خبرگزاری کار ایران

در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی آلرژی مطرح شد:

قطعی اینترنت تأثیر مستقیم بر فروش فیلم‌ها گذاشته است

قطعی اینترنت تأثیر مستقیم بر فروش فیلم‌ها گذاشته است

نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «آلرژی» به نویسندگی و کارگردانی محمد داوود عسکری و تهیه‌کنندگی محمد کامبیز دارابی و احمد کاوری با حضور سازندگان اثر، مخاطبان و منتقد مهمان ناصر سهرابی عصر دوشنبه ۲۸ اردیبهشت توسط گروه سینمایی هنر و تجربه در پردیس سینمایی چارسو برگزار شد.

به گزارش ایلنا به نقل از روابط‌عمومی گروه سینمایی هنر و تجربه محمد داوود عسکری در ابتدای برنامه خود را یکی از طرف‌داران گروه سینمایی هنر و تجربه خواند و در مورد چگونگی روند ساخت «آلرژی» چنین گفت: زمان زیادی یعنی حدود هشت سال از تولید این اثر گذشته است. کار در اسفند سال ۱۳۹۷ کلید خورد و طی حدود ۲۰ یا ۲۱ روز تولید آن به پایان رسید.

 وی با اشاره به علاقمندی خود به سینمای پرویز شهبازی گفت: من در زمان ساخت این فیلم تحت‌تأثیر فیلم «نفس عمیق» بودم. آن فیلم هم در آن زمان و هم اکنون یکی از فیلم‌های محبوب من است. من اساساً به ژانر سینمای جاده‌ای بسیار علاقه‌مند هستم و به‌طورکلی لوکیشن‌های خارج از فضای شهری و فضاهای باز را بیشتر می‌پسندم.

این کارگردان در خصوص ریتم فیلم گفت: کندشدن ریتم فیلم پس از پرده اول تا حدی عمدی بود. می‌خواستم فیلم کمی از آن فضای فیلم‌های صرفاً تعقیب‌وگریز و پرتحرک فاصله بگیرد. هدف این نبود که مدام زدوخورد و فرار وجود داشته باشد، بلکه می‌خواستم فرصتی ایجاد شود تا این گروه، از حالت صرفاً چریکی، فراری و پارتیزانی خارج شود و به یک جمع خانوادگی نزدیک‌تر شود.

 وی ادامه داد: در فیلم «آلرژی»، موضوع مهاجرت مطرح نیست؛ بلکه بحث «فرار» است. این افراد مهاجر نیستند؛ اتفاقی رخ‌داده، به‌اصطلاح درگیر یک ماجرا شده‌اند و در واقع با یک پلیس یا قانون درگیر شده‌اند و حالا می‌خواهند از آن فرار کنند. در فیلم نیز بارها به این مسئله اشاره می‌شود که آن‌ها به دلیل یک اتفاق و یک درگیری، قصد دارند از مسیر یک منطقه مرزی فرار کنند تا از دست قانون، بازداشت یا پیامدهای آن فرار کنند؛ بنابراین در اصل، ما اینجا با «فرار از قانون» مواجه هستیم، نه مهاجرت.

ناصر سهرابی منتقد سینما نیز گفت: هنر و تجربه خانه ماست و اگر هنر و تجربه در کنار جریان اصلی سینما نباشد بسیاری از آثار مانند فیلم آلرژی از چرخه اکران دور خواهند ماند.

به گمان من، «آلرژی» نیز از آن دسته فیلم‌های است که از همان ابتدا ذهن مخاطب را درگیر می‌کند این فیلم یک اثر جاده‌ای است و کارگردان تلاش کرده بود این مفهوم را منتقل کند که در سفر، شاید پیش از رسیدن به مقصد، باید به حال‌وهوای خودِ سفر توجه کنیم. چه‌بسا اصلاً مقصد، رسیدن نباشد و در نهایت، مقصد به یک تراژدی هولناک برای ما تبدیل شود؛ چیزی که در این فیلم کاملاً مشهود بود.

ناصر سهرابی در ادامه با جلب‌توجه مخاطبان به سینمای جاده‌ای و نکات مربوط به آن گفت: «سینمای جاده‌ای» چه در تاریخ سینمای ایران پیش از انقلاب و چه پس از آن، تا حد زیادی مغفول مانده و کمتر به آن پرداخته شده است. سینمای جاده‌ای، سینمای بسیار دشواری است

 وی ادامه داد ما در آلرژی با اثری طرف هستیم که بیشتر درباره تفکر، اندیشه و تأمل صحبت می‌کند؛ و اساساً جریان «هنر و تجربه» هم بر همین مبنا شکل‌گرفته است، یعنی احترام‌گذاشتن به سینمای اندیشمند و «آلرژی» هم دقیقاً در همین مسیر قرار می‌گیرد و اندیشمندی و تفکری پشت آن است که باعث شده فیلم در همین جریان «گروه سینمایی هنر و تجربه» قرار بگیرد و اکران شود.

ناصر سهرابی با اشاره به استفاده مکرر فیلمسازان از مسئله مهاجرت در آثار افزود: در سال‌های اخیر، در بسیاری از فیلم‌های ما، حتی اگر قصه ارتباط مستقیمی با موضوع مهاجرت نداشته باشد به‌نوعی تلاش می‌شود اشاره‌ای به مهاجرت صورت بگیرد. شاید در ذهن کارگردان این اثر چیز دیگری بوده، اما این سؤال پیش می‌آید که چرا این مسئله مهاجرت از سینمای ما جدا نمی‌شود؟ چرا در بسیاری از آثار اجتماعی، شخصیت‌ها به‌نوعی در حال ترک این کشور هستند؟ اینسرتی که از گذرنامه در فیلم می‌بینیم چنان گل درشت است که به این سؤال دامن می‌زند که شاید برای جلب‌توجه مخاطب گرفتن جایزه یا نقدهای مثبت در جشنواره‌های سینمایی بزرگ دنیا چنین انتخابی انجام شده است.

روناک پور یادگار بازیگر فیلم «آلرژی» نیز در مورد برخورد اولیه باشخصیت و اثر گفت: اگر صادقانه بگویم، واقعاً نمی‌دانستم که با چنین اثر دشواری روبرو خواهم شد امروز که پس از این همه‌سال دوباره به فیلم نگاه می‌کنم، متوجه می‌شوم که تمام انتخاب‌ها چقدر درست و به‌جا بوده‌اند. من از مختصات جغرافیایی شهری که قرار بود فیلم در آنجا ساخته شود نیز اطلاعات بسیار کمی داشتم و با جرئت می‌توانم بگویم که با یک شخصیت کاملاً متفاوت وارد این نقش شدم، اما زمانی که بازی‌ام در این پروژه به پایان رسید، احساس می‌کردم کاملاً به انسان دیگری تبدیل شده‌ام.

این بازیگر درباره تأثیری که نقش و اثر بر او داشته گفت و افزود: آن جوّ و فضایی که در آن روزها تجربه می‌کردم و نقشی که مشغول ایفای آن بودم، به‌شدت اثرگذار بود و حتی بر شخصیت خود من نیز تأثیر گذاشت؛ تأثیری که به‌تبع آن، بر انتخاب نقش‌ها و بازی‌های بعدی‌ام نیز مشهود بود. اگر بخواهیم صادقانه نگاه کنم، احتمالاً اگر امروز می‌خواستم این نقش را بازی کنم می‌توانستم در بازی خودم یک‌سری تغییرات ایجاد کنیم؛ یا حتی در تحلیل شخصیت و نوع اجرای نقش، شاید در کنار آن جوّ و تعامل با بازیگران دیگر، انتخاب‌های متفاوتی داشته باشیم.

وی در خصوص تأثیر فاصله زمانی طولانی به اکران رسیدن آثار گفت: مسلماً ترجیح و آرزویم این بود که ای‌کاش فیلم زودتر اکران می‌شد، نه به‌خاطر اینکه مسیرم را عوض کند؛ بلکه چون واقعیت این است که بازیگران و حتی سایر عوامل انرژی زیادی را به امید دیده‌شدن و نتیجه‌گرفتن صرف یک پروژه می‌کنند وقتی این فاصله طولانی می‌شود، طبیعتاً خستگی زیادی به عوامل وارد می‌کند. هرچقدر هم که کار مهم باشد، این وقفه‌ها فشار خودش را دارد، چون همه با این امید کار می‌کنند که اثرشان در زمان مناسب دیده شود. در کنار تمام امیدها و آرزوهایی که برای سینمای مستقل مطرح شد

وی با تشکر از گروه هنرو تجربه برای اکران این فیلم و لزوم حمایت از فعالیت‌های این گروه سینمایی گفت: متأسفانه فیلم ما در شرایطی اکران شده که اینترنت کاملاً قطع است و هیچ‌کدام از عوامل فیلم حتی امکان یک استوری ساده برای اطلاع‌رسانی نداشتند. یعنی عملاً امکان اعلام عمومی اکران وجود ندارد. باتوجه‌به محدودیت‌های فضای مجازی و قطعی اینترنت بخش زیادی از مخاطبان اصلاً متوجه نمی‌شوند که چه فیلم‌های در سینما در حال اکران است. از طرف دیگر، این نوع پروژه‌ها طبیعتاً توان مالی لازم برای تبلیغات گسترده، بیلبورد، آگهی تلویزیونی‌های تلویزیونی و موارد مشابه را ندارند؛ بنابراین اگر حمایت جدی‌تری از «هنر و تجربه» صورت بگیرد، می‌تواند کمک بزرگی به دیده‌شدن این آثار باشد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز