عربستان در برابر انتخابهای دشوار| پیام واشنگتن به ریاض: به ما بپیوندید
در حالی که آتش بحران در منطقه شعلهورتر میشود، کشورهای حوزه خلیجفارس خود را میان فشارهای فزاینده آمریکا و خطر کشیدهشدن به یک جنگ تمامعیار میبینند؛ وضعیتی که آنها را ناگزیر کرده میان حفظ منافع، امنیت داخلی و جلوگیری از تغییرات بنیادین در موازنههای منطقهای، دست به انتخابهایی محدود و پیچیده بزنند.
به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، کشورهای عربی حوزه خلیجفارس که در ابتدای بحران تلاش داشتند میان میزبانی از پایگاههای نظامی آمریکا و حفظ روابط خود با ایران نوعی تفکیک ایجاد کنند، اکنون با تنگتر شدن دایره گزینهها، تحت فشار قرار گرفتهاند تا بهصورت علنی در کنار محور صهیوآمریکایی قرار گیرند. این در حالی است که تهران نیز تا حدی همین تفکیک را رعایت کرده و نشان داده که طرفین بهخوبی از پیامدهای گسترش جنگ آگاهاند؛ سناریویی که میتواند کل منطقه را وارد مرحلهای بیسابقه از تحولات ژئوپلیتیکی و حتی ژئواستراتژیک کند.
در این میان، ورود یمن به عرصه درگیری با هدف قرار دادن فلسطین اشغالی و نه دیگر کشورهای منطقه، تلاشی در راستای جلوگیری از کشیدهشدن بحران به کل خلیج فارس ارزیابی میشود. اعلام صریح صنعا مبنی بر عدم هدف قرار دادن کشورهای اسلامی و مشروط کردن بستن تنگه بابالمندب به تحولات میدانی، حامل پیامی روشن برای عربستان است؛ پیامی که به ریاض امکان میدهد در برابر فشارهای واشنگتن برای ورود مستقیم به جنگ، دست بالا را داشته باشد.
با این حال، کشورهای خلیجفارس که دههها امنیت خود را بر پایه حمایت آمریکا بنا کردهاند و ساختارهای حکومتیشان نیز پیوندی عمیق با غرب دارد، بهسادگی قادر به فاصلهگرفتن از این چتر حمایتی نیستند. در عین حال، همراهی کامل با جنگی که بهطور مشترک از سوی آمریکا و اسرائیل پیش برده میشود و اهدافی چون تضعیف یا تجزیه کشورهای منطقه را دنبال میکند، برای آنها هزینههای سنگینی در پی خواهد داشت.
عربستان سعودی بیش از دیگران در کانون این معادله پیچیده قرار دارد. افزایش فشار رسانهای و سیاسی از سوی آمریکا- از جمله انتشار گزارشهایی درباره آمادگی ریاض برای ورود به جنگ با ایران- نشاندهنده تلاش واشنگتن برای کشاندن این کشور به میدان درگیری است. هرچند ممکن است ریاض در تضعیف ایران منافعی ببیند، اما ورود رسمی به جنگ، تصمیمی کاملاً متفاوت و پرهزینه است؛ تصمیمی که نهتنها دستاورد نظامی قابلتوجهی به همراه ندارد، بلکه میتواند پیامدهای سیاسی و حتی داخلی خطرناکی برای حاکمیت سعودی بهدنبال داشته باشد.
اظهارات مبهم دونالد ترامپ در جریان یک نشست سرمایهگذاری در واشنگتن نیز بازتابی از همین پیچیدگی است؛ جایی که او ضمن دعوت عربستان به پیوستن به توافقات ابراهیم- و در عمل، همسویی با جنگ- با لحنی دوپهلو درباره محمد بن سلمان سخن گفت. اظهاراتی که برخی آن را طعنهآمیز و برخی دیگر در چارچوب شوخی و تمجید تفسیر کردند.
در واقع، کشورهای خلیج فارس بدون اعلام رسمی، تا حدی درگیر این جنگ شدهاند؛ چرا که پایگاههای نظامی آمریکا در خاک آنها بهعنوان سکوی عملیات علیه ایران مورد استفاده قرار میگیرد و در مقابل، این پایگاهها و منافع مرتبط با آنها نیز در تیررس پاسخهای ایران قرار دارند. با این حال، میزان و نوع این درگیری در میان کشورها متفاوت است. برخی مانند امارات و بحرین بیش از دیگران به پیروزی آمریکا و اسرائیل دل بسته و حتی ممکن است سریعتر درگیر شوند.
در این میان، گزارشهایی نیز از اقدامات مستقیم برخی کشورها علیه اهدافی در داخل ایران منتشر شده که بر پیچیدگی اوضاع میافزاید. اما پرسش اساسی این است: اگر زیرساختهای حیاتی ایران هدف حملات گسترده قرار گیرد، واکنش تهران- که پیشتر تهدید به هدف قرار دادن تأسیسات حیاتی در کل منطقه کرده- چه خواهد بود؟
در نهایت، ریاض در تلاش است تا از دو سناریوی پرهزینه اجتناب کند: نه خواهان شکست آمریکا و تقویت بیش از پیش ایران است، و نه مایل است به توافقی میان واشنگتن و تهران تن دهد که منافع کشورهای خلیج فارس را نادیده بگیرد. سناریویی که حتی ترامپ نیز- چه از سر شوخی و چه جدی- به آن اشاره کرده و مدعی شده بود: «من و آیتالله با هم تنگه هرمز را اداره خواهیم کرد.»
منطقه اکنون در نقطهای حساس ایستاده است؛ جایی که هر تصمیم میتواند آغازی برای تحولی بزرگ یا جرقهای برای بحرانی فراگیر باشد.