آیا ترامپ کنترل جنگ را از دست داده است؟
در حالی که دونالد ترامپ در آستانه انتخابات میاندورهای با چالش نمایش یک «پیروزی» در سیاست خارجی مواجه است، تداوم بنبست در جنگ علیه ایران و ناتوانی در تحقق اهداف اولیه، این پرسش را پررنگتر کرده که آیا واشنگتن کنترل مسیر این بحران را از دست داده است؟
به گزارش ایلنا، پایگاه خبری النشره در مقالهای نوشت: در حالی که درِ مذاکرات برای پایان دادن به جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران گشوده شده، اما هیچ نشانهای از دستیابی به توافقی قریبالوقوع دیده نمیشود؛ چرا که فاصله میان شروط طرفین همچنان عمیق است.
در این میان، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا بار دیگر تصمیم خود برای حمله به تأسیسات انرژی ایران را تا ششم آوریل به تعویق انداخت؛ آن هم در شرایطی که همچنان با ادبیاتی تهدیدآمیز از احتمال گسترش دامنه عملیات نظامی سخن میگوید. در مقابل، تهران هیچ نشانهای از عقبنشینی بروز نداده و با تکیه بر توان مقاومت خود، بر مواضعش پافشاری میکند.
بر اساس ارزیابی منابع آگاه، رئیسجمهور آمریکا هرگز انتظار چنین روندی در جنگ را نداشت؛ موضوعی که او را به سمت ابراز تمایل برای مذاکره سوق داده است. با این حال، ترامپ همواره مدعی است که این ایران بوده که درخواست مذاکره داده؛ چرا که اساساً او علاقهای به ورود به یک جنگ فرسایشی و طولانیمدت ندارد، بهویژه در شرایطی که انتخابات میاندورهای کنگره در پاییز پیشرو را در پیش دارد.
این منابع تأکید میکنند که ترامپ بر پایه ارزیابیهای رژیم صهیونیستی، امید داشت با هدف قرار دادن رأس حاکمیت ایران، نظام سیاسی این کشور به سرعت فروبپاشد؛ سناریویی که میتوانست یا به تحرکات داخلی گسترده علیه حاکمیت منجر شود یا دستکم تهران را وادار به تسلیم در برابر شروط سختگیرانه واشنگتن کند. اما این محاسبات تاکنون محقق نشده و ایران همچنان از ارائه هرگونه امتیازی که بتواند تصویر «پیروزی» مورد نیاز ترامپ را تأمین کند، خودداری میکند.
در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلها بر این نکته تأکید دارند که ترامپ نمیتواند با دست خالی و در حالی که شکست در برابر تهران را تجربه کرده، به استقبال انتخابات میاندورهای برود؛ چرا که این مسئله بهطور مستقیم بر نتایج انتخاباتی و ادامه مسیر سیاسی او تأثیر خواهد گذاشت. از این رو، او به دنبال کسب یک پیروزی قاطع یا دستکم توافقی است که بتواند آن را بهعنوان موفقیت به افکار عمومی آمریکا عرضه کند.
بر این اساس، به نظر میرسد رئیسجمهور آمریکا در وضعیت پیچیدهای گرفتار شده است؛ از یکسو نیازمند نمایش پیروزی برای بهرهبرداری انتخاباتی است و از سوی دیگر، بدون رسیدن به توافق با تهران، تحقق این هدف دشوار به نظر میرسد. بهویژه آنکه ایران توانسته است مقاومت خود را در میدان به اثبات برساند و همین مسئله، ناگزیر واشنگتن را به در نظر گرفتن مطالبات تهران سوق میدهد؛ مگر آنکه تحول میدانی چشمگیری در آینده رخ دهد.
از نگاه این منابع، یکی از مهمترین شاخصههای این رویارویی، توانایی ایران در مدیریت اوضاع داخلی و تداوم حملات موشکی به اهداف منتخب، چه در اراضی اشغالی و چه در کشورهای میزبان پایگاههای آمریکایی بوده است. علاوه بر این، تسلط بر مسیرهای کشتیرانی در تنگه هرمز نیز بهعنوان یک عامل تعیینکننده، پیامدهای گستردهای بر اقتصاد جهانی بر جای گذاشته است.
مسیر پیشرو همچنان مبهم است: آیا ترامپ به سمت یک اقدام نظامی گسترده حرکت خواهد کرد تا ایران را وادار به عقبنشینی کند؟ یا ترجیح میدهد از طریق توافقی که لزوماً همه شروط آمریکا را تأمین نمیکند، از این جنگ خارج شود؟ و یا اینکه در نهایت، در باتلاق یک جنگ فرسایشی گرفتار خواهد شد؛ جنگی که فشارهای رژیم صهیونیستی در شکلگیری آن نقش اساسی داشته است؟