خبرگزاری کار ایران

مجلسی در گفت‌وگو با ایلنا تشریح کرد:

پشت پرده اعمال فشار واشنگتن بر ریاض برای عادی سازی روابط با اسرائیل/آینده توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

پشت پرده اعمال فشار واشنگتن بر ریاض برای عادی سازی روابط با اسرائیل/آینده توافق هسته‌ای آمریکا و عربستان

کارشناس مسائل آمریکا گفت: اگر عربستان بگوید که عادی‌سازی را نمی‌پذیرد، آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی آن را نادیده بگیرد.

فریدون مجلسی، کارشناس مسائل آمریکا با اشاره به شرط ایالات متحده در خصوص عادی سازی روابط عربستان و اسرائیل با محوریت توافق هسته‌ای در گفت‌وگو با ایلنا عنوان کرد: باید توجه داشت که آمریکایی‌ها از یک سو مراکز اتمی ایران را هدف قرار می‌دهند و از سوی دیگر از برنامه‌های جدید خود برای حمله به نقاط مختلف سخن می‌گویند، اما هم‌زمان با عربستان سعودی قراردادهایی منعقد می‌کنند. البته قراردادهایی که آمریکا با عربستان می‌بندد، ذاتاً مسئله عجیب و غیرمنتظره‌ای نیست و اصولاً عربستان دیگر عربستان سابق نیست. جمعیت این کشور تقریباً با ایران زمان انقلاب برابری می‌کند و با وجود آنکه ایران در مقطعی با ادعای ایجاد یک انقلاب بزرگ وارد عرصه جهانی شد، امروز عربستان از نظر ثروت و امکانات اقتصادی در جایگاه بسیار بالاتری قرار گرفته است. سطح سواد و آموزش عمومی در عربستان نیز به شکل قابل‌توجهی افزایش یافته است. عربستان سعودی از زمان ملک عبدالله، در زمینه عادی‌سازی روابط با اسرائیل پیش‌قدم بوده است، اما همواره دو مسئله را به‌عنوان پیش‌شرط مطرح کرده است که رعایت حقوق فلسطینی‌ها و به رسمیت شناختن موجودیت اسرائیل در مرزهای مورد توافق از این موارد بود. این رویکرد، در میان بسیاری از کشورهای عربی نیز پذیرفته شده و حتی می‌توان گفت برای فلسطینی‌ها نیز در صورت تحقق حقوقشان، می‌تواند قابل قبول باشد. تنها گروه‌هایی مانند حماس این رویکرد را نپذیرفتند.

وی ادامه داد: عربستان در دوره ملک عبدالله اعلام کرد که با موجودیت اسرائیل مخالفتی ندارد، مشروط بر اینکه اسرائیل به مرزهای مورد تأیید و شناخته‌شده پس از جنگ ۱۹۶۷ بازگردد. از دیدگاه عربستان، اگر این مسئله حل شود، بسیاری از مسائل دیگر نیز در ادامه قابل حل خواهد بود. با این حال، نگرانی اصلی اسرائیل مسئله دیگری است. اسرائیل نگران است که عربستان نیز به جمع کشورهای دارای نیروگاه‌های هسته‌ای بپیوندد. البته به عربستان اجازه ساخت بمب اتم یا غنی‌سازی نامحدود داده نشده، اما قرار است برای این کشور نیروگاه هسته‌ای ساخته شود و احتمالاً این نیروگاه تحت نظارت بین‌المللی فعالیت خواهد کرد. پیش‌تر نیز امارات متحده عربی چنین نیروگاهی دریافت کرده و نیروگاه این کشور در حال فعالیت است. البته در صورت وقوع حمله نظامی به چنین تأسیساتی، پیامدهای آن می‌تواند بسیار گسترده باشد؛ حمله به نیروگاه‌های هسته‌ای امارات می‌تواند بخش‌هایی از ایران را نیز تحت تأثیر آلودگی قرار دهد و حمله به نیروگاه‌های ایران نیز می‌تواند پیامدهای زیست‌محیطی و انسانی گسترده‌ای برای کل منطقه داشته باشد.

این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: از این منظر، موضع عربستان که می‌گوید «همین است که هست و شرط دیگری را نمی‌پذیریم»، معنای مهمی دارد. این عربستان، نه عربستان ۵۰ سال پیش است و نه حتی عربستان دو سال پیش است. جهان نیز دیگر جهان ۵۰ سال گذشته نیست. عربستان می‌تواند نیازهای خود را از مراکز صنعتی مختلف در سراسر جهان تأمین کند. این کشور برای توسعه نیروگاه‌های هسته‌ای یا حتی دستیابی به ظرفیت‌های مجاز غنی‌سازی می‌تواند از روسیه یا چین کمک بگیرد. بنابراین، سیاست تحریم و فشار آمریکا در جهان امروز دیگر کارکرد سابق را ندارد و جمهوری اسلامی نیز تا حدی با تداوم این وضعیت، این تصور را زنده نگه داشته است. عربستان در نظام بین‌الملل حضور دارد، هم با نظام مالی مبتنی بر دلار ارتباط دارد و هم به مجموعه بریکس نزدیک شده است. آینده بریکس نیز به‌طور قطع روشن‌تر خواهد شد و جهان، خواه‌ناخواه، از سلطه نظام تک‌قطبی گذشته فاصله گرفته است.

وی افزود: امروز چین با قدرت در صحنه جهانی حضور دارد و پس از آمریکا یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی و صنعتی جهان است. هند نیز در حال قدرت گرفتن است. برزیل نیز کشوری با ظرفیت‌های بالقوه عظیم اقتصادی و جمعیتی است و نمی‌توان آن را نادیده گرفت. اندونزی با جمعیتی حدود ۳۰۰ میلیون نفر و وسعت جغرافیایی گسترده، به‌سرعت در حال توسعه و صنعتی شدن است. ژاپن نیز اگرچه پس از جنگ جهانی دوم محدودیت‌هایی را پذیرفته و در برخی حوزه‌ها خلع سلاح شده است، اما این وضعیت نمی‌تواند برای همیشه ادامه داشته باشد. به نظر می‌رسد آمریکا باید بیش از هر چیز از تغییرات ساختاری در جهان نگران باشد. حتی دونالد ترامپ نیز یکی دو هفته پیش نکته‌ای قابل تأمل مطرح کرد و در واکنش به این پرسش که چرا ممکن است پول‌های ایران بازگردانده نشود، او گفت اگر آمریکا پول‌های ایران را پس ندهد، دیگر کشورها به آمریکا اعتماد نخواهند کرد. کشورها ممکن است با آمریکا معامله کنند و بخشی از پول خود را در اختیار این کشور قرار دهند، اما اگر تصور کنند آمریکا می‌تواند به هر بهانه‌ای پول آنها را بلوکه کند، اعتبار آمریکا در نظام مالی جهان از بین خواهد رفت.

این دیپلمات پیشین کشورمان گفت: وقتی عربستان می‌گوید «شرایط همین است؛ می‌پذیرید، بپذیرید و نمی‌پذیرید، نپذیرید»، در واقع پیام روشنی مبنی بر این دارد که «شما برای من شرط تعیین نکنید؛ من نیز برای شما شرط تعیین می‌کنم.» واقعیت این است که عربستان پول و سرمایه دارد و می‌تواند تصمیم بگیرد که این سرمایه را در کجا و چگونه هزینه کند. از این منظر، باید یک گام به عقب برگشت و نگرانی‌های اسرائیل را نیز در نظر گرفت. زمانی که آمریکا اعلام کرد عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل باید حتماً انجام شود، بنیامین نتانیاهو از این موضع واشنگتن استقبال کرد. اما پرسش اصلی این است که آیا آمریکا واقعاً می‌تواند عربستان را مجبور به عادی‌سازی روابط با اسرائیل کند؟ آیا اگر عربستان نپذیرد، این توافق منتفی خواهد شد؟ فشار اصلی آمریکا بر عربستان می‌تواند از مسیر تحولات منطقه و جنگ صورت گیرد. در شرایطی که ایران با کشورهای عربی وارد تنش شده، کشورهای عربی بیش از گذشته از جمهوری اسلامی نگران هستند. آمریکا می‌تواند به آنها بگوید که در صورت ادامه این وضعیت، حمایت خود را کاهش خواهد داد و آنها باید خودشان با ایران و تهدیدهای ناشی از آن مقابله کنند.

وی اضافه کرد: در این میان، مسئله تنگه هرمز نیز اهمیت زیادی دارد. برخلاف برخی ادعاها، قیمت نفت در بالاترین سطح تاریخی خود قرار ندارد. در دوره احمدی‌نژاد قیمت نفت حتی به حدود ۱۵۲ دلار در هر بشکه رسیده بود، در حالی که اکنون قیمت نفت در محدوده ۸۰ تا ۱۰۰ دلار نوسان دارد. با این حال، بسته ماندن تنگه هرمز بیش از همه به کشورهای عربستان، عراق و کویت آسیب می‌زند. بنابراین، می‌توان گفت جمهوری اسلامی با سیاست بستن تنگه هرمز، عملاً در راستای تضعیف کشورهای عربی حرکت می‌کند؛ سیاستی که در نهایت می‌تواند با برخی اهداف اسرائیل نیز همسو باشد. البته آمریکا تنها قدرت جهان نیست؛ چراکه اروپا و کشورهای دیگری نیز وجود دارند که به بازگشایی تنگه هرمز علاقه‌مند هستند. ممکن است این کشورها در نهایت برای باز شدن مسیرهای کشتیرانی و انرژی وارد عمل شوند. از سوی دیگر، بسیاری از مواضع ترامپ را نمی‌توان به‌عنوان سیاست دائمی و تغییرناپذیر در نظر گرفت. ممکن است او امروز سخنی بگوید که اسرائیل از آن خوشحال شود، اما فردا به اسرائیل بگوید که چون عربستان این شروط را نپذیرفته، باید به همان تعهدات مطرح‌شده در طرح ملک عبدالله بازگردد؛ یعنی مرزهای مورد توافق را بپذیرد، از کرانه باختری عقب‌نشینی کند و مسئله قدس را نیز در چارچوب توافقی مشخص حل‌وفصل کند.

مجلسی گفت: اگر عربستان این شرایط را بپذیرد، مسئله اصلی این است که آیا این اقدام به معنای عدول از طرح تشکیل دو کشور خواهد بود یا خیر. عربستان به‌عنوان کشوری که خود را رهبر جهان عرب و جهان اسلام می‌داند، به‌سادگی نمی‌تواند بدون توجه به مسئله فلسطین وارد روند عادی‌سازی شود. در واقع، اصل عادی‌سازی روابط، اگر بر پایه حقوق متقابل و به رسمیت شناختن طرفین باشد، شاید تنها راه‌حل منطقی مطرح‌شده در چند دهه اخیر برای مسئله اسرائیل و فلسطین باشد. طرح ملک عبدالله در زمانی مطرح شد که عربستان تازه در حال تقویت جایگاه سیاسی و اقتصادی خود بود، اما امروز این کشور به یکی از کشورهای مهم جهان تبدیل شده است. عربستان، به‌جز در مورد حوثی‌ها، عملاً رهبری بخش بزرگی از شبه‌جزیره عربستان را در اختیار دارد. مجموعه کشورهای این منطقه جمعیتی حدود ۵۰ میلیون نفر دارند و از نظر ثروت سرانه در شمار کشورهای ثروتمند جهان قرار می‌گیرند. صنعت نیز در عربستان به‌سرعت در حال توسعه است و این کشور تلاش می‌کند به یک قدرت صنعتی تبدیل شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: بنابراین، اگر عربستان بگوید که عادی‌سازی را نمی‌پذیرد، آمریکا نمی‌تواند به‌سادگی آن را نادیده بگیرد. در چنین شرایطی، آمریکا ممکن است حتی ناچار شود برای عربستان نیروگاه هسته‌ای بسازد؛ زیرا اگر آمریکا این کار را انجام ندهد، عربستان می‌تواند از چین، روسیه یا کشورهای دیگر کمک بگیرد. نمی‌توان برای همیشه فناوری و صنعت را در انحصار یک کشور نگه داشت. همان‌طور که کشورهای مختلف در گذشته فناوری‌های مورد نیاز خود را از دیگران دریافت کرده‌اند، امروز نیز کشورها می‌توانند مسیرهای دیگری برای توسعه پیدا کنند. برخی در آمریکا هنوز تصور می‌کنند که می‌توانند همه چیز را کنترل کنند، اما جهان تغییر کرده است. در آینده، باید دید عربستان چگونه میان توسعه اقتصادی، صنعتی و نظامی توازن برقرار خواهد کرد. این کشور هم‌زمان با توسعه کشاورزی، دامداری و صنایع مختلف، در حال حرکت به سمت ساخت یک اقتصاد متنوع است. در چنین شرایطی، عربستان می‌تواند منابع مالی خود را صرف توسعه صنایع دفاعی و موشکی نیز بکند و در کنار توان اقتصادی، قدرت بازدارندگی و دفاعی خود را افزایش دهد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز