مثلث ایران، روسیه و چین؛ چرا غرب نگران است؟
گسترش همکاریهای تهران، مسکو و پکن در سالهای اخیر، نگرانی محافل غربی را برانگیخته است. یک اندیشکده اروپایی معتقد است این سه کشور بدون تشکیل یک ائتلاف رسمی، در حوزههای سیاسی، اقتصادی، نظامی و رسانهای به سطحی از هماهنگی رسیدهاند که معادلات غرب را پیچیدهتر کرده است.
به گزارش ایلنا، همزمان با افزایش نگرانیها در کشورهای غربی درباره روند همکاری میان ایران، روسیه و چین، برخی تحلیلگران معتقدند نگاه جداگانه به این سه کشور، مانع درک درست از سطح هماهنگی و تعامل میان آنها شده است. به باور این کارشناسان، تهران، مسکو و پکن اگرچه عضو یک ائتلاف رسمی نیستند، اما در سالهای اخیر شبکهای از همکاریهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و رسانهای را شکل دادهاند.
کریستوفر واکر، معاون «مرکز تحلیل سیاست اروپا» (CEPA)، در گفتوگو با رادیو اروپای آزاد مدعی شد حمایت چین از روسیه در جنگ اوکراین، اقدامی مقطعی یا محدود نیست، بلکه بخشی از یک سیاست مستمر و سازمانیافته است. به گفته او، پکن امروز به یکی از عوامل مهم در حفظ توان روسیه برای ادامه جنگ تبدیل شده است.
اظهارات واکر پس از آن مطرح شد که دولت آلمان در پی انتشار گزارشهایی درباره احتمال آموزش نیروهای روسی توسط چین، سفیر این کشور را احضار کرد؛ موضوعی که بار دیگر میزان حمایت پکن از مسکو را در کانون توجه قرار داد.
به اعتقاد این کارشناس، چین طی سالهای گذشته تلاش کرده خود را بازیگری بیطرف یا میانجی در بحران اوکراین معرفی کند، اما عملکرد عملی این کشور، از جمله حمایتهای اقتصادی، تامین برخی تجهیزات و قطعات، پشتیبانی دیپلماتیک و همراهی رسانهای با روسیه، تصویر متفاوتی ارائه میدهد.
واکر همچنین معتقد است روابط روسیه و چین از زمان روی کار آمدن شی جینپینگ در سال ۲۰۱۲ و همزمان با بازگشت ولادیمیر پوتین به ریاستجمهوری روسیه، وارد مرحلهای تازه شده است. به گفته او، رهبران دو کشور طی این سالها دهها بار با یکدیگر دیدار یا گفتوگو کردهاند و اکنون در بسیاری از مسائل مربوط به نظم بینالمللی، دیدگاههای نزدیکی دارند.
او درباره روابط ایران، روسیه و چین نیز میگوید این سه کشور لزوما تحت یک فرماندهی یا ائتلاف واحد عمل نمیکنند، اما نوعی همکاری عملی میان آنها شکل گرفته که بر اساس آن، در حوزههای مختلف و در صورت نیاز از یکدیگر حمایت میکنند.
به گفته این تحلیلگر، این همکاری تنها به حوزه سیاست محدود نیست و در بخشهایی مانند اقتصاد، انرژی و برخی همکاریهای نظامی نیز دیده میشود. او در همین چارچوب به ادعای غرب درباره ارسال پهپادهای ایرانی به روسیه برای استفاده در جنگ اوکراین اشاره میکند.
واکر معتقد است اگرچه میان تهران، مسکو و پکن اختلافنظرهایی وجود دارد، اما منافع مشترک باعث شده روابط آنها طی دو دهه گذشته به شکل قابل توجهی گسترش یابد؛ تا جایی که امروز بدون برخورداری از یک پیمان رسمی، توانایی هماهنگی مؤثر با یکدیگر را پیدا کردهاند.
او نبود ساختاری مشابه ناتو را همزمان نقطه قوت و ضعف این همکاری میداند. از نگاه وی، انعطافپذیری این سه کشور باعث شده بتوانند سریعتر منابع و ظرفیتهای خود را در اختیار یکدیگر قرار دهند و از مزایای همکاری متقابل بهره ببرند.
این کارشناس همچنین میگوید هرچند وابستگی روزافزون روسیه به چین، جایگاه مسکو را در این رابطه تا حدی تضعیف کرده است، اما مخالفت مشترک سه کشور با سیاستهای غرب و تمایل آنها به کاهش نفوذ آمریکا، همچنان مهمترین عامل حفظ این همکاریها به شمار میرود.
به اعتقاد او، مقابله با این روند نیازمند راهبردی بلندمدت از سوی غرب است؛ زیرا روسیه و چین در حوزههای مختلف برای کاهش نفوذ جهانی آمریکا سرمایهگذاری کردهاند.
واکر در ادامه به همکاری رسانهای میان روسیه و چین اشاره میکند و میگوید روایتهای رسانههای دولتی دو کشور بهتدریج به یکدیگر نزدیک شده و در مناطقی مانند آمریکای لاتین، پیامهایی مشابه را بازتاب میدهند؛ روایتهایی که در برخی موارد با مواضع دولتهایی مانند ونزوئلا و کوبا نیز همسو است.
او معتقد است ضعف حضور رسانهای غرب در این مناطق، فرصت بیشتری برای گسترش روایتهای مسکو و پکن فراهم کرده؛ روایتهایی که با زیر سؤال بردن جایگاه آمریکا و نفوذ جهانی آن، میتواند بر منافع راهبردی واشنگتن تأثیر بگذارد.
این تحلیلگر در پایان با اشاره به جنگ اوکراین میگوید روسیه و چین تا حدی توانستهاند بر افکار عمومی در برخی مناطق جهان، از جمله آفریقا و آمریکای لاتین، اثر بگذارند. به باور او، این موفقیت حاصل برنامهای نیست که بهتازگی آغاز شده باشد، بلکه نتیجه بیش از یک دهه سرمایهگذاری مستمر دو کشور برای توسعه نفوذ رسانهای و تبلیغاتی در سطح جهان است.