خبرگزاری کار ایران

واشنگتن حزب‌الله را رسما وارد تقابل با ایران کرد؛ از هدف‌گیری سلاح تا موجودیت حزب

واشنگتن حزب‌الله را رسما وارد تقابل با ایران کرد؛ از هدف‌گیری سلاح تا موجودیت حزب

تصمیم جدید آمریکا برای بازتعریف حزب‌الله به‌عنوان بخشی از ساختار سپاه پاسداران، نشان می‌دهد واشنگتن در چارچوب فشار فزاینده علیه تهران، رویکرد خود را از صرفا هدف قرار دادن تسلیحات و منابع مالی حزب به سمت تضعیف جایگاه و موجودیت آن سوق داده است.

به گزارش ایلنا، پایگاه خبری «النشره» در تحلیلی نوشت: تصمیم جدید آمریکا برای بازتعریف جایگاه حزب‌الله و مرتبط کردن مستقیم این گروه با سپاه پاسداران و نیروی قدس، صرفا یک اقدام تحریمی دیگر علیه این گروه نیست؛ بلکه نشانه تغییر رویکرد واشنگتن در قبال حزب‌الله و پیوند زدن پرونده آن با راهبرد آمریکا علیه ایران است.

وزارت خزانه‌داری آمریکا در تصمیم جدید خود حزب‌الله را گروهی معرفی کرده که «در خدمت نظام ایران و تحت رهبری نیروی قدس سپاه پاسداران» فعالیت می‌کند. به این ترتیب، واشنگتن تلاش دارد تصویری متفاوت از رابطه تهران و حزب‌الله ارائه دهد؛ رابطه‌ای که از نگاه آمریکا دیگر صرفا حمایت مالی و تسلیحاتی نیست، بلکه به معنای هدایت، هماهنگی و همکاری عملیاتی است.

اهمیت این تصمیم نیز دقیقا در همین تغییر تعریف نهفته است. آمریکا پیش‌تر حزب‌الله را به‌دلیل دریافت حمایت‌های مالی و تسلیحاتی از ایران هدف تحریم قرار می‌داد، اما اکنون می‌کوشد این گروه را بخشی از شبکه منطقه‌ای ایران معرفی کند که در چارچوب تقابل تهران با آمریکا و متحدانش فعالیت می‌کند. در نتیجه، پرونده حزب‌الله بیش از گذشته با پرونده ایران گره خورده است.

این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که واشنگتن همزمان از اعمال تحریم‌های گسترده علیه ایران خبر داده است. در چنین شرایطی، هرگونه ارتباط مالی، لجستیکی یا حتی سیاسی با حزب‌الله می‌تواند بیش از گذشته زیر ذره‌بین آمریکا قرار گیرد و فشار بر بانک‌ها، شرکت‌ها، افراد و شبکه‌های مالی مرتبط با این گروه افزایش یابد.

آمریکا همزمان شماری از افراد و شبکه‌هایی را تحریم کرده که مدعی است صدها میلیون دلار برای حزب‌الله منتقل کرده‌اند؛ شبکه‌هایی که به گفته واشنگتن از شرکت‌های صرافی، شرکت‌های پوششی و مسیرهای مالی در ایران، ترکیه، امارات و لبنان استفاده می‌کردند.

با این حال، پیامد اصلی این تصمیم ممکن است فراتر از حوزه مالی باشد و مستقیما به معادلات سیاسی لبنان کشیده شود. اکنون این پرسش جدی‌تر از گذشته مطرح است که آیا واشنگتن حزب‌الله را یک جریان لبنانی با ساختار سیاسی و نظامی مستقل می‌داند یا آن را امتداد ایران در داخل لبنان تلقی می‌کند.

اگر رویکرد دوم مبنای سیاست آمریکا قرار گیرد، موضوع حزب‌الله دیگر صرفا مسئله‌ای داخلی درباره سلاح و نحوه ادغام آن در ساختار دولت لبنان نخواهد بود، بلکه به بخشی از راهبرد فشار واشنگتن علیه تهران تبدیل می‌شود.

این رویکرد می‌تواند تنش‌های داخلی لبنان را نیز تشدید کند. مخالفان حزب‌الله تصمیم آمریکا را تأییدی بر وابستگی این گروه به ایران خواهند دانست، در حالی که حزب‌الله و حامیانش احتمالاً آن را تلاشی برای نادیده گرفتن ماهیت لبنانی این گروه و کشاندن آن به میدان تقابل مستقیم با تهران تفسیر خواهند کرد.

از همین منظر، ممکن است حزب‌الله به این جمع‌بندی برسد که هدف آمریکا دیگر صرفاً محدود کردن سلاح یا توان نظامی این گروه نیست، بلکه تضعیف جایگاه آن در ساختار سیاسی و اجتماعی لبنان را نیز دنبال می‌کند. در این صورت، مسئله از «سلاح حزب‌الله» به «نقش و موجودیت حزب‌الله» در لبنان تغییر خواهد کرد.

در مقابل، تثبیت این روایت از سوی واشنگتن که حزب‌الله تحت هدایت نیروی قدس فعالیت می‌کند، می‌تواند دولت لبنان را نیز تحت فشار بیشتری قرار دهد؛ به‌ویژه برای تفکیک ساختار رسمی کشور از حزب‌الله. چنین فشاری می‌تواند بر روابط بیروت با واشنگتن، مذاکرات بین‌المللی و حتی کمک‌های مالی و اقتصادی به لبنان تأثیر بگذارد و فضای مانور دولت این کشور میان ایران و آمریکا را محدودتر کند.

با این حال، تحریم‌ها به‌تنهایی نمی‌توانند مسئله حزب‌الله را حل کنند. اگرچه فشار اقتصادی می‌تواند منابع مالی و شبکه‌های پشتیبان این گروه را محدود و هزینه فعالیت‌های آن را افزایش دهد، اما مسئله سلاح حزب‌الله ریشه در مجموعه‌ای از عوامل سیاسی، امنیتی، اجتماعی و منطقه‌ای دارد.

از این رو، افزایش فشار آمریکا الزاما به خلع سلاح حزب‌الله منجر نخواهد شد و حتی می‌تواند نتیجه معکوس داشته باشد؛ به‌گونه‌ای که حزب‌الله در برابر فشار خارجی مواضع سخت‌تری اتخاذ کند و لبنان بیش از گذشته در معرض تشدید تنش‌های سیاسی و امنیتی قرار گیرد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز