خبرگزاری کار ایران

راغفر در کنگره حزب مردم‌سالاری:

حاکمیت نمی‌تواند بدون ایفای تعهدات خود به جامعه، پایبندی و وفاداری به ارزش‌ها را طلب کند

حاکمیت نمی‌تواند بدون ایفای تعهدات خود به جامعه، پایبندی و وفاداری به ارزش‌ها را طلب کند

یک استاد دانشگاه با بیان اینکه حاکمیت نمی‌تواند وقتی تعهدات خود را به جامعه ایفا نمی‌کند پایبندی و وفاداری به ارزش‌ها را طلب کند، گفت: این پدیده باعث دلاری کردن اقتصاد شده است. طبیعی است که نیروی کار کشور احساس می‌کند مغفول مانده است و به همین دلیل وفاداری‌اش از حکومت را کاهش می‌دهد یا برمی‌دارد و ما با بحران بی‌اعتمادی یا کاهش اعتماد روبرو می‌شویم.

به گزارش خبرنگار ایلنا، حسین راغفر اقتصاددان و استاد دانشگاه در بیست و چهارمین کنگره حزب مردم سالاری که عصر امروز برگزار شد، با اشاره به حوادث دیماه گفت: امروز درباره ریشه‌های بحران دی ماه ۱۴۰۴ مواردی را بیان می‌کنم در واقع آنچه که ریشه اصلی این بحران‌ها است را مطرح می‌کنم.

وی گفت: نکته اصلی در این بحران سقوط ارزش پول ملی است که توسط حاکمیت و دولت‌های بعد از جنگ تحمیلی در ظرف ۳۷ سال گذشته در کشور اتفاق افتاده است تاثیر سقوط پول ملی بر فروپاشی یکی از عمیق‌ترین و تکرارشونده‌ترین الگوهای تاریخ را مطرح می‌کند. اگر از مسیر طی شده در ۳۷ سال گذشته چرخشی نداشته باشیم، هیچ امیدی وجود ندارد.

این استاد دانشگاه با اشاره به ۶ نمونه تاریخی درباره نقش بحران پول ملی در قدرت‌های جهانی گفت: در سراسر این نمونه‌ها یک الگوی تکراری دیده می‌شود. اصلی‌ترین مسئله و ریشه بحران در ضعف مالی دولت یعنی حاکمیت است که مرزهای خود را فراتر از مرزهای ملی برده و مخارج برون مرزی گسترده‌ای را متحمل شده که اقتصاد ضعیف مبتنی بر فروش انرژی در کشور یارای تأمین این هزینه گسترده را ندارد، برای همین هم دولت‌ها برای تأمین کسری بودجه ناگزیر از شوک‌های ارزی بودند و مرتب شوک ارزی بر بودجه کشور تحمیل شده تا هزینه‌های داخلی را از این طریق تأمین کنند.

این فعال اقتصادی گفت: هرگاه ارزش پول ملی از طریق این شوک‌ها تقلیل پیدا می‌کند، عملا دستمزد و توان خرید مردم دچار آسیب می‌شود. هر اسکناس اضافی که چاپ می‌شود ارزش ریال را بیش از پیش کم می‌کند، پدیده‌ای که بوجود می‌آید، مالیات تورمی است.

راغفر گفت: مالیات تورمی یعنی کاهش ارزش پس‌انداز مردم و حقوق و دستمزد مردم و طبقات پایین جامعه بیشترین آسیب را می‌بینند اما هم‌زمان کاهش ارزش پول ملی به نفع گروه‌های قلیلی در قدرت است و آنها برندگان ارزش سقوط پول ملی هستند، مالیات تورمی که در اثر افزایش قیمت ارز حاصل می‌شود به مثابه مالیاتی از پس انداز و حقوق مردم است چراکه قدرت خرید مردم کاهش پیدا می‌کند. 

وی ادامه داد: برندگان این سیاست‌ها گروه قلیلی در قدرت هستند که درآمد ارزی و یا معاملات ارزی دارند، فقرا و طبقات متوسط در این شرایط از حداقل‌های زندگی محروم می‌شوند و شکاف اجتماعی به گسل‌های عمیق تبدیل می‌شود. طی این سال‌ها به تدریج طبقات متوسط به پایین فرو ریخته‌اند و رشد شدید نابرابری را در قالب رژه اشرافیت در شهرها مشاهده می‌کنیم که هویت جوانان طبقه متوسط را تحقیر می‌کند.

راغفر عنوان کرد: فساد یکی از دستاوردهای این شرایط است. شرایطی که در آن همه چیز را می‌توان خرید. قرارداد اجتماعی بین حاکمیت و مردم  که همان قانون اساسی است در این شرایط شکسته می‌شود و بعد از جنگ تحمیلی خیلی از تعهدات دولت به مردم نادیده گرفته می‌شود از جمله آموزش و پرورش رایگان تا تأمین شغل برای شهروندان در واقع قانون اساسی کنار گذاشته شد و تصمیمات فردی جایگزین شد.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه حاکمیت نمی‌تواند وقتی تعهدات خود را به جامعه ایفا نمی‌کند پایبندی و وفاداری به ارزش‌ها را طلب کند، گفت: این پدیده باعث دلاری کردن اقتصاد شده است. طبیعی است که نیروی کار کشور احساس می‌کند مغفول مانده است و به همین دلیل وفاداری‌اش از حکومت را کاهش می‌دهد یا برمی‌دارد و ما با بحران بی‌اعتمادی یا کاهش اعتماد روبرو می‌شویم.

وی با اشاره به دلاری شدن اقتصاد گفت: در این شرایط در این اقتصاد از یک طرف همه قیمت‌ها امروزه به دلار تبدیل شده اما دستمزدها به ریال پرداخت می‌شود، در این شرایط بی‌اعتمادی به حاکمیت به عنوان نهاد پشتیبان پول ملی در طول تاریخ، به خصوص در سال‌های اخیر بوده است.

راغفر در بخش دیگری از صحبت‌هایش با بیان اینکه پیش از سال ۱۹۷۱ ارزش دلار در بازارهای جهانی به پشتوانه طلا وابسته بود، گفت: در ۱۹۷۱ به دلایل بحران اقتصادی آمریکا این پشتوانه را برداشتند و بعد به جای آن نفت عربستان یا دولت نفتی پشتوانه ارزش دلار آمریکا شد، به نحوی که آمریکا حمایت خودش را از حکومت عربستان مشروط به تداوم خرید یا فروش نفت عربستان به دلار آمریکا کرد و از اینجاست که نقش دلارهای نفتی معنی پیدا می‌کند و تمام معاملات نفتی در دنیا بر اساس مبادله دلار صورت می‌گیرد.

وی ادامه داد: یکی از دلایل این خصومت بی‌سابقه دولت آمریکا همین مسئله افول ارزش دلار در بازارهای جهانی است که در همین چند ماه پیش، برای اولین بار معاملات جهانی در اقتصاد جهانی به یوان از معادل دلار افزایش پیدا کرد و فزونی گرفت، معنای دیگرش افول ارزش دلار در بازارهای جهانی است.  اما آنچه که امروزه سبب این تهاجم دولت آمریکا و دست‌اندازی به همه کشورهای دیگر شده، عمدتا برای نگرانی و ترس از افول قدرت دلار است.

راغفر گفت: بنابراین اهمیت نقش پول ملی را می‌توان به صورت برجسته‌ای نشان داد. این اتفاقی است که امروزه در سطح جهانی در حال رخ دادن است و این نگرانی ناشی از افول اقتصاد آمریکاست که هیچ چشم‌اندازی برای خروج از شرایط کنونی در آن وجود ندارد و به نظر می‌رسد این مسئله با توجه به ساختار اقتصادی آمریکا یک امر ناگزیر است. به همین دلیل امپریالیسم آمریکا را تا این حد تهاجمی و برای گرفتن منابع سایر کشورها دچار سردرگمی و پریشانی و توحش کرده است.

وی ادامه داد: وقتی ارزش پول ملی در اثر شوک‌های ارزی که به کشور وارد می‌شود کاهش می‌یابد، موجب افول اعتماد مردم و تغییر در وفاداری می‌شود. جوان‌های ما امروز احساس بی‌پناهی و طردشدگی دارند، علت آن هم این است که درآمدهای ارزی کشور عمدتاً در ظرف این سی و اندی سال بعد از جنگ تاکنون برای تامین هزینه‌های برون‌مرزی کشور مصرف شده و منابعی که برای تخصیص در داخل قرار داده شده هر روز کمتر و کمتر شده و دولت‌های بی‌عرضه و ناتوان ما برای ریالی کردن حقوق و دستمزد کارکنان این دلار اندک را متورم کردند، مرتب قیمتش را افزایش دادند برای اینکه بتوانند حقوق و دستمزد بدهند، البته راه‌های جایگزین دارد منتها همه دولت‌های ما متاسفانه این مسیر غلط ارزی که در اختیارشان بوده را دنبال کردند، نتیجه آن هم بی‌ثباتی و در مواردی فروپاشی، کودتا، انقلاب و فروپاشی نظام خواهد بود که در واقع این‌ها پیامدهای سقوط ارزش پول ملی است.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز