وضعیت نگرانکننده دهها سنگ شاخص باستانی و تاریخی در موزه بیشاپور
دهها سنگ شاخص باستانی و تاریخی که طی نزدیک به هشت دهه گذشته از شهر باستانی بیشاپور و شهرستان کازرون گردآوری شده و به موزه بیشاپور منتقل شدهاند، سالهاست که در شرایطی بسیار نامناسب نگهداری میشوند. گفته می شود، وضعیت این آثار باعث ایجاد نگرانیهای جدی میان کارشناسان و صاحبنظران شده است.
محسن عباسپور، پژوهشگر و فعال میراثفرهنگی در گفتوگو با ایلنا، با تاکید بر وضعیت بسیار نامناسب نگهداری این آثار سنگی، گفت: سالهاست که دهها سنگ بسیار ارزشمند باستانی و تاریخی که هر یک از آنها دارای ویژگیهای برجسته پژوهشی هستند، در شرایط نگرانکنندهای در کنار موزه شهر باستانی بیشاپور، گردآوری شده و به نوعی میتوان گفت، رها شدهاند.

او درخصوص اهمیت این آثار سنگی، افزود: سنگهای موجود در این محدوده شامل آثاری مربوط به دوره ساسانیان تا قرون متاخر اسلامی هستند. از جمله قطعه سنگهای شاخصی که در این محدوده وجود دارند میتوان به سنگهای دارای نقش برجستهای اشاره کرد که مربوط به دوره ساسانیان هستند و از بنای کاخ سفید یا بنای موسوم به کاخ والرین بیشاپور توسط گیرشمن کشف شدهاند. همچنین قطعه سنگهای دیگری نیز که توسط دیگر کاوشگران بیشاپور مانند زندهیاد علیاکبر سرفراز نیز در شهر بیشاپور و برخی دیگر از مناطق کازرون یافته شدهاند و یا سنگهای ساسانی دیگری که طی سالهای گذشته توسط مردم در منطقه کازرون پیدا شدهاند، در این محل گردآوری شدهاند. به عنوان نمونه میتوان به پایهستونها، جوغنها و همچنین قطعه سنگی اشاره کرد که دارای کتیبهای به خط پهلوی است.

عباسپور همچنین افزود: در بین این آثار برخی سنگها با کاربریهای مختلف دیگری نیز هستند که جزء آثار بسیار شاخص و حائز اهمیت دوره اسلامی محسوب میشوند. از جمله میتوان به کتیبه کته خفر با پیشینه نزدیک به هزار سال اشاره کرد. گورنوشتههای صندوقی که هم دارای حجاریهای نفیس و تزیینات شاخصی هستند که بیشتر آنها مربوط به خلفای سلسلۀ مرشدیه یا کازرونیه نیز محسوب میشوند، از جمله دیگر آثار سنگی هستند که از نقاط مختلف شهرستان کازرون جمعآوری و در این محدوده گردآوری شدهاند.

این پژوهشگر تاریخ با اشاره به وضعیت نامناسب نگهداری این سنگها، خاطر نشان نمود: متأسفانه سالهاست که سنگها در معرض آسیبهای مختلفی قرار دارند. باز بودن محیط نگهداری و مسقف نبودن فضای نگهداری آنها باعث شده طی سالهای گذشته، این سنگها در معرض فرسایشهای جوی و بهویژه باران قرار گیرند. باتوجه به اینکه جنس عمده این سنگها، آهک است، تداوم بارش باران بر روی آنها باعث تشدید خوردگیشان شده است. بررسیها نشان میدهد اکنون سطح برخی از این سنگها با گلسنگ پوشیده شده که این مسئله تشدید فرسایش و از بین رفتن حجاریها و نشانههای موجود بر روی آنها را به دنبال داشته است.
عباسپور همچنین خاطرنشان کرد: نکته حائز اهمیت دیگر در این رابطه، عدم قراردادن هرگونه تابلو معرفی در کنار این آثار سنگی است. این موضوع باعث شده که بازدیدکنندگان مجموعه بیشاپور هنگام بازدید از این آثار فقط با سطحی از سنگهای کنار هم قرار گرفته مواجه شوند و هیچگونه اطلاعی از این آثار بسیار ارزشمند و قابل توجه را به دست نیاورند.

وی در این رابطه افزود: بخشی از چالش اصلی که باعث شده تابلویی جهت معرفی این آثار نصب نشود، ناشی از عدم انجام پژوهشهای متمرکز بر روی آنهاست. طی چند دهه گذشته، بسیاری از این آثار سنگی با هدف حفظ و نگهداری و همچنین انجام مطالعههای متمرکز به موزه بیشاپور منتقل شدهاند اما تا به امروز شرایطی برای ورود پژوهشگران و امکان مطالعه متمرکز آنها بر روی این آثار فراهم نشده است. این موضوع در کنار روند شدید فرسایشها باعث افزایش دامنه نگرانیها نیز شده است.
این پژوهشگر در بخش دیگری از صحبتهای خود افزود: یکی دیگر از مواردی که باعث بروز نگرانی شده این است که مقایسه تطبیقی تصاویر برخی از این سنگها نشان میدهد که در زمان نگهداریشان در کنار موزه بیشاپور، آسیبهایی جبرانناپذیر به برخی از آنها نیز وارد شده است. به عنوان نمونه دستکم یکی از این آثار که حاوی دادههای خاص و مهمی است، طی این سالها شکسته است. همچنین در محیط نگهداری آنها، چند درخت نیز دیده میشود که ریخته شدن مداوم ثمر و شاخ و برگ آنها بر روی قطعه سنگها، باعث بروز آسیبهای دیگری نیز شده است.

عباسپور در پایان گفت: طی چند سال گذشته، بارها اعلام شده که برنامههایی برای مسقف کردن این فضا دنبال میشود. امیدواریم این اقدام هرچه سریعتر عملیاتی شده و در ادامه با دعوت از پژوهشگران و متخصصان، امکان مطالعه این آثار و معرفی هرچه مناسبتر آنها فراهم آید.