گلرو:
تهدید ایران حمله برنامهریزیشده به لبنان را متوقف کرد/آمریکا در جنگ تحمیلی سوم عقبنشینی کرد
عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس با تشریح آنچه «جنگ تحمیلی سوم» خواند، گفت:ایران با ترکیبی از پیامهای نظامی و دیپلماتیک، در روند تحولات لبنان و معادلات منطقهای نقش تعیینکنندهای ایفا کرده است.
به گزارش ایلنا، عباس گلرو در گفتگویی به شرح «جنگ تحمیلی سوم» پرداخت و به پرسشها در اینباره پاسخ داد.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: از تحولات لبنان آغاز کنیم، هشدار قرارگاه خاتم الانبیاء که منجر به تعویق افتادن یک حمله گسترده و برنامه ریزی شده دشمن صهیونی به ضاحیه جنوبی شد؟
گلرو: در این چند هفته رژیم صهیونی فشار سنگینی را بر مناطق مختلف لبنان آورده بود. مناطق جنوب صحنه درگیریهای شدید بین نیروهای مقاومت حزب الله با نیروهای رژیم صهیونی شده بود. البته تاکتیکهای حزب الله هم مؤثر افتاده در جهت وارد کردن ضربههای سنگین به نیروهای این رژیم که میشود گفت بنا به اعتراف رسانههای اسرائیلی روزانه آنها تلفات انسانی میدادند. اما آنچه که به عنوان هشدار رژیم صهیونی مبنی بر تخلیه ضاحیه بیروت که اینها روز قبل تخلیه شهر صور و شهر نبطیه را صادر کرده بودند و بمبارانهایی در این مناطق داشتند، اما تخلیه ضاحیه یک نقطه عطفی در تحولات میدانی میشد. جمهوری اسلامی ایران البته ما موضوع لبنان را از اسلام آباد در مذاکرات داشتیم، به هر حال در تبادل پیامهایی که بین ایران و طرف امریکایی به واسطه پاکستانیها انجام میشد، بحث لبنان بعنوان تیتر اصلی پیش شرط ما بود. در بند یک توافقنامهای که آماده شده بود موضوع لبنان که ترک مخاصمه در همه جبههها از جمله لبنان آمده بود.
اما پیشرفت وضعیت میدانی و تشدید حملات رژیم صهیونی و هشداری که در دو روز قبل نسبت به ضاحیه صادر کرد، ایران تحرکاتی را بعمل آورد و جلساتی در سطح کلان برگزار شد و تصمیمهایی اتخاذ شد. این تصمیمها مبنی بر دو تهدید بود، یک تهدید نظامی که بیانیه بسیار مهم و قاطع قرارگاه خاتم بود که اگر رژیم صهیونی بخواهد ضاحیه را بمباران کند با اقدام ایران مواجه میشود و هشدار به ساکنین مناطق سرزمینهای اشغالی در مناطق شمالی که مماس میشود جنوب لبنان. تهدید دوم تهدید سیاسی بود که هرگونه فرآیند سیاسی متوقف میشود، آنچه که بین ایران و امریکا وجود دارد و این تهدید مؤثر بود. البته به موازات این تهدیدهای علنی یکسری پیامهای محرمانهای هم از طریق واسطها ازجمله سوئیس که بسیار قاطع و محکم بود و اینها حساب کار دست شان آمد و منجر به رایزنیهای شخص ترامپ شد که او هم تحلیلهای خاص خودش را دارد با نتانیاهو و نهایتاً موضوع متوقف شد.
سؤال: اقتدار جمهوری اسلامی ایران و پیش شرط آتش بس در همه جبهه ها، شاید برای بسیاری سؤال باشد که جبهه لبنان، بحث عراق و اتحاد محور مقاومت، حتی دیروز موضع گیری مقامات کشورمان را درخصوص تحولات لبنان دیدیم، چرا اتحاد محور مقاومت به این اندازه نه برای کشور ما بلکه برای منطقه مهم است؟
گلرو: آنچه که در جنگ طولانی مدت بین محور مقاومت و یا آن منظومه جریان اسلامی که در مقابل اشغالگری رژیم صهیونی ایستاده است و با امریکا در رویارویی سنگین در چند دهه که جمع همه اینها در این چند ماه گذشته اتفاق افتاده است، متراکم میشود، این بود که این شبکه مقاومت بهم پیوسته است. یعنی در شرایطی که ایران در جنگ و رویارویی سنگین با ایالات متحده امریکا و رژیم صهیونی بود، محور مقاومت و حزب الله لبنان تصمیم میگیرد که وارد جنگ شود. میدانید بعد از جنگ قبلی رژیم صهیونی با حزب الله به یک توافق ۶۰ روزه منتهی شد، در آن مقطع آتش بس ۶۰ روزه و امتداد آن در این ۱۵ ماه تا اسفندماه نقضهای مکرری از جانب رژیم صهیونی شاهد بودیم. اما به هر حال حزب الله علی رغم همه این نقض تصمیم به پاسخگویی به رژیم صهیونی نداشت و سیاست خویشتنداری را پیش گرفته بود.
اما در ماجرای ایران ورود کردند و به هر حال این پیامی که قرارگاه خاتم صادر کرد و پیامی سیاسی مبنی بر توقف روند سیاسی که برای ترامپ موضوع حیثیتی به شمار میآید و پیامی که انصارالله داد که به هرگونه تشدید وضعیت و وخیم شدن اوضاع در بیروت میتواند ورود ما را در پی داشته باشد، همه اینها نشان میدهد که در صحنه معادلات میدانی و سیاسی جمهوری اسلامی ایران و آن پیرامون مقاومت اینها در یک همبستگی دارند با همدیگر طی مسیر میکنند در مواجهه با رژیم صهیونی و امریکا، برخلاف تمام روابط شکنندهای که بین امریکا و رژیم صهیونی و قدرتهای دیگر وجود دارد، امریکا و متحدان اروپایی وجود دارد. تحلیلهایی اخیراً در باب اینکه جمهوری اسلامی ایران چه موضعی در بحث حزب الله خواهد گرفت، داشت زمزمههایی مبنی بر اینکه حزب الله را تنها گذاشته است شنیده میشد.
اما این واقعیت ماجرا نبود و جمهوری اسلامی ایران با قدرت وارد عمل شد و پیامی که داد پیام هم جدی بود، یعنی پیام صرف نبود. در پیام محرمانهای هم که برای امریکاییها به واسطه سوئیس و اسلام آباد و قطریها رفته بود. میدانید که ترامپ وقتی این وضعیت و تهدید ایران را جدی دید بلافاصله دست به تلفن شد و با نتانیاهو بیش از یک ساعت، روایتی که خود مقامهای امریکایی گفتهاند که تند صحبت میکند. یعنی همه چیز خودش برباد رفته میداند با این تهدید ایران ترامپ روی آرامش و عدم استمرار جنگ حساب باز کرده است، به دلایل مختلفی که هم به لحاظ داخلی و هم به لحاظ بین المللی مسائل اقتصادی، مسائل شخصی خودش، ترامپ دنبال این است که یک دستاوردی داشته باشد.
سؤال: البته که دشمن خباثت اش را هیچ زمان و هرگز فراموش نمیکند و هر لحظه به فکر تحقق اهداف کلان خودش است؟
گلرو: بله، همینطور است اما علی رغم اینکه بین ترامپ و نتانیاهو در کلان موضوع دشمنی با جمهوری اسلامی ایران، هیچ شکی نیست که یک اتحاد منسجمی وجود دارد، اما تاکتیکها مختلف است. این را هم باید بدانیم که آنچه که ترامپ در تلاش برای متوقف کردن رژیم صهیونی انجام داد، بخاطر این نبود که جنگ علیه حزب الله متوقف شود. دنبال این بود که بتواند یک طوری فضا را در شرایط میدانی و سیاسی منطقهای با ایران مدیریت کند و به اهداف خودش برسد. نتانیاهو هم اعلام کرده بود که حمله به ضاحیه بیروت و تصمیم حمله به ضاحیه بیروت براساس مجوز ترامپ تصمیم گیری شده است این نشان میدهد تا آن مقطع، قبل از بیانیه جمهوری اسلامی ایران و قرارگاه خاتم همراه بود و قرار بود طبق توافق ترامپ این حمله صورت بگیرد، اما این تهدید کار خودش را کرد.
سوال: جایگاه قاطع و جدی جمهوری اسلامی ایران در بحث منافع ملی و امنیت ملی خودش و بحث اتحادی که ما صحبت کردیم، اتحاد محور مقاومت، چه مسیری طی شد تا این جا رسید جمهوری اسلامی ایران که اگر ماجراجویی اتفاق میافتد در کمترین زمان پاسخ میدهد، اگر اتفاقی میافتد نسبت به شرکای منطقهای خودش و هم دوستان خودش مثل حزب الله لبنان، سریع قرارگاه خاتم انبیاء واکنش نشان میدهد و پیام هشدار آمیز بسیار قاطعی را صادر میکند و ماجرایی که در این روند طی شد تا به این جایگاه قاطع و جدی رسید؟
گلرو: سیر حوادث این چهل روز جنگ و این جنگ ۱۲ روزه نشان داد که جمهوری اسلامی ایران در این رویاروییها یک نوع عرصه آزمایش بود، میتواند در برابر ایالات متحده آمریکا با همه مولفههای قدرتی که آمریکاییها تبلیغ کردند بایستد، وزیر دفاع پاکستان در دیداری که با رئیس مجلس شورای اسلامی آقای قالیباف همین هفته گذشته داشتند، آن جا اظهار میکنند که جمهوری اسلامی ایران یا آمریکا برای اولین بار بعد از ۴۷ سال بعد از پیروزی انقلاب به حاکمیت جمهوری اسلامی ایران احترام گذاشت، منظورش این است که آمریکا زانو زد به این تعبیر میشود گفت آمریکا و پیش بینی نکرده بود ایالات متحده آمریکا، ترامپ به نوعی پوست خربزهای که نتانیاهو زیر پاش انداخت، ترامپ را در یک شرایط خیالی قرار داد و شخصی که متوهم است، توهمش را بیشتر کرد که میتواند جمهوری اسلامی ایران را ساقط کند، اما واقعیتهای صحنه ایرانی در ادبیات ترامپ و وزیر خارجه اش و معاونش جیدی ونس وارد شد که آن چه که است ایرانیها بر مبنای آن تمدنی که دارند، انسانهای قوی، شجاع و غیور و متعصب، اما این را ما در این مذاکره کنندگان هم دیدیم.
مجموعه جنگ، جنگ ارادهها بود و ارادهای جمهوری و اهمیت موضوع این بود که اراده جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، حالا چه اراده میدان بود، نظامیان ما توانستند با حفظ قدرت آتش درمقابل آمریکا بایستند و چه تحمیل اراده سیاسی بود که مذاکره کنندگان توانستند با قدرت بایستند، برخلاف همه حرف و حدیثهایی که وجود دارد، واقعیت ماجرا این است، ما در جزئیات اطلاعاتی که داریم، تیم مذاکره کننده با قدرت ایستاده و همین باعث شده آمریکا به خواسته هاش نرسیده و چه اراده مردمی که مردم شدند مهمترین مولفه قدرت که واقعا در این شرایط سخت آمدند و کار را تمام کردند، مجموعه این شرایط باعث شده که جمهوری اسلامی ایران تازه مسئولین پیدا کنند وضعیت ژئوپلیتیک و آن اراده مستحکمی که میتواند در بزنگاهها به کمک بیاد و بشود یک تحلیلی را یک مقام آلمانی وزیرخارجه یک عضو پارلمان آلمان داده بود که علی رغم این که موضع مخالف جمهوری اسلامی ایران را هم داشت که ترامپ فکر دو تا موضوع را نکرده بود، یک این که جمهوری اسلامی ایران در طی این چند سال به لحاظ دفاعی خودش را مجهز و آماده کرده، این حجم از آمادگی نظامی و دو به لحاظ ایدئولوژیک که ایرانیها ایستادند اینها نشان می دهد در برابر یک رژیمی که ابرقدرت دنیاست و ادعا میکند که اراده میکند و حاصل کند آن چه که هدف گذاری کرده جمهوری اسلامی ایستاده است.
سوال: سه حوزه را نام بردید، یک حوزه میدانی به واسطه تلاش نیروهای پرقدرت نظامی ایران و عرصه دیپلماسی که مردم خاطرشان نمیرود صحبتهای آقای بقائی در زمان مذاکرات اسلام آباد که اشاره میکردند که ما هم در عرصه دیپلماسی مبارزه میکنیم تا دستاوردهایی که در عرصه میدان کسب شده حفظ بماند برای کشور، حوزه میدان، حوزه دیپلماسی و حوزه مردم، قطعا در جنگ تحمیلی سوم دستاوردهای بسیار مهمی کسب کرد، برای تثبیت آن برای کشور و امنیت کشور و منافع ملی کشور چه کردیم و چه باید کرد؟
گلرو: هر صحنهای که اتفاق میافتد، یک صحنه امتحان و آزمایش است، آسیب شناسی باید بشود، در عرصههای مختلف آسیب شناسیهایی را الان دارند صورت میدهند و هر کسی فراخور وظیفهای که دارد، در عرصه نظامی میشود گفت که همان پیام آقای قالیباف با واسطه طرف پاکستانی به طرف آمریکایی که در این مدت زمان آتش بس جمهوری اسلامی ایران به لحاظ توانمندی نظامی، جوری خودش را آماده کرده که بدتر و از شرایط ۹ اسفند که آمریکاییها خیال میکردند برای آمریکاییها اتفاق خواهد افتاد، این آمادگی نظامی. به لحاظ انسجام ملی، به نظر من نقش همه مهم است در جهت این که قدر این انسجام ملی را بدانیم و در جهت تلاش برای انسجام و وحدت، پیام رهبر عزیز هم مشخص بود که حتی در مسائل اختلافات موجه هم تبدیل به نزاع و تفرقه نشود، نکته بعدی در حوزه حکمرانی است، خیلی از سیاست مداران قائلند و الان به این نتیجه رسیدند، با حفظ اصول کلی ساختار سیاسی نظام، بسیاری از وضعیتهای حکمرانی و دولت رانی و خدمت رسانی باید تغییر پیدا کند و باید یک تغییر و تحول اساسی در جهت خدمت رسانی به مردم صورت بگیرد معتقدم و بارها گفتم که این یک فرصتی شده برای این که ما آسیبها را بشناسیم و بتوانیم در این جهت حرکت کنیم از مسائلی که در سطح ملی مطرح میشود نباید این را دچار دو دستگی و انشقاق اجتماعی بکنیم، این بیشترین ضربه را به ما میزند، امیدواریم با وحدت و انسجام و با آمادگی و با تغییر نگاه و به سمت تعقل گام برداریم و روزهای خوبی برای مردم ما باشد.