خبرگزاری کار ایران

تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با ایلنا:

آمریکا برای حفظ اعتبار خود نبرد تازه‌ای را علیه ایران در آینده‌ای نزدیک آغاز می‌کند/ قمار سیاسی واشنگتن به نتیجه نخواهد رسید

آمریکا برای حفظ اعتبار خود نبرد تازه‌ای را علیه ایران در آینده‌ای نزدیک آغاز می‌کند/ قمار سیاسی واشنگتن به نتیجه نخواهد رسید

یک تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: تصور آمریکا این است که ایران ممکن است که تحت فشار تن به مذاکراتی بدهد که آمریکا بتواند امتیازات هسته‌ای در آن بگیرد و ایران را مجبور کند تنگه هرمز را به شکل فعلی کنترل نکند، همچنین برنامه‌های دفاعیش را محدود کند و دست از حمایت از محور مقاومت بردارد. البته با توجه به اینکه ایران می‌داند این عقب نشینی‌ها باعث تشدید فشارها و از دست رفتن تمامیت ارضی ایران و استقلال ایران خواهد شد، این طرح رو نخواهد پذیرفت. قاعدتاً ایران بر حقوق حاکمیت خودش در تنگه هرمز تاکید خواهد کرد و برنامه‌های نظامی خودش را هم پیش خواهد برد و از محور مقاومت حمایت خواهد کرد و لذا به نظر می‌رسد که قمار سیاسی آمریکا به نتیجه نخواهد رسید و این قمار باعث خواهد شد که آمریکا مجبور شود برای حفظ اعتبار و هژمونی خود یک نبرد تازه‌ای را علیه ایران احتمالا در آینده‌ای نزدیک آغاز کند.

احسان موحدیان کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌و‌گو با خبرنگار ایلنا، در پاسخ به این سوال که آیا تحرکات اخیر در خیلج فارس می‌تواند منجر به یک رویارویی جدید بر سر تنگه هرمز شود یا امکان کنترل تنش از مسیر دیپلماسی همچنان وجود دارد، گفت:  این درگیری، ناشی از اختلافات مرزی جزئی یا مسائلی از این قبیل نیست؛ بلکه یک جنگ موجودیتی است. حداقلِ درکِ ایالات متحده و اسرائیل از این منازعه، ماهیتی موجودیتی دارد. از دیدگاه اسرائیل، شکست در این نبرد به معنای‌عدم بقای اسرائیل در آینده است؛ از این رو، اسرائیل آمادگی تحمل هزینه‌های کلان را برای این جنگ دارد. لذا تصوری که برخی مبنی بر کوتاه آمدن احتمالی اسرائیل در صورت درگیری در چند جبهه یا طولانی شدن منازعات داشتند، نادرست بود؛ علت این خطای محاسباتی، درکِ اسرائیل از این تقابل به عنوان یک جنگ موجودیتی است و به همین دلیل، اسرائیلی‌ها عقب‌نشینی نخواهند کرد. 

وی ادامه داد: ایالات متحده هم از این منظر، درگیری را موجودیتی می‌پندارد که می‌داند شکست در این صحنه و ناتوانی در کنترل تنگه هرمز، به معنای پایان هژمونی آمریکا در نظام بین‌الملل، قدرت‌گیری سریع چین و ایجاد ظرفیت‌هایی برای روسیه جهت پیروزی در اوکراین و بازپس‌گیری حوزه‌های نفوذ از دست رفته‌اش، از جمله قفقاز و آسیای مرکزی خواهد بود. با توجه به این تلقیِ آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها از جنگ، تصور اینکه این وضعیت با دیپلماسی یا روش‌های مشابه خاتمه یابد، بسیار بعید است. نکته حائز اهمیت این است که طرفین، خود را پیروزِ میدان می‌دانند؛ ما در این درگیری‌ها خود را بازنده نمی‌دانیم و متقابلاً ضربات را پاسخ می‌دهیم؛ آن‌ها هم خود را بازنده تلقی نمی‌کنند. در چنین فضایی که دو طرف خود را فاتح می‌انگارند، اساساً ظرفیت و فرصتی برای پیگیریِ مسائل به شکل دیپلماتیک وجود ندارد. 

 رفتارهای کنونی آمریکا نشان‌دهنده برنامه تهاجم زمینی به ایران است

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: بنابراین، برداشت بنده این است که این زد و خوردها فعلاً با شدت و ضعف ادامه خواهد یافت. در اوایل یا اواسط پاییز، زمانی که ترامپ از انتخابات کنگره فارغ شود، ذخایر انرژی آن‌ها به وضعیت مطلوب‌تری برسد و از نظر نظامی و زیرساختی تجهیزات خود را تکمیل کنند، برای تعیین تکلیف این نبرد به صورت نظامی و بسیار جدی‌تر وارد عمل خواهند شد. رفتارهای کنونی آنان نشان‌دهنده برنامه تهاجم زمینی به ایران است؛ این تهاجم از سواحل جنوبی خلیج فارس، کردستان عراق و شمال غرب ایران (از مسیر جمهوری آذربایجان و نخجوان) متصور است. تجهیزات نظامیِ خریداری‌شده توسط جمهوری آذربایجان، شامل جنگنده‌هایی با برد طولانی، موشک‌ها و سیستم‌های پدافندی برای مقابله با پهپاد و موشک، گویای این است که برنامه تجاوز زمینی به ایران جهت حصول موفقیت، در دستور کار آنان قرار دارد. لذا، با توجه به تحرکات از سه تا چهار جهت، امکان کنترل تنش از طریق دیپلماسی وجود ندارد. 

تحلیل بند ۵ تفاهم‌نامه کاملاً به نفع ایران است

موحدیان همچنین در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه بند ۵ یادداشت تفاهم به موضوع تنگه هرمز اشاره دارد اما گویا در تفسیر این بند از یادداشت تفاهم اختلاف نظری بین دو طرف وجود دارد و همین اختلاف نظر منجر به درگیری‌هایی در خلیج فارس شده است تحلیل شما درخصوص این بند از یادداشت تفاهم و تفاسیر متفاوت ایران و آمریکا از این بند از یاداشت تفاهم چیست، گفت: در خصوص بند ۵ این تفاهم‌نامه؛ تحلیل آن کاملاً به نفع ایران است. اول اینکه ذکر شده جمهوری اسلامی ایران ترتیباتی را با حداکثر تلاش خود برای عبور ایمن کشتی‌های تجاری، بدون هزینه، برای ۶۰ روز اتخاذ خواهد کرد. این عبور ایمن کشتی تجاری به ایران حق می‌دهد که برای تضمین امنیت، حفاظت از محیط زیست و تأمین هزینه عبور، اقدامات لازم را انجام دهد و بازرسی‌هایی را اعمال کند. حالا که ایران گفته بدون هزینه، به این معنی نیست که حق کنترل، نظارت و بررسی را نداشته باشد؛ لذا آمریکا نمی‌تواند این بند را به معنای تضمین عبور آزاد و بدون قید و شرط برای همه کشتی‌ها در نظر بگیرد. 

وی ادامه داد: همچنین باید توجه داشت که در متن، عبارت «کشتی‌های تجاری» قید شده است؛ یعنی آمریکا از ناوهای خود برای فشار به ایران استفاده می‌کند که نکته‌ای مهم است. بنابراین، بازرسی کشتی‌ها توسط ایران به معنای نقض این بند نیست، چراکه ایران ممکن است این اقدامات را برای عبور ایمن ضروری بداند. این موضوع یک اقدام داوطلبانه و یک‌جانبه از سوی ایران است و حقی نیست که آمریکا اعطا کرده باشد. ایران بر اساس بند ۵، حق دارد قوانین و رویه‌های اجرایی عبور از تنگه هرمز را تعیین کند و از این بابت هیچ تخلفی صورت نگرفته است. واژه «ایمنی» که احتمالاً به معنی همان «Safe» است، برگ برنده ایران محسوب می‌شود؛ زیرا تنگه هرمز در آب‌های تحت حاکمیت ایران قرار دارد و قاعدتاً تعریف ایمنی در آب‌های حاکمیتی با خود ایران است. 

این تحلیلگر مسائل بین‌الملل تصریح کرد: اگر ایران تشخیص دهد که عبور یک کشتی تجاری خاص ایمن نیست مثلاً حامل کالایی برای دشمن است یا ناقض قوانین ایران است می‌تواند آن را «غیرایمن» اعلام کند، امنیت ملی خود را مقدم بداند و اجازه ورود ندهد. بنابراین، ایران متعهد نشده است که عبور کور و بدون نظارت همه کشتی‌ها را بپذیرد. همچنین، عبارت «حداکثر تلاش» یک تعهد حقوقیِ نرم است، نه تضمینِ سخت؛ بدین معنا که اگر ایران با موانع خارجی (مانند تهدید نظامی آمریکا) مواجه شود، می‌تواند مانعِ تلاش شود و مسئولیتی نخواهد داشت. 

موحدیان گفت: در ادامه، با اشاره به ضرورت رفع موانع فنی، نظامی و مین‌زدایی توسط ایران، این بخش یک پیروزی دیپلماتیک برای کشورمان است؛ چرا که صریحاً تأیید می‌کند عملیات مین‌زدایی و رفع موانع نظامی در تنگه هرمز باید توسط جمهوری اسلامی ایران انجام شود. این بند، حق هرگونه مداخله نظامی خارجی برای ایمن‌سازی تنگه را سلب می‌کند و آمریکا هم اقرار کرده است که نیروهای خارجی حق مین‌روبی یا گشت زنی نظامی برای پاکسازی را ندارند و این وظیفه منحصراً بر عهده ایران است. لذا توقف شناورهای خارجی توسط ایران به بهانه بازرسی و حفظ امنیت، کاملاً در چارچوب این توافق است و ادعاهای اخیر آمریکا، ترکیه یا کشورهای اروپایی مبنی بر مداخله در مین‌زدایی، بر اساس همین بند فاقد وجاهت قانونی است. 

وی گفت: همچنین در این بند ذکر شده که جمهوری اسلامی ایران با سلطنت عمان برای تعیین اداره آینده و خدمات دریایی در تنگه هرمز، مطابق با حقوق بین‌الملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی، گفت‌وگو خواهد کرد. آمریکا نمی‌تواند این بند را به معنای «اداره بین‌المللی تنگه» و کاهش حاکمیت ایران تفسیر کند؛ زیرا این آب‌ها، آب‌های داخلی دو کشور است و طرفین گفت‌وگو ایران و عمان مشخص شده‌اند. دیگران حقی برای مشارکت در تصمیم‌گیری یا اظهارنظر ندارند. همچنین مبنای گفت‌وگو، حقوق بین‌الملل و حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی ذکر شده که صراحتاً تأیید می‌کند هر ترتیباتی باید ذیل حاکمیت ایران باشد، نه فراتر از آن. طبق حقوق دریاها، تنگه هرمز بخشی از دریای سرزمینی ایران است و اداره آینده آن به معنای هماهنگی ایران و عمان در تعیین مسیرهای تردد و مقررات ایمنی است و بر اساس همین متن، حق واگذاری بازرسی و کنترل در خصوص تردد و نظایر آن، برای هیچ کشور یا نهاد خارجی حقی وجود ندارد. 

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: ایران می‌تواند چنین تفسیر کند که بر اساس این بند، هرگونه توافق در آینده با عمان باید مبتنی بر «اصل رضایت قبلی» برای حضور و عبور کشتی‌های جنگی باشد و این موضوع غیرقابل مذاکره است. در صورتی که عمان بخواهد پای کشورهای خارجی مانند آمریکا را به میان بکشد یا بدون هماهنگی و همکاری با ایران، مسیر مجزایی ایجاد کند، بر اساس همین بند و تفسیری که ذکر شد، مرتکب تخلف شده است. ایران قاعدتاً حق دارد بر مبنای همین بند که حقوق حاکمیتی و صلاحیت انحصاری‌اش را به رسمیت شناخته است، در برابر تخلفات عمان واکنش مناسب را اتخاذ نماید؛ اقدامی که تاکنون نیز صورت گرفته است. 

صلاحیت مین‌زدایی و رفع موانع منحصرا در اختیار ایران است که دست آمریکا را برای هرگونه اقدام نظامی می‌بندد

موحدیان تاکید کرد: در نهایت، چند نکته را مجدداً تأکید می‌کنم: نخست آنکه صلاحیت مین‌زدایی و رفع موانع منحصراً در اختیار ایران است که دست آمریکا را برای هرگونه اقدام نظامی می‌بندد. دوم، تعهد ایران برای «عبور ایمن و بدون هزینه» که منظور از آن صرفاً‌ عدم دریافت عوارض است محدود به ۶۰ روز است؛ یعنی پس از ۶۰ روز، اگر ایران تشخیص دهد که امنیت نقض شده است مثلاً آمریکا به هر شکلی از این مسیر برای جاسوسی، حمل سلاح و تجاوز استفاده کند ایران بلافاصله به وضعیت پیشین بازگشته و اعمال کنترل کامل خواهد کرد. سوم، اداره تنگه در آینده صرفاً با تکیه بر حقوق حاکمیتی کشورهای ساحلی است و ایران می‌تواند مقررات سخت‌گیرانه‌ای وضع کرده و ادعای مدیریت بین‌المللی تنگه را با استناد به همین بند رد کند. 

وی ادامه داد: اینکه آمریکا بخواهد از این متن، حق و حقوق نامحدود برای ناوهای جنگی خود یا حق دخالت در اداره تنگه هرمز را استنباط کند، تفسیری کاملاً مخالف نص صریح توافق است که صرفاً به عبور کشتی‌های تجاری با رعایت حقوق حاکمیت ایران اشاره دارد و این امر مغایر با روح توافق است. ایران کاملاً در این چارچوب حقوقی محق است که هر کشتی را متوقف و بازرسی کند و در صورت وجود تهدید، مانع عبور آن‌ها شود؛ چرا که این یادداشت تفاهم، صرفاً یک آتش‌بس موقت است، نه یک معاهده واگذاری حاکمیتی. 

این تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در پاسخ به این سوال که از یک سو دونالد ترامپ از پایان آتش‌بس سخن می‌گوید و از سوی دیگر بر ادامه مذاکرات تأکید می‌کند. این اظهارات ترامپ درباره پایان آتش بس در حالی مطرح می‌شود که یادداشت تفاهم به موضوع پایان جنگ در همه جبهه‌ها مربوط می‌شود، تحلیل شما از این اظهارات متناقض ترامپ چیست؟ گفت: بحران اعتماد میان ایران و ایالات متحده در اینجا بار دیگر نمود می‌یابد و دلیلی دیگر برعدم قابلیت اطمینان به آمریکا و گواهی بر حقانیت استنباط ایران است که مسیر دیپلماسی با آمریکا، بدون اتکا به قدرت سخت و افزایش توان نظامی، نتیجه‌بخش نخواهد بود. هنگامی که ترامپ به عنوان رئیس‌جمهور آمریکا سندی را امضا می‌کند که ناظر بر پایان جنگ در تمامی جبهه‌هاست، اما از سوی دیگر از پایان آتش‌بس سخن می‌گوید، در واقع با یک پارادوکس حقوقی و سیاسی مواجه هستیم. برای درک تناقض‌گویی ترامپ، باید تفاوت میان این دو مفهوم را دریافت: یکی پایان جنگ که یادداشت تفاهمی برای آن امضا شده  و یک ترتیب اجرایی برای پایان درگیری نظامی مستقیم و بازگشایی تنگه هرمز و تعهد سیاسی-حقوقی در سطح بین‌الملل است. در ادبیات سیاسی جهان، هنگامی که از پایان آتش‌بس سخن به میان می‌آید، بدین معناست که وضعیت جنگی به وجود آمده و خصومت‌ها از سر گرفته شده است. 

رفتارهای متناقض، اعتبار تعهدات آمریکا را از دیدگاه حقوق بین‌الملل زیر سوال می‌برد

موحدیان تصریح کرد: این رفتارهای متناقض، اعتبار تعهدات آمریکا را نه تنها از نظر اخلاقی، بلکه از دیدگاه حقوق بین‌الملل که ایالات متحده خود پس از جنگ جهانی دوم بانی بخش بزرگی از آن بوده، زیر سؤال می‌برد. بر اساس ماده ۲۶ کنوانسیون وین، هیچ کشوری نمی‌تواند همزمان ادعای پایبندی به توافق صلح و نشان دادن حسن نیت داشته باشد، اما در عین حال خواستار نقض آتش‌بس باشد. این امر نشان می‌دهد که آمریکا از همان ابتدا سوءنیت داشته و در پی اجرای توافق نبوده، بلکه تنها به دنبال خرید وقت بوده است. این واقعیت به ایران حق می‌دهد که اجرای تعهدات خود را مشروط به رفع تهدیداتی کند که آمریکا در حوزه‌های مختلف علیه ایران اعمال می‌کند. این رفتار، نشان‌دهنده بی‌اعتباری تعهدات آمریکا و گویای این است که ایالات متحده تنها وقفه‌ای تاکتیکی در نبرد علیه ایران ایجاد کرده و راهبردش کماکان مقابله، نابودی و تجزیه ایران است. 

وی گفت: هرگونه توافق هم ممکن است در هر لحظه توسط آمریکا نقض شود که مصداق بارز بی‌اعتباری سیاسی این کشور است. از سوی دیگر، می‌توان گفت این وضعیت ناشی از شکاف میان بخش‌های مختلف حاکمیت در آمریکاست؛ بخشی که به دنبال تشدید نبرد است و بخشی که چنین تمایلی ندارد، یا حاصل فشارهای اسرائیل است. لذا ایران هیچ اعتمادی به آمریکا ندارد و باید تعهدات خود را متناسب با گام‌های طرف مقابل تنظیم کند. اگر ترامپ از پایان آتش‌بس سخن می‌گوید، ایران هم باید اجرای تعهدات خود را متوقف کند؛ چرا که آمریکا با تهدید به استفاده از زور، تعهد خود به صلح را نقض کرده است. ایران باید این اظهارات متناقض را به‌عنوان «تهدید به نقض صلح و جنگ‌طلبی» در شورای امنیت یا دبیرخانه سازمان ملل ثبت کند. مطابق ماده ۶۰ کنوانسیون وین، ایران حق دارد تعهدات خود را معلق اعلام کند. 

این کارشناس مسائل بین‌الملل گفت: اگر آمریکا به این رفتار ادامه دهد، عبور کشتی‌های تجاری دیگر ایمن نخواهد بود. ایران می‌تواند با استناد به بند «عبور ایمن» در همان یادداشت تفاهم، ترتیبات ۶۰ روزه را به دلیل ناامن‌سازی تنگه توسط آمریکا متوقف کند؛ بدین معنا که اگر وضعیت جنگی است، دیگر دلیلی برای باز نگه داشتن مسیر برای کشتی‌های تجاری که ممکن است اهداف غیرتجاری داشته باشند یا حامل سلاح باشند، وجود ندارد. آمریکا با این رفتار به خودش هم لطمه می‌زند. ایران باید هرگونه اقدام اعتمادساز بعدی را به لغو رسمی وضعیت جنگی توسط کنگره آمریکا یا صدور قطعنامه‌ای الزام‌آور توسط شورای امنیت سازمان ملل منوط کند. در واقع، دیگر هیچ یادداشت تفاهم اجرایی که توسط رئیس‌جمهور آمریکا (حال یا آینده) امضا شود، از نظر ایران نباید اعتبار داشته باشد؛ چرا که آمریکا با این رفتار، اعتبار خود را به‌عنوان یک طرف مذاکره قابل‌اعتماد به‌طور کامل مخدوش و این سند را بی‌اعتبار کرده است. 

موحدیان در پاسخ به این سوال که با توجه به اینکه آمریکا تحریم‌های جدید اعمال می‌کند، صادرات نفت ایران را هدف قرار می‌دهد، تهدید می‌کند که پول‌های بلوکه شده ایران را پس نمی‌دهد و دست به اقدام نظامی می‌زند، از نظر شما این یادداشت تفاهم تا چه زمانی می‌تواند دوام بیاورد، گفت: تمامی این موارد دقیقاً اقداماتی هستند که تک‌تک آن‌ها برای فروپاشی حقوقی توافقنامه کافی است. اولاً، اعمال تحریم‌های جدید علیه صادرات نفت به معنای‌عدم تداوم منطقی «پایان جنگ در همه جبهه‌ها» و بازگشایی مسیر امن کشتی‌های تجاری است. این تحریم‌های نفتی به مثابه یک جنگ اقتصادی تمام‌عیار از سوی آمریکا علیه ایران است؛ وقتی ایالات متحده صادرات نفت ایران را هدف قرار می‌دهد، عملاً ستون فقراتِ توافقِ «عبور ایمن کشتی‌های تجاری» را که برای آن منعقد شده بود، نشانه رفته است. این تناقضی صریح است؛ شما نمی‌توانید از یک سو کریدور امن برای کشتی‌های تجاری بگشایید و از سوی دیگر، تجارت نفتی طرف مقابل را تحریم کنید. با همین یک اقدام، فروپاشی توافق عملاً محقق شده است. 

اقدام نظامی آمریکا، بدون نیاز به هیچ ادله‌ی دیگری، به شکل فوری کل توافق را از درجه اعتبار ساقط کرد

وی گفت: در خصوص تهدید به‌عدم آزادسازی یا مصادره اموال بلوکه‌شده ایران، باید گفت که این اقدام احتمال حل و فصل اختلافات را از بین می‌برد؛ چرا که تهدید به مصادره یاعدم استرداد دارایی‌های ایران، مصداق غصب در سطح بین‌المللی است. این تهدیدات نشان می‌دهد که آمریکا از میز مذاکره نه به عنوان محلی برای حل اختلاف، بلکه به مثابه تله‌ای برای امتیازگیری یک‌جانبه بدون پرداخت هزینه استفاده می‌کند و لذا بی‌اعتمادی ایران نسبت به ایالات متحده بیش از پیش تشدید می‌شود. در عین حال، آمریکا تحرکات نظامی همزمان هم انجام می‌دهد؛ قرار بود «پایان جنگ در همه جبهه‌ها» در کنار اصل «عبور ایمن» محقق شود، اما اقدام نظامی آمریکا نقض صریح توافق است. طبق ماده ۶۰ کنوانسیون وین در حقوق معاهدات، این نقض که هم به شکل «مادی» و هم به شکل «اساسی» است، به طرف ایرانی این حق را می‌دهد که به تعهدات خود پایان داده یا آن‌ها را معلق کند. اقدام نظامی آمریکا، بدون نیاز به هیچ ادله‌ی دیگری، به شکل فوری کل توافق را از درجه اعتبار ساقط کرد. 

این کارشناس مسائل بین‌الملل تصریح کرد: با این حال، نکته قابل توجه این است که در ساختار فعلی حقوق بین‌الملل، ضمانت اجرایی خاصی برای ایران در برابر گستاخی‌های آمریکا جهت وادار کردن واشنگتن به پرداخت هزینه وجود ندارد. شورای امنیت عملاً فلج است و آمریکا به دلیل عضویت دائم و حق وتو، هرگونه رای محکومیت علیه خود را وتو می‌کند؛ این یک بن‌بست ساختاری است. در دیوان بین‌المللی دادگستری هم، حتی در صورت اخذ رای، صرفاً افکار عمومی روشن می‌شود، اما آمریکا می‌تواند احکام را نادیده گرفته و سلامت دیوان را زیر سؤال ببرد. ما نهایتا می‌توانیم به یک پیروزی اخلاقی دست یابیم، اما بدون ضمانت اجرایی فوری، این امر برای آمریکا که به اعتبار دیپلماتیک خود چندان اهمیت نمی‌دهد، فایده‌ای در جهت توقف اقدامات جنگی ندارد. 

موحدیان تصریح کرد: بنابراین، تنها راه حل باقی‌مانده برای ایران این است که با قدرت نسبت به اقدامات نظامی آمریکا واکنش نشان دهد، اعلام کند که طرف مقابل توافق را نقض کرده و ایران دیگر ملزم به اجرای تعهدات خود نیست. ایران باید کنترل حاکمیتی خود را بازگرداند، برای تأمین امنیت هزینه دریافت کند و در برابر حملات نیز سکوت نکند؛ چراکه نباید هزینه‌های نقض توافق توسط آمریکا را ایران پرداخت کند. ایران باید پاسخ دهد و بازگشت به وضعیت کنترل کامل و بی‌قید و شرط بر تنگه هرمز و توقف هرگونه همکاری ذیل این یادداشت تفاهمِ بی‌اعتبار شده، امری است که باید مورد توجه قرار گیرد. 

وی در پاسخ به این سوال که با توجه به اتفاقات روزهای اخیر از نظر شما آیا به سمت جنگ مجدد و البته با وسعت بیشتر پیش خواهیم رفت و یا این اقدامات در روزهای اخیر یک اهرم فشار در مذاکرات است، گفت: من با این وضعیتی که می‌بینم، برداشتم این است که ما در آینده دوباره با آمریکا درگیر خواهیم شد. البته تصور آمریکا این است که با این فشاری که به ایران می‌آورد، از نظر اقتصادی و نظامی ایران را تحت فشار قرار می‌دهد و اینکه ممکن است دوباره ناآرامی‌هایی در ایران اتفاق بیفتد و از سوی دیگر هم ممکن است نیروهای تجزیه طلبی را در کشورهای همسایه ایران برای شیطنت و حمله علیه ایران بسیج کند؛ ایران ممکن است که تحت فشار تن به مذاکراتی بدهد که آمریکا بتواند امتیازات هسته‌ای در آن بگیرد و ایران را مجبور کند تنگه هرمز را به شکل فعلی کنترل نکند، همچنین برنامه‌های دفاعی‌اش را محدود کند و دست از حمایت از محور مقاومت بردارد. 

وی گفت: البته با توجه به اینکه ایران می‌داند این عقب نشینی‌ها باعث تشدید فشارها و از دست رفتن تمامیت ارضی ایران و استقلال ایران خواهد شد، این طرح را نخواهد پذیرفت. قاعدتاً ایران بر حقوق حاکمیت خود در تنگه هرمز تاکید خواهد کرد و برنامه‌های نظامی خود را هم پیش خواهد برد و از محور مقاومت حمایت خواهد کرد و لذا به نظر می‌رسد که قمار سیاسی آمریکا به نتیجه نخواهد رسید و این قمار باعث خواهد شد که آمریکا مجبور شود برای حفظ اعتبار و هژمونی خود یک نبرد تازه‌ای را علیه ایران احتمالا در آینده‌ای نزدیک آغاز کند. 

یادداشت تفاهم مذکور عملاً به پایان رسیده است

این کارشناس مسائل بین الملل درباره اینکه علیرغم امضای یادداشت تفاهم ما همچنان در وضعیت نه جنگ و نه صلح هستیم با توجه به اینکه براساس یادداشت تفاهم صرفا ۶۰ روز فرصت برای مذاکره وجود دارد تحلیل شما از سرانجام این یادداشت تفاهم چیست؟ گفت: همانطور که توضیح دادم به اعتقاد بنده، یادداشت تفاهم مذکور عملاً به پایان رسیده است؛ چرا که ایالات متحده با نقض‌های مکرری که پیش‌تر تشریح شد، عملاً امکان اجرای آن را زیر سؤال برده است. حتی اگر آن‌ها مجدداً ادعا کنند که به این توافق پایبند خواهند بود، در فاصله‌ای کوتاه آن را نقض خواهند کرد. لذا، این یادداشت تفاهم عملاً سرنوشتی مشابه سایر توافقات ما با آمریکا پیدا می‌کند که ایالات متحده به‌صورت یک‌جانبه آن‌ها را نقض کرده و از آن‌ها خارج شده است.

وی درباره سفر عراقچی به عمان گفت: به نظر می‌رسد در جریان سفر آقای عراقچی به عمان، ایران تلاش کرد مسقط را قانع کند که اداره تنگه هرمز صرفاً با همکاری و تعامل میان دو کشور صورت گیرد تا آمریکا فرصت سوءاستفاده پیدا نکند و مسیر خاصی از طرف عمان در اختیار ایالات متحده قرار نگیرد. از آنجا که عمان ظاهراً تحت فشار با آمریکایی‌ها همکاری کرده بود، ایران این همکاری را نپذیرفت؛ چرا که این امر به معنای خروج کنترل تنگه هرمز از دست ایران بود و با مفاد بند ۵ تفاهم‌نامه -که پیش‌تر دلایل آن را تشریح کردم- در تناقض آشکار قرار داشت. 

موحدیان گفت: لذا ایران قصد داشت یادآوری کند که به هر حال، طرف عمانی باید طبق همان تفاهم، ترتیبات مشترک مورد توافق را بپذیرد و اینکه آمریکا بخواهد یک‌طرفه ترتیبات خود را در مسیر دیگری در آب‌های سرزمینی عمان پیاده‌سازی کند، از نظر ما غیرقابل‌پذیرش است. با توجه به اینکه ظاهراً عمان همراهی لازم را در این زمینه نشان نداد، جمع‌بندی ایران بر این قرار گرفت که تفاهم‌نامه نقض شده است؛ از این رو، تهران برای اعمال حق حاکمیت خود از ابزارهای نظامی استفاده کرد تا کشتی‌رانی در تنگه هرمز بر مبنای اعمال حق حاکمیتی ایران صورت پذیرد. 

ایران با اقدام نظامی نشان داد که برای اعمال حق حاکمیت خود در تنگه هرمز، از هر روشی استفاده می‌کند

وی همچنین درباره درخواست آمریکا از ایران برای صدور بیانیه‌ای درخصوص تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز گفت: در خصوص موضوع صدور بیانیه از سوی ایران، باید گفت که جمهوری اسلامی نه‌تنها بیانیه‌ای صادر نکرد، بلکه با اقدام نظامی نشان داد که برای اعمال حق حاکمیت خود در تنگه هرمز، از هر روشی استفاده می‌کند. ایران با این اقدام و برخورد نظامی که صورت داد و طی آن اهدافی را در عمان، بحرین، کویت، امارات و قطر مورد حمله قرار داد، خواست به طرف آمریکایی نشان دهد که نه‌تنها کریدور عمانی را نمی‌پذیرد، بلکه برنامه‌های آمریکا برای خارج کردن کنترل تنگه هرمز از دستان ایران را نیز مردود می‌داند. از این رو، بدیهی است که ایران هیچ بیانیه‌ای را که بخواهد منافع آمریکا را تأمین کند، یا در آن اظهار شود که ایران وضعیت کشتی‌رانی در تنگه هرمز را به پیش از «جنگ ۴۰ روزه» بازمی‌گرداند، صادر نخواهد کرد؛ بلکه با تکیه بر توان قوای خود، تلاش خواهد کرد حق حاکمیت خویش را بر تنگه هرمز، دقیقاً بر مبنای مطالبی که در بند ۵ تفاهم‌نامه ذکر شده است، اعمال و ابراز نماید. 

وی تصریح کرد: به عنوان نکته پایانی باید اشاره کرد که ایران در عملیات نظامی اخیر خود علیه برخی کشورهای عربی، نقاطی را هدف قرار داد که در عمان و امارات جهت هدایت کشتی‌ها از تنگه هرمز، بدون رعایت حقوق ایران و از طریق مسیرهای غیرایرانی مورد استفاده قرار می‌گرفتند. در واقع، ایران سامانه‌های راداری و هدایت کشتی را که در عمان و امارات نصب شده بودند منهدم کرد تا کشورهای عربی دیگر برای عبور دادن کشتی‌ها از تنگه هرمز، بدون هماهنگی با ایران اقدام نکنند. ایران با این اقدام، صراحتاً اعلام کرد که تنها مرجع ذی‌صلاح برای مدیریت عبور و مرور کشتی‌ها در تنگه هرمز، جمهوری اسلامی ایران است و هیچ‌کس حق ندارد با نقض حق حاکمیت ایران، اقدام به ایجاد مسیرهای اختصاصی کند. قاعدتاً پیام این حمله نظامی توسط تمامی طرف‌ها، اعم از کشورهای عربی جنوب خلیج فارس و آمریکایی‌ها، به وضوح دریافت شده است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز