خبرگزاری کار ایران

چنبره آمریکا بر ناتو؛ آیا پیمان آتلانتیک شمالی در آستانه بازتعریف است؟

چنبره آمریکا بر ناتو؛ آیا پیمان آتلانتیک شمالی در آستانه بازتعریف است؟

این مقاله به بررسی سلطه ایالات متحده بر ناتو، منافع واشنگتن و اروپا از این ائتلاف نظامی، و دلایل شکاف کنونی در آن می‌پردازد و سناریوهای آینده آن را در پرتو اختلافات درباره ایران و تحولات جهانی مورد بحث قرار می‌دهد.

به گزارش ایلنا به نقل از الاخبار، ناتو در سال ۱۹۴۹، پس از جنگ جهانی دوم، با هدف ایجاد «چارچوب اصلی امنیت جمعی غرب» تأسیس شد. این همپیمانی به عنوان یکی از برجسته‌ترین اتحادهای تاریخ معاصر، در دوران جنگ سرد برای مقابله با تهدیدات خارجی علیه متفقین، به‌ویژه اتحاد جماهیر شوروی، و بعدها برای تقویت روابط امنیتی میان اعضا شکل گرفت.

با این حال، تحولات کنونی نظام بین‌الملل، ظهور قدرت‌های بزرگ جدید و درهم‌تنیدگی منافع، پرسش‌های اساسی را درباره توانایی این همپیمانی برای انطباق با شرایط متغیر و پیچیده کنونی مطرح می‌کند.

از بدو تأسیس ناتو، واشنگتن به دلیل برتری نظامی و اقتصادی خود پس از جنگ جهانی دوم نسبت به اروپایی‌ها، بر تصمیمات و گزینه‌های استراتژیک این همپیمانی مسلط بوده است. بارزترین تجلی این سلطه، حفظ همیشگی منصب فرماندهی عالی توسط آمریکا بوده که کنترل عملی بر عملیات نظامی و برنامه‌ریزی استراتژیک همپیمانی را به این کشور اعطا کرده است.

علاوه بر این، ناتو به ابزاری کلیدی برای گسترش نفوذ واشنگتن در اروپا و جلوگیری از ظهور هرگونه قدرت منطقه‌ای رقیب، چه در دوران شوروی سابق و چه قدرت‌های جدید، تبدیل شده است. ایالات متحده برای تحکیم سلطه خود، از نفوذ سیاسی و اقتصادی خود برای هدایت تصمیمات به منظور تأمین منافع استراتژیکش، حتی در صورت تعارض با منافع کشورهای اروپایی متحد، بهره برده است.

برای کشورهای اروپایی، عضویت در ناتو یک گزینه استراتژیک برای دستیابی به مجموعه‌ای از منافع حیاتی بود. در رأس این منافع، «امنیت جمعی» و چتر هسته‌ای بازدارنده آمریکا در برابر تهدید شوروی در دوران جنگ سرد و متعاقبا در برابر تهدیدات فزاینده روسیه قرار داشت. همچنین، تقویت همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی میان کشورها از دیگر مزایای آن بود. در سایه اتکا به حفاظت نظامی آمریکا، منابع مالی اروپا به جای هزینه‌های هنگفت نظامی، صرف بازسازی اقتصادی و اجتماعی شد که این امر رفاه و آسایش را برای اروپاییان به ارمغان آورد.

از دیدگاه آمریکا، ناتو یک سرمایه‌گذاری استراتژیک بلندمدت محسوب می‌شود؛ زیرا حضوری نظامی و سیاسی دائمی در یکی از مهم‌ترین قاره‌های جهان را برای واشنگتن تضمین می‌کند. از طریق پایگاه‌های نظامی پراکنده در اروپا، واشنگتن قادر است قدرت خود را به نمایش بگذارد، نفوذ خود را گسترش دهد و به سرعت در غرب آسیا و آفریقا مداخله کند.

از نظر اقتصادی، واشنگتن تداوم وابستگی اروپا به صنایع دفاعی پیشرفته و نظامی آمریکا را تضمین می‌کند، چرا که بسیاری از ارتش‌های اروپایی به تسلیحات و تجهیزات آمریکایی متکی هستند. ناتو همچنین ابزاری برای تقسیم بار مسئولیت‌هاست؛ کشورهای اروپایی با نیروها و منابع خود در عملیات نظامی تحت رهبری آمریکا، مانند آنچه در افغانستان و عراق رخ داد، مشارکت می‌کنند.

دلایل اختلاف نظر در جنگ علیه ایران

امروزه، شکاف بزرگی در مواضع ناتو نسبت به جنگ جاری علیه ایران دیده می‌شود که منعکس‌کننده تحولات اساسی در ماهیت روابط است. دلایل متعددی برای این امر وجود دارد:

اختلاف در ارزیابی تهدید

واشنگتن ایران را تهدیدی وجودی برای منافع خود و متحدانش در غرب آسیا می‌داند، در حالی که کشورهای اروپایی معتقدند پیامدهای یک جنگ نظامی، خطرات بیشتری را به همراه دارد که می‌تواند منجر به موج جدیدی از پناهجویان به سمت اروپا و بروز مخاطرات در تأمین انرژی شود.

همچنین، برخی کشورهای اروپایی معتقدند که امکان تفاهم با ایران هنوز وجود دارد و نیازی به برهم زدن ابتکارات دیپلماتیک نیست.

کشورهای اروپایی از این‌که واشنگتن بدون مشورت قبلی با آن‌ها تصمیمات نظامی اتخاذ می‌کند ناراضی‌اند و نمی‌خواهند در برابر واقعیتی قرار گیرند که نتایج آن روشن نیست.

سناریوهای سرنوشت این همپیمانی در شرایط کنونی

با توجه به اختلافات موجود، پیش‌بینی‌ها درباره آینده ناتو میان چند سناریوی محتمل در نوسان است:

سناریوی نخست: تهدید، عامل همگرایی

وجود منافع و تهدیدات مشترک، مانند روسیه، می‌تواند به بازتوزیع نقش‌ها و تقسیم بار مسئولیت‌ها در درون ائتلاف منجر شود؛ به‌گونه‌ای که اعضا ناچار شوند اختلافات خود را کنار گذاشته و همکاری را تقویت کنند.

سناریوی دوم: اتحادیه‌ای اروپایی با چهره‌ای جدید

یک‌جانبه‌گرایی آمریکا در تصمیم‌گیری و تحمیل سیاست‌های خود بر دیگر اعضا برای کسب منافع خاص، ممکن است به تغییر نقش و کارکرد اتحادیه اروپا بینجامد و آن را به یک ائتلاف نظامی مستقل و یکپارچه تبدیل کند. در این صورت، ساختار کنونی که بر محور یک قدرت اصلی و پیروان آن استوار است، به تعامل میان دو بلوک نظامی تبدیل خواهد شد.

سناریوی سوم: واگرایی و فروپاشی

اختلافات عمیق بر سر مسائل اساسی مانند ایران، تهدیدهای آمریکا و اظهاراتی همچون احتمال خروج یا کاهش تعهدات از سوی ترامپ، و همچنین رویکردهای توسعه‌طلبانه او از جمله موضوع گرینلند، می‌تواند به کاهش اعتماد میان اعضا منجر شود. این وضعیت ممکن است کشورهای عضو را به سمت ایجاد ائتلاف‌های دوجانبه یا منطقه‌ای سوق دهد و در نتیجه، نقشه ژئوپلیتیکی جدیدی در اروپا و جهان شکل گیرد.

جمع‌بندی

ناتو در حال حاضر در مرحله‌ای حساس و سرنوشت‌ساز قرار دارد. با وجود آن‌که همچنان قدرتمندترین ائتلاف نظامی جهان به شمار می‌رود، اختلاف‌نظرها در نحوه مواجهه با مسائل مختلف، نشان‌دهنده تداوم نوعی برتری‌طلبی آمریکا و افزایش تمایل اروپا به استقلال بیشتر است.

بقای این ائتلاف تا حد زیادی به توانایی اعضا در تدوین نوعی «توافق جدید» بستگی دارد؛ توافقی که بتواند توازن را برقرار کرده و منافع همه طرف‌ها را در جهانی که به‌سرعت به سمت چندقطبی شدن پیش می‌رود، در نظر بگیرد.

در نهایت، هرچند همه‌چیز به تحولات آینده وابسته است، اما آنچه مسلم است این است که جهان در آستانه ترسیم آرایش جدیدی از توازن‌های منطقه‌ای و بین‌المللی قرار دارد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز