عطوان:
ایران در برابر جنگ روانی آمریکا؛ نه آغازگر، ولی قطعا پایاندهنده!
عطوان معتقد است ترامپ در آخرین لحظه از تهدیدهای خود علیه ایران عقبنشینی میکند؛ نه فقط از سر «بزدلی»، بلکه از ترس پیامدها. چهبسا این عقبنشینی به درخواست مستقیم اسرائیل باشد و آن هم از بیم ویرانی گسترده انسانی و مادی ناشی از پاسخ قطعی ایران.
به گزارش ایلنا، عبدالباری عطوان، تحلیلگر مطرح جهان عرب در سرمقاله روزنامه فرامنطقهای رای الیوم نوشت: تمام این آرایش گسترده نظامی آمریکا برای وارد کردن ضربهای سنگین به ایران، در چارچوب «جنگ روانی» قابل تحلیل است؛ جنگی با هدف ارعاب تهران و واداشتن آن به بازگشت به میز مذاکره از موضع تسلیم و پذیرش شروط آمریکایی؛ شروطی که در رأس آنها کنار گذاشتن کامل سامانههای موشکی پیشرفته و توقف دائمی غنیسازی اورانیوم قرار دارد. اما این باجخواهی و فشار روانی، نه در گذشته نتیجه داده و نه در آینده خواهد داد.
اعزام ناوهای هواپیمابر به همراه رزمناوها، تاکتیکی برای ترساندن دشمنان است که عمر آن به سر آمده و دیگر در برابر قدرتهای منطقهای بزرگی چون ایران کارایی ندارد؛ کشوری که گامهای بلندی در مسیر خودکفایی نظامی برداشته و صنایع موشکی و پهپادی دفاعی و تهاجمی پیشرفتهای توسعه داده و علاوه بر آن، از توانمندیهای دریایی از جمله زیردریایی برخوردار است. ایران ۴۵ سال در برابر تحریمها ایستادگی کرده و بیش از سه تلاش برای تغییر نظام را پشت سر گذاشته است.
بیتردید ایران خواهان جنگ نیست، اما در صورت هرگونه تجاوز آمریکایی ـ اسرائیلی، با تمام توان نظامی خود پاسخ خواهد داد؛ توانی که کم هم نیست. بزرگترین سلاح ایرانیان «نَفس بلند» و آمادگی برای ورود به یک جنگ فراگیر و طولانیمدت است؛ چیزی که کاملا با دکترین جدید نظامی آمریکا در تضاد است؛ دکترینی که میتوان آن را در سه واژه خلاصه کرد: «سریع، کوتاه، پاکیزه»؛ و منظور از پاکیزه، پرهیز از هرگونه تلفات انسانی و خسارات سنگین است.
در حالی که ترامپ فشارها و تهدیدهای خود علیه ایران را تشدید کرده و بارها مدعی شده زمان برای حمله رو به پایان است و «ساعت صفر» نزدیک شده، سرتیپ امیر حاتمی، فرمانده کل ارتش ایران ـ که بهندرت اظهارنظر میکند ـ اعلام میکند بیش از هزار پهپاد جدید به نیروی هوایی ارتش افزوده شدهاند؛ پهپادهایی که قادرند اهداف زمینی و دریایی آمریکا، چه ثابت و چه متحرک، از جمله ناوهای هواپیمابر و رزمناوها را هدف قرار دهند.
اما به باور ما، خطرناکترین و مهمترین موضعگیری را ژنرال علی شمخانی، مشاور نزدیک رهبر انقلاب اسلامی، مطرح کرد؛ جایی که گفت: «پاسخ ایران به هرگونه تجاوز آمریکایی ـ چه گسترده و چه محدود ـ بمباران تلآویو بزرگ خواهد بود، زیرا چنین حملهای به معنای آغاز جنگی فراگیر است.»
به باور عطوان، این اظهارنظر از آن رو خطرناک است که با چراغ سبز مستقیم رهبر ایران بیان شده و بازتابدهنده راهبردی است که طی هفتههای گذشته در نشستهای سطح بالای نخبگان حاکم، نهادهای دینی، سیاسی، نظامی و قانونگذاری ایران درباره جزئیات آن توافق شده است.
ایران در برابر این تجاوز احتمالی تنها نخواهد بود، بلکه از حمایت متحدان منطقهای خود و آزادگان جهان عرب و اسلام برخوردار خواهد شد؛ که میتوان آن را در چند محور خلاصه کرد:
نخست: شیخ نعیم قاسم، دبیرکل حزبالله لبنان، اعلام کرده است که مقاومت اسلامی در صورت هرگونه تجاوز آمریکا بیطرف نخواهد ماند و در کنار ایران و ولیفقیه خواهد ایستاد. همچنین نواف الموسوی، از رهبران برجسته حزبالله، احتمال مشارکت مستقیم در جنگ را رد نکرد و گفت: «وقتی به آن پل برسیم، تصمیم میگیریم.»
دوم: جنبش انصارالله یمن ـ که پیشتر در همبستگی با غزه و کرانه باختری، شهرهای اشغالی مانند یافا، حیفا، تلآویو، بئرالسبع و امالرشراش (ایلات) را هدف قرار داده بود ـ در بیانیهای اعلام کرد که اجازه نخواهد داد هیچ ناو هواپیمابر یا رزمناوی به آبهای دریای سرخ و دریای عرب نزدیک شود.
سوم: دو گروه جهادی عراقی از مهمترین بازوهای الحشد الشعبی، آمادگی خود را برای ورود به جنگ در برابر هرگونه تجاوز آمریکایی ـ اسرائیلی و ایستادن در کنار ایران اعلام کردند. کتائب حزبالله عراق خواستار آمادگی برای جنگی فراگیر شد و تأکید کرد ایران در چهار دهه گذشته همواره حامی مستضعفان و مدافع آرمانهای امت بوده است. همچنین اکرم الکعبی، دبیرکل جنبش نجباء، اعلام کرد: «ملت عراق در برابر جنگی که آمریکا علیه ایران به راه بیندازد، تماشاگر نخواهد ماند.»
آمریکا این جنگ را به نیابت و در راستای منافع «اسرائیلِ وحشتزده» آغاز خواهد کرد؛ اسرائیلی که از توان موشکی ایران، حزبالله و انصارالله بهشدت هراس دارد. بهای این جنگ را همچنین بسیاری از کشورهای عربی خواهند پرداخت؛ کشورهایی که میزبان پایگاههای نظامی آمریکا هستند و بیتردید در تیررس پاسخ ایران قرار میگیرند؛ از جمله بحرین، قطر، امارات، اردن و کویت. عربستان سعودی هوشمندانه عمل کرد و صراحتا اعلام نمود اجازه نخواهد داد خاک یا حریم هواییاش برای حمله به ایران استفاده شود؛ اما متأسفانه برخی کشورهای دیگر چنین موضعی اتخاذ نکردهاند و شاید اساسا اختیار چنین تصمیمی را ندارند.
با این حال، همچنان بعید نمیدانیم که ترامپ در آخرین لحظه از تهدیدهای خود عقبنشینی کند؛ نه فقط از سر «بزدلی»، بلکه از ترس پیامدها. چهبسا این عقبنشینی به درخواست مستقیم اسرائیل باشد؛ همان اسرائیلی که دو هفته پیش از ترامپ خواست حمله را به تعویق بیندازد، از بیم ویرانی گسترده انسانی و مادی ناشی از پاسخ قطعی ایران.
ترامپ اکنون کنار تلفن نشسته و منتظر تماس است؛ چه از سوی ایران، چه از سوی میانجیهای جدید، که آخرین آنها ترکیه و اردوغان هستند؛ تماسی که شاید بگوید ایران با مذاکره موافقت کرده، اما با شروط خود؛ و نخستین گام آن، توقف تهدیدها و صدور دستور بازگشت ناوهای آمریکایی به پایگاههای اولیهشان است.
نیروهای مسلح ایران گزینهای جز آمادگی برای جنگ ندارند، اما این ایران است که زمان پایان آن را تعیین خواهد کرد. برخلاف ادعای مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، ایران در ضعیفترین موقعیت خود نیست؛ بلکه به باور بسیاری از تحلیلگران، در یکی از قدرتمندترین مقاطع خود قرار دارد؛ بهویژه پس از مهار اعتراضاتی که با تحریک آمریکا و اسرائیل سازماندهی شده بود و نیز ایستادگی در جنگ ۱۲روزه.
هزینه تسلیم، بهمراتب سنگینتر از هزینه ایستادگی و نبرد برای دفاع از کرامت و حاکمیت است. شجاع یکبار شهید میشود، اما بزدل صد بار میمیرد… و روزگار، داور میان ما خواهد بود.