خبرگزاری کار ایران

امیر موسوی در گفت‌وگو با ایلنا:

پشت پرده تصمیم اسرائیل برای دشمن خواندن دولت قطر/نگاه واشنگتن به کنش‌گری دوحه در پرونده غزه

پشت پرده تصمیم اسرائیل برای دشمن خواندن دولت قطر/نگاه واشنگتن به کنش‌گری دوحه در پرونده غزه

کارشناس مسائل منطقه گفت: کنار گذاشتن کامل قطر از سوی آمریکا و اسرائیل به دلیل پرونده غزه واقع‌بینانه نیست.

امیر موسوی، کارشناس مسائل منطقه در تشریح ابعاد لایحه اسرائیل برای معرفی کردن قطر به عنوان دولت دشمن در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: واقعیت این است که اقدام اسرائیل علیه قطر ناشی از دو مسئله اصلی است. نخست، تلاش‌های قطر برای بازگشایی گذرگاه رفح که در مجموع موفقیت‌آمیز بود. این اقدام ضربه‌ای سنگین به رژیم صهیونیستی وارد کرد، چراکه اسرائیل تلاش فراوانی کرد تا این روند را به تعویق بیندازد. همچنین، کشف جسد آخرین سرباز اسرائیلی نیز با کمک قطری‌ها انجام شد. در واقع، حماس اطلاعاتی را در اختیار قطر قرار داد، قطر آن را به آمریکا منتقل کرد و آمریکایی‌ها فشار آوردند که این جسد متعلق به یک اسیر اسرائیلی است و در مناطقی قرار دارد که تحت نظارت صهیونیست‌ها و در محدوده «خط زرد» است. این موضوع برای اسرائیلی‌ها بسیار سنگین بود؛ زیرا در نهایت نیروها و تجهیزات خود را به آن منطقه منتقل کردند و جسد پیدا شد. از آنجا که پیش‌تر این جسد پیدا نشده بود، اجرای مرحله دوم توافق متوقف مانده بود و اگر به خاطر داشته باشیم، نتانیاهو همواره تأکید می‌کرد که باید جسد آخر پیدا شود و همین موضوع بهانه‌ای برای عدم ورود به مرحله دوم توافق بود. در این پرونده، قطر نقش مؤثری ایفا کرد، جسد کشف شد و بحث بازگشایی گذرگاه رفح نیز عملیاتی شد. هرچند محدودیت‌های زیادی همچنان وجود دارد، اما گذرگاه به هر حال باز شد و مجروحان غزه توانستند از آن عبور کنند. با این حال، اسرائیلی‌ها تلاش کردند محدودیت‌های عددی اعمال کنند؛ برای نمونه، عبور روزانه بیش از ۱۵۰ نفر را نپذیرفتند اما با وجود این محدودیت‌ها، این روند در نهایت انجام شد.

وی ادامه داد: دومین مسئله، نقش شبکه الجزیره در پوشش گسترده تحولات غزه است. این موضوع مدت‌هاست موجب نارضایتی و عصبانیت اسرائیلی‌ها شده است. الجزیره جنایت‌های رژیم صهیونیستی را به‌خوبی بازتاب داده، به‌ویژه در ارتباط با سرمای شدید، جان‌باختن تعدادی از کودکان بر اثر سرما، فرو رفتن چادرها و اردوگاه‌ها در آب و همچنین پیامدهای منفی محاصره اقتصادی و ممانعت از ورود کامیون‌های امدادرسان به غزه این رفتار رسانه‌ای را مشاهده کردیم. این شبکه پوشش رسانه‌ای گسترده و مؤثری، به‌خصوص به زبان انگلیسی، ارائه داد و همین امر باعث شد افکار عمومی جهان تا حد زیادی علیه رژیم صهیونیستی بسیج شود. این بازتاب رسانه‌ای نسبتاً رسا و تأثیرگذار بود. مسئله سوم، که خشم اسرائیلی‌ها را دوچندان کرده، تلاش قطر برای جلوگیری از آغاز جنگ آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران است. قطر در این زمینه با همکاری ترکیه اقدامات قابل‌توجهی انجام داد و تلاش کرد این روند را به تأخیر بیندازد یا اساساً مانع از وقوع آن شود. اسرائیلی‌ها در مقابل، به‌شدت به دنبال آن بودند که آمریکا حمله را انجام دهد، اما اکنون دو تا سه هفته است که این روند به تعویق افتاده و همین موضوع موجب عصبانیت آن‌ها از نقش قطر شده است. حتی ترکیه نیز تا حدی در این مسیر با آن‌ها زاویه پیدا کرده، اما نقش و تلاش قطر پررنگ‌تر و آشکارتر بوده است. 

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد به نظر می‌رسد ریشه اصلی مخالفت‌ها و فشارهای فعلی نیز از همین‌جا ناشی می‌شود. حتی خود نتانیاهو نیز چندان از این وضعیت رضایت ندارد و این تحولات بهانه‌ای شده تا فشارها افزایش یابد. از نگاه اسرائیلی‌ها، قطر به دلیل پیوندهای فکری و تاریخی با جریان اخوان‌المسلمین و نزدیکی به حماس مورد سوءظن است. آن‌ها معتقدند هرچند قطر با آمریکا و اسرائیل روابطی دارد، اما در نهایت ریشه‌های اخوان‌المسلمین سبب می‌شود هر تلاشی که انجام می‌دهد به نفع حماس تمام شود. افزون بر این، قطر در زمینه خلع سلاح حماس تلاش جدی و مؤثری انجام نداده و در مقابل، حماس روزبه‌روز در حال قدرت‌نمایی است. در این میان، آمریکا دست‌کم تا این مرحله چندان پیگیر مسئله خلع سلاح حماس نیست، برخلاف اسرائیل که این موضوع را شرط اساسی می‌داند. اگر همه این عوامل را کنار هم بگذاریم، می‌توان نارضایتی عمیق اسرائیل از قطر را درک کرد. نزدیکی قطر به جمهوری اسلامی ایران و روابط بسیار خوب دو طرف نیز مزید بر علت شده است.

وی افزود: در ادامه، این پرسش مطرح می‌شود که پیامدهای این وضعیت برای روابط دوجانبه قطر و اسرائیل چه خواهد بود؛ به‌ویژه آنکه قطر، برخلاف امارات و برخی دیگر از کشورهای عربی، توافق «صلح ابراهیم» را امضا نکرده است. با این حال، بر سر پرونده غزه، رفت‌وآمدها، هماهنگی‌ها و ارتباطات امنیتی و سیاسی میان دو طرف وجود داشته است. بسیاری معتقدند که فشارهای اسرائیل در موضوع حماس و غزه تا حدی اغراق‌آمیز است. در منابع خارجی، به‌ویژه آمریکایی، اشاره شده که اساساً دفتر حماس در قطر با نظر و دستور آمریکا شکل گرفته است. از این رو، این پرسش مطرح می‌شود که آیا چنین فشارهایی می‌تواند بر طرح‌های آتش‌بس غزه، از جمله مرحله دوم و حتی مرحله سوم آتأثیر بگذارد یا خیر. به نظر می‌رسد تلاش‌های قطر مورد حمایت آمریکا است و اسرائیل نیز ناگزیر به این نقش نیاز دارد؛ چرا که رهبران حماس عمدتاً در قطر مستقر هستند و اگرچه رفت‌وآمدهایی به ترکیه و مصر دارند، اما محل اقامت اصلی آن‌ها قطر است. قطر نیز کنترل قابل‌توجهی بر این روندها اعمال کرده و این موضوع عملاً به نفع اسرائیلی‌ها بوده است.

موسوی در پرخاطره کرد: به نظر می‌رسد اسرائیل به دنبال زیاده‌خواهی است و می‌خواهد هیچ‌گونه اقدامی به نفع حماس صورت نگیرد؛ امری که نه از منظر آمریکا و نه از منظر واقعیت‌های میدانی قابل قبول نیست. حتی ترامپ نیز بارها از قطر به دلیل نقشی که ایفا کرده، قدردانی کرده است. از این رو، بعید به نظر می‌رسد اسرائیل بتواند به‌طور کامل از نقش قطر صرف‌نظر کند. آنچه محتمل‌تر است، تلاش برای اعمال فشار دیپلماتیک و رسانه‌ای به منظور گرفتن امتیازات بیشتر از قطر است؛ امتیازاتی که در نهایت قطر را وادار کند فشار بیشتری بر حماس وارد آورد، چه در موضوع خلع سلاح و چه در محدود کردن نقش آن در آینده. با توجه به اینکه قطر عضو شورای صلح تأسیس‌شده در دوره ترامپ است و حتی پذیرفته مبلغی در حدود یک میلیارد دلار به این سازوکار اختصاص دهد، کنار گذاشتن آن برای آمریکا و اسرائیل چندان واقع‌بینانه نیست. بنابراین، به نظر می‌رسد این فشارها بیشتر با هدف امتیازگیری و افزایش فشار بر حماس صورت می‌گیرد، نه حذف کامل قطر از معادلات. در مجموع، حذف قطر از این پرونده بعید به نظر می‌رسد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز