خبرگزاری کار ایران

تهران، واشنگتن و میانجیگری دوحه؛ آیا قطر می‌تواند قفل مذاکرات را باز کند؟

تهران، واشنگتن و میانجیگری دوحه؛ آیا قطر می‌تواند قفل مذاکرات را باز کند؟

سفر نخست‌وزیر قطر به تهران در حالی انجام می‌شود که مذاکرات ایران و آمریکا متوقف مانده و بحران تنگه هرمز ادامه دارد؛ اکنون دوحه می‌کوشد از این دو پرونده برای ایجاد زمینه‌ای تازه جهت کاهش تنش و بازگشت تهران و واشنگتن به میز مذاکره استفاده کند.

به گزارش ایلنا، سفر محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه قطر، به تهران در شرایطی انجام می‌شود که تلاش‌های منطقه‌ای برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا وارد مرحله تازه‌ای شده است؛ تلاشی که این بار علاوه بر احیای مسیر گفت‌وگو، مسئله مهم آزادی کشتیرانی در تنگه هرمز را نیز دربر می‌گیرد.

دوحه طی ماه‌های گذشته تلاش کرده است از ظرفیت روابط خود با تهران و واشنگتن برای ایفای نقش میانجی استفاده کند. پس از فعال شدن مسیرهای میانجیگری عمان و پاکستان، اکنون قطر تلاش دارد نقش مستقیم‌تری در نزدیک کردن دیدگاه‌های دو طرف ایفا کند؛ هرچند اختلافات موجود همچنان جدی است.

مهم‌ترین مسئله در شرایط کنونی، آن است که تهران و واشنگتن از دو نقطه متفاوت به موضوع کاهش تنش نگاه می‌کنند. ایران بر پایان محاصره بنادر، رفع تحریم‌های اقتصادی آمریکا و اجرای تعهدات مربوط به کاهش تنش تأکید دارد، در حالی که واشنگتن پس از کاهش عملیات نظامی، تمرکز خود را بیش از گذشته بر فشار اقتصادی و تشدید تحریم‌ها گذاشته است.

در چنین شرایطی، تنگه هرمز به یکی از مهم‌ترین گره‌های بحران تبدیل شده است. کاهش شدید عبور نفت از این آبراه راهبردی، علاوه بر پیامدهای مستقیم برای بازار انرژی، فشار قابل توجهی بر زنجیره تأمین جهانی وارد کرده است. از این رو، بازگشت کشتیرانی به وضعیت پیش از آغاز درگیری‌ها برای قطر تنها یک موضوع سیاسی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت انرژی و ثبات اقتصادی منطقه و جهان ارتباط دارد.

سفر نخست‌وزیر قطر به تهران را می‌توان در همین چارچوب ارزیابی کرد. دوحه در تلاش است ابتدا زمینه‌ای برای کاهش تنش و حل‌وفصل مسئله تنگه هرمز ایجاد کند و سپس از این مسیر، فضای لازم برای ازسرگیری گفت‌وگوهای تهران و واشنگتن را فراهم آورد.

با این حال، موفقیت این میانجیگری به میزان آمادگی دو طرف برای امتیازدهی و پذیرش یک چارچوب مرحله‌ای بستگی دارد. اگر ایران رفع فشار اقتصادی و پایان محاصره را پیش‌شرط هرگونه گشایش بداند و آمریکا نیز همچنان بر تشدید فشارها اصرار داشته باشد، حتی فعال شدن کانال‌های میانجیگری قطر نیز الزاما به ازسرگیری مذاکرات منجر نخواهد شد.

از سوی دیگر، قطر برای ایفای این نقش از یک مزیت مهم برخوردار است: این کشور هم با ایران ارتباطات سیاسی و اقتصادی دارد و هم کانال‌های ارتباطی نزدیکی با آمریکا. همین موقعیت به دوحه اجازه می‌دهد پیام‌های دو طرف را منتقل کند و در صورت شکل‌گیری حداقل اشتراکات، زمینه را برای توافق‌های موقت فراهم سازد.

بنابراین، سفر محمد بن عبدالرحمن آل‌ثانی را نباید صرفاً یک سفر دوجانبه میان تهران و دوحه دانست. اهمیت اصلی این سفر در تلاش قطر برای باز کردن گرهی است که از یک سو به تنش ایران و آمریکا و از سوی دیگر به امنیت تنگه هرمز و بازار جهانی انرژی مربوط می‌شود.

در نهایت، اگر دوحه بتواند ابتدا بر سر کاهش تنش و آزادی کشتیرانی در هرمز میانجیگری کند، این مسئله می‌تواند به نقطه آغاز بازگشت تهران و واشنگتن به مسیر مذاکره تبدیل شود؛ اما در شرایط فعلی، هنوز فاصله میان خواسته‌های دو طرف آن‌قدر زیاد است که موفقیت میانجیگری قطر را نمی‌توان قطعی دانست.

زیبا اکبرزاده

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز