توهم دانایی در عصر تکنولوژی و فضای آنلاین
دانش هنوز همان راه قدیمی را میخواهد: مطالعه، تمرکز، تحقیق، سند، استدلال، نقد و تأمل. اگر این راه را کنار بگذاریم، ممکن است از همیشه بیشتر بدانیم «چه گفتهاند» و از همیشه کمتر بدانیم «چرا درست است یا چرا غلط». فاصله میان این دو، فاصله اطلاعات و دانش است و اگر پر نشود، فضای مجازی به جای دانشگاه عمومی بشر، به بازار بزرگ توهم دانایی تبدیل خواهد شد.»
«تکنولوژی و فضای آنلاین یک مزیت بزرگ دارند و در کنار آن، عیبهای بزرگی نیز پدید آوردهاند. بزرگترین مزیت آنها، شکستن انحصار نوشتن، گفتن و دیدهشدن بود. پیش از این، انتشار گسترده یک نوشته یا سخن عمدتا در اختیار صاحبان رسانه، ناشران و تریبونهای رسمی بود، اما امروز هرکس با یک تلفن همراه میتواند بنویسد، سخن بگوید و مخاطب پیدا کند. این عمومیشدن امکان تولید و توزیع اطلاعات، بیتردید تحولی مهم و مثبت است.
اما همینجا خطری بزرگ شکل گرفت: انحصار رسانهای شکست، اما توهم دانایی و تخصص عمومی شد. اینکه همه امکان سخن گفتن دارند، به معنای اعتبار علمی یکسان همه سخنها نیست. دسترسی به اطلاعات با داشتن دانش تفاوت دارد. کسی چند مطلب اقتصادی میخواند و درباره اقتصاد حکم میدهد؛ یک کلیپ تاریخی میبیند و خود را مورخ میپندارد؛ چند مطلب دینی میخواند و دینشناس میشود و با خواندن چند نوشته پزشکی با پزشک متخصص مجادله میکند!
چند دقیقه مصرف اطلاعات، جای چند سال کسب دانش را میگیرد.
این پدیده با «اقتصاد توجه» پیوند دارد. در فضای آنلاین برای دیدهشدن باید در چند ثانیه توجه مخاطب را ربود؛ بنابراین محتوا به سوی کوتاهی، سرعت، سادگی و هیجان میرود: تیتر بر مقاله، کلیپ بر سخنرانی و جمله قطعی بر استدلال مفصل غلبه میکند.
البته کوتاهنویسی فینفسه عیب نیست؛ مشکل زمانی آغاز میشود که کوتاهی شرط دیدهشدن و دیدهشدن معیار ارزش محتوا شود. در این چرخه، نویسنده کوتاهتر مینویسد، مخاطب به کوتاهخوانی عادت میکند و حوصله خواندن متون علمی، مستند و استدلالی کاهش مییابد؛ در نتیجه مقالهای که نیازمند استدلال، سند، ارجاع و مقایسه است، جای خود را به چند جمله قطعی و یک کلیپ چنددقیقهای میدهد. اینجا دیگر فقط شکل محتوا تغییر نکرده؛ ذائقه فکری نیز تغییر کرده است:
اقتصاد توجه ← کوتاهنویسی ← کوتاهخوانی ← گریز از متن علمی و استدلالی ← کاهش مطالعه عمیق ← فقدان عمق علمی ← توهم دانایی.
دکتر علی شریعتی تعبیری زیبا داشت: «برخی از نظر علمی مانند دریا هستند، اما به عمق یک بند انگشت.»!
ممکن است ذهن انسان پر از نام و نقلقول باشد، اما نتواند اعتبار منابع، رابطه علّی مطالب یا قوت استدلالها را تشخیص دهد. این دانش نیست؛ انباشت اطلاعات است.
بیسواد ممکن است بداند که نمیداند و در نتیجه دنبال دانستن برود، اما گرفتار توهم دانایی نمیداند که نمیداند و از همین رو گاه در برابر اهل تخصص نیز میایستد.
در چنین فضایی یک تیتر جای مطالعه تاریخ را میگیرد؛ یک کلیپ جای فهم اقتصاد را؛ نقلقول بیمنبع جای سند را و تکرار جای دلیل را.
«همهجا نوشتهاند» استدلال نیست؛ یک دروغ اگر هزار بار بازنشر شود، همچنان دروغ است.
حتی اطلاعات درست نیز اگر سطحی و منفصل از زمینه علمی مصرف شود، الزاما دانش تولید نمیکند. دانستن اینکه «چه اتفاقی افتاده» با فهمیدن «چرا اتفاق افتاده» یکی نیست؛ اطلاعات به «چه؟» پاسخ میدهد، اما دانش باید بتواند «چرا؟» و «چگونه؟» را نیز توضیح دهد.
البته نباید فضای مجازی را دشمن دانش دانست. همین شبکهها میتوانند انسان را به کتاب، مقاله علمی، دانشگاه و معتبرترین منابع جهان متصل کنند. مشکل در فناوری نیست؛ در شیوه استفاده از آن و معماری توجه ماست. راه نجات نیز حذف فناوری نیست؛ انضباط ذهن است: باید حوصله مطالعه را بازگردانیم، متن علمی را به دلیل طولانیبودن کنار نگذاریم، خلاصه را با دانش اشتباه نگیریم و پیش از باور یا بازنشر بپرسیم: منبع چیست؟ دلیل چیست؟ شاهد چیست؟ دیدگاه مخالف کدام است؟ و مهمتر از همه: آیا واقعا میدانم، یا فقط چیزی درباره این موضوع دیدهام؟
تکنولوژی انحصار رسانه را شکست و دروازه اطلاعات را به روی همگان گشود، اما تفاوت میان متخصص و غیرمتخصص، پژوهش و اظهارنظر، سند و ادعا و اطلاعات و دانش را از میان نبرد. همه حق دارند سخن بگویند، اما همه سخنان همارزش نیستند؛ همه میتوانند محتوا تولید کنند، اما هر محتوایی دانش نیست و همه میتوانند بازنشر کنند، اما بازنشر، تحقیق نیست.
شاید بزرگترین خطر عصر اسکرول(بالا و پایین کردن صفحات وب) همین باشد: برای جلب توجه کوتاه مینویسیم؛ برای خواندن کوتاه میمانیم؛ برای فهمیدن کمتر وقت میگذاریم و سپس از اطلاعات پراکنده، توهم دانایی پیدا میکنیم.
دانش هنوز همان راه قدیمی را میخواهد: مطالعه، تمرکز، تحقیق، سند، استدلال، نقد و تأمل. اگر این راه را کنار بگذاریم، ممکن است از همیشه بیشتر بدانیم «چه گفتهاند» و از همیشه کمتر بدانیم «چرا درست است یا چرا غلط». فاصله میان این دو، فاصله اطلاعات و دانش است و اگر پر نشود، فضای مجازی به جای دانشگاه عمومی بشر، به بازار بزرگ توهم دانایی تبدیل خواهد شد.»
رحمتاله بیگدلی