عرضه بیش از ۱.۶ میلیون تن ورق در بورس کالا
عرضه بیش از ۱.۶ میلیون تن محصول در بورس کالا، به منظور کاهش قیمت پایه محصولات در بورس و حفظ صادرات برای جلوگیری از انباشت مازاد تولید و تداوم ارزآوری.
به گزارش ایلنا، فولاد مبارکه در دوره اختلالات ناشی از جنگ و محدودیتهای اقتصادی، همزمان دو مسیر را دنبال کرده است: پوشش تقاضای مؤثر صنایع پاییندستی با عرضه بیش از ۱.۶ میلیون تن محصول در بورس کالا، کاهش قیمت پایه محصولات در بورس کالا و حفظ صادرات برای جلوگیری از انباشت مازاد تولید و تداوم ارزآوری. این راهبرد دوگانه، ضمن پشتیبانی از جریان تولید در داخل، امکان تأمین بخشی از منابع ارزی موردنیاز برای بازسازی زیرساختها و حفظ حضور در بازارهای منطقهای را فراهم کرده است.
تداوم عرضه در بازارهای خارجی از این جهت اهمیت دارد که وقفههای طولانی میتواند به واگذاری سهم بازار به رقبای منطقهای، بهویژه تولیدکنندگان ترکیه و کشورهای مستقل مشترکالمنافع (CIS)، منجر شود. بنابراین، صادرات این دوره را میتوان افزون بر منبع درآمد ارزی، ابزاری برای حفظ ارتباط با مشتریان خارجی و جلوگیری از فرسایش جایگاه تجاری شرکت دانست؛ هرچند ارزیابی میزان تثبیت یا افزایش سهم بازار، به دادههای مقایسهای بیشتری نیاز دارد.
ارزآوری در خدمت بازسازی
در صنایع سرمایهبر، صادرات فقط مسیری برای فروش مازاد تولید نیست؛ بلکه میتواند بخشی از منابع ارزی موردنیاز برای نوسازی تجهیزات و تداوم سرمایهگذاری را فراهم کند. این موضوع در دوره بازسازی زیرساختها اهمیت بیشتری مییابد، زیرا تأمین برخی قطعات حساس، تجهیزات تخصصی نورد و ذوب و خدمات مهندسی، به منابع ارزی وابسته است.
از این منظر، درآمد حاصل از صادرات محصولات با ارزش افزوده بالاتر میتواند توان فولاد مبارکه را برای تأمین تجهیزات و پیشبرد پروژههای بازسازی افزایش دهد و وابستگی آن به منابع ارزی عمومی را کاهش دهد. البته برای سنجش دقیق این اثر، باید میزان ارز بازگشتی، نحوه تخصیص آن و سهم هزینههای ارزی پروژههای بازسازی مشخص باشد. با وجود این، حفظ صادرات در دوره اختلال تولید، امکان شکلگیری چرخهای را فراهم میکند که در آن، مازاد تولید به درآمد ارزی و درآمد ارزی به پشتوانهای برای احیای ظرفیت و نوسازی خطوط تبدیل میشود.
تابآوری در مقیاس زنجیره
عملکرد فولاد مبارکه در ماههای نخست سال ۱۴۰۵ نشان میدهد تابآوری صنعتی را نمیتوان صرفاً با حجم تولید یا ارزش صادرات یک بنگاه سنجید؛ بلکه باید اثر عملکرد آن را بر پایداری کل زنجیره ارزش در نظر گرفت. استمرار عرضه مواد اولیه به صنایع پاییندستی، از توقف یا کاهش تولید در حلقههای بعدی جلوگیری میکند و هدایت مازاد عرضه به بازارهای خارجی نیز منابع ارزی و امکان حفظ سهم بازار را در اختیار تولیدکننده قرار میدهد.
بر این اساس، الگوی «تأمین تقاضای مؤثر داخلی و صادرات مازاد» میتواند میان دو ضرورت مکمل تعادل برقرار کند: حفظ جریان تولید در صنایع پاییندستی و تأمین بخشی از منابع لازم برای بازسازی و نوسازی زیرساختهای بالادست. پایداری این الگو البته به شفافیت عرضه، بازگشت ارز صادراتی و تخصیص هدفمند منابع به پروژههای توسعهای وابسته است. در چنین چارچوبی، صادرات نه رقیب بازار داخلی، بلکه مکمل آن و یکی از ابزارهای تقویت تابآوری زنجیره فولاد خواهد بود.