در گفتگو با ایلنا مطرح شد؛
آینده کتاب در ایران نه در تخفیفهای مقطعی بلکه در پیوند کتاب با زیست دیجیتال شکل میگیرد/ فرهنگ را نمیتوان صرفاً با سیاست توزیع مدیریت کرد
آینده کتاب در ایران نه در تخفیفهای مقطعی، بلکه در بازسازی زیرساختهای اعتماد فرهنگی، حمایت واقعی از کتابفروشیهای مستقل، توسعه آموزش تفکر انتقادی و پیوند دادن کتاب با زیست دیجیتال نسل جدید شکل خواهد گرفت. در غیر این صورت، نمایشگاههای مجازی هر سال پررنگتر برگزار میشوند، اما جامعه کتابخوان الزاماً عمیقتر نخواهد شد.
به گزارش خبرنگار ایلنا، ادبیات همواره بهترین یادآوری ممکن برای هویتی قوی اما کمرنگ شده در سطح اجتماع است. به همین روی است که نمایشگاه کتاب اهمیتی دوچندان دارد، حتی اگر مجازی باشد.
صدیقه غریبی، کارشناس مسائل فرهنگی اجتماعی و رسانه به ایلنا گفت: نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در نسخه مجازی خود، اکنون دیگر صرفاً یک رویداد فناورانه یا راهحل موقت دوران کرونا نیست؛ بلکه به بخشی از سازوکار سیاست فرهنگی ایران تبدیل شده است. هفتمین دوره نمایشگاه بینالمللی مجازی کتاب در شرایطی برگزار میشود که جامعه ایرانی با همزمانی چند بحران عمیق مواجه است؛ کاهش قدرت خرید فرهنگی، تغییر الگوی مصرف رسانهای، بحران اقتصاد نشر و دگرگونی مفهوم مطالعه در زیست دیجیتال. از این منظر، نمایشگاه مجازی کتاب را باید نه در سطح «فروش آنلاین کتاب»، بلکه بهعنوان نشانهای از وضعیت امروز فرهنگ در ایران تحلیل کرد.
او افزود: واقعیت آن است که صنعت نشر ایران طی سالهای اخیر از مرحله رکود عبور کرده و وارد وضعیت «بقای حداقلی» شده است. افزایش مداوم قیمت کاغذ، هزینه چاپ، حملونقل و کاهش تیراژ باعث شده بسیاری از ناشران کوچک عملاً به حاشیه رانده شوند و بخش قابل توجهی از کتابفروشیهای مستقل توان ادامه فعالیت نداشته باشند. در چنین وضعیتی، نمایشگاه مجازی کتاب به ابزاری برای تزریق موقت گردش مالی به بازار نشر تبدیل شده است.
غریبی بیان کرد: تخفیفهای دولتی، یارانه خرید و ارسال رایگان، بیش از آنکه نشانه رونق باشند، نوعی مداخله حمایتی برای جلوگیری از فروپاشی بخشی از زنجیره نشر محسوب میشوند.اما مسئله مهمتر، تغییر ماهیت اقتصاد کتاب در ایران است.
او افزود: نمایشگاه مجازی عملاً الگوی مصرف فرهنگی را به سمت «خرید فصلی و مناسبتی» سوق داده است. بسیاری از مخاطبان خرید سالانه کتاب خود را به ایام نمایشگاه موکول میکنند و ناشران نیز بخش مهمی از فروش خود را در همین بازه زمانی متمرکز میسازند. این پدیده، اگرچه در کوتاهمدت به افزایش آمار فروش کمک میکند، اما در بلندمدت به تضعیف شبکه طبیعی توزیع کتاب و کاهش پایداری کتابفروشیها منجر میشود.
اقتصاد وابسته به رویداد
غریبی گفت: نمایشگاه مجازی بهجای تقویت اکوسیستم نشر، آن را به یک اقتصاد وابسته به «رویداد» تبدیل کرده است؛ فرهنگی که بهجای تداوم، بر هیجان مقطعی استوار میشود.در سطحی دیگر، مدافعان نمایشگاه مجازی همواره بر «عدالت فرهنگی» و دسترسی مخاطبان شهرستانها تأکید میکنند. بدون تردید، امکان خرید آنلاین برای مخاطبان شهرهای کوچک یک مزیت مهم محسوب میشود؛ اما مسئله اینجاست که دسترسی دیجیتال الزاماً به معنای توسعه فرهنگی نیست.
او افزود: جامعهای که در آن سرانه مطالعه روند نزولی دارد، کتاب از سبد مصرف طبقه متوسط حذف میشود و نسل جدید بیشتر در زیست شبکهای و تصویری رشد میکند، صرفاً با تسهیل خرید آنلاین به جامعه کتابخوان تبدیل نخواهد شد.
وی تاکید کرد: امروز مسئله اصلی، بحران «اقتصاد توجه» است. کتاب دیگر تنها رسانه تولید معنا نیست. مخاطب معاصر میان انبوهی از محتواهای کوتاه، ویدئوهای سریع، شبکههای اجتماعی، پلتفرمهای صوتی و جریان بیوقفه اطلاعات قرار گرفته است.
او افزود: در چنین شرایطی، کتاب با رقیبانی مواجه است که سرعت، جذابیت بصری و مصرف آسانتری دارند. بنابراین نمایشگاه مجازی در واقع وارد رقابتی نابرابر با اکوسیستم رسانهای جدید شده است؛ اکوسیستمی که زمان تمرکز مخاطب را کاهش داده و مفهوم مطالعه عمیق را دستخوش تغییر کرده است.
غریبی گفت: البته حذف فضای فیزیکی نمایشگاه پیامدهای فرهنگی مهمی دارد که معمولاً نادیده گرفته میشود. نمایشگاه کتاب تنها محل فروش نبود؛ یک «میدان فرهنگی» بود. فضایی برای مواجهه اجتماعی، گفتوگو، شبکهسازی و تجربه جمعی فرهنگ. حضور دانشجویان، نویسندگان، مترجمان، ناشران و مخاطبان در یک فضای مشترک، بخشی از سرمایه نمادین نمایشگاه را شکل میداد.
او افزود: در نسخه مجازی، این زیست فرهنگی تا حد زیادی حذف شده و نمایشگاه به یک پلتفرم خرید تقلیل یافته است. این تقلیل، در ظاهر مدرن و فناورانه است، اما در عمق، بخشی از حیات اجتماعی فرهنگ را از بین میبرد. نکته مهم دیگر، نسبت نمایشگاه مجازی با سیاست فرهنگی رسمی است.
بخشی از سازوکار حکمرانی فرهنگی
غریبی گفت: نمایشگاه کتاب در ایران همواره فقط یک رخداد فرهنگی نبوده، بلکه بخشی از سازوکار حکمرانی فرهنگی محسوب شده است. دولت از طریق یارانهها، انتخابها، سیاستهای حمایتی و مدیریت پلتفرم توزیع، نقش مهمی در جهتدهی به بازار نشر دارد. به همین دلیل، نمایشگاه مجازی را میتوان نمونهای از «مدیریت فرهنگی متمرکز» دانست؛ مدلی که تلاش میکند همزمان بازار نشر را کنترل، حمایت و هدایت کند. اما این مدل با یک چالش جدی مواجه است؛ فرهنگ را نمیتوان صرفاً با سیاست توزیع مدیریت کرد.
او ادامه داد: مسئله امروز جامعه ایرانی فقط دسترسی به کتاب نیست؛ بلکه بحران اعتماد، کاهش انگیزه مشارکت فرهنگی و تغییر نظام ارزشگذاری اجتماعی در کاهش اقبال به مطالعه نقش دارند.
غریبی گفت: در این میان، مسئله نسل جدید اهمیت مضاعف دارد. نسل متولد فضای دیجیتال، رابطه متفاوتی با متن برقرار میکند. برای این نسل، مطالعه دیگر الزاماً به معنای خواندن کتاب چاپی نیست. محتوای چندرسانهای، کتاب صوتی، پادکست و روایتهای کوتاه دیجیتال، جایگاه مهمتری یافتهاند. صنعت نشر ایران هنوز نتوانسته خود را با این تغییر پارادایم هماهنگ کند و نمایشگاه مجازی نیز عمدتاً در همان منطق سنتی فروش کتاب باقی مانده است. در حالیکه آینده فرهنگ مطالعه، نیازمند بازتعریف مفهوم «خواندن» در زیست رسانهای جدید است.
او افزود: هفتمین نمایشگاه بینالمللی مجازی کتاب را باید بیش از آنکه نماد تحول فرهنگی بدانیم، نشانه تلاش برای مدیریت بحران در صنعت نشر تلقی کنیم. این نمایشگاه توانسته بخشی از دسترسی جغرافیایی را بهبود دهد و امکان فروش گستردهتری فراهم سازد، اما هنوز نتوانسته مسئله بنیادین فرهنگ مطالعه در ایران را حل کند. زیرا بحران کتاب در ایران، صرفاً بحران توزیع نیست؛ بحران تغییر سبک زندگی، فرسایش طبقه متوسط فرهنگی، رقابت شدید رسانهای و کاهش سرمایه اجتماعی است.
غریبی گفت: اگر سیاستگذار فرهنگی بخواهد از چرخه تکراری رکود نشر خارج شود، باید از نگاه مناسبتمحور فاصله بگیرد. آینده کتاب در ایران نه در تخفیفهای مقطعی، بلکه در بازسازی زیرساختهای اعتماد فرهنگی، حمایت واقعی از کتابفروشیهای مستقل، توسعه آموزش تفکر انتقادی و پیوند دادن کتاب با زیست دیجیتال نسل جدید شکل خواهد گرفت. در غیر این صورت، نمایشگاههای مجازی هر سال پررنگتر برگزار میشوند، اما جامعه کتابخوان الزاماً عمیقتر نخواهد شد.