خبرگزاری کار ایران

ربیعی در یادداشتی مطرح کرد:

از رنج تا فرصت؛ ایران در آستانه یک بازتعریف تاریخی

از رنج تا فرصت؛ ایران در آستانه یک بازتعریف تاریخی

طعم شیرین مقاومت بر جان جامعه بزرگ ایرانی مبارک باد؛ بر مردمی که نوروزی نازیسته را در سایه غرش بمب‌ها، موشک‌ها و جنگنده‌های متجاوز بر وطن پشت سر گذاشتند و با این همه، سحرها و افطارهای خود را برپا داشتند و ایستادگی را به آیین زیستن بدل کردند.

به گزارش ایلنا، علی ربیعی در یادداشتی نوشت:

یاد و نام همه شهیدان این روزهای بزرگ گرامی باد؛ از آنان که نامشان بر زبان‌ها جاری است تا آنان که بی‌نام، اما بلندآوازه در پیشگاه تاریخ‌اند؛ و نیز کودکانی معصوم که هنوز فرصت کودکی نیافته، به کاروان شهیدان پیوستند. و در این میان، یاد رهبر شهید گرامی‌تر باد؛ آن‌که امروز، بیش از روزگار حیات پربرکت خویش، عمق تدبیر، دوراندیشی و شناخت نافذش از نظم ستم‌پیشه جهان آشکار شده است.

بی‌تردید این روزها در حافظه پرفرازونشیب ایران ماندگار خواهد ماند؛ روزهایی که رنج تاریخی، لحظه‌های ایستادگی، تجربه پیروزی و ضرورت دوباره ساختن را یکجا در خود گرد آورده است. این ایام، تنها فصل رنج نبود؛ آستانه‌ای بود برای فهم دوباره خویشتن تاریخی ایران.

امروز، در متن نظم‌های معاصر جهانی ــ نظمی که هر چند دهه با نامی تازه، اما با همان مناسبات نابرابر، بازتعریف شده است ــ رخدادی کم‌نظیر پدید آمده است: ظهور دولت ـ ملتی با شهامت، خلاقیت و ابتکار که فراتر از محاسبات سطحی و ظواهر فریبنده، توانست نیرویی شگرف و حضوری تعیین‌کننده از خود در دل این نظم تحمیلی آشکار کند؛ حضوری که دیگر نمی‌توان آن را نادیده گرفت، کوچک شمرد یا از معادلات آینده حذف کرد.

از این منظر، این جنگ تحمیلی و این دفاع میهنی می‌تواند نقطه عطفی برای زایش دو پارادایم تازه باشد: نخست، بازتعریف جایگاه دولت ـ ملت‌ها در نظم‌های دیکته‌شده جهانی؛ و دوم، گشایش افقی نو در درون ایران برای بازاندیشی نسبت میان دولت، حاکمیت و ملت و نیز برای ترسیم مسیرهایی تازه در آینده کشور.

اما چنین فرصت تاریخی بزرگی، خودبه‌خود به ثمر نمی‌نشیند. این فرصت، محتاج هوشمندی، جسارت خلاقانه و درکی عمیق از گوهر گران‌سنگی است که در این روزها به دست آمده است؛ همچنین نیازمند شناخت دقیق راه‌های حفظ و تثبیت آن، چه در عرصه داخلی و چه در میدان خارجی. تنها سیاست‌گذاری‌ای که بر پایه این واقعیت‌ها استوار شود، می‌تواند این رنج بزرگ را به افقی روشن‌تر برای آینده ایران بدل سازد.

در عین حال، غفلت از چالش‌های پیش رو خطایی نابخشودنی است. کینه، تخریب‌گری و کارشکنی رژیم صهیونیستی واقعیتی نیست که بتوان از کنار آن گذشت. این رژیم، همراه با برخی دولت‌های منطقه، تاب دیدن چنین دستاوردی را برای ایران ندارد. تجربه تاریخ معاصر و حتی تجربه دهه‌های اخیر نشان داده است که هرگاه ایران به نقطه‌ای مهم در تعاملات جهانی دست یافته، اسرائیل با کنش‌هایی تخریب‌گرانه برای برهم زدن آن وارد میدان شده است. از همین رو، چه در دستاوردهای کوتاه‌مدت و چه در فردای این ایام، ایران بیش از هر زمان به تدبیر، انسجام فکری و نظری، و نگاهی بلندمدت نیازمند است.

ایران امروز بیش از هر زمان دیگر به تصمیم‌های بزرگ نیاز دارد؛ در اقتصاد، در سیاست داخلی، در سیاست خارجی و در سیاستهای اجتماعی فرهنگی.

اگر هم‌اندیشی همه ایرانیان چه داخل و خارج از کشور به سرمایه‌ای فعال بدل شود، می‌توان فصلی تازه نه فقط در تاریخ ایران، بلکه حتی در تجربه معاصر جهان گشود.

در این مسیر، نخست باید از میدان‌داران بزرگ نیروهای مسلح، تحت فرماندهی رهبری، با نهایت احترام یاد کرد.

جان‌فشانی، ابتکار، صلابت و خلاقیت آنان شایسته بزرگ‌ترین ستایش‌هاست. نقش‌آفرینی نیروهای مسلح، با تدابیر پیوسته فرماندهان و با وجود تقدیم شهیدانی بزرگ، از ارکان اصلی این ایستادگی و پیروزی بوده است. سپاس و درود بر سرداران، امیران و همه سربازان وطن.

در کنار آنان، باید از مردمی قدردانی کرد که زیر موشک و بمباران ایستادند و صحنه را ترک نکردند. در حالی که در طراحی جنگ نخست، سناریوی آشوب خیابانی و حمله از بیرون پیش‌بینی شده بود و در جنگ دوم نیز درگیری خیابانی در دستور کار قرار داشت، در هر دو مقطع این مردم ایران بودند که همه محاسبات را بر هم زدند. در جنگ اول، به فرمان طراحان دشمن به خیابان نیامدند؛ و در جنگ دوم، چنان با حضور خود در صحنه ظاهر شدند که اندیشه بهره‌برداری از خیابان برای توطئه، از ذهن بدخواهان بیرون رفت.

حتما باید از مردمی سپاس گفت که با وجود نارضایتی‌ها، گلایه‌ها، نقدها و حتی تجربه اعتراض، آن‌گاه که پای دشمن به میان آمد، نه‌تنها با او همراه نشدند، بلکه با درک حقیقت اهداف او، با هوش تاریخی و ایرانی خود، پاسخی قاطع به بدخواهان ایران و مزدوران بیگانه دادند؛ همانانی که برای این ملت رؤیا می‌فروختند و مردم را به سوی فرش‌های خونین می‌خواندند.

سپاسی دیگر، شایسته میدان‌داران دیپلماسی کشور است. در این میان، جا دارد از شهید لاریجانی، آن مرد میدان و دیپلماسی، نیز با احترام یاد شود. همچنین باید از همه ارکان دستگاه دیپلماسی قدردانی کرد که با وجود فشارهای سهمگین روحی و روانی، میدان را خالی نکردند و فعالانه در صحنه ماندند.

و نیز باید سپاس گفت از اهالی فرهنگ و هنرمندانی که در دل مقاومت، سمفونی آرامش نواختند؛ از آنان که برای ایران خواندند، نوشتند، از آنان که مقاومت را تصویر کردند، و از آنان که با زبان هنر، رنج یک ملت را به وقار و ایستادگی بدل ساختند. همه کنشگران و اهالی رسانه که از ایران عزیز دفاع کردند. همچنین باید از سیاستمدارانی یاد کرد که همگی پای ایران و نظام تمام قد ایستادند و با وجود بی‌مهری‌ها، از مسئولیت تاریخی خویش روی برنتافتند.

ایران امروز در آستانه لحظه‌ای تاریخی ایستاده است: لحظه‌ای که می‌تواند از دل رنج، فرصت بیافریند؛ از دل تهدید، امکان بسازد؛ و از دل آتش، صورت تازه‌ای از خود را آشکار کند. اگر این لحظه به‌درستی فهم و تدبیر شود، آنچه از دل این ایام برخواهد آمد، تنها عبور از یک جنگ نخواهد بود، بلکه گامی بلند در جهت بازتعریف جایگاه ایران در درون خویش و در نسبت با جهان خواهد بود.

و در پایان، سپاس از قوای سه گانه کشور بویژه دولتی که چون مجاهدی خاموش، شجاع ، نترس ، بی‌هیاهو و بی‌ادعا، ایستاد؛ دولتی که با وجود دیده‌نشدن‌ها و حتی کوشش‌هایی برای نادیده گرفتنش، در میانه بمباران و در دشوارترین شرایط، کشور را با خلاقیت، نوآوری و سخت‌کوشی اداره کرد، چنان‌که زندگی مردم از جریان نیفتاد و رنج کمبود، بر جان جامعه ننشست.

در این میان، قدردانی ویژه از رئیس‌جمهور پزشکیان شایسته است؛ که نه‌فقط برای تأمین زندگی روزمره مردم کوشید، بلکه در عرصه‌های کمتر دیده‌شده نیز نقش‌آفرین بود: از ایجاد هماهنگی و همدلی، تا اهتمام به تصمیم‌های آینده‌نگرانه؛ از حفظ مدارا و تداوم روح وفاق در میانه جنگ، تا صیانت از چهار رکن اصلی این ایستادگی یعنی میدان، جامعه، دیپلماسی و اداره کشور.

او کوشید تا دفاع از ایران، نه صرفاً در جبهه‌ای محدود، بلکه به‌مثابه تلاشی همه‌جانبه، منسجم و مقتدر سامان یابد.

 دستیار اجتماعی رئیس‌جمهور

 

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز