آقای گلی زیر شلاق انتقادات
پایان تلخ و جنجالی فصل برای امباپه در برنابئو
کیلیان امباپه در حالی فصل را به عنوان آقای گل لالیگا و برترین گلزن رئال مادرید به پایان رساند که بیش از هر زمان دیگری هدف انتقاد هواداران در سنتیاگو برنابئو قرار گرفته است.
به گزارش ایلنا، کیلیان امباپه در شرایطی قدم به رئال مادرید گذاشت که این تیم تازه طعم قهرمانی در لالیگا و لیگ قهرمانان اروپا را چشیده بود. با این حال، او به دنبال باشگاهی بود که بتواند در آن به موفقیتهای تیمی دست یابد تا مکمل آمارهای انفرادی خارقالعادهاش باشد. اکنون با گذشت دو سال، با قاطعیت میتوان گفت که نه تنها این هدف محقق نشده، بلکه در عمل دقیقاً عکس آن اتفاق افتاده است. امباپه همچنان یک ماشین گلزنی است، اما گلهای او به جام و افتخار برای رئال مادرید تبدیل نمیشوند و همین موضوع باعث ایجاد یک شکاف غیرقابل انکار میان این ستاره فرانسوی و هواداران مادریدی شده است.

تنش در برنابئو؛ وقتی ماشین گلزنی هو میشود
این نارضایتی در جریان دیدار مقابل اویدو و در همان چند دقیقهای که امباپه بازی کرد، کاملاً مشهود بود؛ چرا که او در هر صحنه از سوی هواداران هو شد. در بازی مقابل اتلتیک بیلبائو در هفته پایانی فصل نیز همین سناریو تکرار شد. این اعتراضها از ابتدا شروع نشد، اما بعد از هر تصمیم اشتباه او در نیمه اول، صدای سوتهای اعتراضی بلند میشد. این مهاجم فصل پرفرازونشیبی را پشت سر گذاشته و سانتیاگو برنابئو نیز به خوبی متوجه این موضوع شده است.
در وهله اول، او از اخراج ژابی آلونسو به شدت ناراحت بود، زیرا او را مربی شایستهای با یک دیدگاه روشن میدانست و احساس میکرد که رختکن رفتار منصفانهای با او نداشته است. سپس ماجرای جنجالی بهبودی او از مصدومیت زانو پیش آمد؛ جایی که بیانیههای پزشکی باشگاه را تکذیب کرد و این حس به وجود آمد که او به خدمات پزشکی رئال مادرید بیاعتماد است. در نهایت، تیر خلاص زمانی شلیک شد که او در دوران مصدومیتش همراه با شریک زندگی خود به تعطیلات رفت و هواپیمای او تنها ۱۲ دقیقه قبل از آغاز بازی رئال مادرید مقابل اسپانیول در بارسلونا، در مادرید به زمین نشست.

رویارویی با آربلوا و کنایههای تند امباپه
تمام این اتفاقات اتمسفر متشنجی را ایجاد کرد که در بازیهای اخیر بسیار آزاردهنده بود. او خودش نیز پس از بازی با اویدو با صحبتهایش به این فضا دامن زد؛ جایی که به وضوح آربلوا را مقصر دانست و گفت که تیم برنامه مشخصی داشت و سپس آن را از دست داد که این حرف اشارهای آشکار به اخراج ژابی بود. با این حال، او در بازی مقابل اتلتیک بیلبائو با زدن گل سوم تیمش، صدای سوتها را ساکت کرد و آغوش او برای آربلوا، نشانهای از یک خداحافظی در رابطهای بود که ترمیم آن غیرممکن به نظر میرسید.
امباپه پس از بازی با اویدو و در میان اظهارات تندش علیه آربلوا گفت:
«واقعیت این است که من از باشگاه اجازه داشتم که در مادرید نباشم. من تنها بازیکن تیم نبودم که در مادرید حضور نداشت. حرفهای مردم را درک نمیکنم، اما باید آن را پذیرفت. یک فوتبالیست همیشه نباید مسائل را درک کند، بلکه باید آنها را بپذیرد. باید رو به جلو حرکت کرد و شرایط را تغییر داد، چون فکر میکنم به راحتی میتوانم این وضعیت را عوض کنم.»
اما تمام این درگیریهای ذکر شده تنها بخشی از دلایل سوتهای اعتراضی است که او میشنود. ماجرا فراتر از اینهاست؛ بستری از انتقادات شکل گرفته مبنی بر اینکه رئال مادرید بدون او برنده میشد و فوتبال جذابی ارائه میداد، اما با آمدن او، جامها از دست رفتهاند. البته آمار و ارقام او بدون شک نشاندهنده یک فوقستاره است؛ او برای دومین سال متوالی آقای گل لالیگا شد و اگر ۶ فصل آخر حضورش در پیاسجی در لیگ ۱ را هم حساب کنیم، این هشتمین عنوان آقای گلی متوالی اوست.

مورینیو یا یک نفر دیگر
اما هواداران رئال مادرید نیاز دارند که این گلها با موفقیتهای تیمی همراه شوند، به خصوص وقتی میبینند بارسلونا در حال برنده شدن است و این کار را با نسل جوانی انجام میدهد که میتواند تا سالها یک تهدید بزرگ باشد. از طرفی، پاری سن ژرمن که او از آنجا آمد، فصل گذشته قهرمان لیگ قهرمانان اروپا شد و اکنون نیز در موقعیتی است که میتواند آن را تکرار کند. اتفاقاتی که در این دو سال رخ داده، ارتباط ناقص او با وینی، کاهلیهای مقطعی او در کارهای دفاعی و قطع ارتباط فعلی او با هواداران، همگی دست به دست هم دادهاند تا پروژه جدید رئال مادرید مانند یک صفحه سفید و از صفر آغاز شود.
به دلیل در پیش بودن انتخابات ریاست رئال مادرید، هیچکس نمیداند تا دو هفته دیگر چه کسی رئیس باشگاه خواهد بود. در حال حاضر فلورنتینو پرز صندلی ریاست را در اختیار دارد، اما اگر اعضای باشگاه تصمیم بگیرند، صندوقهای رای میتوانند این قدرت را به انریکه ریکلمه واگذار کنند. اگر فلورنتینو بماند، گزینه انتخابی او ژوزه مورینیو است. ریکلمه هنوز گزینه مورد نظر خود را فاش نکرده، اما مطمئناً به زودی این کار را خواهد کرد. آنچه مشخص است این است که هر کسی هدایت این پروژه را بر عهده بگیرد، باید کاری کند تا مادریدی که امباپه، وینیسیوس، بلینگام و دیگران را در اختیار دارد، همان عملکردی را ارائه دهد که در سال ۲۰۲۴ و در شروع این مسیر، از آنها انتظار میرفت.