رئیس دانشکده حکمرانی در گفتوگو با ایلنا:
پس از ترور دانشمندان؛ دانشگاهها را هدف گرفتهاند
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در واکنش به حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به مراکز دانشگاهی کشور گفت: دانشگاه معمولاً زودتر از بسیاری از نهادها تحولات را درک میکند، به همین دلیل است که در مقاطعی میبینیم نهاد دانشگاه نیز بهطور مستقیم مورد توجه و حتی حمله قرار میگیرد. این مسئله علاوه بر جنبه عملی، جنبه نمادین نیز دارد و میتواند نقطه عطفی در شناخت اهداف و رویکردهای قدرتهای غربی تلقی شود؛ بهویژه در شرایطی که در دنیای امروز جنگها بیش از آنکه صرفاً نظامی باشند، ماهیت اطلاعاتی و شناختی پیدا کردهاند.
«مجتبی امیری» رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران در گفتوگو با خبرنگار ایلنا در خصوص حمله آمریکا و رژیم صهیونیستی به مراکز دانشگاهی کشور، اظهار کرد: واقعیت این است که غرب باید مسئله خود را بهصورت بنیادین با شرق، بهویژه با جهان اسلام، حل کند. مسئله اصلی ما شرقیها و مسلمانان با غرب این است که غرب، شرق را «شهروند درجهدو» به شمار میآورد. یعنی ما را در جایگاه شهروندان جهانی درجهدو قرار میدهد و خود را شهروند درجهیک. پدیده استعمار و ادبیات پسااستعماری نیز شاهد روشنی بر این مدعاست؛ چراکه غربیها همهچیز را حول محور خود تعریف کردهاند و انسان غربی را شهروند درجهیک و دیگران را شهروند درجهدو تلقی میکنند.
وی افزود: این نگاه ابتدا در میان اروپاییها مشهود بود و زمانی که به آمریکا مهاجرت کردند و تمدن آمریکایی را شکل دادند، این رویکرد در آنجا بهشکل بارزتری ظهور پیدا کرد. به همین دلیل همهچیز را براساس محوریت خود تعریف میکنند. تا زمانی که چنین نگرشی وجود داشته باشد، مسئله ما با غرب که امروز آمریکا در رأس آن قرار دارد، حل نخواهد شد. در این صورت ما باید بپذیریم هرچه آنان تولید میکنند، باید همان را مصرف کنیم، یا هرچه ما تولید میکنیم تنها زمانی اعتبار پیدا کند که آنان مهر تأیید بر آن بزنند تا ما بتوانیم آن را به کار بگیریم، که چنین چیزی امکانپذیر نیست.
امیری ادامه داد: در ادبیات پسااستعماری، مباحثی که اندیشمندانی مانند ادوارد سعید مطرح کردهاند، نشان میدهد غرب از ما میخواهد حتی با «عینک آنان» خود را ببینیم؛ خود را با تعریف و چارچوب ذهنی آنان بشناسیم و در عرصه زندگی و ارتباطات نیز بر اساس همین تعریف عمل کنیم.
وی درباره تحولات اخیر نیز گفت: در مسائلی مانند جنگی که اخیراً رخ داد و به هر حال آمریکا آغازگر آن بود؛ چه به تحریک اسرائیل، چه با هدایت آن، با وضعیتی مشابه مواجهیم. اسرائیل نیز نوعی بازنمایی دیگر از همان تفکر غربی است. هرچند در منطقه ما قرار دارد، اما میدانیم که از منظر تاریخی شبیه رفتار آمریکاییها عمل کرده است؛ یعنی اشغالگری، تصرف سرزمین و شکل دادن به یک ساختار جدید. اسرائیل نیز همین مسیر را دنبال کرده و سرزمینی را اشغال کرده است، اما نتوانسته آن را توسعه دهد یا تثبیت کند و جهان را قانع کند که یک کشور تثبیتشده است.
وی افزود: صهیونیستها – که ما آنها را از یهودیت متمایز میکنیم – نوعی روحیه نژادپرستانه دارند؛ بهگونهای که غیرخودی را نهتنها شهروند درجهدو، بلکه موجوداتی فرودست میدانند که باید در خدمت آنان باشند. این نگاه در اظهارات و عملکرد آنان قابل مشاهده است. همان پدیدهای که در استعمار کلاسیک نیز با آن مواجه بودیم؛ جنایاتی که در جوامع شرقی مانند الجزایر و لیبی و دیگر مستعمرات صورت گرفت.
او با اشاره به وضعیت غزه گفت: امروز نمونه برجسته و کاملشده این نگاه را در غزه میبینیم؛ جایی که نه تنها به انسانها، بلکه به حیوانات و نباتات نیز رحم نکردهاند و معتقدند هر نشانهای که به آن سرزمین تعلق دارد باید از بین برود. در سخنان اخیر مطرحشده از سوی ترامپ درباره غزه نیز این نگاه قابل مشاهده بود؛ از جمله اینکه غزه را به شکلی که خود میخواهیم میسازیم. این نیز نمونهای از نوع نگرشی است که غربِ امروز، بهویژه آمریکا، نسبت به شرق دارد.
او اضافه کرد: غرب ابزارش برای تحقق اهدافش علم بوده و هست؛ چون به هر حال آدمی اگر توانسته کاری انجام دهد، به دلیل دست یافتن به دانش بوده است. اگر علم نتواند از یک نظام ارزشی که البته آن هم برخاسته از علم است تبعیت کند، نتیجه آن متفاوت خواهد شد. اینکه این علم در چه جهتی به کار گرفته شود، مسئله اصلی است.
وی افزود: بسیاری از اندیشمندان غربی نیز این ندا را سر دادهاند که این شیوه بهکارگیری علم در جهت تخریب هویت انسانی است. اگر علم در جهت درست و در خدمت انسانیت (نه صرفاً انسان غربی) قرار نگیرد، این مسیر به جایی نخواهد رسید.
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران تأکید کرد: نگاه شرقی نسبت به انسان، نگاهی احترامآمیز است. نگاه ما به انسان، شرقی و غربی یا آفریقایی بودن او را ملاک قرار نمیدهد؛ ما نوع انسان را محترم میشماریم و انسان کرامت دارد. اما در نگاه غربی، انسان غربی صاحب کرامت است، نه غیرغربی. در ماجرای اسرائیل نیز این مسئله روشن است.
او ادامه داد: غرب از ابتدا به دنبال دانشی بوده و هست که بتواند منافعش را تضمین، تقویت، تثبیت و توجیه کند. بنابراین آنان از خلق جهان، به خصوص از نخبگان جهان غیرغرب، نوعی بندگی میخواهند. بسیاری از اندیشمندان، جوانان و نخبگان ما که به غرب سفر کردند، برخی با تمدن و پیشرفتهای غرب آشنا شدند و خود را باختند و مبلغ غرب شدند و پس از بازگشت نیز همین مسیر را ادامه دادند. برخی دیگر اما از تجربیات آنجا استفاده کردند و در جوامع خود بهکار گرفتند تا وضعیت جامعه را بهبود ببخشند.
امیری افزود: بنابراین ما در جامعه خود دو دسته از نخبگان را میبینیم؛ کسانی که به غرب رفته و تحصیل کرده و بازگشتهاند و غربگرا نام گرفتهاند. دسته دیگر اگر به غرب رفتند و تجربیاتی کسب کردند، آن را با جامعه خود پیوند میزنند و در جهت بهبود وضعیت انسان، جامعه و پیشرفت بشر به کار میگیرند.
در غرب نهاد علم در خدمت نهاد قدرت است
وی تصریح کرد: در غرب نهاد علم در خدمت نهاد قدرت است. این نهال را چنین کاشتهاند و رشد کرده است. دانشگاههای غربی و شرکتها نیز به همین شکل عمل میکنند. ماجرای پس از حوادث غزه نشان داد دانشگاههای آنجا چطور از چه جاهایی تغذیه میشدند و وقتی دانشجویان و اساتید دانشگاههای آمریکایی از غزه حمایت کردند، چگونه دولت آمریکا، شرکتها و مؤسساتی که با صهیونیستها پیوند داشتند، کمکهای مالی خود را قطع کردند.
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران گفت: ما نیز مشکلاتی در جامعه خود داشتهایم؛ نظام دانایی دچار نارساییهایی بوده و نظام تصمیمگیری نیز همینطور. این دو نظام آن ارتباط لازم را با هم نداشتند. اما در مجموع، بهدلیل نبود پدیده استعمار در ساختار داخلی، دانشگاه در جهت منافع جمعی عمل کرده و وقتی حاکمیت نیز در جهت منافع جمعی عمل کرده، دانشگاه و نظام تصمیمگیری با یکدیگر همسو بودهاند.
او متذکر شد: در تحولات سالهای اخیر نیز چنین روندی مشاهده شد؛ بهویژه از زمانی که بحث هستهای مطرح شد. در آن مقطع، دانشمندان ما با تصمیمات استراتژیک و راهگشا همراه شدند و در جهت تقویت جامعه ایرانی اسلامی گام برداشتند.
وی ادامه داد: در همین چارچوب شاهد بودیم که اسرائیل که بهزعم بسیاری، ترور در ذات تفکر آن نهادینه شده است، به ترورهای حسابشده دست زد. آمریکاییها نیز به شکلهای مختلف برخی از اندیشمندان و چهرههای اثرگذار ما را هدف قرار دادند. بهعنوان نمونه، شهید قاسم سلیمانی را میتوان مثال زد؛ شخصیتی که در برابر گروههایی مانند داعش که بهنوعی ساخته و پرداخته غرب تلقی میشدند، صفآرایی کرده و آنها را از بسیاری از عرصهها عقب رانده بود، اما در نهایت هدف ترور قرار گرفت.
پس از ترور شخصیت های علمی کشور، حالا مراکز علمی را مورد حمله قرار میدهند
امیری افزود: این ترورها ابتدا متوجه شخصیتها بود؛ بهویژه شخصیتهای علمی که در برخی حوزهها از جمله عرصههای نظامی نیز نقشآفرین بودند و توانسته بودند وحدتی اثرگذار ایجاد کنند. اما امروز شاهد هستیم که این روند شکل نهادی به خود گرفته است. بهگونهای که حتی مراکز علمی نیز در معرض حمله قرار میگیرند.
وی تصریح کرد: در طول تاریخ کمتر با چنین پدیدهای مواجه بودهایم و این موضوع میتواند بهعنوان یک مورد قابل مطالعه مطرح شود که چگونه برای مثال دانشگاهی مانند علم و صنعت که اساساً یک مرکز علمی است و نه مقر نظامی، هدف قرار میگیرد؛ در حالی که نه مقر سپاه پاسداران بوده و نه ارتش. در برخی موارد نیز تلاش شده با طرح ادعاهای دروغین مشابه آنچه درباره پنهان شدن نیروهای نظامی در بیمارستانها و مدارس مطرح میشد، چنین اقداماتی توجیه شود.
وی تاکید کرد: مسئولان و مردم ایران آشکارا در عرصه عمومی حضور دارند و حتی زیر فشار موشک و بمباران نیز نشان دادهاند که اهل پنهان شدن نیستند.
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران گفت: امیدواریم جهان عرب و جهان اسلام نسبت به این مسائل آگاهتر شود و دریابد که آمریکاییها در منطقه سپر دفاعی برای دفاع از اسرائیل ساخته اند، نه لزوماً برای دفاع از کشورهای منطقه.
امیری با بیان اینکه دانشگاه معمولاً زودتر از بسیاری از نهادها تحولات را درک میکند، اظهار داشت: به همین دلیل است که در مقاطعی میبینیم نهاد دانشگاه نیز بهطور مستقیم مورد توجه و حتی حمله قرار میگیرد. این مسئله علاوه بر جنبه عملی، جنبه نمادین نیز دارد و میتواند نقطه عطفی در شناخت اهداف و رویکردهای قدرتهای غربی تلقی شود؛ بهویژه در شرایطی که در دنیای امروز جنگها بیش از آنکه صرفاً نظامی باشند، ماهیت اطلاعاتی و شناختی پیدا کردهاند.
وی افزود: پیش از این نیز در قالب جنگ نرم، دانشگاهها، نهاد علم و اندیشمندان مورد فشار و هجمه قرار میگرفتند، اما اکنون این روند بهصورت آشکار در قالب حملات و بمبارانها نمود پیدا میکند.
رئیس دانشکده حکمرانی دانشگاه تهران خاطرنشان کرد: امیدواریم دانشگاهیان و نخبگان ما که شاید تا پیش از این تصور میکردند شعارهایی مانند حقوق بشر، دفاع از دموکراسی و ارزشهای غربی بهطور واقعی دنبال میشود، با مشاهده این تحولات ارزیابی دقیقتری داشته باشند. ایرانیان در عرصه خردورزی جایگاه قابل توجهی دارند و میتوانند در دفاع از انسانیت، ارزشهای انسانی و منافع منطقهای نقشآفرینی کنند.
امیری در پایان تأکید کرد: به اعتقاد ما، مسئله اصلی در رابطه با غرب و آمریکا موضوع سلطهگری و سلطهناپذیری است؛ به این معنا که آمریکا به دنبال سلطه است و ایران رویکرد سلطهناپذیری دارد. از این منظر، این دو رویکرد بهسادگی با یکدیگر جمع نمیشوند. یا باید رویکرد سلطهطلبانه کنار گذاشته شود و همه ملتها بهعنوان شهروندان برابر در نظر گرفته شوند، یا اینکه این تعارض تا زمانی که ریشههای ظلم در جهان برچیده شود، ادامه خواهد داشت.