لیگ برتر بدون سرمربی خارجی
۱۸ نیمکت ایرانی، یک سؤال بزرگ؛ دانش مربیان ما چقدر است؟
برای دومین بار در تاریخ لیگ برتر، تمام ۱۸ تیم فصل جدید را با سرمربیان ایرانی آغاز کردهاند. اتفاقی که در نگاه نخست میتواند نشانه اعتماد به مربیان داخلی باشد، اما با توجه به شرایط اقتصادی باشگاهها، محدودیتهای جذب مربیان خارجی و نتایج نمایندگان ایران در آسیا، پرسش مهمتری مطرح میشود: آیا فوتبال ایران در مربیگری پیشرفت کرده یا انتخابهایش محدودتر شده است؟
به گزارش ایلنا، فصل بیستوششم لیگ برتر با یک ویژگی متفاوت آغاز شد. هیچ سرمربی خارجی روی نیمکت تیمهای حاضر در مسابقات حضور نداشت و هدایت تمام ۱۸ باشگاه به مربیان ایرانی سپرده شد. این در حالی است که فصل گذشته استقلال با ریکاردو ساپینتو و تراکتور با دراگان اسکوچیچ وارد مسابقات شدند و اوسمار ویرا نیز در ادامه فصل هدایت پرسپولیس را برعهده گرفت.
حالا فوتبال ایران با نسلی از مربیان داخلی روبهروست که فرصت بیشتری برای اثبات تواناییهای خود پیدا کردهاند. اما تعداد مربیان ایرانی روی نیمکتها بهتنهایی نمیتواند معیاری برای سنجش پیشرفت دانش مربیگری باشد.
مربی خارجی نخواستیم یا نتوانستیم بیاوریم؟
برای بررسی این وضعیت ابتدا باید به دلایل غیبت مربیان خارجی توجه کرد. مشکلات مالی باشگاهها، شرایط جنگی و منطقهای، دشواری جذب نیروهای خارجی و سیاستهای مدیریتی در انتخاب سرمربی، همگی میتوانند در شکلگیری چنین وضعیتی مؤثر باشند.
بنابراین باید میان اعتماد برنامهریزیشده به مربیان داخلی و انتخاب آنها به دلیل محدودیت گزینههای خارجی تفاوت قائل شد.
اگر باشگاهی با بررسی سوابق، روش تمرین، توانایی تاکتیکی و برنامه بلندمدت یک مربی ایرانی او را انتخاب کند، این تصمیم میتواند به رشد مربیگری داخلی کمک کند. اما اگر انتخاب سرمربی ایرانی صرفاً به دلیل ناتوانی در جذب گزینه خارجی باشد، نمیتوان آن را نشانه پیشرفت دانست.
نامهای بزرگ، پرسشهای فنی بزرگتر
یکی از ویژگیهای نیمکتهای این فصل، حضور مربیانی است که بخش مهمی از اعتبار خود را از دوران بازیگری به دست آوردهاند. سهراب بختیاریزاده، جواد نکونام و محرم نویدکیا از جمله چهرههایی هستند که پس از سالها حضور در فوتبال حرفهای، وارد عرصه مربیگری شدهاند.
در کنار آنها، مربیانی مانند مهدی تارتار و محمد ربیعی نیز با سابقه فعالیت در تیمهای مختلف لیگ برتر حضور دارند.
تجربه بازی در سطح بالا بدون تردید میتواند به شناخت فضای مسابقات و مدیریت بازیکنان کمک کند، اما موفقیت در مربیگری به مجموعه متفاوتی از مهارتها نیاز دارد. طراحی تمرین، سازماندهی دفاع و حمله، مدیریت فشار مسابقات، تحلیل دادهها و واکنش تاکتیکی در جریان بازی، موضوعاتی هستند که صرفاً با سابقه بازیگری به دست نمیآیند.
مهدی تارتار که از هفتههای پایانی لیگ هشتم در راهآهن فعالیت سرمربیگری خود را آغاز کرد، اکنون برای نخستین بار هدایت پرسپولیس را برعهده دارد. حضور او در یکی از پرطرفدارترین تیمهای ایران، نمونهای از آزمون دشواری است که مربیان باتجربه داخلی نیز با آن مواجه میشوند.
آسیا، آزمونی فراتر از لیگ برتر
یکی از معیارهای سنجش سطح فنی مربیان ایرانی، عملکرد باشگاهها در رقابتهای آسیایی است.
نتایج نامطلوب برخی نمایندگان ایران، از جمله گلگهر با هدایت مهدی رحمتی و تراکتور با جواد نکونام، بحث درباره فاصله فنی فوتبال باشگاهی ایران با رقبای منطقهای را دوباره مطرح کرده است.
البته مقایسه مربیان ایرانی با همتایان خارجی بدون در نظر گرفتن امکانات باشگاهها، کیفیت بازیکنان، بودجه و ساختار مدیریتی منصفانه نیست. باشگاههای متمول عربستان و قطر از نظر منابع مالی و امکانات، شرایط متفاوتی دارند.
با این وجود، تفاوت در شیوه بازی، سرعت تصمیمگیری، سازماندهی تاکتیکی و استفاده از ظرفیت بازیکنان نیز باید بررسی شود. مشکلات مالی نمیتواند پاسخ تمام پرسشهای فنی فوتبال ایران باشد.
راز موفقیت مربیان ایرانی در کنار دستیاران خارجی؟
در میان مربیان ایرانی، عملکرد محرم نویدکیا و سهراب بختیاریزاده نمونههایی است که میتوان برای بررسی ظرفیت مربیگری داخلی به آنها اشاره کرد. با این حال، ترکیب کادر فنی این تیمها نکته قابل توجهی دارد.
همکاری نویدکیا با گابریل پین در سپاهان و حضور اوزجان بیزاتی و ماریو توکیچ در کادر فنی استقلال، بار دیگر نقش متخصصان خارجی در کنار سرمربیان ایرانی را مطرح کرده است.
این الگو پیشتر نیز دیده شده بود. فرهاد مجیدی در فصل قهرمانی استقلال از گابریل پین استفاده کرد و یحیی گلمحمدی نیز در پرسپولیس اوسمار ویرا را در کنار خود داشت.
حضور این مربیان خارجی الزاماً به معنای ضعف سرمربی ایرانی نیست. در فوتبال حرفهای، تقسیم مسئولیت میان دستیاران متخصص امری رایج است و سرمربیان بزرگ نیز از دانش افراد مختلف در حوزههای تاکتیکی، بدنسازی، آنالیز و آمادهسازی بازیکنان استفاده میکنند.
اما پرسش مهم این است که همکاری با دستیاران خارجی تا چه اندازه به انتقال دانش منجر شده است؟
آیا باشگاههای ایرانی پس از جدایی این مربیان توانستهاند روشهای تمرینی و ساختارهای فنی ایجادشده را حفظ کنند یا با هر تغییر در کادر فنی، بخش مهمی از تجربه بهدستآمده نیز از بین رفته است؟
۱۸ سرمربی ایرانی، اما چند پروژه بلندمدت؟
فوتبال ایران برای رشد مربیان داخلی به چیزی فراتر از سپردن نیمکت تیمها به آنها نیاز دارد.
سرمربی ایرانی باید فرصت آموزش، حضور در دورههای تخصصی، همکاری با کادرهای بینالمللی و اجرای برنامههای بلندمدت داشته باشد. در مقابل، باشگاهها نیز باید عملکرد مربیان را بر اساس معیارهای فنی مشخص ارزیابی کنند، نه صرفاً چند پیروزی یا شکست متوالی.
در شرایط فعلی، حضور ۱۸ سرمربی ایرانی فرصتی مناسب برای بررسی تواناییهای نسل کنونی مربیان کشور است. نتایج این فصل میتواند نشان بدهد کدام مربیان توانستهاند با منابع موجود، تیمهایی منظم و دارای هویت تاکتیکی بسازند و کدام نیمکتها همچنان به تصمیمهای فردی و تجربههای گذشته وابستهاند.
فوتبال ایران از نظر استعداد انسانی کمبود ندارد. مسئله این است که چه اندازه از این استعداد به دانش، روش و توانایی قابل سنجش تبدیل شده است.
ایرانی بودن تمام سرمربیان لیگ یک واقعیت آماری است. پیشرفت مربیگری ایران اما ادعایی است که باید در زمین مسابقه و بهخصوص مقابل رقبای قدرتمند آسیایی ثابت شود.