یادداشتی از علی بیگدلی:
۵ پیام پیروزی دموکراتها در انتخابات مقدماتی سنا
سیاست بیگانهستیزانه ترامپ باعث شده تبارهای مختلف، از جمله آفریقاییتبارها، بسیاری از گروههای آسیاییتبار و حتی ایرانیان، تا حدودی از ترامپ فاصله بگیرند.
علی بیگدلی، کارشناس مسائل آمریکا طی یادداشتی برای ایلنا به تشریح دلایل و تاثیرات پیروزی نماینده مسلمان حزب دموکرات در انتخابات مقدماتی سنای آمریکا پرداخت که به شرح زیر از نظر میگذرد:
پیروزی «عبدالرحمن محمد السید» مصریتبار در انتخابات مقدماتی دموکراتهای آمریکا برای سنای میشیگان را باید پس از ورود زهران ممدانی به شهرداری نیویورک، یکی دیگر از تحولات مهم در ساخت سیاست داخلی ایالات متحده دانست؛ چراکه این دو چهره با ورود رسمیتر به عالم سیاست، موجب شدند که ترامپ نسبت به آنها واکنش علنی نشان دهد و بر این اساس این تحولات حامل چند پیام است.
پیام اول این است که در آمریکا یک انشقاق میان ملت و دولت در حال شکلگیری است و آثار آن کاملاً مشهود است. بعد از جنگهای طولانیمدت و بیثمر و بیبرنامه، بهویژه جنگ با ایران، این انشقاق اجتماعی بیشتر خودنمایی میکند.
پیام دوم این است که طبقات متوسط و تودههای مردم و شاید حتی بخشی از اقشار مرفه جامعه که بهطور سنتی طرفدار جمهوریخواهان بودند، در حال ریزش هستند؛ به این دلیل که ترامپ با تمام شعارها و تبلیغاتی که در آستانه مبارزات انتخاباتی مطرح کرد، عملاً در خلاف جهت آنها حرکت کرده و خودش را گرفتار جنگ با ایران و در منطقه خلیج فارس کرد. بنابراین، یک نقطهضعف بزرگ برای حزب جمهوریخواه به وجود آمد. با توجه به اینکه جمهوریخواهان در هر دو مجلس اکثریت داشتند، اما اکنون در حال از دست دادن این اکثریت هستند و این مسئله بسیار پراهمیت است.
پیام سوم این است که ساختار قدرت در آمریکا در حال تغییر است. اگر بخواهیم درباره کشورهای مسلمان صحبت کنیم یا حتی نیروهای دیگری را که غیرآمریکایی محسوب میشوند در نظر بگیریم، میبینیم که افرادی مانند روبیو نیز بیشتر در ساختار قدرت قرار میگیرند. در واقع، تفکر آمریکایی اصیلتر که معمولاً در میان جمهوریخواهان وجود داشته و با اندیشه «ماگا» (MAGA) پیوند خورده است، با شکست مواجه میشود و تعصبی که نسبت به «اول آمریکا» مطرح میکردند، به دلیل عملکرد نادرست ترامپ با ناکامی مواجه شده است.
پیام چهارم، که بسیار مهم به نظر میرسد، تأثیری است که این روند بر فضای یهودیان و بهویژه اسرائیل گذاشته است. نوعی تنفر نسبت به برخی کانونهای یهودی در حال شکلگیری است؛ زیرا بار سنگینی از نظر اقتصادی بر دوش مالیاتدهندگان آمریکایی قرار گرفته است. همچنین، بخشی از تجمعات یهودیان در مناطق شمالی در حال پراکنده شدن است و به سمت ایالتهای مختلف، از جمله فلوریدا، حرکت میکنند.
آخرین آماری که داریم نشان میدهد یهودیان بازنشستهشده، بهویژه افرادی که سابقه فعالیت در نهادهای نظامی و کشوری دارند، به سمت فلوریدا و ایالتهای دیگر میروند. نکته جالب این است که برخی از آنها میگویند با جنگافروزی اسرائیل در خاورمیانه موافق نیستند و در حال فاصله گرفتن از اسرائیل هستند. بنابراین، تفکر تند صهیونیستی بهتدریج با بیتوجهی مواجه میشود.
پیام پنجم این است که جناح چپ در حال رسیدن به پیروزی است. جناح چپ بخشی از همان حزب دموکرات است و این مسئله برای ترامپ بسیار دشوار است. او میگوید کمونیستها در حال پیروز شدن هستند و هشدار میدهد که اگر این روند ادامه پیدا کند، شرایط به سالهای ۱۹۵۰ و دوران مککارتیسم بازخواهد گشت و باید مراقب بود که کمونیستها قدرت را در آمریکا به دست نگیرند. این نوع فضاسازیها و تبلیغات نیز از سوی ترامپ مطرح میشود.
اما اصل مسئله این است که سیاست بیگانهستیزانه ترامپ باعث شده تبارهای مختلف، از جمله آفریقاییتبارها، بسیاری از گروههای آسیاییتبار و حتی ایرانیان، تا حدودی از ترامپ فاصله بگیرند. من پیشبینی میکنم که ممکن است جمهوریخواهان برای چند دوره نتوانند با یک رئیسجمهور به کاخ سفید راه پیدا کنند.
نکته دیگری که باید به آن اشاره کنیم، روی کار آمدن عبدالرحمن السید مصریتبار است که ظاهراً تا حدودی مذهبی است. البته او مانند برخی چهرههای دیگر نیست و فرد باهوشی به نظر میرسد. از طرف دیگر، ورود این فرد به بخش تندرو حزب دموکرات، یعنی جناح چپ افراطی، میتواند تا حدودی زنگ خطر باشد؛ هم برای آمریکاییها و بهویژه نظام سرمایهداری و هم برای نهادهای یهودی. اگر این روند ادامه پیدا کند و این جریان بتواند در دو یا سه ایالت دیگر نیز به قدرت برسد، شرایط بسیار سخت خواهد شد.