خبرگزاری کار ایران

چگونه واقعیت‌های اجتماعی به قصه‌های تلویزیونی تبدیل می‌شوند؟

چگونه واقعیت‌های اجتماعی به قصه‌های تلویزیونی تبدیل می‌شوند؟

حوزه نمایشی مرکز سیمرغ با تکیه بر اولویت‌های تحول در رسانه ملی، تقویت پژوهش و فیلمنامه، استفاده از ظرفیت نسل جدید هنرمندان و توجه به تغییرات روز در عرصه رسانه و ذائقه مخاطب، تولید آثار نمایشی را دنبال می‌کند؛ مسیری که در آن قصه‌گویی حرفه‌ای، پرهیز از شعارزدگی و به‌روزرسانی تکنیک‌های تولید و روایت، از الزامات اصلی به شمار می‌رود.

به گزارش ایلنا به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی سیما، حوزه نمایشی مرکز سیمرغ تولید آثار خود را بر اساس اولویت‌های تعیین‌شده از سوی ستاد تحول و کارگروه‌های تخصصی آن دنبال می‌کند. با راه‌اندازی مرکز فیلمنامه و اداره متون نمایشی، بخش مهمی از فرایند انتخاب و تصویب طرح‌ها و متون نیز به این مجموعه‌ها سپرده شده و ارتباط تخصصی‌تری میان گروه‌های تولید و کارگروه‌های تحول شکل گرفته است.

بر این اساس، فرایند تولید از مرحله تصویب طرح آغاز می‌شود و پس از آن، تعامل با نویسنده و کارگردان برای نگارش، بازنویسی و اصلاح متن ادامه پیدا می‌کند و در نهایت، مراحل پیش‌تولید و انتخاب عوامل انجام می‌شود. این رویکرد نشان می‌دهد که تولید اثر نمایشی صرفاً به مرحله فیلمبرداری محدود نیست و بخش قابل توجهی از کیفیت نهایی اثر، در مراحل اولیه شکل‌گیری قصه و فیلمنامه رقم می‌خورد.

محمدحجت احمدی زر مدیر گروه تولیدات نمایشی مرکز سیمرغ رسانه ملی درباره عملکرد مجموعه این حوزه مطالبی را عنوان کرد.

روایتِ امید و انسجام اجتماعی در بستر درام

یکی از نیازهای امروز رسانه، واکنش سریع به رویدادها و تولید محتوا متناسب با تحولات اجتماعی است. در این زمینه، مرکز سیمرغ با تقسیم وظایف میان گروه‌های مختلف، بخشی از ظرفیت تولید سریع را به «خانه تولیدات جوان» سپرده است؛ مجموعه‌ای که می‌تواند در تولید آثار کوتاه، مستند، گزارش و محتوای مناسب فضای مجازی با سرعت بیشتری عمل کند.

در مقابل، تولید آثار نمایشی بلند، به‌ ویژه سریال، به دلیل پیچیدگی‌های نگارش، پیش‌تولید، انتخاب عوامل، فیلمبرداری و پس‌تولید، طبیعتاً زمان بیشتری نیاز دارد. با این حال، تجربه رویدادهای اخیر نشان داده است که حتی در شرایط خاص نیز می‌توان با استفاده از تیم‌های تخصصی و چابک، تولیدات نمایشی را با موضوعات روز همراه کرد.

نمونه این رویکرد، سریال «فک و فامیل» به کارگردانی حسین دارابی و تهیه‌کنندگی محمدرضا شفاه و محمدجواد موحد است که نگارش و روند تولید آن در فاصله میان دو جنگ دنبال شد و اکنون مراحل پایانی پس‌تولید را پشت سر می‌گذارد. این مجموعه با محوریت یک خانواده و زندگی آن در حاشیه جنگ و با حضور سیدجواد رضویان، امیرحسین رستمی، مهدی هاشمی و مریم سعادت تلاش می‌کند روایت اجتماعی و خانوادگی خود را در بستر یک رویداد مهم و واقعی ارائه کند.

روایت جنگ و مقاومت؛ پرهیز از شعارزدگی تا روایت قصه‌گویی حرفه‌ای

یکی از چالش‌های مهم در تولید آثار مرتبط با جنگ، مقاومت، اربعین و رویدادهای اجتماعی، حفظ فاصله میان «پیام» و «شعار» است. در این زمینه، تأکید حوزه نمایشی مرکز سیمرغ بر این است که اگر عناصر درام از جمله «قصه، موقعیت، شخصیت‌پردازی، فضا، مکان و دیالوگ» به شکل درست و حرفه‌ای طراحی شوند، حتی مفاهیم بزرگ و ایدئولوژیک نیز می‌توانند در قالب یک داستان باورپذیر و جذاب به مخاطب منتقل شوند.

در واقع، مشکل زمانی ایجاد می‌شود که پیام بر داستان غلبه کند و ضعف در شخصیت‌پردازی، اغراق، دیالوگ‌های غیرطبیعی یا فقدان منطق روایی، مخاطب را از اثر فاصله دهد.

از این منظر، «فرم و محتوا» در آثار نمایشی از یکدیگر جدا نیستند . یک محتوای ارزشمند، برای اثرگذاری نیازمند فرم مناسب، اجرای حرفه‌ای و زبان روایی متناسب با مخاطب امروز است. به همین دلیل، به‌ روزرسانی دانش و تکنیک‌های فیلمنامه‌نویسی، کارگردانی، بازیگری، تدوین و سایر مراحل تولید، ضرورتی مستمر برای رسانه است؛ به ‌ویژه در شرایطی که مخاطب امروز با انواع تولیدات داخلی و خارجی و شیوه‌های جدید روایت در پلتفرم‌ها و شبکه‌های اجتماعی مواجه است.

استراتژی شناسایی استعدادها از مسیر تولیدات کوتاه و دیجیتالی

یکی دیگر از سیاست‌های مرکز سیمرغ، فراهم کردن مسیر تدریجی برای ورود نیروهای جوان به حوزه حرفه‌ای نمایش است. بر این اساس، خانه تولیدات جوان می‌تواند نقطه آغاز فعالیت نویسندگان، کارگردانان و تهیه‌کنندگانی باشد که برای نخستین بار قصد ورود به عرصه تولید حرفه‌ای را دارند.

تولید آثار کوتاه، علاوه بر کاهش هزینه و ریسک تولید، فرصتی برای آزمودن توانایی‌های افراد و شناسایی استعدادهای جدید فراهم می‌کند. هنرمندانی که تجربه تولید آثار کوتاه را پشت سر گذاشته و توانایی‌های خود را اثبات کرده‌اند، می‌توانند در مراحل بعدی وارد تولیدات نمایشی بزرگ‌تر شوند.

این مسیر با تحولات صنعت رسانه نیز هم خوانی دارد؛ چرا که در رسانه امروز، بسیاری  از استعدادها و ایده‌های تازه ابتدا در قالب آثار کوتاه، محتوای دیجیتال و تولیدات کم‌هزینه شناسایی می‌شوند و سپس امکان حضور در طرح ‌های بزرگ‌تر را پیدا می‌کنند.

رسانه در شرایط جنگ؛ توازن میان روایتگری و امیدآفرینی

در شرایط جنگ و بحران، وظیفه رسانه تنها اطلاع‌رسانی نیست؛ حفظ روحیه، تقویت امید و نمایش انسجام اجتماعی نیز اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. در چنین شرایطی، برنامه‌های گفت‌وگومحور، گزارش‌ها و تولیدات کوتاه می‌توانند با سرعت بیشتری خود را به آنتن برسانند، اما وظیفه حوزه نمایشی، روایت این شرایط در قالب داستان و شخصیت است.

سریال «فک و فامیل» نیز در همین چارچوب تعریف شده است؛ روایتی که در کنار جذابیت داستانی، تلاش دارد مفاهیمی مانند «ادامه زندگی، امید، تحکیم خانواده، همدلی و انسجام اجتماعی» را در دل قصه دنبال کند.

رویکرد مرکز سیمرغ این است این مفاهیم نه در قالب پیام‌های مستقیم، بلکه از طریق روابط میان شخصیت‌ها و تجربه‌های روزمره آنان در بستر بحران به مخاطب منتقل شود. هدف، ارائه قصه‌ای جذاب است که مخاطب را با خود همراه کند و در لایه‌های زیرین، تصویری از همبستگی و توان جامعه برای عبور از بحران ارائه دهد.

بازتعریف ظرفیت‌های فرامرزی و استراتژی عرضه بین‌المللی آثار

توجه به ظرفیت بین‌المللی تولیدات نمایشی نیز از دیگر موضوعاتی است که در مرکز سیمرغ مورد توجه قرار گرفته است. تجربه مجموعه «با عرض معذرت» نشان داده است که برخی تولیدات، به دلیل ساختار و نوع آیتم‌های خود، قابلیت ارتباط با مخاطبان غیرایرانی را نیز دارند.

بر همین اساس، این مجموعه با همکاری بخش‌های مرتبط برای عرضه بین‌المللی آماده شده و برخی از آیتم‌های آن به زبان‌های عربی، انگلیسی و اسپانیایی دوبله شده‌اند تا علاوه بر پخش تلویزیونی، امکان انتشار در فضای مجازی و شبکه‌های غیرایرانی نیز فراهم شود. آیتم مرتبط با «ترامپ» نیز از جمله بخش‌هایی است که بازخورد قابل توجهی در فضای مجازی داشته و تولید آن ادامه خواهد داشت.

این تجربه، ضرورت توجه به ظرفیت فرامرزی آثار از مرحله طراحی و تولید» را برجسته می‌کند؛ به این معنا که در برخی پروژه‌ها می‌توان از ابتدا به قابلیت ترجمه، دوبله، انتشار دیجیتال و ارتباط با مخاطبان سایر کشورها توجه کرد.

محوریت پژوهش و فیلمنامه؛ زیرساخت موفقیت در تبدیل واقعیت به درام

یکی از مهم‌ترین چالش‌های تبدیل یک اتفاق واقعی و اجتماعی به اثر نمایشی، دستیابی به فیلمنامه‌ای است که بتواند واقعیت را به درام تبدیل کند. پس از آن نیز کیفیت اجرا، کارگردانی، بازیگری و سایر عوامل تولید اهمیت پیدا می‌کنند.

تجربه برخی آثار نشان داده است که حتی حضور کارگردان و بازیگران توانمند نیز بدون یک متن قدرتمند نمی‌تواند موفقیت اثر را تضمین کند. در مقابل، اگر پایه فیلمنامه و پژوهش مستحکم باشد، حتی با امکانات متوسط نیز می‌توان به اثری قابل قبول دست یافت.

«آقای قاضی» یکی از نمونه‌های مورد اشاره در این زمینه است. در این مجموعه، پرونده‌های قضایی متعدد از سوی تیم پژوهش بررسی و از میان آن‌ها، سوژه‌های مناسب برای تبدیل شدن به داستان انتخاب شد. متن‌ها نیز در فرایندی چندمرحله‌ای نوشته و بازنویسی شدند و در طول تولید، نظارت و همکاری میان سازمان صداوسیما و قوه قضاییه ادامه داشت.

نتیجه این فرایند، مجموعه‌ای دو فصلی بود که توانست مخاطبان گسترده‌ای را با خود همراه کند و به یکی از نمونه‌های موفق اقتباس نمایشی از واقعیت‌های اجتماعی تبدیل شود. می توان گفت رمز موفقیت «آقای قاضی»، پژوهش هایی است که در نگارش فیلمنامه به کمک آن آمده است.

این تجربه یک نکته مهم را یادآوری می‌کند: پژوهش در تولید نمایشی یک مرحله تشریفاتی نیست، بلکه بخشی از فرایند خلق اثر است. شناخت دقیق جامعه، تاریخ شفاهی، مسائل روز و تغییرات سبک زندگی، به نویسنده کمک می‌کند شخصیت‌ها و موقعیت‌هایی خلق کند که برای مخاطب باورپذیر و قابل لمس باشند.

بازخوانی تجربیات زیسته و روایت‌های مردمی ؛ واقعیت‌هایی که خودشان قصه دارند

مرکز سیمرغ همچنین در برخی آثار خود از قصه‌ها و روایت‌های مردمی استفاده کرده است. به ‌ویژه در موضوعاتی مانند جنگ، بسیاری از روایت‌های واقعی خانواده‌ها و مردم می‌توانند به عنوان ماده اولیه تولید آثار نمایشی مورد استفاده قرار گیرند.

واقعیت‌های اجتماعی و تجربه‌های انسانی، زمانی که با پژوهش و تکنیک‌های درست درام‌نویسی همراه شوند، می‌توانند ظرفیت بالایی برای همذات‌پنداری مخاطب ایجاد کنند. از همین رو، توجه به روایت‌های مردم می‌تواند علاوه بر افزایش جذابیت داستان، به نزدیک‌تر شدن آثار نمایشی به تجربه واقعی جامعه کمک کند.

از «حکایت‌های کمال» تا پروژه‌های جدید؛ نگاهی به کارنامه سیمرغ

در کارنامه اخیر مرکز سیمرغ، دو فصل «آقای قاضی»، فصل دوم «حکایت‌های کمال» ، مجموعه طنز آیتمی «با عرض معذرت» و برنامه «عموفیتیله‌ها» از جمله تولیداتی هستندکه جزء برنامه های پرمخاطب تلویزیون هستند.

فصل دوم «حکایت‌های کمال» در ۳۷ قسمت تولید شد و با مخاطبان خاص خود ارتباط برقرار کرد. «با عرض معذرت» نیز با بهره‌گیری از ساختار آیتمی و توجه به موضوعات روز، ظرفیت بیشتری برای انتشار در فضای مجازی پیدا کرده است.

در کنار این آثار، چند پروژه جدید نیز در حال تولید یا نگارش است که قرار است بخشی از ظرفیت نمایشی مرکز را در ماه‌های آینده پوشش دهد.

بررسی تطبیقی آثار اخیر و چشم‌انداز تولیدات آتی مرکز سیمرغ

بر اساس اعلام حوزه نمایشی مرکز سیمرغ، طی دو سال گذشته «۱۷ مجموعه تلویزیونی»  تولید شده است که بخش عمده آن‌ها از شبکه‌های تلویزیونی پخش شده‌اند. در حال حاضر تمرکز بخش قابل توجهی از تولیدات نمایشی مرکز بر تأمین باکس نمایشی شبکه دو است؛ باکسی که موضوعاتی همچون خانواده، سبک زندگی و فرهنگ عمومی را دنبال می‌کند.

در شرایط فعلی نیز سه سریال در مرحله نگارش قرار دارند و پیش‌بینی شده است بخشی از آن‌ها در کمتر از یک ماه وارد مرحله پیش‌تولید شوند. «فک و فامیل» نیز در آستانه آماده شدن برای پخش قرار دارد و دو مجموعه مستند ـ نمایشی نیز در مرحله تولید هستند.

برنامه‌ریزی برای تولید آثار جدید برای سال آینده نیز با همکاری اداره فیلمنامه ادامه دارد و جلسات مستمر برای انتخاب و توسعه طرح‌ها در جریان است.

به‌روزرسانی؛ شرط ماندگاری رسانه در رقابت روایت‌ها

مجموع این تجربه‌ها نشان می‌دهد که آینده تولید نمایشی در رسانه ملی، تنها به افزایش حجم تولید وابسته نیست؛ بلکه به‌روزرسانی مستمر شیوه‌های روایت و تولید، شناخت تحولات رسانه‌ای و تغییرات ذائقه مخاطب، استفاده از فناوری‌های جدید، توجه به ظرفیت فضای مجازی و تربیت نیروهای تازه‌نفس نیز اهمیت اساسی دارد.

مخاطب امروز در معرض روایت‌هایی با فرم‌های متنوع، ریتم‌های متفاوت و استانداردهای روز تولید قرار دارد. بنابراین، رسانه برای حفظ ارتباط مؤثر با این مخاطب، نیازمند آن است که در کنار حفظ هویت، ارزش‌ها و فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، زبان روایت و تکنیک‌های خود را نیز متناسب با شرایط جدید ارتقا دهد.

در چنین رویکردی، پژوهش عمیق، فیلمنامه قدرتمند، شخصیت‌پردازی باورپذیر، کارگردانی حرفه‌ای و استفاده از فناوری‌های نوین تولید، در کنار شناخت دقیق مخاطب، می‌تواند زمینه‌ساز آثاری شود که هم از نظر محتوایی با اهداف رسانه ملی همسو باشند و هم از نظر ساختار و جذابیت، توان رقابت در فضای متنوع و پرشتاب رسانه‌ای امروز را داشته باشند.

هدف نهایی این مسیر، تولید آثاری است که فرهنگ ایرانی، امید اجتماعی و ظرفیت‌های جامعه را نه از طریق بیان مستقیم و شعاری، بلکه در دل قصه‌هایی جذاب، باورپذیر و به‌روز به تصویر بکشند.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز