مطالعات ایرانی کتاب ساده‌ایست و می‌تواند برای نشست‌هایی با موضوع ایران‌شناسی کتاب خوبی در راستای ایران‌شناسی جدید باشد. 

پیوند رویکردهای انتقادی و فلسفی از ویژگی ایران‌شناسی سنتی

وی، با بیان این‌که در ایران‌شناسی سنتی با سابقه تاریخی نظیر هخامنشی‌پژوه و ساسانی‌پژوه جریان دیگری از ایران‌پژوهی وجود دارد که روش‌مندتر و با رویکردهایی انتقادی و فلسفی پیوند خورده است، در ادامه گفت: کتاب فوکو در ایران در سنت‌های جدید قرار دارد و مسأله فوکو، از منظر ایرانیان اهمیت دارد. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، موضوع دوم حایز اهمیت را بازنگری مسأله ایران برای فوکو دانست و خاطرنشان کرد: سومین نکته مهم درباره این کتاب این است که چگونه می‌توانیم سابجکتیویتی ایران را از منظر تبارشناسانه و تاریخی نو بنگریم و نسبت آن با سابجکتیویتی مدرن چیست؟ 

نجف‌زاده، ادامه داد: می‌توان به این پرسش پاسخ داد که آیا انقلاب ایران نوعی تداوم سابجکتیویتی جمهوری‌خواهانه انقلابی رادیکال مدرن است یا نوعی سابجکتیویتی جدید را ما شاهد هستیم این‌ها پرسش‌های جدیدی را مطرح می‌کند که فوکو در این کتاب به ما کمک کرده که به آن بنگریم. این‌که آیا چیزی به‌عنوان امر خارج می‌تواند وجود داشته باشد؟ 

وی، افزود: امروز پس از فوکو افرادی به سنت‌های پسافوکویی دلبستگی دارند آیا کاپیتالیسم خاورمیانه‌ای سرمایه‌داری ایرانی، عربی مفاهیمی که اسحاق دیوان و یا آدام هنیه دارند می‌تواند کمک کنند که ثابت شود از منظر اقتصاد سیاسی و در مورد التقاطی خاورمیانه‌ای چیزی به اسم خارج سرمایه‌داری وجود ندارد؟ 

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، با بیان این‌که چیزی به اسم خارج ابجکتیویتی فلسفی نمی‌تواند وجود داشته باشد، در ادامه خاطرنشان کرد: آن‌چه که در ایران در حال رخ دادن است در امتداد و بطن همان ابجکتیویتی مدرن است در عین حال در منظر اقتصاد سیاسی تعالی آن‌چه خود کاپیتالیسم است تعالی خود سرمایه‌داری جهانی است که بعدها از دهه ۱۹۷۰ برنامه‌های نوسازی در ایران رو به شکوفایی و تعالی رفت. 

تعالی و شکوفایی برنامه‌های نوسازی ایران در دهه ۷۰ میلادی

نجف‌زاده، با بیان این‌که در این دهه برنامه‌های نوسازی به لحاظ کمی در حال تعالی و شکوفایی و در عین حال سابجکتیویتی ایرانی در حال بلوغ بود، گفت: برخی ممکن است به این سابجکتیویتی ایرانی انتقاد داشته باشند این‌که نباید این واژه را با این وسعت درباره کنشگری‌های انقلابی اعم از مهندسان انقلاب‌جو شامل رادیکال‌های اسلام‌گرا یا چپ‌های رادیکالی که به مشی مسلحانه سوق پیدا کردند یکسان به‌کار گرفت اما اگر بخواهیم از روی مسامحه رفتار کنیم این مفهوم را برای همه کنشگری‌هایی که معطوف به دگرگونی وضع موجود بودند و همه آن‌هایی که در بطن یک اقتصاد سیاسی بزرگی در حال رخ دادن است که ایرنیان را به غرب و اروپا و آمریکا وصل می‌کند آن‌ها را به جهان متصل می‌کند می‌توان به‌کار برد بخواهیم از آن‌ها نام ببریم که قمری‌تبریزی از آن‌ها نامی نبرده است از باب نمونه کنشگری دانش‌آموخته مهندسی منچستر پرویز نیکخواه است. 

وی، تصریح کرد: کسی که مائوئیسم را با آن قرائت انگلیسی فرانسوی می‌خواهد به ایران بیاورد و در روستاهای شمال ایران به آزمایش بگذارد و چه عبث و بیهوده. در نهایت او اقدام مسلحانه به‌صورت حذف رأس سیستم را پیش می‌برد و موفق هم بوده که به ترور کاخ مرمر منجر شد نهایتاً این سوژه انقلابی رادیکال به دست‌بوسی شاه می‌رود و به یکی از مبلغان تلویزیونی پروپاگاندای ساز و برگ‌های شاهنشاهی تبدیل می‌شود. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، ادامه داد: عجیب سوژه‌هایی هستند یکی مائوئیسم که از منچستر به ایران آمده است که در ایران انقلاب روستایی ایجاد کند با یک آگاهی جهانی کژتاب وارد کنشگری عینی که می‌شود به کژتابی شناختش از وضعیت عینی نیروهای اجتماعی در ایران هم پی می‌برد به نظر من این در بطن سابجکتیویسم جدید رخ می‌دهد سال‌هایی است که فکر می‌کنم به تعبیر شیزوفرنی به رکن رکین کنشگری تبدیل شده است و ما با یک سوژه شیزوفرن مواجه هستیم. 

کتاب عباسعلی شهریاری و سپهر وکیلی در باب مهندسان انقلابی

نجف‌زاده، افزود: شیزوفرن دیگری هم وجود دارد که آن‌هم در اتصال نیروهای جهانی است که بیشتر در حوزه خلیج‌فارس و کشورهای عربی کار می‌کردند و البته بیشتر در ایران حضور داشتند از آن جمله عباسعلی شهریاری و سپهر وکیلی هستند که کتابی در باب مهندسان انقلابی نوشته‌اند که با یک زاویه دید فوق‌العاده مهندسی و مادون علوم انسانی به کنشگری نیروهای انقلابی می‌پردازند. 

وی، خاطرنشان کرد: آن‌ها خیلی کژتاب نگاه می‌کنند نیروهایی که هم‌اکنون می‌گویند مهندسان انقلابی ایشان (سپهر وکیلی) تبعید شده دیاسپورا ایران در آمریکای شمالی لاجرم به‌سمت نوعی واپس‌گرایی واکنش دارند و سوق پیدا می‌کنند فوق‌العاده ری‌اکشن و فوق‌العاده غیردموکراتیک است. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، افزود: این سابجکتیویتی کژتاب در قالب کنشگرهایی چون عباسعلی شهریاری و پرویز نیکخواه کنشگرانی که از چپ‌گرایی ناگهان در ورطه سلطنت‌خواهی در غلتیدند نتیجه محتوم این نوع کنشگری‌ها این بود که به پروپاگانداچی ساز و برگ‌های ایدئولوژیک حاکمیت تبدیل شوند. 

نجف‌زاده، ادامه داد: قرائت بهروز قمری‌تبریزی از روشنگری چیست؟ به این معناست که روشنگری ایرانی سابجکتیویتی ایرانی هم در بطن روشنگری جهانی و هم در نقد روشنگری جهانی در تفاوت با آن در حال رخ دادن است هر دو نمونه و کتاب مهندسان انقلابی که ذکر شد به‌عنوان یک مورد بزرگ در باب کنشگری مهندسان انقلاب‌جو که وکیلی نتوانسته آن‌را به‌خوبی بیان کند چون رشته‌اش نیست به‌نظر می‌رسد نمی‌تواند این کنشگری‌ها را در بطن رخ‌دادهای تاریخ معاصر تحلیل کند. 

وی، تصریح کرد: نمونه آن‌ها نمونه انقلاب‌جوها تازیانه‌خورده خویش عباسعلی شهریاری یا پرویز نیکخواه مائوئیسم که سلطنت‌طلب بود و عامل قتل شاه پس از سقوط شاه اعدام می‌شود این کنشگران در واقع حکایت از این دارند که روشنگری ایرانی در بطن روشنگری جهانی در عین حال در نقد آن و در تفاوت با آن در حال رخ دادن است و تا همین الان یعنی بعد از آن رخ‌دادهای انقلابی چندین جنگ فوق‌العاده غم‌بار و تراژدیک بر ایران تحمیل شد. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، گفت: پس از همه این وقایع باید به بازخوانی این رخ‌دادها پرداخت قمری‌تبریزی به سویه‌هایی از آن پرداخته است به موضوعاتی چون زن و فمنیسم ایرانی هم می‌پردازد کنشگری زنانه‌ای که در کنار کنشگری غالب مردانه رخ می‌دهد. همه ما تبارشناسی را ارج می‌نهیم قمری‌تبریزی هم در این سنت قرار دارد و آن‌را ارج می‌نهد بهره‌ای که به‌لحاظ روش‌شناختی تبارشناختی به ما می‌دهد این است که آن کنشگرهای دهه ۷۰ با کنشگرهای دهه ۲۰ چه نسبتی دارند؟ . 

نجف‌زاده، افزود: ما به‌خوبی می‌توانیم آن‌ها را به هم متصل کنیم دیاسپورای ایرانیان سرگردان در آمریکای شمالی که به کنشگری‌هایی از نوع جدید می‌پردازند هم‌راستا با راست افراطی اروپایی و آمریکایی که این‌ها را پیوند می‌دهند. کنشگری‌های دهه ۷۰ را باید با ۲۰۲۰ خوب مشاهده و تفهیم کنیم و بدین‌تریب به مطالعه‌ای پس از قمری‌تبریزی وارد خواهیم شد، به مطالعه‌ای از سنخ مطالعات جنبش‌های اجتماعی جدید ایرانیان و استادان ارجمند چون آصف بیات نزدیک خواهد شد. 

در ادامه نشست دکتر محمدرضا کلاهی، عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری با بیان این‌که کتاب فوکو در ایران در سال ۲۰۱۶ مصادف با سال ۱۳۹۵ به نگارش در آمده است، گفت: موضوع کتاب درباره یادداشت‌هایی است که فوکو درباره ایران نوشته است فوکو با شروع اعتراضات انقلابی سال ۵۷ تصمیم می‌گیرد درباره انقلاب اسلامی بنویسد یادداشت‌هایی را برای یک مجله فرانسوی شروع می‌کند که به‌صورت دوره‌ای و منظم در می‌آیند و سپس مجموعه‌اش در قالب یک کتاب گردآوری می‌شود. 

وی، ادامه داد: این نوشتار تا چندین ماه پس از انقلاب اسلامی ادامه داشته و این کتاب به فارسی ترجمه شده است کتاب فوکو در ایران با عنوان ایران یک جهان بی‌روح ترجمه شده است مترجم در مقدمه کتاب توضیح می‌دهد یادداشت‌های فوکودر بعد از انقلاب در این مجموعه نیامده است که البته به‌نظر این موجه نیست و این پرسش از ناشران باقی است که چرا منتشر نکرده‌اند؟ احتمال و ظن قوی این است که نوشته‌های بعدی سانسور شده است. 

موضع همدلانه فوکو نسبت به انقلاب و اسلام

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، افزود: همانطور که عنوان شد نقدهای بسیاری به فوکو راجع به موضعی که نسبت به انقلاب ایران دارد، می‌شود. موضع‌اش در نوشته‌های پیش از انقلاب موضعی همدلانه نسبت به انقلاب ایران و حتی نسبت به اسلام است در واقع برانگیزاننده انقلاب ایران در سال ۵۷ است. 

کلاهی، خاطرنشان کرد:  از جمله یکی از مهم‌ترین متن‌هایی که در نقد کارهای فوکو نوشته می‌شود همان متون و کتاب است که آفری و اندرسون نوشته‌اند که این مبنای اصلی یک نقطه مرکزی کتاب قمری‌تبریزی است قمری‌تبریزی بخش عمده کتاب را با گفت‌وگوی آفری و اندرسون پیش می‌برد، گرچه غیر از آن نقدهای دیگری هم به فوکو شده است. 

وی، با بیان این‌که گفت‌وگوهای فوکو آن‌ها (آفری و اندرسون) را برانگیخته و آن‌ها را پیش می‌برند قمری‌تبریزی هم با آن‌ها وارد گفت‌وگو می‌شود، تصریح کرد: این کتاب پیش از این یکبار دیگر با حضور ابراهیم توفیق، افشین جهان‌دیده و خود بهروز قمری‌تبریزی نقد شده است. 

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم با بیان این‌که نقد آفری و اندرسون پس از ۱۱ سپتامبر نوشته می‌شود، گفت: در واقع خیزش متفاوت اسلام‌گرایی در قالب ۱۱ سپتامبر دوباره فوکو و اظهار نظرهای فوکو درباره اسلام و انقلاب ایران را به مرکز بحث می‌کشاند و نقدهای آفری و اندرسون تحت‌تأثیر این فضاست دوباره اسلامی برخاسته و فاجعه‌ای ایجاد کرده است و مجدداً آن تحسینی که فوکو از اسلام در انقلاب ایران ایجاد کرده بود موضوع صحبت می‌شود. 

کلاهی، با بیان این‌که این موضوع در سال‌های ۱۴۰۴ و۱۴۰۵ مجدداً مناسبت پیدا می‌کند، افزود: اگرچه در این سال‌ها از موضع فوکو با اسلام و انقلاب ۵۷ به ماجرا نگاه نشده است اما ما دوباره در یک مقطع به نوعی شاهد به مرکز آمدن اسلام‌گرایی هستیم به‌خصوص در یکسال اخیر در نتیجه جنگ‌های ایران و آمریکا دوباره یک اسلام‌گرایی در ایران و بعد شعاع‌های اسلام‌گرایی در درون منطقه در لبنان، عراق و یمن یک مجموعه مقاومت در برابر هژمونی جهانی شکل می‌گیرد و مجدداً این تناسب را ایجاد می‌کند دوباره فوکو را فرا می‌خوانیم و از آن موضع دوباره نگاه می‌شود. 

نقطه قوت کتاب خروج از چارچوب‌های کلاسیک تاریخ‌نویسی و خروج از دوگانه‌های سنتی و مدرن است

وی، ادامه داد: نقطه قوت کتاب خروج از چارچوب‌های کلاسیک تاریخ‌نویسی و خروج از دوگانه‌های سنتی و مدرن است و یا خروج از دوگانه‌های دینی سکولار که اغلب بر خوانش تاریخ خوانش‌های مدرنیستی تک خطی غایت‌گرایانه حاکم است. گویا تاریخ از جایی آغاز شده است و در حال پیش رفتن به سمت و غایت مشخصی است و در این چارچوب نگاه به کلیت جهان یک نگاه دوگانه و شرق‌شناسانه است که در این سیر خطی پیشرفت تاریخ کسانی در تاریخ جلوتر و عده‌ای عقب‌تر هستند و آن کسانی که جلوتر هستند در واقع جوامع غربی اروپایی هستند که به‌عنوان مثال انقلاب مدرن در آن‌جا اتفاق افتاده است. 

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، تصریح کرد: گویی وارد دوران مدرن شده‌اند و دیگران به میزان‌هایی از آن‌ها فاصله دارند که هر چه فاصله بیشتر شود گویا از مسیر تاریخ عقب افتاده‌اند کتاب با این بحث آغاز می‌شود که قصد دارد این دوگانه‌انگاری‌ها را کنار بگذارد که با کتاب فوکو و درسی که ما از فوکو آموختیم می‌خواهد این کار را انجام دهد. در نقد قبلی کتاب که ابراهیم توفیق و افشین جهان‌دیده حضور داشتند توفیق بیشتر با فوکو صحبت می‌کند تا با خود نویسنده اما من در این‌جا بیشتر با نویسنده صحبت خواهم کرد اگرچه نویسنده در یک جایگاه دفاع تمام‌عیار از فوکو قرار دارد. همه نقدهایی که به فوکو شده که او پاسخ نداده یا پاسخ کوتاهی داده است قمری‌تبریزی جای خالی فوکو را پر کرده است و سعی کرده همه را پاسخ دهد و هیچ‌یک از نقدها را نمی‌پذیرد. 

کلاهی، با بیان این‌که قمری‌تبریزی از نقدهایی که به فوکو شده است را تنها نقدهای مدرنیستی را مطرح می‌کند، افزود: مهم‌ترین این نقدها نقد آفری و اندرسون است و این جمله را ابراهیم توفیق در نقد کتاب بیان می‌کند در آن‌جا عنوان می‌کند قمری‌تبریزی دشمن ضعیفی را برای خود انتخاب کرده است یعنی نقدهای مهم‌تر از آفری و اندرسون وجود دارد پاسخ دادن به آن‌ها خیلی دشوار نبود و اصلاً نیازی به پاسخ دادن نبود کمااین‌که فوکو پاسخی نداد اما جای نقدهای جدی‌تر خالی است. 

وی، با بیان این‌که قصد دارم به چنین نقدهایی بپردازم، گفت: نقدهایی که در عین این‌که در درون آن چارچوب‌های خطی مدرنیستی قرار ندارد اما می‌تواند همچنان با قمری‌تبریزی موافق نباشد می‌تواند در مخالفت با فوکو هم تلقی شود چون قمری‌تبریزی از فوکو دفاع می‌کند پس می‌توان به‌نوعی نقد به فوکو هم تلقی شود. 

فرارفتن از تاریخ‌های تک‌خطی غایت‌گرای غرب‌شناسانه از موضوعات کار قمری‌تبریزی

عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، ادامه داد: به‌عبارتی باب مهمی در کار قمری‌تبریزی باز می‌شود و آن فرارفتن از تاریخ‌های تک‌خطی غایت‌گرای غرب‌شناسانه است که این وجه مثبت آن است اما دچار مسایل و مشکلاتی هم می‌شود اگر بخواهم در یک جمله نقد خود را بیان کنم دست‌کم به خوانش قمری‌تبریزی است بهر حال این خوانشی که در کتاب مطرح است در فاصله گرفتن از شرق‌شناسی به‌قدری دور می‌شود و فاصله می‌گیرد که از آن سوی دیگر در حوزه شرق‌شناسی می‌افتد و در نهایت ما دوباره با خوانش شرق‌شناسانه‌ای مواجه هستیم که به فرهنگ یا تشیع ایرانی سال ۵۷ اصالتی می‌دهد که گویا ماهیتاً متفاوت از آن‌چه که در جهان و دنیای مدرن می‌گذرد است گویا دنیای مدرن معنویتی را از دست داده است و فوکو این معنویت را در ایران پیدا کرده است. 

کلاهی، با طرح این پرسش که آیا ما هم‌اکنون در میان شرق‌شناسی قرار نداریم؟ گفت: این ایده کاملاً آشنا نیست که غرب بی‌احساس عقلانی خشک افسون‌زده و به قول وبر در کنار شرق سرشار از معنویت برای غرب معنویتی را به ارمغان می‌آورد. در این کتاب مصاحبه‌ای از فوکو با یکی از منتقدانش نقل می‌شود که می‌گوید آن معنویتی که به‌دنبالش هستی فاجعه‌آفرین خواهد بود و فوکو در پاسخ می‌گوید و البته آن سیاست بی‌معنویت که ما داریم هم فاجعه‌آفرین خواهد بود در این‌خصوص مجدداً دوگانه‌ای می‌سازد سیاست بی‌معنویت غربی و معنویت سیاستی شرقی. پس ما وسط شرق‌شناسی کاملاً کلاسیک گیر افتاده‌ایم این چیزی است که نمی‌توان گذر کرد و در جای جای کتاب مشهود است. 

روبه‌رو شدن دوباره با شرق‌شناسی نقد وارده به کتاب فوکو در ایران

وی، ادامه داد: اگر بخواهم نقد یک خطی از کتاب فوکو در ایران داشته باشم این است که ما دوباره با همان شرق‌شناسی روبه‌رو هستیم و چیزی تغییر نکرده است یا به‌قول صادق جلال‌الاعظم متفکر لبنانی شرق‌شناسی وارونه. این متفکر لبنانی در چند ماه پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۹۷۹ وجد و شعف پیروزی انقلاب را در جوامع عرب ایجاد کرد عنوان کرد که شاهد باشید اسلام چه کرد و این یادآور آن وجهی است که فوکو با آن برانگیخته شده است آن‌جا صادق جلال‌الاعظم یک مقاله می‌نویسد به نام شرق‌شناسی و شرق‌شناسی وارونه و بحثش آن است آن نگاهی که شرق و اسلام را به نام مدرنیزاسیون تحقیر می‌کند شرق‌شناسان است در اصل آن نگاه‌هایی که نوعی اصالت به معنویت شرق می‌دهد هم نوع شرق‌شناسی است گرچه به نوع وارونه. اگر او شرق‌شناسی غرب را اصیل می‌داند دیگری شرق‌شناسی شرق را اصیل می‌داند گرچه ما به صفت وارونه نیازی نداریم شرق‌شناسی همین است شرق‌شناسی تنها تحقیر شرق نیست اتفاقاً آن‌طور که ادوارد سعید در کتاب مهم شرق‌شناسی توضیح می‌دهد در بسیاری از موارد بسیار ستایش و تمجید از شرق است س ایش اصالت و معنویت که همان شرق‌شناسی است که گویا شرق خیلی بیرون از جهان قرار گرفته است و یک چیز بیرونی و عجیب، جذاب و جالبی است که باید از آن درس گرفت. 

کلاهی، با بیان این‌که در فصل نخست کتاب قمری‌تبریزی با نقدی به انقلاب وارد گفت‌وگو می‌شود و می‌کوشد این نقد را رد کند، افزود: نقدی که ۳ تا ۴ سال پس از انقلاب مطرح شد مبنی بر این‌که انقلاب را دزدیدند چون در سال‌های نخست پس از انقلاب نیروهای همه جریان‌های سیاسی در نظام حضور داشتند اما به‌تدریج حذف شدند و تنها نیروهای اسلام‌گرا باقی ماندند قمری‌تبریزی در فصلی این ادعا را رد می‌کند و معتقد است از ابتدا همین بوده است در این فصل از اتفاقات ۵۶ و ۵۷ و مجموع اعتراضاتی که به انقلاب منتهی شد، وقایع‌نگاری می‌کند. 

وی، ادامه داد: قصد قمری‌تبریزی این است که نشان دهد در این مجموعه اعتراضات نیروهای غیراسلام‌گرا حضور نداشتند و تنها شیعیان بودند که انقلاب را پیش بردند و چیزی دزدیده نشده است به اعتقاد من این نوع برخورد ناشی از نگاه شرق‌شناسانه است دست‌کم ۳ نکته را می‌توان درباره آن گفت نخست این‌که وقتی از تشیعی صحبت می‌کند که انقلاب را هدایت کرده و به پیروزی رسانده است یک نگاه ذات‌گرایانه به تشیع است میان آموزه‌های شیعی و مکتب تشیع و افکار چپ و ملی‌گرا تمایزی قایل می‌شود. 

حضور فعال نیروهای غیرمذهبی چپ و ملی‌گرا از دهه ۲۰ و ۳۰ در ایران

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با اشاره به وجود ۲ نیروی غیرمذهبی چپ و ملی‌گرا گفت: این دو نیرو از دهه ۲۰ و ۳۰ فعالیت داشتند که قمری‌تبریزی تمایزگذاری قاطعی انجام می‌دهد گویی هیچ نسبتی میان این‌ها برقرار نبوده است گویی شیعه و تشیع یک مکتب ناب متفاوتی است و مبارزه کرده و پیروز شده است و دیگر نیروها چون نسبتی با فرهنگ ایرانی نداشتند پیروز نشدند. 

کلاهی، با بیان این‌که قمری‌تبریزی یک رویکرد بومی‌گرایانه به ایران و فرهنگ ایرانی دارد، تصریح کرد: این موضوع یادآور نظر دکتر کچوییان در کتاب «تحولات گفتمان‌های هویتی در ایران» است ایشان همین بحث را می‌کنند و عنوان کرده است که آن‌ها چون سنخیتی با فرهنگ ایرانی نداشتند شکست خوردند و همه دستگاه‌های مخوف و سرکوب‌گر را نادیده می‌گیرند. 

وی، با بیان این‌که حزب توده در دهه ۳۰ یک میلیون پست در کشور داشت که به نسبت جمعیت آن زمان رقم قابل‌توجهی بوده است، گفت: اما چون با فرهنگ ایرانی آشنایی نداشتند شکست خوردند که این همان رگه‌های شرق‌شناسانه است حال آن‌که تشیعی از بعد از حضور پهلوی داشتیم نظیر آیت‌الله حائری یزدی، آیت‌الله بروجردی، آیت‌الله گلپایگانی، آیت‌الله اراکی و آیت‌الله خویی که آن‌ها اساساً نسبتی با انقلاب نداشتند و بسیاری از آن‌ها با حکومت همراه بودند و تنها آیت‌الله خمینی یک جریان اقلیتی در حوزه علمیه و نهاد تشیع ایرانی بود که در نهایت پیروز شد. 

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با بیان این‌که برای شناخت شیعه اصلی باید سراغ حوزه علمیه رفت، افزود: نکته دوم آن است که شیعه‌ای در نهایت پیروز شد که به‌شدت با اندیشه چپ آمیخته بود آرای شریعتی آن‌چنان مارکسیس و شیعه را در هم فرو می‌برد که آن‌ها را با هم یکی کرد شریعتی یک مکتب جدید تأثیرگذار خلق می‌کند و آن‌چه که در نهایت نیروی تشیع انقلابی شدند. 

کلاهی، ادامه داد: فصل دوم خوانش فوکو از انقلاب ایران بخشی دارد به نام مشکل فانون و فوکو این نقد را به فوکو می‌کنند مبنی بر این‌که فوکو ایران را از خلال ماسینیون و کورمن شناخته بود که یک اسلام عرفانی به‌عنوان مثال کورمن شیخ شهاب‌الدین سهروردی را معرفی کرده است که در جامعه تشیع ایرانی اصلاً نسبتی با فقه جریان عرفانی ندارد. 

اندیشه تشیع انقلابی ملهم از ارزش‌های مدرنی بود که نباید نادیده گرفته شود

وی، گفت: از این ۳ جناح یک شکل خاصی از پیوند چپ، اندیشه مارکسیستی و تشیع ایرانی حاصل می‌شود که همه این موارد در خوانش قمری‌تبریزی مشهود است او عنوان می‌کند این مذهبی‌ها انقلاب کردند پس انقلاب مال خودشان است. نکته سوم حایز اهمیت آن‌که فرض کنید تنها شیعیان بودند شیعه نابی بود که ربطی به چپ نداشت و هیچ آمیختگی با ارزش‌های مدرن نداشت قمری‌تبریزی در کتاب می‌گوید همین اندیشه تشیع انقلابی ملحم از ارزش‌های مدرنی بود که نباید نادیده گرفته شود. 

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، گفت: فرض کنید چنین شیعیانی بودند که انقلاب کردند آیا این انقلابی برای حاکم کردن ارزش‌های فرقه‌گرایانه اسلامی یا انقلابی برای آزادی و عدالت بود؟ قمری‌تبریزی معتقد است انقلاب برای آزادی‌خواهی و عدالت‌خواهی بود و می‌گوید در آن فضای انقلابی آن زمان دوگانه مذهبی سکولار اصلاً محلی از اعراب نداشت. 

کلاهی، با این توضیح که در آن دوران دینداری یا بی‌دینی دلیلی برای حضور در انقلاب نبود، افزود: همه شرکت داشتند چون هدف آزادی و عدالت بود با این وجود سرکوب نیروهای سیاسی چپ و ملی‌گرا در بعد از انقلاب ناقض آزادی و عدالت است در ۳ سال نخست انقلاب نیروهای چپ و ملی‌گرای مهم زیادی حضور داشتند اگر در مبارزات انقلابی نبودند و از دهه ۲۰ و ۳۰ پیشینه مبارزه را داشتند و چون قرار بود انقلاب آزادی بیاورد و فضای سرکوب حذف شود. 

وی، با بیان این‌که اصلاً مسأله، اسلام و مذهب و محتوای آن نبود بلکه خیزشی در حال رخ دادن بود که به نظام سلطه‌ای نه بگوید، ادامه داد: با این پاسخ، فوکو از یک امر تاریخی تاریخ‌زدایی می‌کند. در چه شرایط تاریخی امکان این اعتراض فراهم شد؟ این یک پاسخ غیرفوکویی است مسأله تبارشناسی همین است که شما شرایط امکان یک وضعیت را توضیح دهید یعنی چگونه از دل شرایط تاریخ خاصی برمی‌آید یک نوع نگاه ذات‌گرایانه است. قمری‌تبریزی برای جنبش ۸ اسفند ۵۸ علیه حجاب اجباری یک تفاوت درون و بیرونی قایل است. 

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با بیان این‌که در جنبش ۸ اسفند ۵۸ علیه حجاب اجباری برخی به‌علت آن‌که تحصیل‌کرده اروپا بودند کنار گذاشته شدند، گفت: بدین ترتیب یک دوگانه‌ای ایجاد می‌شود که قرار نبود چنین باشد که نباید چنین مرزی کشیده شود یک تحلیل غیر درون ماندگار غیر استدلالی که درون اصیل و بیرون را انحرافی می‌داند که در نهایت به نزاع سیاسی تبدیل می‌شود. 

کلاهی، ادامه داد: درباره امروز هم باید گفت کتاب قمری‌تبریزی در سال ۹۵ بعد از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ نوشته شد، نسبت این کتاب با فضای داخلی بعد از ۸۸ است در سال ۸۸ دعوای اصلاح‌طلب و اصول‌گرا مطرح است بلافاصله وارد اعتراضات ۹۶ سپس ۹۸ بعد ۱۴۰۰ و سپس ۱۴۰۱ و در نهایت دی ۱۴۰۴ می‌شویم. 

وی، توضیح داد: ما در انقلاب ۵۷، ۴ نیرو داشتیم یک نیرو شاه به‌عنوان نماینده مدرنیزاسیون جهانی و دست‌کم در آن فضای انقلابی دست‌نشانده آمریکا تلقی می‌شد البته بعدها روایت می‌شود که اتفاقاً مخالف حاکمیت آمریکا و اسرائیل بوده است یک نیرو انقلابیونی که شیعه بودند که این جسارت و جرأت داشتند که به نظام سلطه نه بگویند و ۲ نیروی دیگر نیروهای چپ و ملی‌گرا. 

این عضو هیأت علمی مؤسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی وزارت علوم، با بیان این‌که در یکسال اخیر به گرفتاری دچار شدیم، گفت: از یک طرف نظام سلطه جهانی آمریکا و اسراییل را داریم و یک طرف جنبش زن، زندگی آزادی در ۱۴۰۱ که مخالف نظام هستند پیش از زن، زندگی، آزادی شیعه‌گرایی ایرانی را داریم که در قالب محور مقاومت در رأسش ایران مقابل سلطه جهانی ایستادند. 

محور مقاومت در خاورمیانه آرایش نیروها را در جهان بهم ریخت

کلاهی، با بیان این‌که این محور مقاومت آرایش نیروها را در جهان بهم ریخت، افزود: ما از این به بعد احتمالاً یک چرخش تاریخی داریم این مقطع به اندازه جنگ‌های جهانی اول و دوم اهمیت دارد ریشه یک مقاومت عجیب محور مقاومت شیعه در منطقه خاورمیانه شکل گرفته است اما از آن طرف ۱۴۰۱ شماری علیه حاکمیت حاکم بر جمهوری اسلامی قیام کردند و بعد از مدتی علیه نظام سلطه جهانی. بعد از جنگ ۱۲ روزه جریان کنشگری زن، زندگی آزادی جریان مخالف جنگ بودند به‌خصوص در ماجرای غزه پیش از جنگ ۱۲ روزه جنبش ژینا دو شقه شد بخشی زن، زندگی، آزادی و دیگری مرد، میهن، آبادی. در ۱۴۰۱ جناح زن، زندگی، آزادی صدای بلندتری داشت که به یک معنا جناح چپ بود و مرد، میهن، آبادی جناح راست جنبش بود در ماجرای غزه جناح چپ این جنبش به‌شدت مخالف بودند و هشتگ همه نگاه‌ها به غزه ترند شد و جناح راست ما این علت که غزه به ما ربطی ندارد هشتگ همه نگاه‌ها به ایران را ترند کردند این دو جناح در موضوع غزه مقابل هم قرار گرفتند تا دی ۱۴۰۴ که فوران جناح مرد میهن آبادی بود این دو جناح به‌شدت مخالف هم و هر دو مخالف جمهوری اسلامی هستند جناح چپ علیه نظام جمهوری اسلامی و سلطه جهانی و جناح راست علیه جمهوری اسلامی و همراه با سلطه جهانی است. 

دکتر محمد ملاعباسی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، هم با بیان این‌که در نقد کتاب باید به این نکته توجه کرد که این کتاب برای کدام مخاطب نوشته شده است؟ ، افزود: و این‌که در چه موقعیت تاریخی و در گفت‌وگو با کدام طرف‌های دیگر نوشته شده است؟ وقتی این موضوع روشن شود تا حدودی انتظارات مراجعان کتاب هم مشخص می‌شود و این‌که چه توقعاتی می‌توان از آن داشت این کتاب در بستری پس از ۱۱ سپتامبر نوشته شده است زمانی که اکثر متفکران مهم درباره اسلام نوشته‌هایی داشتند چه نوشته‌های مهم و چه به حاشیه رفته و فراموش شده. 

وی، ادامه داد: پس از ۱۱ سپتامبر چندین مقاله و کتاب از جمله کتاب آفری و اندرسون بود بحث آن‌ها دوباره در فضای اندیشمندانی است که درباره فوکو می‌نویسند اندیشمندانی که درباره فضای مطالعات اسلام و ایران‌شناسی کار می‌کنند مجدداً بحث آن‌را به راه انداختند رویکرد نوشته‌ها تازه و توجه دوباره بسیار شبیه بازآفرینی و احیای انتقاداتی بود که به‌هنگام انتشار این مقالات در روزهای در آستانه انقلاب اسلامی به‌وجود آمده بود. 

اشتباه تاریخی از انتقادات وارده به فوکو در ایران

این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، خاطرنشان کرد: زمانی که فوکو با شخصیت جنجالی‌اش مقالاتش درباره انقلاب ایران در فضای روشنفکری فرانسه منتشر می‌کرد در آن زمان یک بحث عمومی در ارتباط با فوکو به راه افتاد بود مبنی بر این‌که فوکو اشتباه بسیار بزرگی می‌کند و چشمش را با خوش‌بینی بسیار زیاد برروی حقایق نگاه روشنفکران بسته است و در ارتباط با انقلابی که بیش از اندازه مبهم است مرتکب اشتباه تاریخی می‌شود و این‌که مشخص نیست به ناکجا می‌رود و چه آینده‌ای دارد؟ و شاید در مسیر ارزش‌های دموکراتیک است در مجموع انتقاد به فوکو از جوانب مختلف فراوان بود از آن جمله مسایل زنان، مارکسیست‌هایی که مظاهر دینی انقلاب با دید دیگری نگاه می‌کردند این سبک نقدها در فضای اسلام‌هراسانه بار دیگر پس از ۱۱ سپتامبر احیاء شد. 

ملاعباسی، با بیان این‌که فهم این موضوع مهم است که قصد قمری‌تبریزی از نوشتن این کتاب چه بوده است؟ ، افزود: این کتاب به‌نوعی اعاده حیثیت از نوشته‌های فوکو در انقلاب ایران است انتقادات بسیاری به فوکو بابت حمایتش از انقلاب ایران شد و برخی معتقدند او پشیمان شد و سکوت کرد پس از ۱ تا ۲ سال براساس آن‌چه آفری و اندرسون می‌گویند در آخرین یادداشت‌های فوکو یکسال پس از انقلاب آثار پشیمانی در آن مشهود است اما قمری‌تبریزی معتقد است که چنین نیست بلکه تجربه حضور در تهران انقلاب و اثری پایدار و مهمی بر فوکو گذاشته است که تا پایان عمرش ادامه یافت و در پروژه‌های کوچک و بزرگ فوکو نشانه‌های آن هویدا بود. 

وی، با بیان این‌که چنین نیست که فوکو از دفاعش از انقلاب ایران پشیمان باشد و انقلاب ایران یک برهه گذرا و کوچکی از تجربه فکری فوکو بوده باشد، در ادامه تصریح کرد: کتاب قمری‌تبریزی مین استریم تحریم‌ها درباره نوشته‌های فوکو به‌شمار می‌رود آن‌چنان‌که نوشته‌های فوکو برخلاف مین استریم تحریم‌های انقلاب اسلامی در دوره پیش از انقلاب اسلامی به‌شمار می‌آید. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، ادامه داد: از این جهت به‌لحاظ موقعیتی که کتاب و یادداشت‌های فوکو منتشر می‌شوند مشابه هستند با این وجود اگر این کتاب توسط مخاطب ایرانی خوانده شود ایرانی که سال ۵۷ در حال انقلاب کردن بوده و هم‌اکنون در دهه ۱۴۰۰ پیامدهای مثبت و منفی آن انقلاب را پس از چند دهه زیست می‌کند تجربه‌ای متفاوت از خوانندگان اروپایی و آمریکایی خواهد داشت. 

ملاعباسی، خاطرنشان کرد: در واقع خطا کردن در اهمیت دادن بیش یا کمتر از حد به این تجربه است که می‌تواند در ارزیابی ما از موقعیت این نوشته‌ها یا تأثیر و استفاده‌ای که می‌توانیم از آن‌ها داشته باشیم اثر بگذارد. 

فوکو پایبند به اعتقاداتش درباره انقلاب در ایران تا پایان عمر

وی، افزود: قمری‌تبریزی به‌طور مفصل و با جزئیات استدلال‌های جدی دارد که معتقد است فوکو استدلال‌ها و مفاهیمی دارد که به‌هنگام پرداختن به انقلاب اسلامی از آن استفاده و ابداع می‌کند و تا پایان عمرش در کتاب‌ها و مقالات و سخنرانی‌هایش ادامه دارد و جزو برنامه‌ها و دغدغه‌های اصلی اوست. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، با اشاره به کتاب پژوهشگر جوانی به اسم پیران آرموند به اسم شرق‌شناسی جدید در ادامه تصریح کرد: در فصلی از این کتاب درباره نگاه فوکو به اسلام در ایران صحبت شده است و عنوان می‌کند چرا برای فوکو آن چیزی که در انقلاب ایران می‌گذشت تا این حد خوشایند بود چون آلترناتیوی برای چیزی بود که برای همه عمرش برایش خوشایند نبود و آن مدرنیته غربی بود. 

ملاعباسی، افزود: یعنی همه قوای استدلالی خودش را به پای آن گذاشته بود مدرنیته غربی نقاط ضعف و قوت آن را صورت‌بندی کند. فوکو معروف به آن است که نگاه بسیار تاریک و بدبینانه‌ای به مدرنیته غربی داشته است که عمدتاً با اثرات منفی و با سرکوب پیوند خورده است. 

وی، با بیان این‌که فضایی که فوکو در ایران آن‌را تجربه می‌کند نه به‌عنوان موردی که موضوع پژوهش فوکو باشد بلکه به‌واسطه این‌که پنجره‌ایست برای اثبات آن‌چیزی که فوکو می‌داند، گفت: به‌عبارتی فوکو بعد از انقلاب در ایران کار می‌کند که پیش از آن می‌کرده است و نقدهای خودش به غرب را ارائه می‌دهد. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، با بیان این‌که این‌جا خطری برای مخاطب ایرانی وجود دارد، ادامه داد: در میان علاقه‌مندان انقلاب اسلامی که اتفاقاً خوانندگان پرشور فوکو هم هستند چنین برداشت دارند که باید انقلاب را آن‌چنان‌که فوکو می‌بیند دید انقلاب اسلامی را ما نقدی تمام عیار و بنیادین باشیوه فلسفی پیچیده و چند جانبه بر مدرنیته غربی قلمداد می‌کنیم. 

ملاعباسی، با اعتقاد به این‌که این راه اساساً راه پرخطایی است، گفت: از چند جهت راه درستی نیست نخست این‌که فوکو با وجود تلاشی که می‌کند و با آگاهی که درباره شرق‌شناسی و اشتباهاتش دارد به همان گفته‌های شرق‌شناسانه و کتاب دکتر قمری‌تبریزی نزدیک می‌شود و شما این تحلیل را چه شرق‌شناسی وارونه بنامید و یا اسم دیگری از یک موتور محرک واحد پیروی می‌کنند و نهایتاً پیامدهایش در میان مدافعان انقلاب اسلامی یکسان است. 

وی، با بیان این‌که برای فهم این انقلاب و یا صورت‌بندی این اتفاق تاریخی که برای جامعه ایرانی رخ داده است بیش از آن‌که درباره مردم، شرایط و اتفاقات ایران صحبت شود درباره مدرنیته صحبت می‌شود، در ادامه افزود: گو این‌که بیش از این‌که بخواهیم برای خودمان کاری انجام دهیم می‌خواهیم به مدرنیته نقد وارد کنیم و یا به مدرنیته آسیب بزنیم به‌نظر من این خطر بزرگی است که باید از آن دوری کنیم. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، با بیان این‌که هر یک از آن‌ها باید در جایگاه خودشان دیده شود، تصریح کرد: کتاب قمری‌تبریزی بسیار قابل استفاده است اما پیش از آن‌که کتابی درباره ایران و انقلاب ایران باشد بیشتر درباره اندیشه‌های فوکو است در انتهای کتاب هم قمری‌تبریزی به این حرف معترف است و عنوان می‌کند مقاله‌ای به اسم هگل و هاییتی خواندم آن‌جا درباره انقلاب هاییتی بحث می‌کرد خواستم تأثیر آن در انقلاب اسلامی را جویا شوم این‌که چگونه اتفاق افتاده است؟ تا چه حد تأثیر گذاشته است؟ و…

ملاعباسی، با بیان این‌که این کتاب درباره اندیشه‌های فوکو است، گفت: باید در همان حد دیده شود جایگاهش را شناخت و به آن اهمیت داد و در آن اغراق نشود. 

وی، گفت: مهم‌ترین چیز از کتاب و کلیت شیوه فوکویی و روش‌شناسی فوکویی می‌توان بهره گرفت درباره امروز ایران است بسیاری از افراد که در دانشگاه آمد و شد دارند به سبکی این مسأله را درک می‌کنند به‌نظر می‌آید آن چیزی که در دانشگاه می‌گذرد به‌نظر می‌رسد آن پویایی، سرعت، جسارت، سویه‌ها و جنبه‌های تفکر که در جامعه به اشکال مختلف در حال پیشروی است جلو می‌رود و تأثیرگذار است در دانشگاه با یک خمودگی و آهستگی و با فاصله کندتر و عقب‌تر افتاده است دانشگاه اقتضاء کار خود را دارد اما این وضعیت زنگ خطر برای حیات آکادمیک به‌ویژه علوم انسانی محسوب می‌شود. 

این عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی، ادامه داد: سال گذشته وقایعی را از سر گذارندیم که تصورناپذیر بود هم‌اکنون با جامعه‌ای روبه‌رو هستیم که نشانه‌ها و مسایل متفاوتی را از خود نشان می‌دهد. 

ملاعباسی، افزود: مهم‌ترین چیزی که می‌توان از نگاه فوکویی وام گرفت جسارت اندیشیدن است به بیشترین چیزی که امروز به آن نیاز داریم شرایط کشور در حدی است که مستعد ظهور چهره‌های فکری بسیار اثرگذار، مهم و دوران‌ساز است نگاه فوکویی که بر خلاف عادت اندیشیدن موضوع مهمی است که نباید نادیده گرفته شود. 

قدرت، مقاومت و سوژه در اندیشه فوکو؛ انقلاب ایران در چارچوب تبارشناسی

سعید صالحیان، دبیر نشست، در جمع‌بندی مباحث نشست، میشل فوکو را یکی از مهم‌ترین متفکران غیرایرانی دانست که درباره انقلاب اسلامی ایران اندیشیده و نوشته است؛ اندیشمندی که دیدگاه‌هایش طی دهه‌های گذشته، چه در ایران و چه در خارج از کشور، همواره با سوءبرداشت‌ها و مناقشات فراوانی همراه بوده است. به گفته او، مساله اصلی فوکو صرفاً تحلیل یک انقلاب تاریخی نیست، بلکه انقلاب ایران را به‌عنوان فرصتی برای طرح پرسش‌های بنیادین درباره قدرت، مقاومت و امکان شکل‌گیری سوژه در نظر می‌گیرد. 

وی، تأکید کرد که خوانش فوکو از انقلاب ایران را باید در امتداد پروژه فکری او، یعنی دیرینه‌شناسی و تبارشناسی، فهمید. 

صالحیان، با اشاره به این بحث که برخی این دو را دو دوره مجزا در اندیشه فوکو می‌دانند و برخی دیگر آن‌ها را مکمل یکدیگر تلقی می‌کنند، گفت: در هر دو رویکرد، مساله اصلی بررسی رژیم‌های گفتمانی، سازوکارهای قدرت و شیوه‌های شکل‌گیری سوژه است؛ با این تفاوت که در دوره تبارشناسی، نقش قدرت و مقاومت برجسته‌تر می‌شود. 

او، افزود: از منظر فوکو، هر جا قدرت وجود دارد، امکان مقاومت نیز وجود دارد و به همین دلیل انقلاب ایران برای او صرفاً یک رخداد سیاسی نیست، بلکه نمونه‌ای برای مطالعه شیوه‌های مقاومت در برابر نظام‌های گفتمانی و انضباطی است. به گفته صالحیان، پرسش اصلی فوکو این است که آیا انسان می‌تواند از محدوده نظام‌های قدرت فراتر رود یا نه و شاید تعبیر مشهور او از ایران به‌عنوان «روح یک جهان بی‌روح» نیز ناظر به همین امکان مقاومت باشد. 

دبیر نشست، در ادامه به نگاه فوکو درباره علوم انسانی اشاره کرد و گفت از دیدگاه او، علوم انسانی مدرن محصول رژیم‌های گفتمانی جدید هستند که از قرن هجدهم و به‌ویژه قرن نوزدهم شکل گرفته‌اند؛ دوره‌ای که انسان برای نخستین‌بار به «ابژه دانش» تبدیل شد و رشته‌هایی مانند جامعه‌شناسی، روان‌شناسی و پزشکی بر پایه همین تحول پدید آمدند. از این منظر، فوکو معتقد بود که این شیوه فهم انسان نیز تاریخی است و همچون دیگر نظام‌های دانایی، جاودانه نخواهد بود. 

صالحیان، اظهار کرد: به همین دلیل، فوکو در مواجهه با انقلاب ایران می‌کوشد امکان‌هایی را جست‌وجو کند که خارج از چارچوب‌های متعارف علوم انسانی و روایت‌های رایج از مدرنیته قرار می‌گیرند. او افزود که همین نگاه، زمینه بسیاری از نقدها را نیز فراهم کرده است؛ از جمله نقدهایی که ژانت آفاری و دیگران بر مبنای سنت روشنگری و جهان‌شمولی عقل مدرن مطرح کرده‌اند. 

وی، با اشاره به تحلیل بهروز قمری تبریزی از نسبت فوکو و روشنگری، گفت این کتاب نشان می‌دهد که برداشت فوکو از روشنگری، با تلقی رایج از آن در قرن هجدهم تفاوت دارد. به گفته صالحیان، فوکو بیش از آنکه بر عقل جهان‌شمول تأکید کند، به ایده «تیمار خویش» و امکان دگرگونی سوژه توجه دارد و از همین منظر نیز تجربه انقلاب ایران را می‌نگرد. 

صالحیان، به یکی از مهم‌ترین انتقادهای واردشده به فوکو پس از انقلاب اشاره کرد و گفت بسیاری از منتقدان از او انتظار داشتند پس از تحولات بعدی، از موضع خود درباره انقلاب ایران اعلام برائت کند اما از نگاه فوکو، تجربه یک انقلاب را نمی‌توان صرفاً با پیامدهای بعدی آن سنجید. او نتیجه گرفت که پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: آیا می‌توان بیرون از شبکه‌های قدرت و زیست‌قدرت، فضایی برای مقاومت و شکل‌گیری سوژه تصور کرد؟ به اعتقاد وی، پاسخ فوکو این است که هرچند مقاومت هیچ‌گاه بیرون از قدرت تحقق نمی‌یابد، اما قدرت نیز بدون امکان مقاومت قابل تصور نیست.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز