مکی در گفتوگو با ایلنا:
افول نقش گروه هفت، بازتابی از کاهش نفوذ سیاستهای غربی در نظام بینالملل است/ ناخشنودی اروپا از سیاستهای یکجانبه آمریکا
کارشناس مسائل اروپا گفت: کشورهایی نظیر عربستان سعودی و ترکیه توانستهاند جایگاه اقتصادی قابل توجهی برای خود تعریف کنند و همین مسئله به تضعیف موقعیت گروه هفت انجامیده است.
مرتضی مکی، کارشناس مسائل اروپا با اشاره به برگزاری نشست سالانه گروه هفت در فرانسه در گفتوگو با ایلنا عنوان کرد: نشست سالانه گروه هفت به میزبانی فرانسه در شرایطی برگزار میشود که بهشدت تحت تأثیر تحولات منطقه خلیج فارس و تنشهای ناشی از رویارویی ایران با آمریکا و رژیم صهیونیستی قرار دارد. روند مذاکراتی که پیشتر میان ایران و آمریکا مطرح شده بود، میتوانست نقطه عطفی در تحولات منطقه و جهان باشد، اما تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران و واکنش متقابل ایران، موجب گسترش دامنه بحران و افزایش نگرانیهای جهانی شده است. پیامدهای این بحران، از جمله تهدید امنیت تنگه هرمز و آثار آن بر بازار انرژی و زنجیره تأمین جهانی، با شدت و ضعف متفاوت، طی ماههای گذشته تقریباً همه کشورهای جهان را تحت تأثیر قرار داده است. افزایش قیمت نفت، فرآوردههای نفتی و محصولات شیمیایی در بازارهای جهانی، فشار قابل توجهی بر اقتصادهای توسعهیافته وارد کرده و موجب افزایش تورم و تشدید رکود در این کشورها شده است.
وی ادامه داد: گروه هفت اساساً در دهه ۱۹۷۰ میلادی با هدف ایجاد هماهنگی سیاسی و اقتصادی میان کشورهای بلوک غرب شکل گرفت. این کشورها در فضای دوقطبی جنگ سرد تلاش میکردند با انسجام بیشتر، در برابر بلوک شرق موضعگیری کنند اما با فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و تلاش آمریکا برای ایفای نقش به عنوان تنها ابرقدرت جهان، به تدریج جایگاه و نقش گروه هفت نیز به حاشیه رانده شد و اثرگذاری سیاستهای مشترک این کشورها در اقتصاد جهانی کاهش یافت. اکنون میتوان گفت که افول نقش گروه هفت، بازتابی از کاهش نفوذ سیاستهای غربی در نظام بینالملل است. بحران اقتصادی سال ۲۰۰۸ که از آمریکا آغاز شد و به سراسر جهان سرایت کرد، زمینه را برای تقویت گروه ۲۰ فراهم ساخت. این گروه تلاش کرد مدیریت بحران اقتصادی جهانی را بر عهده بگیرد و در عین حال، زمینه نقشآفرینی بیشتر قدرتهای نوظهور اقتصادی را فراهم آورد. کشورهایی همچون چین، هند، آفریقای جنوبی، برزیل و در ادامه کشورهایی نظیر عربستان سعودی و ترکیه، طی چند دهه اخیر توانستهاند جایگاه اقتصادی قابل توجهی در نظام بینالملل برای خود تعریف کنند و همین مسئله به تضعیف موقعیت گروه هفت انجامیده است.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: در نتیجه، گروه هفت بیش از گذشته به نهادی غربی تبدیل شده که تلاش کرده است دامنه فعالیت خود را از حوزه اقتصاد به مسائل سیاسی و امنیتی گسترش دهد. کشورهای عضو نیز کوشیدهاند از ظرفیتهای این گروه برای افزایش نفوذ سیاسی و تبلیغاتی خود در عرصه جهانی بهره ببرند؛ به گونهای که هر کشوری که ریاست دورهای و میزبانی نشست سالانه گروه هفت را بر عهده میگیرد، تلاش میکند از این فرصت برای تقویت موقعیت بینالمللی خود استفاده کند. با این حال، به نظر میرسد شانس گروه هفت برای ایفای نقشی مؤثر، با توجه به شرایط کنونی جهان، چندان زیاد نباشد. بحرانهای امنیتی در خلیج فارس، جنگ اوکراین و تنشهای شرق آسیا، مجموعهای از چالشهای سیاسی و امنیتی را ایجاد کردهاند که تأثیرات عمیقی بر وضعیت اقتصادی کشورها گذاشته و معادلات سیاسی داخلی آنها را نیز دستخوش تغییر کرده است. مشکلات اقتصادی در کشورهای اروپایی، موجب رشد و تقویت احزاب راست افراطی شده و جایگاه احزاب سنتی را با چالش مواجه کرده است. افزایش نفوذ جریانهای راست افراطی، به گسترش ملیگرایی و کاهش همگرایی میان کشورهای غربی انجامیده و در نتیجه، هماهنگی در چارچوب گروه هفت نیز تضعیف شده است.
وی افزود: از این منظر، نشست گروه هفت در پاریس نیز بعید به نظر میرسد که فراتر از فراهم کردن فرصتی برای نمایش سیاسی امانوئل مکرون، دستاورد مهمی برای افزایش هماهنگی میان اعضا در مواجهه با بحران اوکراین، تحولات خلیج فارس و شرایط پیچیده اقتصادی کنونی داشته باشد. از سوی دیگر، بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید و اعمال سیاستهای تعرفهای، عملاً برخلاف روندهای سنتی همکاری در بلوک غرب بوده است. ترامپ در چارچوب رویکرد «اول آمریکا» تلاش کرده منافع ایالات متحده را بدون توجه جدی به منافع متحدان اروپایی و آسیایی پیش ببرد. همین مسئله شکاف عمیقی میان آمریکا و شرکای سنتیاش ایجاد کرده است. کشورهای اروپایی، با وجود نگرانی نسبت به رشد اقتصادی چین، برای ایجاد توازن در روابط خود با آمریکا، به سمت همکاریهای بیشتر با پکن گرایش پیدا کردهاند. این روند میتواند به تدریج جایگاه آمریکا به عنوان قدرت برتر اقتصادی، سیاسی و نظامی جهان را با چالشهایی مواجه کند. از سوی دیگر، دولتهای اروپایی نیز در سایه افول نسبی قدرت آمریکا، بخشی از جایگاه خود را در عرصه تعاملات اقتصادی و سیاسی جهانی از دست دادهاند.
مکی در پایان خاطرنشان کرد: واقعیت آن است که اروپاییها از سیاستهای یکجانبه آمریکا در قبال اوکراین و همچنین حمله به ایران، که بدون هماهنگی با متحدان اروپایی انجام شد و تبعات اقتصادی گستردهای به همراه داشت، ناخشنود هستند. همچنین مشکلاتی که ترامپ پس از تجاوز به ایران با آن مواجه شد و ناکامی او در مهار روسیه و حل بحران اوکراین، موجب شده است که وی نسبت به گذشته رویکردی همکاریجویانهتر در قبال اروپا اتخاذ کند. البته این تغییر رفتار به معنای عقبنشینی ترامپ از سیاستهای تجاری و تعرفهای خود در قبال متحدان اروپایی نیست. اما از منظر سیاسی، به نظر میرسد او همچنان به همکاری و همگرایی کشورهای اروپایی در موضوع خلیج فارس و بحران اوکراین نیاز دارد. از این رو، احتمالاً این نشست یکی از کمتنشترین نشستهای گروه هفت در روابط میان ترامپ و اروپاییها خواهد بود. با توجه به شرایط امنیتی موجود، طرفین تلاش خواهند کرد از اقداماتی که موجب تعمیق شکافها شود، پرهیز کنند و دستکم این پیام را منتقل کنند که همچنان نوعی همکاری و همگرایی میان آنها وجود دارد. به ویژه آنکه فلسفه شکلگیری گروه هفت نیز بر مبنای همین همکاری و هماهنگی بنا شده است.