کد خبر: 1221844 A

اسماعیل آذر در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

معمای شیخ بهایی در عصر تفوق مدرنیته

نکته محوری در منظومه فکری و ادبی «شیخ بهایی» متمرکز ساختنِ لذت‌های بشر بر بنیان‌های درونی انسان و خودداری از مشروط کردنِ آن‌ها به امور بیرونی است.

معمای شیخ بهایی در عصر تفوق مدرنیته

به گزارش خبرنگار ایلنا، سوم اردیبهشت ماه، روز گرامیداشت «شیخ بهایی»: فقیه، عارف، ریاضیدان، منجم، شاعر، ادیب، و فیلسوفی است که جزء مفاخر بزرگ ایران زمین به حساب می‌آید. شیخ همانطور که پیشتر گفته شد، در مجموعه‌ای از علوم در مقام استادی بوده و آثار قابل توجهی را نیز در این حوزه‌ها از خود برجا گذاشته است. او در زمان حیات خود (۱۰۳۱-۹۵۳ هجری قمری) جدای از اینکه شاگرد اساتید برجسته‌ای نظیر پدرش «شیخ عزالدین حسین عاملی» (فقه و اصول، حدیث، تفسیر و ادبیات عرب)، «مولانا افضل قاینی» (ریاضی، کلام، فلسفه)، «عماد الدین محبوب» (طب، وی پزشک مخصوص شاه طهماسب صفوی و همچنین بزرگترین و شناخته‌شده‌ترین پزشک عصر خود بود)، و «ملا محمد باقریزدی» (ریاضی) بوده، در کسوت استادیِ چهره‌های علمی شناخته شده‌ای نظیر ملاصدرای شیرازی (بنیانگذار حکمت متعالیه)، محمد تقی مجلسی، محقق سبزواری، و سید رفیع الدین محمد حسینی طباطبایی نائینی نیز بوده است. در مود آثار به جا مانده از شیخ بهایی دو دیدگاه وجود دارد. برخی معتقدند که وی ۱۲۰ کتاب و مقاله از خود برجا گذاشته و برخی دیکر تعداد آثار وی را ۹۵ اثر عنوان می‌کنند. شیخ بهایی در طول زندگی پر برکت خود، جدای از فعالیت‌های گسترده علمی، در مقام شیخ الاسلامی شهر اصفهان (تولیت دینی و فقهی این شهر در زمان حکومت شاه عباس صفوی) نیز فعالیت داشته است. او در طول عمر خود چند سفر نیز به مناطق مختلف از جمله عراق، حلب، شام، مصر، حجاز، بیت المقدس، سیلان (سریلانکا)، کاظمین، هرات و آذربایجان داشته است. همسر شیخ بهایی دختر «شیخ علی منشار عاملی» بوده که پیشتر شاهان صفوی را جهت دعوت از خانواده شیخ بهایی برای سفر به ایران از لبنان قانع کرده است. شیخ بهایی از جمله افرادی بوده که به تصوف و عرفان علاقه‌مند بوده و حتی گفته شده ۷ روز قبل از مرگش بر اثر مکاشفه‌ای، ندایی شنیده که به وی گفته «شیخنا به فکر خود باش». مساله‌ای که موجب شده تا وی خلوت نشینی پیشه کند و پس از چند روز دار فانی را وداع گوید. وی در حرم امام رضا علیه (ع) دفن شده است. برخی از مهمترین آثار شیخ بهایی عبارت‌اند از: ۱. جامع عباسی: از نخستین و معروفترین رساله‌های عملیه فقهی و به زبان فارسی است. برخی از این کار، به عنوان اولین دوره فقه فارسی غیر استدلالی که به صورت رساله عملیه نوشته شده یاد می‌کنند؛ ۲. الزبده فی الاصول: مهم‌ترین اثر شیخ است در اصول فقه. تاریخ نگارش آن اوایل قرن یازدهم بوده؛ دوره‌ای که در آن دوره، عصر رواج اخباری‌گری در حوزه فقه شیعی است؛ ۳. اربعین: تألیف اربعین حدیث، از سوی محدثان و عالمان شیعی بر اساس حدیث معروفی است که از پیامبر اکرم (ص) در فضیلت روایت کردنِ چهل حدیث نقل شده است. کار وی این امتیاز را دارد که برخوردار از شرحی جامع درباره احادیث یادشده است و از این رو می‌توان گفت از بهترین و معروف‌ترین اربعین‌ها می‌باشد. تنها در این اثر و مثنوی سوانح حجاز تنها است که شیخ به مباحث سیاسی پرداخته‌است و می‌توان دیدگاه درونی او را در باب علل همکاری علما با شاهان صفوی را به دست آورد؛ ۴. مثنوی سوانح الحجاز (نان و حلوا): این کتاب ترکیبی از مواعظ، طنز، حکایت، تمثیل و لطایف عرفانی و معارف بشری است که با زبانی روان سروده شده است؛ ۵. کشکول: مشهورترین اثر شیخ بهایی الکشکول است که مجموعه فخیمی از علوم مختلف می-باشد و بازتاب¬دهنده دانش و روش شیخ بهایی قلمداد می‌شود؛ ۶. صمدیه: صمدیه را شیخ بهایی در باب علم نحو برای برادر خود «عبدالصمد» نوشته است که در دوره متأخر، جزوی از دروس ادبیات عرب حوزه‌های علمیه بوده است؛ ۷. مشرق الشمسین و اکسیر السعادتین: در فقه استدلالی بر مبنای آیات الاحکام و احادیث است؛ ۸. حبل المتین فی اِحکام احکام الدّین: در فقه؛ ۹. الاثنا عشریه: در پنج باب طهارت، نماز، زکات، خمس، روزه و حج است؛ ۱۰. زبده الاصول: شامل بیش از چهل شرح و حاشیه و نظم؛ ۱۱. مفتاح الفلاح: این کتاب دارای شش باب (فصل) است که نویسنده در هر فصل (ساعتی از شبانه روز) اعمال مخصوصی را در نظر گرفته‌است. نگارنده کتاب خود را به درخواست جماعتی نوشته است تا یک مسلمان بتواند در یک شبانه روز، تمام اعمال خود را بر طبق آن انجام دهد و لذا نمازهای واجب و مستحب، وضو، طهارت و غیره را نیز در کتاب خود ذکر کرده‌است. شیخ بهایی در انتهای این کتاب، تفسیر سوره حمد را نیز آورده است؛ ۱۲. حدائق الصالحین: شرحی ناتمام است بر صحیفه سجادیه؛ ۱۳. حدیقة هلالیه: شامل تحقیقات و فواید نجومی ارزنده؛ ۱۴. التحضیر: کتابی است در علوم غریبه در زمینه احضار جن.

البته که شیخ بهایی جدای از آثار مکتوب خود، در امر معماری و مهندسی نیز آثار مطرحی را از خود برجا گذاشته که از جمله مهمترین آن‌ها می‌توان به ساخت منار جنبان اصفهان، طراحی گنبد مسجد امام اصفهان که صدا را ۷ مرتبه منعکس می‌سازد، ساخت ساعتی که نیاز به کوک کردن نداشت، ساخت مسجد چهار باغ، ساخت گرمابه‌هایی که با شعله‌هایی کوچک گرم می‌شدند، طراحی و ساخت شاخص ظهر شرعی در مغرب مسجد شاه اصفهان و نیز در صحن حرم مطهر حضرت رضا علیه‌السلام و طراحی صحن و سرای مشهد رضوی به صورت یک ۶ ضلعی اشاره کرد. از این رو، وی را به حق بایستی یکی از مفاحر ایران زمین دانست. در این راستا، ایلنا در گفتگو با «اسماعیل آذر»، دکترای زبان و ادبیات فارسی، نویسنده و پژوهشگر، و استاد دانشگاه، به بررسی سیر زندگی و خدمات شیخ بهایی در ابعاد مختلف نه تنها به ایرانیان، بلکه به جهان بشریت پرداخته است. مشروح گفتگو با اسماعیل آذر را در ادامه می‌خوانید.

شیخ بهایی را تاکنون به طرق مختلفی معرفی کرده‌اند. شما چه تصویری از او ارایه می‌کنید؟

شیخ بهایی از خانواده‌ای برجسته و عالم برخاسته است. پدر وی «شیخ عزالدین حسین عاملی» از مقدمان و بزرگان شیعه در لبنان بوده است. ریشه و عقبه خانواده شیخ بهایی به منطقه جبل عامل لبنان باز می‌گردد. این منطقه هم اکنون در شمال شهر صیدا در جنوب لبنان واقع شده است. اکنون نیز که با شما سخن می‌گویم شهر صیدا مرکز شیعیانِ مقیم در لبنان است. شیخ بهایی در اصفهان با دختر شیخ الاسلام وقت این شهر به نام «شیخ علی منشار عاملی» ازدواج می‌کند (گفته شده همسر وی نیز انسان فرهیخته‌ای بوده است) و در سال ۱۰۳۱ هجری قمری چشم از جهان فرو می‌بندد. محل دفن وی در داخل حرم مطهر رضوی است. محله کنونی (در اصفهان فعلی) اقامتِ شیخ بهایی واقع در خیابان مدرس و در منطقه باب‌الدشت اصفهان بوده است. خانه من در اصفهان تا منزل شیخ بهایی چیزی در حدود سه دقیقه پیاده روی فاصله دارد. این خانه هنوز هم روی پا است و در اختیار اداره کل میراث فرهنگی است و آن دسته از ایرانگردانی که به اصفهان سفر می‌کنند، می‌توانند به خیابان مدرس و باب الدشت سراغ وی بروند و محل زندگی شیخ بهایی را از نزدیک ببینند. در روزگار قدیم، شهرها از نظر دینی در دست شیوخ اسلام بود. شیخ بهایی مدتی در کرسی شیخ الاسلامی و تدبیر امور فقهی و دینی شهر اصفهان بوده است. این بدان معناست که شیخ بهایی هم عالم فقه شیعه بود، هم مهندسی گرانقدر بود (که در این زمینه حمام ساخته شده توسط شیخ بهایی و داستان گرم شدن آن با شمع بسیار معروف است. البته که وی در طراحی و ساخت بناهای تاریخی زیادی نیز نظیر منارجنبان ایفای نقش کرده است)، و در عین حال یک شاعر و ادیب گرانسنگ است. شیخ بهایی تعدادی حکایت دارد بسیار شیرین هستند. شیخ بهایی به طور خاص در برخی آثار ادبی خود مفاهیم اجتماعی و عرفانی را با یکدیگر مورد اشاره قرار داده است. به عنوان مثال وی در یکی از بیت‌های یکی از اشعار معروف خود می‌گوید: «لوح دوران شد تهی از نقش حق/ای تو دفتر دار برگردان ورق». این بیت به طور خاص به این نکته اشاره دارد که در آن زمان (در دوره شیخ بهایی) آنچنان که باید و شاید یاد خدا از سوی انسان‌ها مورد توجه قرار نداشته و شیخ بهایی از خدا به عنوان پرودگار جهان و رقم زننده امور درخواست می‌کند که نظری کند و این وضعیت را تغییر دهد. از سویی یکی از غزل‌های خوش موسیقی و پر از مضمون و معانیِ عرفانی شیخ بهایی نیز این است:

ساقیا! بده جامی، زان شراب روحانی

تا دمی برآسایم زین حجاب جسمانی

بهر امتحان‌ای دوست، گر طلب کنی جان را

آنچنان برافشانم، کز طلب خجل مانی

بی‌وفا نگار من، می‌کند به کار من

خنده‌های زیر لب، عشوه‌های پنهانی

دین و دل به یک دیدن، باختیم و خرسندیم

در قمار عشق‌ای دل، کی بود پشیمانی؟

ما ز دوست غیر از دوست، مقصدی نمی‌خواهیم

حور و جنت‌ای زاهد! بر تو باد ارزانی

رسم و عادت رندیست، از رسوم بگذشتن

آستین این ژنده، می‌کند گریبانی

زاهدی به میخانه، سرخ روز می‌دیدم

گفتمش: مبارک باد بر تو این مسلمانی

زلف و کاکل او را چون به یاد می‌آرم

می‌نهم پریشانی بر سر پریشانی

خانه دل ما را از کرم، عمارت کن

پیش از آنکه این خانه رو نهد به ویرانی

ما سیه گلیمان را جز بلا نمی‌شاید

بر دل بهائی نه هر بلا که بتوانی

زمانی من در هندوستان در دانشگاه «جواهر لعل نهرو» این کشور برای استادان تدریس می‌کردم. یکی از اساتید معنی این بیت شعر شیخ بهایی را از من پرسید که می‌گوید:

رسم و عادت رندیست، از رسوم بگذشتن

آستین این ژنده، می‌کند گریبانی

این بیت شعر به نظر من بسیار زیاد به کارِ دنیای کنونی ما می‌آید. این شعر می‌گوید که اگر آن رسومِ دست و پاگیر و خرافی را که مزاحم هستند کنار بزنیم، بدون تردید این مساله موجب خواهد شد تا بالانشین شویم و ارج و منزلتی پیدا کنیم.

آیا کتاب‌های خاصی نیز هستند که مخاطبان و علاقمندان شیخ بهایی با مطالعه آن‌ها بتوانند درک و شناخت بهتری از ابعاد مختلف شخصیتی و زندگی شیخ بهایی پیدا کنند؟

در مورد شناخت شیخ بهایی چندین اثر را می‌توان معرفی کرد که مخاطبان علاقمندِ شما با مراجعه به این آثار می‌توانند شناختی مناسب و البته شیرین از شیخ بهایی کسب کنند. بهترین اثر در این رابطه کتابی است که مرحوم «سعید نفیسی» راجع به شیخ بهایی نوشته و فکر می‌کنم در سال ۱۳۶۱ توسط نشر چکامه منتشر شده است. با این حال، قدیمی‌ترین اثری که به معرفی شیخ بهایی می‌پردازد، کتاب «عالم آرای عباسی» نوشته اسکندر بیگ ترکمان منشی شاه عباس صفوی است. شیخ بهایی در سال ۱۰۳۱ هجری قمری فوت کرد و این اثر هشت سال پس از مرگ وی آماده شده و به دست رسیده است. این کتاب به حوادث روزگار شیخ بهایی اشاره دارد. با این حال یکی دیگر از کتاب‌های جاندار در معرفی و آشنایی با شیخ بهایی کتاب «سلافه الاعصر فی محاسن الشعر» نوشته سید صدرالدین علی خان معروف به «ابن معصوم» است. قطعاتی از شعرهای عربی شیخ بهایی در این کتاب مورد اشاره قرار می‌گیرد. البته این کتاب تقریبا ۵۱ یا ۵۲ سال پس از مرگ شیخ بهایی به دست رسیده است (حدودا سال ۱۰۸۲ هجری قمری). کتاب «قصص العلما» تالیف محمد بن سلیمان تنکابنی نیز مفصل از شیخ بهایی می‌نویسد. البته آثار بسیاری وجود دارد که در قالب آن‌ها به معرفی شیخ بهایی نیز پرداخته می‌شود با این حال، این‌هایی که من عرض کردم را خود مطالعه کرده‌ام و آن‌ها را مفید یافته‌ام.

به نظر شما خلاصه پیام بزرگانی چون شیخ بهایی و عرفا و ادیبانی نظیر وی همچون مولانا، عطار و یا حافظ برای عصر مملو از بحرانِ ما چیست؟

به نظر من بخش زیادی از چالش‌ها و مشکلات جهان کنونی را جدای از پیشرفت‌های بشر، باید در کاشت دانه‌های «اومانیسم» در عصر پسا رنسانس و به اوج سیدن آن در قرن نوزدهم جستجو کنیم. در این دوران بشر با کوهی از مشکلات خودساخته رو به رو شده که از جمله آن‌ها می‌توان به فساد، پاشیدن بنیان خانواده و غیره اشاره کرد. با این حال می‌توان گفت که «مدرنیته» به عنوان فرزند «اومانیسم» (جدای از دستاوردهای تجربی خود در علومی نظیر پزشکی و یا حوزه‌های شبیه به آن که کاملا هم برای بشر مفید بوده است)، کاری کرد که عملا موجب شد تا انسان از درونِ خود بریده شده و به بیرون وصل شود. در این راستا بسیاری از انسان‌ها به این سمت کشیده شده‌اند که مثلا در درون خود به دنبال فلان چیزهای مادی هستند. این یعنی در درون خود زندگی نمی‌کنند و به بیرون متصل شده‌اند. این در حالی است که راه شادی و لذت واقعی انسان از درون می‌گذرد.

راه لذت از درون‌دان نه از برون *** ابلهی‌دان جستن قصر و حصون

آن یکی در کنج مسجد مست و شاد *** وآن دگردر باغ ترش و بی‌مراد

این بدان معناست که شما اگر تمامی آثار ادیبان شناخته شده‌ای نظیر عطار را مثلا بخواهید در جمله‌ای خلاصه کنید، نتیجه کار شما می‌شود اینکه «آن‌ها می‌خواهند ما را به درونمان وصل کنند». در مورد شیخ بهایی نیز شاهد همین رویکرد هستیم. مولوی نیز در کنار عطار از جمله قهرمانان این میدان است. با این همه، حافظ نتیجه تمامی این رویکردها را در این مصراع خلاصه می‌کند که «وآن چه خود داشت ز بیگانه تمنا می‌کرد». اشکالی ندارد اگر انسان تمامی این ها (برخی مادیات) را بخواهد با این حال باید بدانیم که اساسا این‌ها برای کلیت زندگی وی کافی نیستند. مساله‌ای که در شیخ بهایی نیز در چهارچوب آثار عرفانی خود دقیقا به آن‌ها اشاره دارد.

انتهای پیام/
شیخ بهایی اسماعیل آذر
نرم افزار موبایل ایلنا
ارسال نظر