خداحافظی تراشتگن با بارسلونا: احساسات متناقضی دارم
مارک-آندره تراشتگن، دروازهبان آلمانی و کاپیتان بارسلونا، پس از ۱۲ سال حضور در این باشگاه با انتشار پیامی احساسی از جمع آبیواناریها خداحافظی کرد.
به گزارش ایلنا، لحظه خداحافظی مارک-آندره تراشتگن سرانجام فرا رسید؛ وداعی که شاید بیش از حد به تعویق افتاده بود، اما با توجه به شرایط موجود، برای شخصیت اصلی این ماجرا چندان هم بد پیش نرفت.
دروازهبان آلمانی بارسلونا روز گذشته پس از ۱۲ سال حضور در این باشگاه، رسماً با آبیواناریها خداحافظی کرد. تراشتگن که طی سالهای اخیر بهعنوان کاپیتان و یکی از رهبران رختکن بارسا شناخته میشد، روزهای پایانی حضورش در این تیم را با ابهام و تردید سپری کرد؛ تا جایی که در نهایت تصمیم گرفت برای تحقق دو هدف مهم، به دنبال انتقالی جدید باشد: نزدیکتر بودن به خانواده و فرصت بازی مستمر تا از نگاه یولیان ناگلزمان و رودی فولر، برای حضور در جام جهانی دور نماند.
پیام خداحافظی تراشتگن در شبکههای اجتماعی، سرشار از عشق و دلبستگی او به باشگاه بارسلوناست؛ با این حال، همانطور که خودش نیز به آن اشاره میکند، این وداع با احساسی تلخ و شیرین همراه است. احساسی از نخواستنِ رفتن، اما ناچار بودن برای ادامه مسیر حرفهای. او در عین حال تأکید کرده که این جدایی «تنها تا پایان فصل» خواهد بود.
متن نامه خداحافظی تراشتگن
«امروز آخرین روز من در این فصل کنار همتیمیها و اعضای کادرفنی بارسلوناست و صادقانه بگویم، احساسات متناقضی دارم. خاطرات و احساسات زیادی به ذهنم هجوم آوردهاند. نزدیک به ۱۲ سال، این باشگاه و بهویژه این رختکن، خانه من بوده است؛ جایی که هم بهعنوان بازیکن و هم بهعنوان انسان رشد کردم و لحظات فراموشنشدنی را تجربه کردم. از صمیم قلب احساس قدردانی و افتخار میکنم. من عاشق این باشگاه، این شهر و این کشور هستم.
حسی در درون من وجود دارد که هرگز از بین نخواهد رفت. حمایت شما در تمام این سالها فوقالعاده بود و از ته قلب از شما سپاسگزارم. خطاب به رختکن: بابت سالهای مشترک، روزمرگیها، خندهها، نبردها و احترامی که میانمان بود، متشکرم. افتخار بزرگی داشتم که بازوبند کاپیتانی را بر بازو ببندم؛ چیزی که برای همیشه در خاطرم خواهد ماند.
اکنون مسیر من در کاتالونیا ادامه پیدا میکند و با اشتیاق فراوان منتظر اتفاقات پیش رو هستم. برای همه شما در ادامه فصل آرزوی موفقیت دارم و امیدوارم جامهای بیشتری را بالای سر ببرید. بهزودی دوباره میبینمتان.»