خبرگزاری کار ایران

وداع با مستطیل سبز و آغاز یک نبرد انسانی

ماراتن احساسی آرون رمزی برای پسری که فراموش نمی‌شود

ماراتن احساسی آرون رمزی برای پسری که فراموش نمی‌شود

آرون رمزی که همین ماه از دنیای فوتبال خداحافظی کرد، می‌توانست پس از سال‌ها درخشش و دست‌وپنجه نرم کردن با مصدومیت‌های سخت، استراحت را برگزیند؛ اما او مسیر متفاوتی را برای دوران بازنشستگی‌اش انتخاب کرد.

به گزارش ایلنا، کاپیتان سابق تیم ملی ولز و هافبک پیشین آرسنال، مسیر متفاوتی را برگزیده است. او روز یکشنبه در ماراتن لندن به میدان خواهد رفت. رمزی در گفتگو با «بی‌بی‌سی اسپورت ولز» می‌گوید:«هیجان‌زده هستم. تمرینات دشوار بوده‌اند؛ مخصوصاً وقتی باران می‌بارد و هوا خیس و طوفانی است؛ گاهی اوقات این فضا می‌تواند بسیار تنهایی‌آور باشد. اما در کمال تعجب، من به شکلی عجیب از این سختی کشیدن و در سنگر بودن لذت برده‌ام.»

دلیلی وجود دارد که رمزی بلافاصله پس از کناره‌گیری از دنیای فوتبال حرفه‌ای، بدن خود را با چنین چالش سختی روبرو می‌کند. این ستاره ۳۵ ساله برای حمایت از خیریه It's Never You در این ماراتن شرکت می‌کند؛ موسسه‌ای که توسط دوستانش، سری و فرانسیس منای-دیویس، پس از مرگ پسر شش‌ساله‌شان «هیو» بر اثر یک سرطان نادر تاسیس شد. سری نیز روز یکشنبه در کنار او خواهد بود؛ در حالی که کفش‌های هیو را بر گردن آویخته و نام بیش از ۵۰۰ کودک مبتلا به بیماری‌های سخت را بر پشت خود حمل می‌کند. رمزی در این باره توضیح می‌دهد:

«این خیریه برای من بسیار عزیز است. من سری، فران و خانواده‌شان را می‌شناسم. هیو را خیلی خوب می‌شناختم. پسر بزرگم، سانی، هم‌سن اوست و آن‌ها با هم بازی می‌کردند. نمی‌توانم تصور کنم آن‌ها چه روزهایی را پشت سر گذاشته‌اند و چه می‌کشند، اما آن‌ها برای من، خانواده‌ام و بسیاری دیگر، یک الهام‌بخش واقعی بوده‌اند.»

هیو در اکتبر ۲۰۲۰، زمانی که تنها پنج سال داشت، به سرطان رابدومیوسارکوما مبتلا شد و اندکی پس از تولد شش‌سالگی‌اش، در ۱۸ سپتامبر ۲۰۲۱ درگذشت. والدین او این خیریه را برای کمک به سایر پدر و مادرهایی که در شرایط مشابه هستند، راه‌اندازی کردند. رمزی می‌گوید:

«آن‌ها تا اینجا کار باورنکردنی انجام داده‌اند و می‌دانم که این تازه اول راه است. تماشای انگیزه و اشتیاق آن‌ها برای ایجاد تغییر به یاد هیو بسیار الهام‌بخش است. اکنون که بازنشسته شده‌ام، وقت آزاد بیشتری دارم تا بتوانم چنین کارهایی انجام دهم.»

ماراتن احساسی آرون رمزی برای پسری که فراموش نمی‌شود

«دوران حرفه‌ای من خودش یک افسانه بود»

بازنشستگی رمزی موضوعی بود که از مدت‌ها قبل پیش‌بینی می‌شد. اگرچه او همچنان به طور رسمی کاپیتان ولز بود، اما این بازی‌ساز تا زمان اعلام پایان دوران بازی‌اش، به مدت هفت ماه در هیچ مسابقه باشگاهی یا ملی شرکت نکرده بود. رمزی پس از جدایی از تیم مکزیکی پوماس در ژانویه، بدون تیم بود؛ انتقالی کوتاه‌مدت که در ابتدا همه را غافلگیر کرد، اما با ناکامی ولز در ماه گذشته، رمزی تصمیم خود را علنی کرد:

«چند ماه بازی نکرده بودم، بنابراین این یک فرآیند تدریجی بود، اما فکر می‌کنم زمان مناسبی برای پایان دادن به آن بود. من تمام گزینه‌ها را باز گذاشتم تا شاید به لیست جام جهانی برسم. می‌دانستم باید اتفاقات زیادی دست به دست هم بدهند، اما برای من، ۱۰۰ درصد کار درستی بود که تا جایی که می‌توانستم این در را باز بگذارم. آن می‌توانست سناریوی بی‌نقص و پایان افسانه‌ای باشد، اما همیشه اوضاع اینطور پیش نمی‌رود. اگر به کل دوران حرفه‌ای‌ام نگاه کنم، می‌توانم به خودم افتخار کنم و این خودش به نوعی یک پایان افسانه‌ای است.»

حجم بالای پیام‌های محبت‌آمیز پس از بازنشستگی او، نشان‌دهنده احترامی بود که دنیای فوتبال برای او قائل است. او می‌گوید: «واقعاً شگفت‌زده شدم. فکر می‌کردم چون چند ماه بازی نکرده‌ام، همه چیز در سکوت بگذرد، اما واقعاً تحت تأثیر قرار گرفتم.»

«با هم از خط پایان می‌گذریم»

اکنون با پایان دوران بازی، رمزی قصد دارد وارد دنیای مربیگری شود. او مدارک مربیگری خود را دریافت کرده و در پایان فصل گذشته، هدایت تیم دوران کودکی‌اش یعنی کاردیف سیتی را برای سه بازی بر عهده داشت. او می‌گوید:

«صد درصد می‌خواهم وارد مربیگری شوم. آن تجربه در کاردیف را با وجود شرایط سخت دوست داشتم. اکنون هم در اردوهای ولز در کنار بلامی و کادر فوق‌العاده‌اش بوده‌ام. باید دید چه فرصت‌هایی پیش می‌آید.»

اما پیش از آن، نوبت به ماراتن می‌رسد. سری منای-دیویس تخمین می‌زند که رمزی بیش از ۲۵ هزار پوند برای این خیریه جمع‌آوری کرده است. رفاقت آن‌ها بیش از یک دهه قدمت دارد و نماد پروانه‌ای که رمزی در جشن گل‌هایش استفاده می‌کرد، یکی از نشانه‌های حمایت او از این خیریه است. روز یکشنبه، قدرتمندترین یادآور زندگی هیو، تلاش فیزیکی پدرش خواهد بود. سری می‌گوید:

«او شجاع‌ترین پسر کوچکی بود که دیده‌ام. من ماراتن‌ها را به این دلیل می‌دوم که درست قبل از مرگ هیو، احمقانه در ماراتن ۲۰۲۱ ثبت‌نام کردم. هیو هرگز دویدن من را ندید، چون دو هفته بعد از مرگش مسابقه دادم و روز بعد، او را با مدالم دفن کردیم. پارسال کوله‌پشتی ۲۲ کیلویی حمل کردم که وزن هیو در زمان مرگش بود تا نشان دهم غم و اندوه چه وزنی بر شانه والدین دارد. امسال با کفش‌های هیو می‌آیم؛ او با این کفش‌ها وارد بیمارستان شد و متاسفانه هرگز بیرون نیامد. در پاریس با کفش‌هایش دویدم چون او هرگز پاریس را ندید. در لندن هم او روی شانه‌های من خواهد بود و با هم از خط پایان می‌گذریم.»

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز