خوزستان ترحم نمیخواهد؛ فرصت برابر برای سنجش توان علمی فرزندانش میخواهد
در پی برگزاری آزمون سراسری روز پنجشنبه ۲۹ مردادماه ۱۴۰۵، قطعی برق در یکی از حوزههای برگزاری آزمون در اهواز، توجه افکار عمومی و خانوادههای داوطلبان را به خود جلب کرد. بر اساس گزارش منتشرشده توسط خبرگزاری مهر به نقل از شرکت توزیع نیروی برق اهواز، این اختلال در پی آتشسوزی و سقوط یک پایه شبکه برق در نزدیکی حوزه آزمون رخ داده و پس از انجام اقدامات عملیاتی، برق مجدداً برقرار شده است. همچنین اعلام شده که برای افزایش پایداری شبکه در زمان برگزاری آزمون، تمهیدات و نیروهای آمادهباش پیشبینی شده بود.
طبیعی است که علت دقیق این حادثه و ابعاد احتمالی آن از مسیرهای قانونی و کارشناسی بررسی شود و در صورت احراز هرگونه تخلف یا اقدام مجرمانه، مراجع ذیصلاح مطابق قانون تصمیمگیری کنند. اما فارغ از علت حادثه و اینکه مسئولیت هر بخش بر عهده کدام دستگاه یا مجموعه بوده است، یک پرسش اساسی همچنان برای خانوادهها و جامعه فرهنگی مطرح است.
در چنین شرایطی، حقوق داوطلبانی که در یک آزمون سرنوشتساز با اختلال در شرایط برگزاری مواجه شدهاند، چگونه بررسی و صیانت خواهد شد؟
برای یک داوطلب، آزمون سراسری تنها چند ساعت حضور در یک حوزه امتحانی نیست. پشت همان صندلی، سالها تلاش دانشآموز، زحمات معلمان، حمایت خانواده و هزینههای مادی و معنوی فراوان قرار دارد. از این رو، هر عاملی که در زمان برگزاری آزمون بتواند شرایط عادی تمرکز، آرامش و پاسخگویی داوطلب را تحت تأثیر قرار دهد، شایسته بررسی دقیق و مستند است؛ نه برای متهم کردن فرد یا نهادی، بلکه برای اطمینان از رعایت حقوق همه داوطلبان.

این موضوع در خوزستان اهمیت بیشتری پیدا میکند. سالهاست دانشآموزان این استان در کنار شرایط عادی آموزشی، با چالشهایی همچون گرمای شدید، گردوغبار، آلودگی هوا و گاه اختلالات زیرساختی مواجهاند؛ شرایطی که ضرورت توجه جدیتر به مفهوم «عدالت آموزشی» را یادآوری میکند.
پیش از این نیز در یادداشتی با عنوان «عدالت آموزشی؛ مطالبهای فراتر از برابری ظاهری در خوزستان / خوزستان خواهان ترحم نیست» بر این نکته تأکید کرده بودم که عدالت آموزشی صرفاً به معنای یکسان بودن دفترچه سئوال، زمان آزمون و شیوه تصحیح نیست؛ بلکه فراهم کردن شرایطی است که تفاوتهای محیطی و زیرساختی، تا حد امکان، بر فرصت سنجش توان علمی دانشآموزان اثر نگذارد.
امروز نیز نباید مسئله را به تعیین مقصر یا تقابل میان دستگاهها تقلیل داد. اگر علت حادثه اقدام فرد یا افراد ناشناس بوده است، موضوع از مسیر قانونی پیگیری خواهد شد؛ اما در کنار آن، ضروری است ابعاد آموزشی و اجرایی حادثه نیز به صورت مستقل بررسی شود.
به نظر میرسد حداقل پرسشهایی که شایسته است پاسخ روشنی برای آنها ارائه شود این است: وضعیت حوزه در زمان قطعی برق چگونه بوده است؟ تمهیدات پیشبینیشده برای شرایط اضطراری تا چه اندازه امکان استمرار شرایط استاندارد آزمون را فراهم کردهاند؟ شرایط داوطلبان در مدت اختلال چگونه مدیریت شده است؟ و در نهایت، آیا این حادثه تأثیری بر روند عادی آزمون داشته است یا خیر؟
پاسخ به این پرسشها نه متهم کردن دستگاهی است و نه پیشداوری درباره نتیجه آزمون؛ بلکه اقدامی در جهت حفظ اعتماد عمومی به فرآیند سنجش و صیانت از حقوق داوطلبان است.
از سوی دیگر، این حادثه میتواند فرصتی برای بازنگری در سازوکار برگزاری آزمونهای ملی در مناطق دارای شرایط اقلیمی و زیرساختی خاص باشد. لازم است برای حوزههای آزمون، علاوه بر پیشبینی تمهیدات معمول، سناریوهای مشخص و قابل اجرا برای قطعی برق، اختلال سرمایش، حوادث زیرساختی و سایر شرایط اضطراری نیز وجود داشته باشد و نحوه ثبت، ارزیابی و رسیدگی به آثار احتمالی چنین حوادثی بر عملکرد داوطلبان از پیش مشخص باشد.
ما در خوزستان خواهان امتیاز ویژه نیستیم و نمیخواهیم هیچ داوطلبی به دلیل محل زندگی خود از امتیازی ناعادلانه برخوردار شود.
مطالبه ما ساده است:
فرزندان خوزستان، همانند همه فرزندان ایران، باید در شرایطی سنجیده شوند که نتیجه آزمون تا حد امکان بازتاب توان علمی آنان باشد، نه پیامد شرایطی که خارج از اختیارشان قرار دارد.
ای کاش بتوانیم از ظرفیت فرهیختگان، فرهنگیان، دانشگاهیان و صاحبنظران استان استفاده کنیم و این حادثه را صرفاً یک خبر یکروزه نبینیم؛ بلکه آن را به نقطه آغاز گفتوگویی کارشناسی برای ارتقای استانداردهای برگزاری آزمونهای ملی تبدیل کنیم.
شاید نتوانیم زمان سپریشده را به عقب بازگردانیم؛ اما میتوانیم از تجربه امروز برای ساختن سازوکاری بهتر برای فردا استفاده کنیم.
خوزستان ترحم نمیخواهد؛ خوزستان خواهان دیده شدن تفاوت شرایط و تحقق واقعی عدالت آموزشی است.
بابک نوریزاده فعال فرهنگی رسانهای