خبرگزاری کار ایران

خداحافظی هافبک سرخ‌پوشان پس از یک فصل کابوس‌وار

خداحافظی هافبک سرخ‌پوشان پس از یک فصل کابوس‌وار

رضا شکاری، هافبک پرسپولیس، پس از گذراندن یک فصل سخت که با مصدومیتی نادر و طولانی همراه بود، با انتشار پستی احساسی در فضای مجازی رسماً از جمع سرخ‌پوشان پایتخت جدا شد.

به گزارش ایلنا، دوران حضور رضا شکاری در پرسپولیس بسیار زودتر از حد تصور به پایان رسید و این هافبک خلاق پس از تنها یک فصل بازی با پیراهن سرخ، تصمیم به جدایی و ترک اردوی این تیم محبوب گرفت. همه‌چیز برای این بازیکن از یک حادثه غیرمنتظره و عجیب در جریان تمرینات آغاز شد؛ جایی که در حین انجام تمرینات بدنسازی تحت نظر وحید هاشمیان، پای او هنگام دویدن به عقب در یکی از چاله‌های ناهموار زمین شماره سه آزادی گیر کرد تا با شدتی بالا روی زمین بیفتد و از ناحیه کمر دچار آسیب‌دیدگی نادری شود. این مصدومیت سخت، شکاری را چهار ماه خانه‌نشین کرد تا او بخش اعظمی از مسابقات این فصل نیمه‌کاره فوتبال ایران را از دست بدهد.

پرونده حضور شکاری در پرسپولیس در حالی با ثبت یک گل مقابل فجرسپاسی و یک گل از روی نقطه پنالتی برابر تراکتور بسته شد که او پیش از پیوستن به این تیم، بارها از عشق و علاقه قلبی‌اش به سرخ‌پوشان صحبت کرده بود و انتظار داشت دوران حضورش در این باشگاه بسیار طولانی‌تر باشد. با این حال، تقدیر به شکل دیگری رقم خورد و او پس از سپری کردن تنها یک فصل، از پرسپولیس جدا شد تا پس از سابقه بازی در تراکتور، گل‌گهر و سپاهان، تجربه حضور در چهارمین تیم مدعی و بزرگ فوتبال ایران را هم به کارنامه خود اضافه کند.

خداحافظی هافبک سرخ‌پوشان پس از یک فصل کابوس‌وار

هافبک جدا شده سرخ‌پوشان پس از فسخ رسمی قراردادش، پستی را در صفحه اینستاگرام خود به اشتراک گذاشت و با هواداران پرسپولیس وداع کرد. او در این پیام اشاره کرد که بزرگ‌ترین حسرت زندگی‌اش، نداشتن فرصت بیشتر برای درخشش در ترکیب این تیم بوده و تأکید کرد که عشق به پرسپولیس هرگز از قلبش بیرون نخواهد رفت.

متن این پیام خداحافظی به شرح زیر است:

«خداحافظی همیشه تلخ است، خداحافظی از گوهر کمیابی مثل پرسپولیس تلخ‌تر.. رسیدن به پرسپولیس خوابی بود که برای من دیر تعبیر شد اما آنقدر شیرین و دلپذیر بود که دلم نمیخواهد از آن بیدار شوم. بزرگترین افسوسم اینست که چرخ بازیگر نخواست و نگذاشت با عشق دوران کودکی‌ ام آنچنان که دلم میخواهد نرد عشق ببازم. شاید امروز از این تیم بروم، اما عشق این تیم از دل من نمیرود. هرکجا که باشم درون من پسری با لباس سرخ زندگی میکند که یک روز فوتبالیست شد تا به رویای بزرگش برسد و رسید... اما افسوس که تا نگاه میکنی وقتِ رفتن است.»

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز