سیامک مردانه در گفتوگو با ایلنا مطرح کرد؛
ضرورت تبدیل فاجعه میناب به یک سند سینمایی/ نباید واکنشهای شتابزده داشت
سیامک مردانه کارگردان و فیلمنامهنویس با اشاره به لزوم پرداخت درست نسبت به حوادث مهم در سینما گفت که مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» با حفظ استانداردهای لازم میتواند قدم مثبتی در روایت فاجعه مدرسه میناب باشد.
سیامک مردانه کارگردان و فیلمنامهنویس در گفتوگو با خبرنگار ایلنا، درباره اهمیت پرداختن به مسالهای مانند فاجعه مدرسه میناب در سینما عنوان کرد: برای پرداختن به این مسائل پیش از هر چیز باید به انسان به عنوان موجودی که گرفتار پدیدهای به نام جنگ میشود، توجه کرد. طبیعتاً در چنین وضعیتی وقتی غیرنظامیان آسیب میبینند ناراحتکنندهتر است، زیرا نظامیان با علم به احتمال وقوع حادثه، قدم به میدان میگذارند. هرچند فقدان نظامیان نیز دردآور است، اما وقتی شهروندان عادی که در حال زندگی روزمره، در منزل شخصی، بیمارستان یا در اتوبان در حال حرکت هستند، ناگهان هدف حادثهای قرار میگیرند، قلب آدمی به درد میآید.
وی افزود: متاسفانه مردم عادی هزینه جنگ را با شهادت، نقص عضو، جانبازی، تخریب خانه، بیکاری یا هر شکل دیگری میپردازند و همه این افراد به یک اندازه سزاوار توجه و دلسوزی هستند، اما در این طبقهبندی زنان و کودکان به دلیل لطافت، ظرافت و معصومیت ذاتیشان جایگاه ویژهای دارند در نتیجه وقوع حادثه برای آنها جان و روح را بیشتر به درد میآورد. به همین دلیل، پرداختن به این وقایع در ژانرهای گوناگون هنری، توجه همگان را جلب میکند و امری ضروری است، زیرا مرزهای جغرافیایی را درمینوردد و جهانی است. در سراسر جهان، کودکان به دلیل معصومیت و آسیبپذیری، برای مخاطبان جذابیت و تأثیر بیشتری دارند.
این نویسنده با اشاره به اهمیت ثبت تصویری فجایع انسانی در سینما گفت: پس از پژوهش در منابع گوناگون، مشاهده کردم که در سطح جهان، پرداختن به چنین موضوعاتی عمدتا با نیت تبدیل شدن به یک سند تاریخی انجام میشود. نکته مهم آن است که امروزه مخاطبان به دلایل مختلف (همچون حجم بالای اخبار در شبکههای اجتماعی و کانالهای خبری) ممکن است بسیاری از رویدادها را نبینند یا نخوانند و به سادگی از کنار آنها بگذرند. ساخت فیلم از این حوادث و فجایع میتواند به ماندگاری ماجرا، تبدیل شدن آن به سند تاریخی، ظرفیت انتقال به نسلهای آینده و همچنین خروج یک رخداد از حافظه کوتاهمدت جمعی کمک کند.
وی با اشاره به لزوم پرداخت درست به این موضوعات و خلق آثار ماندگار در پاسخ به اینکه حمله به مدرسه میناب تا چه اندازه ظرفیت دراماتیک برای تبدیل شدن به فیلم سینمایی دارد، گفت: درباره حمله به مدرسه شجره طیبه باید گفت که در وهله نخست، یک جنایت رخ داده و در وهله دوم، این حادثه اثری عمیق بر جامعه گذاشته است. ابعاد این ماجرا به قدری بزرگ است که به تنهایی گویای فاجعه است. با این حال، متأسفانه در کشور ما پدیدهای وجود دارد که در آن به سرعت از کنار حوادث بزرگ عبور میشود. برای نمونه، حادثه ساختمان پلاسکو، هواپیمای اوکراینی، متروپل، حادثه سینمارکس و... علیرغم ابعاد بزرگشان مورد پرداخت جدی قرار نگرفتند.
این کارگردان تاکید کرد: عناصر بسیاری در ایران موجب میشوند که آثار تولیدشده صرفا واکنشی زودگذر و هیجانی، بدون تحقیق و پژوهش کافی به موضوعات باشند. در طول سالها، از جنگ تحمیلی هشت ساله تا سایر رویدادها، نمونههای فراوانی از این واکنشهای شتابزده دیدهایم که ناشی از بودجههای پایان سال و الزامات سازمانی است، نه نگاه عمیق و پژوهشی. در مقابل، در سینمای جهان، گاه چندین سال صرف تحقیق و نگارش میشود و فرایند فیلمبرداری یک سال به طول میانجامد تا اثری جدی و ماندگار خلق شود. متاسفانه شتابزدگی در ایران باعث کاهش کیفیت آثار میشود.
کارگردان «محکوم» درباره مسابقه فیلمنامهنویسی «مدرسهای که میرفتم» و اینکه این رویداد چقدر میتواند در ساخت آثار جدی و ماندگار از شهدای میناب تاثیرگذار باشد، توضیح داد: مسلما شروع چنین فرایندی بسیار جذاب است، اما تجربه نشان داده که در طول مسیر چنین رویدادهایی هزار و یک مانع بروز میکنند. برای اینکه چنین جریانهایی به نتیجه درست برسند. باید از ابراز سلایق شخصی، غیبت استانداردهای مشخص، پیچ و خمهای اداری و حضور تصمیمگیرندگانی که با حب و بغضهای شخصی با مساله برخورد میکنند، جلوگیری کرد. امید آن میرود که بنیاد سینمایی فارابی به عنوان یک متولی جدی در عرصه سینما در این دوره، روالی استاندارد و منصفانه را رقم بزند که فراتر از سلایق فردی و روابط بتواند حق مطلب را نسبت به بچههای میناب ادا کند.
مردانه در پایان درباره نگارش یک فیلمنامه درباره ماکان نصیری شهید مفقودالاثر مدرسه میناب گفت: بزرگی فاجعه میناب بر همگان روشن است، اما در این میان، جنبهای بس غمانگیز و بغضآور وجود دارد به نام ماکان نصیری شهیدی که پیکر او هرگز پیدا نشد. ما در آن حادثه ۱۶۸ شهید تقدیم کردیم و پیکر ۱۶۷ تن از آنها یافت شد و خانوادهها میتوانند بر مزار آنها حاضر شوند و ارتباطی با آن مکان برقرار کنند، اما خانواده ماکان هیچ اثری از او نیافتند. همه ما در زندگی داغ دیدهایم اما ماجرای ماکان بیش از همه مرا تحت تأثیر قرار داد. از همان روزی که گزارش آن را خواندم، تمایل داشتم به سراغ خانواده او بروم. آنها را در خمینیشهر یافتم و به گفتوگو نشستیم. از میان حرفهای دردناک، امیدوارکننده و آمیخته با اضطراب آنها، نکات بسیاری استخراج کردم که خلاصه آن در حال تبدیل شدن به طرح یک فیلمنامه است. اکنون در مراحل ابتدایی کار هستیم و باید دید نتیجه نهایی چه خواهد شد.