خبرگزاری کار ایران

«لیلوک»؛ روایت انسان‌هایی میان دو سرزمین و دو فرهنگ

«لیلوک»؛ روایت انسان‌هایی میان دو سرزمین و دو فرهنگ

کتاب «لیلوک»، دومین اثر تألیفی مهناز عزیزابراهیم، نویسنده و عضو کانون سینماگران جوان، منتشر شد. این رمان با نگاهی انسانی به تجربه مهاجرت، مفهوم هویت، تعلق و جست‌وجوی معنای وطن را در بستر زندگی انسان‌هایی روایت می‌کند که میان خاطرات گذشته و ساختن آینده‌ای تازه در حرکت‌اند.

به گزارش خبرنگار ایلنا، کتاب «لیلوک» دومین اثر تألیفی مهناز عزیزابراهیم، نویسنده رمان‌های «هتل ماندگار» و «لیلوک» و از اعضای کانون سینماگران جوان، منتشر شد.

این کتاب روایتی از زندگی یک فرد یا گروهی مشخص نیست، بلکه داستانی برگرفته از تجربه زیسته انسان‌هایی است که در برهه‌ای از زمان، به دلایل مختلف راهی سرزمینی تازه شده‌اند. نویسنده در این اثر، روایت‌های پراکنده و تجربه‌های مشترک مهاجران را در کنار یکدیگر قرار داده تا تصویری انسانی از دغدغه‌های مربوط به هویت، تعلق و یافتن جایگاه خویش ارائه دهد.

در پیشگفتار این رمان آمده است که «لیلوک» از دل پرسش‌هایی درباره مفهوم وطن و تعلق شکل گرفته است؛ پرسش‌هایی مانند اینکه آیا دوست داشتن یک سرزمین برای تعلق داشتن به آن کافی است؟ وطن، زادگاه است یا ریشه‌های فرهنگی و خانوادگی؟ این پرسش‌ها، دغدغه بسیاری از انسان‌هایی است که تجربه زندگی میان دو فرهنگ و دو جغرافیا را پشت سر گذاشته‌اند.

انگیزه شما از نگارش رمان «لیلوک» چه بود و چه دغدغه‌هایی زمینه‌ساز شکل‌گیری این اثر شد؟

رمان «لیلوک» از دل دغدغه‌هایی درباره مفهوم هویت، تعلق و معنای وطن شکل گرفت. مهاجرت، به‌ویژه زمانی که خارج از انتخاب فرد اتفاق می‌افتد، تجربه‌ای پیچیده و چندلایه است. هر مهاجر بخشی از خاطرات، فرهنگ و گذشته خود را به همراه دارد و در عین حال تلاش می‌کند جایگاه تازه‌ای برای خود در محیط جدید پیدا کند. از آنجا که خودم از نسل دوم خانواده‌هایی هستم که در دهه ۱۳۵۰ به ایران مهاجرت کردند، با بخشی از احساسات، دغدغه‌ها و چالش‌های این تجربه آشنا بوده‌ام. همین آشنایی نزدیک با موضوع مهاجرت و تأثیرات انسانی و فرهنگی آن، زمینه شکل‌گیری این رمان شد.

رمان «لیلوک» چه روایتی را دنبال می‌کند و شخصیت اصلی داستان چگونه با مسئله هویت و تعلق مواجه می‌شود؟

«لیلوک» روایت زندگی «لیلا نوری سعید»، دختری کُردتبار است که زندگی او در بستر تجربه مهاجرت خانواده‌اش شکل می‌گیرد. این شخصیت در مسیر زندگی خود با پرسش‌هایی درباره هویت، ریشه‌ها، تعلق و معنای وطن روبه‌رو می‌شود. این رمان تلاش دارد تجربه انسان‌هایی را روایت کند که میان دو فرهنگ و دو جغرافیا قرار گرفته‌اند و در جست‌وجوی پاسخ به این پرسش هستند که تعلق انسان به یک سرزمین چگونه شکل می‌گیرد و چه عواملی احساس تعلق را در وجود انسان ایجاد می‌کند.

با توجه به سابقه فعالیت شما در حوزه داستان‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی، روند شکل‌گیری و نگارش این اثر چگونه بود؟

نوشتن «لیلوک» حاصل سال‌ها توجه و تأمل نسبت به تجربه‌های انسانی مرتبط با مهاجرت و هویت بود. از سال ۱۳۸۰ نوشتن رمان و داستان کوتاه را آغاز کردم و پس از گذراندن دوره‌های آموزش فیلمنامه‌نویسی در کانون سینماگران جوان، نگارش فیلمنامه را نیز به فعالیت‌های ادبی خود اضافه کردم. تلاش من در آثارم همواره این بوده است که دغدغه‌های انسانی و اجتماعی را در قالب روایت داستانی بیان کنم و به موضوعاتی بپردازم که بخشی از تجربه مشترک انسان‌ها هستند.

به عنوان نویسنده، جایگاه ادبیات داستانی را در روایت تجربه‌های انسانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟

ادبیات داستانی این امکان را فراهم می‌کند که تجربه‌های فردی و اجتماعی انسان‌ها از زاویه‌ای عمیق‌تر دیده شود. بسیاری از موضوعاتی که در زندگی روزمره با آن‌ها مواجه می‌شویم، از طریق داستان فرصت پیدا می‌کنند تا ابعاد انسانی و عاطفی خود را بهتر نشان دهند. رمان «لیلوک» نیز تلاشی است برای روایت بخشی از تجربه انسان‌هایی که میان گذشته و آینده، خاطره و واقعیت، و دو فضای فرهنگی متفاوت در جست‌وجوی معنا و تعلق هستند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز