در گفتوگو با ایلنا مطرح شد؛
تاریخچه غارت مقبرههای سلطنتی سلطانیه پیدا شد/ بقایای استخوانی خاندان سلطنتی سلطانیه به آزمایشگاه رفت
قرنها پیش کسانی به دل گورستان سلطنتی ایلخانان در سلطانیه زدند، سنگهای کف مقبرهها را از جا کندند، اشیای ارزشمند تدفینی را با خود بردند و استخوانهای مردگان را در جستوجوی گنج به هم ریختند. آنچه از آن یورش تاریخی باقی مانده، مجموعهای از اسکلتهای آشفته و مقبرههایی خالی است؛ اما باستانشناسان میگویند همین بقایای به ظاهر خاموش نیز میتوانند بخشی از تاریخ فراموششده خاندان حاکم ایلخانی را آشکار کنند.
به گزارش خبرنگار ایلنا، در تازهترین فصل کاوشهای باستانشناسی در محوطه تاریخی سلطانیه، دو فضای مقبرهای متعلق به دوره ایلخانی در محدوده گورستان سلطنتی این شهر تاریخی شناسایی شده است. این آرامگاهها در مجاورت گنبد سلطانیه قرار دارند؛ بنایی که بیش از هفت قرن پیش به فرمان سلطان محمد خدابنده، مشهور به اولجایتو، برای آرامگاه او ساخته شد و امروزه به عنوان یکی از برجستهترین شاهکارهای معماری ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو جای دارد. گنبد سلطانیه در سال ۲۰۰۵ میلادی در این فهرست جهانی ثبت شد.
کشف اخیر ادامه زنجیرهای از کاوشهایی است که طی سالهای گذشته در محدوده گورستان خاندان سلطنتی ایلخانان انجام شده است. باستانشناسان پیشتر نیز بخشهایی از این محوطه تدفینی را شناسایی کرده بودند، اما بررسیهای سال گذشته به کشف دو مقبره جدید منجر شد؛ آرامگاههایی که به گفته پژوهشگران به یک خانواده سلطنتی تعلق دارند.
حامد ذیفر، معاون کاوشهای باستانشناسی مقبرههای سلطنتی گنبد سلطانیه زنجان به ایلنا میگوید: کاوشها در این محدوده همچنان ادامه دارد و پژوهشگران در حال بررسی ارتباط فضاهای تازه کشفشده با دیگر بخشهای گورستان هستند.
به گفته او، دو فضای مقبرهای کشفشده دارای بقایای متعدد انسانی بودهاند و شواهد اولیه نشان میدهد که مدفونان آنها از اعضای یک خانواده سلطنتی بودهاند. با این حال، تعیین هویت دقیق افراد نیازمند مطالعات آزمایشگاهی و ژنتیکی است.
ذیفر توضیح میدهد که نمونههای استخوانی برای انجام آزمایشهای ژنتیکی برداشت شدهاند و نتایج این مطالعات میتواند اطلاعات کمسابقهای درباره تبار خانوادگی افراد دفنشده در اختیار پژوهشگران قرار دهد. او معتقد است فناوریهای نوین این امکان را فراهم کردهاند که حتی پس از گذشت هفت قرن، بخشی از روابط خویشاوندی و منشأ ژنتیکی ساکنان این آرامگاهها بازسازی شود.
در حالی که مطالعات ژنتیکی در جریان است، شواهد باستانشناسی تعلق مقبرهها به دوره ایلخانی را تأیید میکند. سفالهای به دست آمده از لایههای تدفینی مهمترین نشانه برای تاریخگذاری اولیه این آرامگاهها بودهاند و قرار است آزمایشهای تکمیلی از جمله کربن ۱۴ نیز برای تعیین دقیقتر قدمت آنها انجام شود.
اما آنچه بیش از هر چیز توجه باستانشناسان را جلب کرده، وضعیت نابسامان بقایای انسانی در داخل مقبرههاست. اسکلت کودکان و بزرگسالان در شرایطی کشف شدهاند که نظم اولیه تدفین آنها از بین رفته و استخوانها در اثر دستبردهای تاریخی جابهجا شدهاند.
معاون کاوشهای باستانشناسی مقبرههای سلطنتی سلطانیه میگوید آثار آشکار غارت در تمام بخشهای این آرامگاهها دیده میشود. به گفته او، حتی سنگهای کف مقبرهها نیز از جای خود خارج شدهاند؛ موضوعی که نشان میدهد غارتگران تنها به اشیای قابل مشاهده اکتفا نکرده و در جستوجوی هر شیء ارزشمند احتمالی، بخشهای مختلف آرامگاه را تخریب کردهاند.
پژوهشگران معتقدند مقبرههای سلطنتی خاندان ایلخانی در زمان تدفین احتمالاً حاوی اشیای گرانبها، زیورآلات، ظروف فلزی و سایر اقلام آیینی بودهاند. این فرضیه با گزارشهای حاصل از کاوشهای دهههای گذشته نیز همخوانی دارد؛ کاوشهایی که در آنها به وجود اشیای فلزی در برخی تدفینهای سلطانیه اشاره شده بود.
ذیفر احتمال میدهد بخش عمده این غارتها پس از فروپاشی حکومت ایلخانان و در دوره تیموری رخ داده باشد. او میگوید منابع تاریخی نیز از تخریب برخی فضاهای مجموعه سلطانیه در دورههای بعد خبر میدهند. علاوه بر این، تغییرات گستردهای که در دوره قاجار در بخشهایی از محوطه ایجاد شد، موجب از بین رفتن بخشی از ساختارهای تاریخی این مجموعه شده است.
با این حال، آنچه برای باستانشناسان اهمیت دارد، نه اشیایی است که قرنها پیش از این مقبرهها خارج شدهاند، بلکه اطلاعاتی است که هنوز در دل خاک باقی مانده است. هر قطعه استخوان، هر لایه خاک و هر نشانه معماری میتواند بخشی از پازل زندگی و مرگ اعضای خاندان ایلخانی را کامل کند.
اکنون در سایه گنبد عظیم سلطانیه، بنایی که روزگاری نماد اقتدار یکی از بزرگترین حکومتهای ایران بود، پژوهشگران در جستوجوی پاسخ پرسشی هستند که هفت قرن پیش در دل این گورستان مدفون شده است: چه کسانی در این آرامگاهها آرمیدهاند و چه نسبتی با خاندان فرمانروای ایلخانی داشتهاند؟
پاسخ این پرسش شاید در آزمایشگاههای ژنتیک نهفته باشد؛ جایی که استخوانهای بهجامانده از مردگان قرن هشتم هجری، پس از گذشت صدها سال، بار دیگر به سخن خواهند آمد.