دبیر اجرایی خانه کارگر طبس در گفتگو با ایلنا:
دولت در این شرایط بحرانی، از کارگران بیشتر حمایت کند/ «کالابرگ» کافی نیست
در شرایط جنگی که کشور درگیر آن است، طبقه کارگر بیش از هر زمانی نیاز به حمایتهای دولت دارد. به گفته ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، با توجه به مشکلات اقتصادی و فشارهای ناشی از جنگ، حمایتهای کنونی دولت کافی نیست.
به گزارش خبرنگار ایلنا، یک ماه است که از تجاوز نظامی ایالات متحده آمریکا و همپیمانش، رژیم اسرائیل، به خاک کشورمان میگذرد. در این مدت، علاوه بر مراکز و اهداف نظامی، بسیاری از مناطق غیرنظامی و بهویژه زیرساختهای اقتصادی، واحدهای تولیدی و کارخانهها آماج حملات موشکی این دو کشور متخاصم قرار گرفتهاند.
بر کسی پوشیده نیست کارگران این سرزمین، که در خط مقدم تولید و تداوم حیات اقتصادی کشور ایستادهاند، بیشترین آسیب را متحمل میشوند؛ هم از حیث معیشتی و اقتصادی، و هم از نظر امنیت شغلی و حتی جانی. با این همه، نه خبری از بستههای حمایتی منظم است، نه از سیاستهای مشخص برای کاهش فشار اقتصادی بر خانوادههای کارگری.
در چنین وضعیتی، پرسش اصلی این است: دولت در شرایط جنگی حاضر، چه اقداماتی میتواند و باید برای حمایت از کارگران و طبقه کارگر انجام دهد؟ برای یافتن پاسخی روشنتر به این پرسش، به سراغ ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، رفتیم تا دیدگاهها و دغدغههای او را درباره وضعیت کارگران و ضرورت حمایتهای فوری و مؤثر دولت، جویا شویم.
چالشهای حمایتی کارگران در شرایط جنگی: از معیشت تا حقوق بازنشستگی
ابراهیم رحیمیان، دبیر اجرایی خانه کارگر طبس، ابتدا با اشاره به شرایط ویژه جنگی حاکم بر کشور، بر جایگاه حساس کارگران تأکید کرد. وی در اینباره اظهار کرد: «در شرایط جنگی که امروز کل جامعه درگیر آن است، کارگران بیش از هر قشر دیگری نیازمند حمایت هستند. کارگر تنها سرمایهاش نیروی کار یدی اوست؛ تمام توانش را در خدمت تولید و تأمین نیازهای جامعه میگذارد و در عوض، تنها کورسوی امیدش ابتدا توکل به خدا و سپس حمایتی است که باید از سوی کارفرما و دولت دریافت کند.»
او با اشاره به مشکلات کارفرمایان در ماههای اخیر ادامه داد: «خودِ کارفرماها هم در این بحبوحه جنگ با مشکلات جدی روبهرو هستند. از چند ماه مانده به پایان سال، چه در سطح خرد و چه در سطح کلان، بسیاری از آنان با تنگناهای شدید اقتصادی مواجه بودهاند. با این حال، نباید فراموش کرد که کارفرما در وهله نخست وظیفه دارد نیازهای معیشتی کارگر خود را تأمین کند. اما واقعیت این است که در این شرایط، کارفرما به تنهایی از عهده این وظیفه برنمیآید و دولت باید وارد میدان شود.»
رحیمیان در توضیح انتظار خود از دولت گفت: «دولت باید کمک کند تا دستکم حداقلهای معیشتی کارگران تأمین شود. کارگر فقط نان شب نمیخواهد؛ خانواده او نیاز آموزشی، اجتماعی و خدماتی هم دارد. در شرایطی که کار بیشتر شده، بهخصوص در ایام عید و در مراکز خدماتی و تولیدی، حمایتهای دولت میتواند بخشی از این فشار را از دوش کارگران بردارد؛ بهویژه در حوزه درمان، دولت میتواند برای پوشش هزینههای درمانی نیروی کار، نقش بسیار پررنگتری ایفا کند.»
وی سپس به وضعیت خاص کارگران در آستانه بازنشستگی اشاره کرد و افزود: «بسیاری از کارگران، بهخصوص در حوزههای سخت و زیانآور مانند معادن زغالسنگ طبس، در آستانه بازنشستگی هستند و با مشکلات متعددی دستوپنجه نرم میکنند. یکی از مسائل جدی، موضوع چهار درصدی است که در مشاغل سخت و زیانآور باید برای بازنشستگی زودتر پرداخت شود؛ در بسیاری موارد این مبلغ پرداخت نشده و همین موضوع به مانعی برای بازنشست شدن کارگر تبدیل شده است.»
او در ادامه تأکید کرد: «انتظار ما این است که حداقل در این شرایط جنگی، راهکاری اندیشیده شود تا کارگر بتواند بازنشسته شود و مستمری خود را دریافت کند، بدون آنکه تمام فشار این چهار درصد بر دوش او بماند. سازمان تأمین اجتماعی ابزار قانونی کافی برای وصول این مطالبات از کارفرما را دارد؛ میتواند از طریق مراجع قضایی، توقیف اموال و مسدود کردن حسابها، این مبالغ را از کارفرمای متخلف بگیرد. بنابراین میشود طوری برنامهریزی کرد که فعلاً کارگر بازنشسته و آسوده شود و پس از عبور از شرایط جنگ، تأمین اجتماعی با استفاده از اختیارات قانونی خود مطالباتش را از کارفرما وصول کند.»
رحیمیان، با انتقاد از ناکافی بودن حمایتهای کنونی، اظهار کرد: «آنچه امروز تحت عنوان کالابرگ ارائه میشود، بههیچوجه پاسخگوی نیازهای معیشتی کارگران نیست. اگر این کالابرگ حتی در مسیر درست هم مصرف شود، در نهایت شاید به اندازه مقدار کمی اقلام اساسی مثل مقدار محدودی روغن یا سبزی و مایحتاج جزئی باشد. اینها با سبد واقعی هزینههای یک خانواده کارگری فاصله زیادی دارد.»
وی با یادآوری مدلهای حمایتی گذشته گفت: «در سالهایی که کودکی و جوانی خودمان را در دهه شصت شمسی به یاد داریم، دولت از طریق کوپن، اقلامی مثل برنج، قند، شکر و سایر کالاهای اساسی را با شیوهای منظم در اختیار مردم قرار میداد. آن نوع حمایت، با وجود همه محدودیتها، اثر ملموستری بر سفره خانوادهها داشت. امروز، با توجه به شرایط جنگی و فشار اقتصادی، لازم است دولت از تجربههای گذشته استفاده کند و بهجای حمایتهای صوری و کماثر، به سمت تأمین واقعی سبد کالای خانواده کارگری برود.»
رحیمیان درباره نحوه فعلی استفاده از کالابرگ نیز خاطرنشان کرد: «گذشته از ناکافی بودن مبلغ، حتی شیوه مصرف کالابرگ هم همیشه در جهت تأمین اقلام اساسی نیست. گاهی از آن برای خرید کالاهای غیرضروری استفاده میشود. اگر قرار است این ابزار واقعاً در خدمت معیشت کارگر باشد، باید هم مبلغ آن افزایش پیدا کند و هم سازوکارش به شکلی طراحی شود که سبد واقعی کالاهای اساسی خانواده کارگری را پوشش دهد.»
وی در پایان، با اشاره به پایداری و همراهی جامعه کارگری در سختترین دورهها، چنین جمعبندی کرد:
«کارگران این کشور همواره پای کشور و نظام ایستادهاند و میدان را خالی نکردهاند؛ سختترین فشارها را تحمل کردهاند. انتظارشان این است که دستکم در این روزهای جنگ، دولت با تأمین سبد کالایی و حمایتهای واقعی، آرامش نسبی را به خانوادههای کارگری بازگرداند. فرهنگیان، بهواسطه جایگاه اجتماعیشان، از نوعی اعتبار و توجه برخوردارند؛ اما کارگر غالباً تنها به کارفرما و پس از آن به دولت چشم دوخته است. اگر دولت در این مقطع بتواند از طریق تأمین نیازهای کالایی و معیشتی، باری از دوش کارگران بردارد، میتوان امیدوار بود که رضایت نسبی در جامعه کارگری شکل بگیرد.»