شمسآذریها و آقای رضایی ممنون
سورگی: نمیروم تیم ملی عکس بگیرم و برگردم!
ستاره بیرجندی شمسآذر از مسیر سختی که برای قرار گرفتن نامش در فهرست تیم ملی پشت سر گذاشته میگوید و مدعی است برای گرفتن عکس یادگاری پا به اردو نخواهد گذاشت.
به گزارش خبرنگار ایلنا، مسیر میلاد سورگی از زمینهای فوتبال بیرجند آغاز شد. بازیکنی که از فوتبال پایه خراسان جنوبی به تهران رسید، در تیمهای امید پیکان و پرسپولیس بازی کرد، اعتماد کادرفنی تیم بزرگسالان پرسپولیس را به دست آورد و بعد برای پیدا کردن فضای بیشتر جهت بازی، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد. حالا او در لباس شمسآذر به اولین ملیپوش تاریخ این باشگاه تبدیل شده است.
وقتی به تیم ملی دعوت شدی، اولین چیزی که به ذهنت رسید چه بود؟
اول از همه خانوادهام. بعد تمام مسیری که طی کردم. من از بیرجند شروع کردم. شهری که طبیعتاً امکانات ویژه فوتبالی ندارد. از سن پایین در فوتبال خراسان جنوبی بازی کردم و همیشه آرزو داشتم یک روز خودم را در سطح اول فوتبال ایران ببینم. آن زمان رسیدن به پرسپولیس برای من خیلی دور به نظر میرسید، چه برسد به تیم ملی. برای همین وقتی خبر دعوت را شنیدم، بیشتر از اینکه هیجانزده شوم، چند دقیقه به گذشته فکر کردم. به اینکه این مسیر چقدر طولانی بوده و چند بار ممکن بود اصلاً به این نقطه نرسم.به مسیر ۳۴ ساعتهای که هر بار باید طی میکردم.
فکر میکردی روزی بازیکنی که از فوتبال بیرجند شروع کرده به تیم ملی بزرگسالان برسد؟
رؤیایش را با هدف دنبال میکردم. وقتی در شهرستان فوتبال را شروع میکنید، باید چند برابر تلاش کنید تا دیده شوید. خوششانس بودم که در مقاطع مختلف مربیانی داشتم که کمکم کردند و بعد هم فرصتی ایجاد شد که به فوتبال تهران برسم. اول به امید پیکان رفتم و همان یک سال برایم تجربه مهمی بود. بعد به امید پرسپولیس رسیدم و آنجا سطح فوتبال برای من کاملاً تغییر کرد.
پرسپولیس چقدر در شکلگیری شخصیت فوتبالی تو نقش داشت؟
از تیم امید وارد فضای بزرگسالان شدم. آقای اوسمار که آن زمان دستیار آقا یحیی بودند، بازیهای ما را میدیدند و من این شانس را پیدا کردم که به تمرینات تیم بزرگسالان اضافه شوم. وقتی برای اولین بار وارد تمرین پرسپولیس میشوید، تازه متوجه میشوید فوتبال در سطح بالا یعنی چه. اطراف شما بازیکنان ملیپوش و باتجربه هستند و هر تمرین خودش یک رقابت جدی است. آقا یحیی هم به من اعتماد کردند و فرصت حضور در تیم بزرگسالان را دادند. من هیچوقت آن اعتماد را فراموش نمیکنم. برای یک بازیکن جوان، اینکه سرمربی تیمی مثل پرسپولیس شما را از آکادمی به تیم اصلی بیاورد، اتفاق کوچکی نیست و برای من همان دوران یک دانشگاه فوتبالی بود.
با این حال از پرسپولیس جدا شدی. تصمیم سختی نبود؟
در مقطعی احساس کردم برای پیشرفت باید بیشتر بازی کنم. یک بازیکن جوان اگر فقط تمرین کند ولی در مسابقه قرار نگیرد، بخشی از رشدش متوقف میشود. من احتیاج داشتم هفته به هفته بازی کنم، اشتباه کنم، تجربه به دست بیاورم و مسئولیت بیشتری داشته باشم. در شمسآذر فرصت واقعی بازی کردن پیدا کردم. این خیلی متفاوت است با اینکه فقط در لیست یک تیم باشید. خصوصاً با حضور آقای وحید رضایی، شرایط برای من خیلی بهتر شد. ایشان به من اعتماد کردند و از من مسئولیت بیشتری خواستند. دیگر فقط قرار نبود یک بازیکن کناری باشم که توپ بگیرد و حرکت فردی انجام دهد؛ باید در ساختار تیم نقش داشته باشم، تصمیم درست بگیرم و از نظر تاکتیکی کاملتر شوم.
وقتی خبر دعوتت منتشر شد، واکنش همتیمیها چطور بود؟
واقعاً قشنگ بود. تبریکها کاملاً صادقانه بود. احساس کردم بچهها واقعاً خوشحال هستند و این خیلی ارزش دارد. در فوتبال طبیعتاً همه بازیکنان برای جایگاه خودشان رقابت میکنند، اما وقتی داخل یک رختکن سالم باشید، موفقیت یک نفر میتواند باعث انگیزه بقیه هم بشود.
رفتن به اردوی تیم ملی و قرار گرفتن کنار بازیکنان بزرگ فوتبال ایران ممکن است برای یک بازیکن تازهوارد استرسزا باشد. نگران رقابت نیستی؟
از رقابت نمیترسم. یکی از چیزهایی که پرسپولیس به من یاد داد همین بود. وقتی بازیکن جوانی هستید که از تیم امید به تمرین بزرگسالان پرسپولیس میروید، از همان روز اول باید کنار بازیکنان بزرگ و ملیپوش تمرین کنید. یاد گرفتم احترام یک موضوع است و ترس موضوع دیگری. باید به بازیکن باتجربه احترام بگذارید، از او یاد بگیرید، اما در تمرین برای گرفتن جایگاه خودتان هم بجنگید. طبیعتاً تیم ملی سطح بالاتری دارد و رقابت سختتر است، اما این فضا برایم غریبه نیست.
یعنی با ذهنیت رقابت برای بازی وارد اردو میشوی؟
قرار نیست فقط بروم که لباس تیم ملی را بپوشم، عکس بگیرم و برگردم. همین که دعوت شدهام افتخار بزرگی است، اما اگر به همین قانع باشم، کارم تمام است. میروم که یاد بگیرم، تمرین کنم و بجنگم.
اینکه در نهایت تصمیم کادرفنی چه باشد کاملاً محترم است، اما وظیفه من این است که با بالاترین حد ممکن و کیفیت کار کنم.
اینکه اولین ملیپوش تاریخ شمسآذر شدی چه حسی دارد؟
افتخار بزرگی است. ولی بیشتر دوست دارم چند سال دیگر کسی درباره «اولین ملیپوش شمسآذر» صحبت نکند و آنقدر بازیکن از این باشگاه به تیم ملی رسیده باشد که این اتفاق عادی شده باشد و قطعا شمسآذر این ظرفیت را دارد.
وحید رضایی چقدر در اتفاقی که امروز برایت افتاده سهم دارد؟
خیلی زیاد. یک مربی فقط با انتخاب ترکیب روی بازیکن اثر نمیگذارد. بعضی وقتها مهمترین کار مربی این است که بازیکن را متقاعد کند میتواند بهتر از چیزی باشد که خودش تصور میکند. آقای رضایی این اعتماد را به من دادند، اما در کنارش از من توقع هم داشتند. بارها درباره جزئیات بازی من صحبت کردیم. اینکه کجا باید تصمیم سریعتری بگیرم، چه زمانی به عمق بزنم، چه زمانی توپ را حفظ کنم و حتی وقتی توپ ندارم چه وظیفهای دارم. این مسائل شاید برای تماشاگر خیلی دیده نشود، اما بازیکن را کاملتر میکند.
حالا بزرگترین هدفت چیست؟
من تلاش نکردم که فقط یک بار اسمم در فهرست تیم ملی قرار بگیرد. میخواهم این دعوت را تبدیل به شروع یک مرحله جدید کنم. رقابت سخت است، بازیکنان بزرگ و باکیفیتی در تیم ملی حضور دارند و من این را کاملاً میدانم. اما قرار نیست از رقابت فرار کنم. حالا که به این نقطه رسیدهام، نمیخواهم فقط مهمان تیم ملی باشم.