خبرگزاری کار ایران

یک رهبر ارکستر و مدرس موسیقی در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛

چرا آموزشگاه‌ها از دادن مالیات معاف نیستند؟ / «رتوریک» شهریورماه روی صحنه می‌رود

چرا آموزشگاه‌ها از دادن مالیات معاف نیستند؟ / «رتوریک» شهریورماه روی صحنه می‌رود

رضا مریوند درباره وضعیت آموزشگاه‌های موسیقی می‌گوید: ما طبق قانون به دلیل فعالیت‌های فرهنگی از پرداخت مالیات معاف بودیم. بعد آمدند و تبصره‌ای را مطرح کردند مبنی بر اینکه این معافیت دائمی نیست! و اگر فعالیت های‌تان درست و قابل قبول باشد و مدارک مورد نیاز را ارائه کنید، می‌توانید از ضریب صفر استفاده نمایید. در چنین شرایطی ما نیاز داشتیم که توسط یک صنف مورد حمایت قرار بگیریم که اینطور نبود؛ چراکه ما صنف نداشتیم!

به گزارش خبرنگار ایلنا، ارکسترهای خصوصی متعددی را می‌توان نام برد که طی چند سال گذشته (از زمان همه‌گیری بیماری کرونا تا به امروز)، نامی از آن‌ها و فعالیتهای‌شان در رسانه‌ها منتشر نشده است. این گروه‌ها و ارکسترها کجا هستند؟ 

در همین راستا ایلنا با رضا مریوند، رهبر و موسس ارکستر «رتوریک»، گفتگو کرده است. 

چرا آموزشگاه‌ها از دادن مالیات معاف نیستند؟ / «رتوریک» شهریورماه روی صحنه می‌رود

 از فعالیت‌های ارکستر «رتوریک» طی یک سال و چند ماه گذشته بگویید. 

ما پیش از جنگ دوازده روزه، در اردیبهشت ماه اجرا داشتیم و قرار بود رپرتوار بعدی‌مان را مهرماه اجرا کنیم. به دلیل در گرفتن جنگ دوازده روزه تمریناتمان را دو هفته دیرتر شروع کردیم و در نهایت به اجرای مهرماه رسیدیم. پس از اجرا در مهرماه سال گذشته قرار بود اجرای بعدی ما در اسفندماه باشد، که به دلیل شرایط جنگی طبیعتا این امکان وجود نداشت که روی صحنه برویم. در ادامه تصمیم داشتیم کنسرت را در اولین فرصت پس از تعطیلات نوروز، روی صحنه ببریم که ادامه یافتن جنگ این فرصت را از ما گرفت. حال نیز برنامه ریزی کرده‌ایم که اگر خدا بخواهد کنسرت را شهریورماه امسال روی صحنه ببریم. 

آموزش همواره برای شما مقوله‌ای جدی بوده است. از دوران جنگ دوازده روزه به بعد آموزشگاه چه اوضاعی داشته است؟ 

نه فقط آموزشگاه ما بلکه تمام مراکز آموزشی فعال طی دوران جنگ با مشکلاتی مواجه بوده و هستند. در رابطه با جنگ‌های اخیر نیز  ما پیک ثبت نام‌های سال گذشته را از دست دادیم. آموزش موسیقی در تمام سال روالی همیشگی است، اما بیشتر متقاضیانی که می‌خواهند برای اولین بار در کلاس‌ها ثبت نام کنند، فصل تابستان را برای شروع انتخاب می‌کنند. جنگ دوازده روزه، هفته آخر خردادماه سال گذشته و هفته اول تیرماه رخ داد و همین اتفاق، باعث شد پیک ثبت نام‌ها را از دست بدهیم. با توجه به ارتباطی که با دیگر مدیران دارم، می‌دانم که تمام آموزشگاه‌ها پیک ثبت نام را از دست داده‌اند. درست است که آن جنگ دوازده روز طول کشید، اما این فرصت از ما گرفته شد. و اینکه در زمان جنگ بسیاری از خانواده‌ها تهران را ترک کرده بودند و بازگشت آن‌ها به تهران چند ماهی طول کشید؛ چرا که تابستان هم بود و تعطیلات را در پی داشتیم. بنا به تمام اتفاقات ما، و دیگر آموزشگاه‌ها ضرر مالی زیادی را متحمل شدیم. این رویه اسفندماه امسال نیز رخ داد و به واسطه جنگ و اتفاقات رخ داده در آن مقطع، آموزشگاه چند هفته‌ای (نزدیک ۷ هفته) به طور کامل تعطیل بود. 

سپس وضعیت آموزشگاه‌ها به حالت عادی برگشت؟ 

خیر. در ادامه نیز طی تماس‌هایی که با هنرجویان داشتیم، توانستیم کم کم ثبت نام‌ها را انجام دهیم. اما خب اتفاق بدتری که رخ داده این بود که خیلی از خانواده‌ها به واسطه فشارهای اقتصادی موجود شغلشان را از دست داده‌اند! بر اساس مشاهدات و اخباری که از سوی همکارانم دریافت می‌کنم در آموزشگاه‌ها با ۱۵ تا ۲۵ درصد ریزش مواجه هستیم. خانه برخی از شاگردانم در جنگ آسیب دیده و جدا از بحث مالی آن‌ها شرایط کلاس آمدن ندارند. کلا شرایط به گونه‌ای نبوده تا کلاس‌ها برگزار شوند. 

انگار پس از پاندمی کرونا تا امروز که آموزشگاه‌ها به روال معمول برگشته‌اند، هر بار با هر اتفاق موسیقی و آموزش این هنر تعطیل می‌شود. 

ما مدتی اینترنت نداشتیم. زمانی که اینترنت قطع شود و آموزشگاه‌ها وجود چنین زیرساختی را از دست می‌دهند. با این وجود ما شرایط برگزاری کلاس‌ها را به شکل آنلاین هم نداشتیم. در دوران کرونا این بستر فراهم بود. در دوران کرونا، با بیماری‌ای مواجه بودیم که توسعه پیدا کرد و موضوع فقط همین بود. لازمه کار این بود که هنرجویان به آموزشگاه‌ها نروند و اجتماعی شکل نگیرد؛ بنابراین فرد در منزل می‌نشست و نهایتا کلاس‌هایش را آنلاین برگزار می‌کرد. در شرایط جنگی اوضاع متفاوت است. به هر حال شرایط جنگی با شرایطی که کرونا رقم زده بود، متفاوت است. اما با شما موافقم و از زمان کرونا تا به امروز، اوضاع دومینووار ادامه داشته است.

در چنین فضایی پای اصناف وسط می‌آید. آن‌ها هستند که باید حامی باشند. در موسیقی چندین نهاد و صنف وجود دارد. «خانه موسیقی»، «دفتر موسیقی»، «معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» و «انجمن موسیقی ایران» را داریم. از طرفی دفتر آموزش وزارت ارشاد هم گویا پای کار آمده است. 

تلاش‌هایی شده و نمی‌خواهم چیزی را زیر سوال ببرم، اما آیا حمایت‌های صورت گرفته ضررهای آموزشگاه‌ها را جبران کرده است؟ باید بگویم خیر. به طور مثال در قانون مالیاتی کشورمان‌بندی وجود دارد که آن را با عنوان ماده ۱۳۹ می‌شناسیم. این ماده در تمام موسسات معروف است. ما طبق قانون به دلیل فعالیت‌های فرهنگی از پرداخت مالیات معاف بودیم. بعد آمدند و تبصره‌ای را مطرح کردند مبنی بر اینکه این معافیت دائمی نیست! و اگر فعالیتهای‌تان درست و قابل قبول باشد و مدارک مورد نیاز را ارائه کنید، می‌توانید از ضریب صفر استفاده نمایید. در چنین شرایطی ما نیاز داشتیم که توسط یک صنف مورد حمایت قرار بگیریم که اینطور نبود؛ چراکه ما صنف نداشتیم! به تازگی، و حدود یک سال و نیم است که مدیران آموزشگاه‌های مختلف آمده‌اند و صنفی را تشکیل دادند. پس از یک سال و نیم اخیر، تازه دارد کارهایی انجام می‌شود. 

اما تشکیل و راه‌اندازی یک صنف جداگانه با محوریت فعالیت آموزشگاه‌ها، مقوله‌ای زمان‌بر است. 

بله. اتفاقا ما خانه موسیقی ایران را نیز خیلی پیگیری کردیم. حتی خودم بارها موضوع قضیه مالیاتی را با مرکز آموزش‌های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطرح کرده‌ام؛ صحبتم این بود که باید در اینباره به ما مدیران آموزش داده شود که بدانیم باید چه کنیم. این اتفاق و حمایت نیز رخ نداده است. موضوع دیگر که پیگیرش بوده‌ایم، این است که چرا اداره‌های مالیاتی سلیقه‌ای عمل می‌کنند؟! این موضوع برای ما دغدغه است. به طور مثال آموزشگاهی با سابقه‌ی بیشتر، از ضریب صفر استفاده کرده و برای آموزشگاهی تازه تاسیس در شروع کارش، صد میلیون مالیات تعیین کرده‌اند! در حالی که قرار بود همه این موارد در یکجا تجمیع شود. نمی‌گویم اصلا کاری انجام نشده، کما اینکه خیلی وقت‌ها خواسته‌اند چنین کارهایی انجام شود اما کافی نبوده! در زمینه‌های دیگر هم همین است. زمانی که از حمایت صحبت می‌کنیم این اتفاق باید واقعا رخ دهد. نمونه این رویه، صندوق اعتباری هنر است که در رابطه با بیمه هنرمندان کارهایی انجام داده، اما حمایت دیگری که به واسطه جنگ شکل گیرد، خیر وجود نداشته است. اگر یادتان باشد در دوران کرونا هنر کارت‌هایی برای اعضا صادر شد و در چند مرحله پرداخت‌های خیلی جزیی داشت که این هم، کامل حذف شد. 

موضوع این است که آموزشگاه‌های موسیقی باید زیرمجموعه نهادهای فرهنگی و دولتی باشند که گویا اینطور نیست. آموزشگاه‌های موسیقی تعدادشان بسیار زیاد است و نمی‌توان کاستی‌های آن‌ها را نادیده گرفت. یکی از سوال‌ها این است که چرا آموزشگاه‌ها، بانک اطلاعاتی به روز ندارند؟! 

همینطور است. حال که بحث مالیات شد بگذارید این را هم توضیح دهم که اگر مدرسان آموزشگاه‌ها کارت صلاحیت تدریس داشته باشند، (از آنجایی که زیر مجموعه وزارت ارشاد هستند)، از پرداخت مالیات معاف خواهند بود. اما زمانی که به اداره مالیات مراجعه می‌کنیم، می‌گویند شما باید مالیات بر حقوق این افراد را شخصا پرداخت کنید، بعد بروید همان مبلغ را از اساتید بگیرید! اتفاقا دوسال پیش بود که در این زمینه جنجالی به وجود آمد. بر همین اساس برخی آموزشگاه‌ها آمدند و از اساتیدشان ده درصد مالیات کم کردند. این اتفاق باعث شد خیلی از استادان بگویند ما دیگر تدریس نمی‌کنیم. در همان مقطع در دفتر آموزش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جلسه‌ای برگزار شد که من نیز در آن حضور داشتم. در این جلسه همکاران گفتند با رویه ایجاد شده موسیقی دوباره در خانه‌ها محصور می‌شود. با وجود این رویه گویا روال برعکس است و قرار است موسیقی دوباره خصوصی شود. در این صورت دیگر نظارتی روی آن وجود نخواهد داشت. در این صورت اگر اتفاقی هم رخ دهد دیگر نمی‌توان آن را پیگیری کرد. 

 توقع‌تان از نهادهای فرهنگی در رابطه با فعالیت‌های ارکسترها و گروه‌ها چیست؟ 

 در همین ابتدا می‌گویم که کاری به موسیقی‌های بی‌ریشه ندارم؛ اما موسیقی‌های ریشه داری چون کلاسیک، سنتی خودمان و موسیقی‌هایی که پشتشان علم هست، باید مورد حمایت قرار گیرند. افرادی که در این زمینه‌ها فعالیت می‌کنند و مخاطبان این نوع موسیقی‌ها و کنسرت‌ها، اشخاصی هستند که به لحاظ فرهنگی در جامعه دید دیگری دارند و این نوع نگاه باعث می‌شود که از سوی آن‌ها شاهد رفتارهای ناهنجار نباشیم. طبیعتا کسی که به دنبال موسیقی کلاسیک و سنتی است نسبت به دیگران سیستم فکری متفاوتی دارد. قاعدتا هرچه کمتر به این نوع موسیقی‌ها بپردازیم و هرچه از این بستر و مسیر دور شویم، باعث می‌شویم موسیقی‌های زیر زمینی و بی‌هویت رشد کنند و بیشتر باب شوند. از طرفی این دسته از موسیقی‌ها طرفداران بیشتری دارند و به همین دلیل است که موسیقی‌های با هویت باید بیشتر مورد حمایت قرار گیرند؛ که متاسفانه تا امروز اینطور نبوده است. 

با این حساب باید سهمیه کنسرت‌های ارکسترال و سنتی بیشتر شود. 

به هرحال دفتر موسیقی و تمام مجموعه‌هایی که در کار برگزاری کنسرت هستند، باید بین موسیقی‌های ریشه‌دار  و با هویت اهمیت بیشتری بدهند. توجه به موسیقی کلاسیک و حتی سنتی خودمان، کمتر از موسیقی‌های دیگر است. باید حمایت‌هایی شکل گیرد که فعالان موسیقی کلاسیک و سنتی نیز بتوانند در طول سال برنامه‌هایی داشته باشند. 

حمایت واقعی به این معناست که اگر یک موسیقی مهجورتر، طی برگزاری کنسرت مخاطبان کمی داشت، مبالغ بلیت‌های آن صندلی‌های خالی جبران شود. 

بله ولی حتی در پرداخت هزینه سالن هم برای ما تفاوتی وجود ندارد. 

اتفاقا یکی از پیشنهاداتی که از سوی نگارنده به دفتر موسیقی ارائه شده این است که مسئولان مربوطه، برای ارکسترهای خصوصی با محوریت موسیقی فاخر؛ اعم از کلاسیک و سنتی و نواحی، در اجاره سالن‌ها تخفیف‌های جدی قائل شوند. 

شما حساب کنید ما به عنوان ارکستر خصوصی شهریورماه در تالار وحدت اجرا خواهیم داشت. تعداد اعضای ارکستر ما ۴۵ نفر است. به دلیل تعداد بالای نوازندگان نمی‌توانیم هر جا تمرین کنیم و موضوع دستمزدها هم مطرح است. در نهایت باید برای تمرینات مکانی بزرگ اجاره کنیم. به هرحال هرطور که حساب می‌کنیم هزینه‌های ارکستری چون «رتوریک» نسبت به دیگر گروه‌ها بیشتر است. از سویی هزینه‌ها بیشتر است و از سوی دیگر تعداد مخاطبان این دسته از موسیقی‌ها کم است. اجاره سالن هم همان است و ما نیز باید همان را پرداخت کنیم؛ در حالی که اغلب گروه‌ها، تعداد نوازندگان کمی دارند. در تمام دنیا اینگونه است که برای فعالان و هنرمندانی که کار فرهنگی می‌کنند، امتیازاتی در نظر گرفته می‌شود. در نهایت اگر اینطور نباشد و در صورت‌ عدم حمایت‌ها منِ مریوند نیز به سمت موسیقی‌های ساده‌تر و پر مخاطب‌تر سوق پیدا می‌کنم. در این صورت، هم نوازندگان کمتری دارم و هم درآمد بیشتری کسب خواهم کردم؛ بنابراین موسیقی کلاسیک که این همه سال برای آن زحمت کشیده‌ایم، آرام آرام به حاشیه خواهد رفت. البته این اتفاق افتاده است. 

بله و خوانندگانی را می‌توان نام برد که عطای موسیقیِ با هویت را به لقایش بخشیده‌اند.

زمانی که حمایتی نباشد، هنرمندان به سمتی سوق پیدا می‌کنند که بار مالی بیشتری دارد. ارکستر «رتوریک» امسال چهاردهمین سال فعالیت خود را می‌گذراند و طی این مدت به طور میانگین سالی دو تا سه اجرا داشته‌ایم؛ اما در این سال‌ها همکاران و دوستان بسیاری داشتیم که الان خبری از آنها نیست. خیلی از ارکسترها طی این مدت فعالیت را کنار گذاشته‌اند. به طور مثال همان ارکستری که آقای ابراهیم لطفی تشکیل داده بود، و خیلی از ارکسترهای دیگر حال دیگر نیستند. این ارکسترها خیلی به مرور و کم کم، کمرنگ و کمرنگ‌تر شدند. از طرفی می‌بینیم فعالان عرصه پاپ اسپانسرهایی هم دارند، امکانی که موسیقی کلاسیک و سنتی از آن محروم است. زمانی که این دسته از موسیقی‌ها اسپانسر ندارند، دولت یا آن موسسات فرهنگی هستند که باید این خلا را پر کنند و از گروه‌ها حمایت نمایند. نهادهایی چون بنیاد رودکی، دفتر موسیقی و. . همانطور که گفتید این حمایت می‌تواند در قالب تخفیف‌ها و سوبسیدها باشد. 

 آیا ناگفته‌ای مانده که بخواهید درباره‌اش توضیح دهید؟ 

انشالله مسئولان بیش از قبل به موسیقی کلاسیک و سنتی اهمیت دهند. در کنسرت شهریورماه پذیرای  اهالی رسانه و دیگر مخاطبان موسیقی کلاسیک خواهیم بود. از شما بابت این گفتگو ممنونم.

انتهای پیام/
خبرنگار : وحید خانه‌ساز
ارسال نظر
پیشنهاد امروز