خبرگزاری کار ایران

قائم مقام خانه هنر ایرانیان در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛

نگاه مدیریتی و اجرایی را از «تقویم‌محوری» به سمت «نیازمحوری و منطقه‌محوری» حرکت دهیم/هنرمند به فرصت و میدان نیاز دارد

نگاه مدیریتی و اجرایی را از «تقویم‌محوری» به سمت «نیازمحوری و منطقه‌محوری» حرکت دهیم/هنرمند به فرصت و میدان نیاز دارد

قائم مقام خانه هنر ایرانیان از ضرورت عبور از نگاه «نمی‌گذارند» و جایگزین کردن آن با پرسش «چه می‌توانیم انجام دهیم؟» سخن می‌گوید و بر این باور است که مدیریت فرهنگی، در کنار سیاست‌گذاری و برنامه‌ریزی، نیازمند فاصله گرفتن از «میز» و نزدیک شدن به میدان فرهنگ، هنرمندان و مردم است؛ مسیری که به اعتقاد او می‌تواند در چارچوب قانون، زمینه‌ساز پویایی فرهنگی، افزایش مشارکت اجتماعی و حضور مؤثرتر فرهنگ و هنر ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی باشد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، در شرایطی که بخش مهمی از فعالیت‌های فرهنگی و هنری کشور همچنان در چهارچوب مناسبت‌ها، رویدادهای رسمی و برنامه‌های تقویمی تعریف می‌شود، پرسش از نسبت فرهنگ با زندگی روزمره مردم و چگونگی دسترسی عادلانه‌تر جامعه به ظرفیت‌های فرهنگی، بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است.

مناطق کم‌ برخوردار، استعدادهای کمتر دیده‌ شده و فاصله میان تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و میدان واقعی فرهنگ و هنر، از جمله موضوعاتی است که نیازمند نگاهی فراتر از برگزاری رویدادهای مقطعی است.

محمدرضا علیزاده (قائم مقام خانه هنر ایرانیان)، در گفتگو با خبرنگار ایلنا، با تأکید بر ضرورت حرکت از «تقویم‌ محوری» به سمت «نیاز محوری و منطقه‌ محوری»، معتقد است فرهنگ و هنر زمانی می‌تواند به یک سرمایه ملی تبدیل شود که از فضاهای رسمی فاصله بگیرد و در میان مردم و در متن زندگی اجتماعی جریان پیدا کند. او بر ضرورت حضور میدانی مدیران فرهنگی، شناسایی استعدادهای مناطق کم‌برخوردار، تقویت ارتباط میان هنرمندان، متولیان فرهنگی و جامعه و استفاده از ظرفیت‌های موجود برای حل مسائل تأکید دارد.

محمدرضا علیزاده در ابتدای صحبت‌هایش گفت: فرهنگ و هنر زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را در جامعه ایفا کند که از محدوده مناسبت‌ها و فضاهای رسمی فراتر برود و به میان مردم، به‌ویژه در مناطق کم‌برخوردار، نزدیک‌تر شود.

وی ادامه داد: مناطق کم‌ برخوردار بیش از آنکه صرفاً به اجرای چند برنامه فرهنگی نیاز داشته باشند، به فرصت دیده‌شدن، شنیده‌شدن و مشارکت فرهنگی نیاز دارند. در بسیاری از این مناطق، استعدادهای هنری و ظرفیت‌های اجتماعی ارزشمندی وجود دارد که شاید تنها به دلیل محدودیت دسترسی و امکانات، فرصت بروز و ارتباط با جریان رسمی فرهنگ و هنر را کمتر پیدا کرده باشند.

به گفته علیزاده، از این منظر، اجرای برنامه‌های فرهنگی در این مناطق نباید صرفاً یک فعالیت مناسبتی تلقی شود؛ بلکه می‌تواند بخشی از یک نگاه بلندمدت برای توسعه فرهنگی، ایجاد فرصت برابر و تقویت مشارکت مردم در عرصه فرهنگ و هنر باشد.

فرهنگ نباید فقط در تقویم اتفاق بیفتد

قائم مقام خانه هنر ایرانیان اظهار کرد: بخش قابل توجهی از فعالیت‌های فرهنگی کشور، طبیعتاً بر اساس مناسبت‌های رسمی و تقویم سالانه برنامه‌ریزی می‌شود. اجرای بسیاری از این برنامه‌ها با توجه به ضرورت‌های فرهنگی و اجتماعی، امری طبیعی و لازم است.

وی تاکید کرد: در کنار برنامه‌های مناسبتی، لازم است برای برنامه‌های غیر مناسبتی، ایده‌ محور، منطقه‌ محور و متناسب با نیاز هر جامعه نیز جایگاه مشخصی در سیاست‌گذاری فرهنگی در نظر گرفته شود.

علیزاده خاطرنشان کرد: فرهنگ جامعه فقط در روزهای مشخص تقویم جریان ندارد. نیازهای فرهنگی، استعدادهای هنری و مسائل اجتماعی مردم نیز منتظر مناسبت نمی‌مانند.به همین دلیل، شاید لازم باشد بخشی از نگاه مدیریتی و اجرایی خود را از «تقویم‌محوری» به سمت «نیازمحوری و منطقه‌محوری» حرکت دهیم. در این میان، حضور میدانی مدیران و متولیان فرهنگی می‌تواند اثر مهمی داشته باشد.

حضور مدیر؛ بیش از یک حضور اداری

علیزاده توضیح داد: حضور یک مدیر فرهنگی در کنار هنرمندان، برگزار کنندگان و مردم، الزاماً به معنای دخالت در اجرا نیست؛ گاهی همین حضور، گفتگو، شنیدن دغدغه‌ها و مشاهده مستقیم ظرفیت‌های یک منطقه می‌تواند انگیزه‌ بخش باشد و زمینه ارتباط مؤثرتر میان هنرمند، جامعه و مجموعه‌های فرهنگی را فراهم کند.

وی پیشنهاد کرد: شاید یکی از پیشنهادهای قابل توجه این باشد که حضور میدانی مدیران فرهنگی در مناطق مختلف، به‌ ویژه مناطق کم‌برخوردار، بخشی جدی‌تر از فرآیند شناخت و برنامه‌ریزی فرهنگی باشد.

وی در ادامه گفت: مدیریت فرهنگی زمانی می‌تواند تصمیم دقیق‌تری بگیرد که بخشی از واقعیت فرهنگی جامعه را نه فقط از طریق گزارش‌ها، بلکه از نزدیک و در میدان مشاهده کند.

ایده، هنرمند، متولی و مردم

علیزاده گفت: یک فعالیت فرهنگی موفق، زمانی شکل می‌گیرد که چند ضلع در کنار یکدیگر قرار بگیرند: ایده در کنار هنرمند، هنرمند در کنار متولی، متولی در کنار مردم، و در نهایت، نتیجه این همکاری در ویترین جامعه دیده شود.

وی افزود: ایده بدون هنرمند ممکن است در حد یک طرح باقی بماند. هنرمند بدون ارتباط با متولیان و امکانات، ممکن است فرصت کافی برای ارائه توانمندی خود پیدا نکند و متولی بدون شناخت درست از جامعه نیز ممکن است بخشی از ظرفیت‌های واقعی میدان را نبیند. در این میان، مردم صرفاً مخاطب نهایی نیستند؛ بلکه بخش مهمی از چرخه فرهنگ و هنر هستند.

فرهنگ و هنر؛ در مسیر قانون، برای ایران

قائم مقام خانه هنر ایرانیان تصریح کرد: در کنار همه این بحث‌ها، یک اصل مهم نباید فراموش شود: فعالیت فرهنگی و هنری زمانی می‌تواند اثر گذار و ماندگار باشد که در چارچوب قانون اساسی، قوانین کشور و ارزش‌های جامعه حرکت کند و در مسیر تقویت منافع ملی و پیشرفت ایران قرار بگیرد.

وی اظهار کرد: فرهنگ و هنر می‌تواند یکی از مهم‌ترین ابزارهای گفتگو، همبستگی اجتماعی، معرفی ظرفیت‌های ایران و تقویت تصویر کشور در عرصه بین‌المللی باشد. از همین رو، مسئولیت این مسیر تنها برعهده یک نهاد یا یک مدیر نیست.

علیزاده ادامه داد: ایده‌پرداز، هنرمند، متولی فرهنگ و هنر، مدیر فرهنگی و مردم، هر کدام بخشی از این مسیر را بر عهده دارند و اگر در کنار یکدیگر قرار بگیرند، می‌توانند به ساختن آینده‌ای فرهنگی برای کشور کمک کنند.

وی اضافه کرد: ما نیازمند فرهنگی هستیم که هم ریشه‌های هویتی و ملی خود را بشناسد و هم بتواند با زبان هنر، خلاقیت و گفتگو، با جهان ارتباط برقرار کند.

وی تاکید کرد: ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به استفاده از ظرفیت فرهنگ و هنر برای حضور مؤثرتر در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی و حرکت به سوی پنجره‌های تازه جهانی نیاز دارد؛ حضوری که می‌تواند بر پایه هویت ایرانی، قانون‌مداری، خلاقیت، گفت‌وگو و احترام متقابل شکل بگیرد. این مسیر، نه با حذف یکدیگر، بلکه با هم‌افزایی پیش می‌رود.

علیزاده بیان کرد: دولت و نهادهای فرهنگی، زمینه‌ساز و تسهیل‌گر؛ هنرمندان و ایده‌پردازان، خالق و روایتگر؛ و مردم، صاحبان اصلی فرهنگ و مخاطبان این حرکت‌اند.

وی گفت: اگر قرار است فرهنگ و هنر ایران از مرزهای جغرافیایی عبور کند و صدای خود را به جهان برساند، ابتدا باید ظرفیت‌های همین سرزمین را جدی‌تر ببینیم؛ از مناطق کم‌برخوردار گرفته تا استعدادهایی که هنوز فرصت کافی برای دیده‌شدن پیدا نکرده‌اند.

وی در ادامه بیان کرد: گام نهادن در مسیر درست جمهوری اسلامی و حرکت در چارچوب قانون، می‌تواند در کنار بهره‌گیری از ظرفیت‌های خلاقانه جامعه، زمینه‌ساز فرهنگی پویا، امیدآفرین و در شأن ایران باشد؛ فرهنگی که هم به مردم خود نزدیک است و هم توان گفت‌وگو با جهان را دارد.

از «نمی‌گذارند» تا «چه می‌توانیم انجام دهیم؟»

علیزاده مطرح کرد: شاید یکی از پرسش‌های جدی امروز این باشد که آیا در کنار همه موانع و محدودیت‌های موجود، ما نیز به اندازه کافی درباره ظرفیت‌های خودمان برای حل مسئله فکر کرده‌ایم؟ طبیعتاً مسائل اداری، اعتباری، اجرایی و ساختاری در مسیر فعالیت‌های فرهنگی وجود دارد و باید برای آنها راهکار پیدا کرد. اما اگر همه چیز را به عبارت «نمی‌گذارند» خلاصه کنیم، ممکن است بخشی از مسئولیت و ظرفیت خودمان برای حرکت را نیز نادیده بگیریم.

وی پیشنهاد داد: شاید بهتر باشد در کنار پرسش «چه کسی اجازه نمی‌دهد؟»، یک سؤال دیگر هم داشته باشیم: «با امکانات و اختیاراتی که امروز در اختیار داریم، چه کاری می‌توانیم انجام دهیم؟»

علیزاده ادامه داد: هنرمند می‌تواند بخشی از مسیر را با ایده و خلاقیت خود جلو ببرد؛ متولی فرهنگی می‌تواند تسهیل‌گر باشد؛ مدیر می‌تواند زمینه ارتباط و هماهنگی را فراهم کند و جامعه نیز می‌تواند با مشارکت خود، به برنامه‌ها معنا و زندگی ببخشد.

کمی از میز فاصله بگیریم

قائم مقام خانه هنر ایرانیان تاکید کرد: «میز» به خودی خود مسئله نیست؛ جایگاه مدیریتی و مسئولیتی نیز برای نظم و پیشبرد امور ضروری است. مسئله زمانی ایجاد می‌شود که فاصله میان جایگاه تصمیم‌گیری و میدان واقعی فرهنگ و هنر زیاد شود.

وی افزود: مدیریت فرهنگی، علاوه بر برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری، به ارتباط با میدان، گفت‌وگو با هنرمند و شناخت مردم نیاز دارد.شاید لازم باشد کمی از دلبستگی به جایگاه‌های اداری کم کنیم و به همان اندازه، بر دلبستگی به فرهنگ، هنر و مردم بیفزاییم.

وی ادامه داد: دولت برای اجرای سیاست‌های فرهنگی به همراهی جامعه و هنرمندان نیاز دارد؛ هنرمند به فرصت و میدان نیاز دارد و مردم نیز حق دارند سهم بیشتری از اتفاقات فرهنگی را در زندگی روزمره خود ببینند.

پیشنهادی برای یک مسیر تازه

علیزاده پیشنهاد کرد: در کنار برنامه‌های رسمی و مناسبتی، بخشی از فعالیت‌های فرهنگی استان‌ها به برنامه‌های غیرمناسبتی، منطقه‌محور، استعدادمحور و مسئله‌محور اختصاص پیدا کند.

وی توضیح داد: برنامه‌هایی که از دل گفتگو با هنرمندان، شناخت ظرفیت‌های محلی و نیازهای واقعی مردم شکل بگیرند؛ برنامه‌هایی که هدفشان فقط «برگزاری یک رویداد» نباشد، بلکه ایجاد ارتباط، کشف استعداد، تقویت مشارکت و استمرار فعالیت فرهنگی باشد.

وی افزود: همچنین می‌توان برای حضور میدانی بیشتر مدیران و متولیان فرهنگی در کنار هنرمندان و مردم، سازوکارهایی ساده و عملی تعریف کرد؛ حتی اگر این حضور فقط به یک بازدید، گفت‌وگو یا شنیدن یک ایده منجر شود.

وی اذغان داشت: در نهایت، شاید امروز بیش از هر چیز به تغییر یک نگاه نیاز داشته باشیم: فرهنگ و هنر را نباید فقط در مناسبت‌ها جستجو کرد؛ باید آن را در میان مردم دید. و شاید به جای اینکه همیشه منتظر باشیم شرایط ایده‌آل فراهم شود، بهتر باشد از همین امکانات موجود شروع کنیم، نه برای نادیده گرفتن محدودیت‌ها، نه برای انکار مشکلات، بلکه برای پیدا کردن سهم خودمان در حل آنها.

علیزاده گفت: بهتر است کمی از میز فاصله بگیریم، به میدان نزدیک‌تر شویم و اجازه بدهیم مردم، فرهنگ و هنر را نه فقط در گزارش‌ها، بلکه در زندگی خود ببینند.

وی در پایان اظهار کرد: در نهایت، فرهنگ و هنر زمانی می‌تواند به یک سرمایه ملی تبدیل شود که ایده‌پرداز، هنرمند، متولی، مدیر و مردم، در چارچوب قانون و با نگاه به آینده ایران، کنار یکدیگر قرار بگیرند؛ این شاید همان نقطه‌ای باشد که از «برگزاری برنامه» عبور می‌کنیم و به «ساختن فرهنگ» می‌رسیم.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز