زرگر در گفتوگو با ایلنا تشریح کرد:
پشتپرده تصویب طرح مصادره اراضی کرانه باختری در کابینه اسرائیل/ آینده چارچوب دو دولتی
کارشناس مسائل منطقه گفت: فضای سیاسی و امنیتی موجود، بهویژه در سایه تحولات مربوط به غزه، زمینه را برای اقدامهای جسورانهتر اسرائیل فراهم کرده است.
علی اصغر زرگر، کارشناس مسائل منطقه در تشریح دلایل و پیامدهای تصویب طرح مصادره اراضی کرانه باختری در کابینه اسرائیل در گفتوگو با ایلنا اظهار کرد: مسئله کرانه باختری را باید در چارچوب تاریخی و جمعیتی آن بررسی کرد. بخش مهمی از جمعیت ساکن این منطقه را فلسطینیهایی تشکیل میدهند که در دورههای مختلف، بهویژه پس از تحولات مرتبط با اردن، در این سرزمین باقی ماندند و عملاً امکان جابهجایی یا کوچ برای آنها فراهم نشد. بنابراین، اقداماتی که امروز از سوی اسرائیل در این منطقه دنبال میشود، موضوعی کاملاً جدید نیست. اسرائیل پیشتر نیز از طریق سیاست شهرکسازی، گامهایی برای تثبیت حضور خود در این منطقه برداشته بود و اکنون نیز همان روند را با جدیت بیشتری دنبال میکند. از این منظر، این مسئله را نمیتوان یک تحول ناگهانی یا غیرمنتظره تلقی کرد، بلکه ادامه روندی است که سالها قبل آغاز شده است. با این حال، پرسش مهم این است که چرا در شرایط کنونی، اسرائیل چنین اقداماتی را با شدت بیشتری دنبال میکند. به نظر میرسد فضای سیاسی و امنیتی موجود، بهویژه در سایه تحولات مربوط به غزه، زمینه را برای اقدامات جسورانهتر فراهم کرده است. اسرائیل در شرایطی قرار گرفته که با توجه به حمایتهای گسترده بینالمللی، بهویژه از سوی ایالات متحده آمریکا، عملاً محدودیت جدی در پیشبرد اهداف خود احساس نمیکند.
وی ادامه داد: در همین چارچوب، دونالد ترامپ نیز اخیراً بار دیگر بر ضرورت خلع سلاح نیروهای فلسطینی تأکید کرده است. این موضعگیریها نشان میدهد که یک اراده جدی برای تغییر موازنه قدرت در این مناطق شکل گرفته و احتمالاً در آینده نزدیک، حضور و نقش گروههای فلسطینی در غزه بهشدت محدود خواهد شد. این حمایتهای بدون قید و شرط، اسرائیل را در موقعیتی قرار داده که بتواند با آزادی عمل بیشتری سیاستهای خود را اجرا کند. به نظر میرسد از نگاه اسرائیل و حامیانش، مسئله غزه تا حد زیادی تعیین تکلیف شده و اکنون تمرکز اصلی به سمت کرانه باختری معطوف شده است. در صورتی که طرحهای مربوط به بازسازی و مدیریت جدید این مناطق اجرایی شود، ممکن است شاهد تحولات جمعیتی نیز باشیم، از جمله ایجاد شهرکهای جدید یهودینشین که میتواند ترکیب جمعیتی این مناطق را تغییر دهد. در این میان، دولت اسرائیل به رهبری بنیامین نتانیاهو تلاش میکند این اقدامات را نه بهعنوان تصمیمی شخصی، بلکه بهعنوان یک تصمیم رسمی و ساختاری دولت معرفی کند.
این تحلیلگر مسائل سیاسی تصریح کرد: هدف از این رویکرد آن است که این سیاستها از سطح تصمیمات فردی فراتر رفته و بهعنوان سیاست رسمی دولت تثبیت شود. در چنین شرایطی، حتی در صورت تغییر دولت یا نخستوزیر، این تصمیمات همچنان لازمالاجرا باقی خواهد ماند. به عبارت دیگر، نتانیاهو میکوشد این مسئله را از حوزه مسئولیت شخصی خارج کرده و آن را به یک چارچوب نهادی و دولتی تبدیل کند. در سطح منطقهای نیز واکنشها چندان بازدارنده به نظر نمیرسد. بسیاری از کشورهای عربی، از جمله عربستان سعودی، در این زمینه موضع معمول و نهایتاً اعتراضی اختیار کردهاند و این مواضع عملاً فضای بیشتری برای پیشبرد سیاستهای اسرائیل فراهم کرده است. از سوی دیگر، ابزارهای فشار و تهدید که پیشتر در قبال کشورهایی مانند ایران مورد استفاده قرار گرفته، میتواند در قبال سایر کشورهای منطقه نیز به کار گرفته شود تا از شکلگیری هرگونه مقاومت جدی جلوگیری شود. در نتیجه، این احتمال وجود دارد که اسرائیل در آینده تلاش کند مسئله کرانه باختری را نیز بهطور کامل به نفع خود تعیین تکلیف کند، حتی اگر این روند با تخریب، درگیری یا جابهجایی جمعیت همراه باشد.
وی افزود: در این چارچوب، مسئله «راهحل دو دولتی» نیز عملاً با چالشهای اساسی مواجه شده است. به نظر میرسد این طرح از ابتدا نیز با موانع جدی روبهرو بوده و هرگز بهطور واقعی امکان تحقق نیافته است. حتی کشورهایی مانند اسپانیا و برخی دیگر از کشورهای اروپایی که دولت فلسطین را به رسمیت شناختند، بیشتر با هدف کاهش فشارهای بینالمللی بر اسرائیل یا نشان دادن موضعی نمادین چنین اقدامی انجام دادند. در عمل، شرایط لازم برای تشکیل یک دولت مستقل فلسطینی، از جمله سرزمین مشخص و حاکمیت واقعی، هرگز فراهم نشده است. از ابتدا نیز اسرائیل و حتی ایالات متحده نسبت به امکانپذیری چنین طرحی تردید داشتند. پرسش اساسی این بود که دولت فلسطین قرار است در کدام محدوده جغرافیایی و با چه سطحی از حاکمیت تشکیل شود؟ این ابهامات باعث شد که طرح دو دولتی بیشتر به یک چارچوب نظری یا سیاسی تبدیل شود تا یک برنامه عملیاتی واقعی.
زرگر در پایان خاطرنشان کرد: در همین راستا، اسرائیل پیشتر نیز اقداماتی مشابه انجام داده است؛ از جمله الحاق بلندیهای جولان که بخشی از خاک سوریه محسوب میشد. علاوه بر این، ایجاد مناطق امنیتی در عمق خاک سوریه نیز نشاندهنده راهبرد بلندمدت اسرائیل برای تثبیت نفوذ خود در مناطق پیرامونی است. بر همین اساس، این احتمال وجود دارد که اسرائیل در کرانه باختری نیز از طریق گسترش شهرکسازی، اعلام این مناطق بهعنوان اراضی دولتی، یا ایجاد شرایطی که منجر به جابهجایی جمعیت فلسطینی شود، زمینه الحاق تدریجی این سرزمینها را فراهم کند. در مجموع، به نظر میرسد تحولات جاری نشاندهنده یک راهبرد بلندمدت برای تغییر واقعیتهای میدانی و تثبیت کنترل اسرائیل بر این مناطق است که با حمایت قدرتهای بینالمللی و سکوت نسبی بازیگران منطقهای، با موانع جدی مواجه نیست و میتواند در آینده پیامدهای ژئوپلیتیکی گستردهای به همراه داشته باشد.