خبرگزاری کار ایران

کارگردان نمایش «سِر سُرخ» در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛

خوبی همیشه سر بریده می‌شود!/ واقعه کربلا از جوانب مختلف قابل روایت است

خوبی همیشه سر بریده می‌شود!/ واقعه کربلا از جوانب مختلف قابل روایت است

اثرم یک نمایش اجرایی-پژوهشی است

حسین عبداللهی کارگردان تئاتر به ایلنا گفت: نمایش «سِر سُرخ» یک اثر اجرایی پژوهشی است. نمایش من پیش از آنکه به اجرا برسد، پژوهشی است درباره اینکه «سوگ سیاوش» و «تعزیه» چه تشابهات و تفاوت‌هایی باهم دارند و تشیع چگونه از میراث غنی سوگ سیاوش برای مراسم تعزیه بهره برده است.

به گزارش خبرنگار ایلنا، با فرا رسیدن ماه محرم، برخی تئاتری‌ها طبق روال هر سال آثاری را با همین مضمون روی صحنه می‌برند. مجموعه تئاتر شهر نیز طبق روال هر سال در ماه محرم میزبان یک یا چند اثر نمایشی با موضوع محرم است. بدون شک ماه محرم و وقایعی که بر امام حسین (ع) و یارانش رفته همواره از جوانب مختلف جای کار دارد و این چشمه غنی همچنان فرصتی برای ابراز خلاقیت تئاتری‌ها در عرصه درام است. 

در دهه‌های گذشته نویسندگان و کارگردان‌های مهمی روی ژانر مذهبی کار کرده‌اند که در این زمینه می‌توان از زنده یاد بهرام بیضایی و محمد رحمانیان یاد کرد. حسین مسافر آستانه، کوروش زارعی و امیر دژاکام نیز هنرمندانی هستند که روی نگارش و اجرای آثار مذهبی و عاشورایی کار کرده اند. 

حسین عبداللهی کارگردان تئاتر را نیز باید در این دسته از هنرمندان قرار داد. او قرار است نمایش «سِر سُرخ» را از هفتم تا بیست و ششم تیرماه در کارگاه نمایش مجموعه تئاتر شهر، روی صحنه ببرد. گروه اجرایی در این نمایش تلاش کرده با بهره گیری از تکنیک تعزیه و نمایش ایرانی، داستان پشیمانی و فراموشی را با نگاهی به واقعه کربلا روایت کند. نمایش «سِر سُرخ» را امیر صفایی‌پور با روایت چهار بازه زمانی به رشته تحریر درآورده است. 

حسین عبداللهی طی گفتگو با ایلنا، از اهمیت ماه محرم و لزوم پرداختن به آن در دنیای امروز گفت و درباره جزییات «سِر سُرخ» توضیحاتی ارائه کرد. 

 

خوبی همیشه سر بریده می‌شود!/ واقعه کربلا از جوانب مختلف قابل روایت است

عرصه تئاتر و صحنه چقدر قابلیت آن را دارد که «ماه محرم» و «عاشورا» را پیش روی مردمان امروزی زنده کند و تا به امروز چقدر از این امکان بهره برده‌ایم؟ 

آنچه مربوط به واقعه عاشورا و تراژدی که در واقعه محرم رخ داده، می‌تواند دستمایه نمایشنامه‌ها و تئاترهای متعدد باشد. واقعه محرم و عاشورا از زوایای مختلفی قابل بررسی است. می‌توان از زاویه دید اشخاصی که در کربلا و عاشورا حضور داشته اند، بهره برد. این نوع نگاه از دید اشخاص مختلف قابل کنکاش و بررسی است. هر نمایشنامه یا نمایش می‌تواند از نگاه یکی از این اشخاص روایت شود. چنین افرادی که در واقعه عاشورا حضور داشته اند، می‌توانند در آثار نمایشی ورود کنند. روایت‌ها از عاشورا و محرم می‌تواند با فاصله باشد و ما در «سِر سُرخ» از این امکان بهره برده‌ایم و به روایت‌هایی از پیش از واقعه، بین واقعه و پس از واقعه کربلا پرداخته‌ایم. در کل ماه محرم برای تولید آثار نمایشی پتانسیل‌های بسیاری دارد. کما اینکه می‌بینیم غرب از اتفاقات این چنینی و چنین وقایع تاریخی، بهره‌های آنچنانی برده است. می‌بینیم که نمایشنامه نویسان متعددی درباره یک واقعه تراژیک، متن‌ها نوشته‌اند و در میان آن‌ها آثار برجسته‌ای هم به چشم می‌خورد. 

درام نویسان ایرانی بارها و بارها واقعه کربلا را دستمایه قرار داده‌اند و آثار زیادی با مضامین شهادت و ایثار امام حسین (ع) و یارانش نوشته و اجرا شده، اما این بستر دریا گونه همچنان جای کار دارد. شما در نمایش «سِر سُرخ» از چه منظری واقعه کربلا را روایت کرده‌اید؟

با شما موافق هستم و همانطور که گفتم واقعه کربلا جای کار بسیار دارد و از منظرهای مختلف قابل بررسی است. همانطور که گفتم نمایش ما چهار بازه زمانی دارد. در این میان، سه بازه زمانی نزدیک به واقعه است. اگر بخش‌ها را اپیزودگونه در نظر بگیریم. بازه زمانی ما در اپیزود چهارم دور از واقعه و مربوط به امروز است. دو کاراکتر «دبیر» و «طبیب» را داریم که گویا در زمان سفر کرده‌اند و به امروز رسیده اند. 

آن سه بازه زمانی کدام‌ها هستند؟ 

پیش از واقعه؛ یعنی زمانی که نامه‌ها برای دعوت امام حسین (ع) به کوفه نوشته می‌شود. حین واقعه زمانی است که این دو کاراکتر (دبیر و طبیب) از واقعه کربلا مطلع می‌شوند. بعد از واقعه نیز زمانی است که طبیب و دبیر به دنیای امروز می‌رسیم. 

این دو کاراکتر چه کسانی هستند؟ 

طبیب ایرانی است و جالب است که او نیز قصه‌هایی دارد؛ بخصوص قصه سیاوش و اینکه خون سیاوش به زمین ریخته می‌شود و از دل خاک گیاه و لاله می‌روید. طبیب قبل از واقعه کربلا برای دبیر پیش بینی می‌کند که این خوبی است که همیشه سر بریده می‌شود! او به دبیر می‌گوید؛ درست است که امام حسین (ع) را به کوفه دعوت می‌کنید، اما دارید او را به مسلخی می‌برد که قطعا در آن، خوبی سر بریده خواهد شد. 

این که به «سوگ سیاوش» پرداخته‌اید، اتفاق خوبی است، سوگواری محرم در کشورمان، چه ارتباطی با این آیین دارد؟ 

در اینباره باید به شما بگویم که نمایش «سِر سُرخ» یک اثر اجرایی پژوهشی است. نمایش من پیش از آنکه به اجرا برسد، پژوهشی است درباره اینکه «سوگ سیاوش» و «تعزیه» چه تشابهات و تفاوت‌هایی باهم دارند و تشیع چگونه از میراث غنی سوگ سیاوش برای مراسم تعزیه بهره برده است. 

این نوع پرداختن به واقعه کربلا نوعی مقایسه و ریشه‌یابی و ارزیابی تاریخی، برای رسیدن به مفهوم و کلیت سوگ برای شخصیت‌های برجسته تاریخی است. آنچه برای درام نویسان و کارگردان‌های تئاتر ما بیشتر اهمیت داشته، پرداخت صرف به همان دو روز مهم است؛ یعنی «تاسوعا» و «عاشورا». 

دقیقا درست است. اتفاقا به جز مقوله محتوا، آنچه در «سِر سُرخ» خیلی برای ما اهمیت داشت، فرم و ایده اجرایی بوده است. از دل همین ایده اجرایی، فرم‌هایی که در هر دو مناسک یعنی «سوگ سیاوش» و «تعزیه» وجود دارند، مورد توجه قرار گرفته اند؛ چه آن‌هایی که به هم نزدیک هستند و چه آن‌هایی که از هم دور هستند. ما در اثرمان همه این‌ها را بررسی کرده‌ایم و مخاطب بخشی از آن را در اجرا (به عنوان تکنیک‌های اجرایی و شگردهایی در بازیگری و موارد دیگر) خواهد دید. 

از نگارش متن و تعاملی که با نویسنده اثر، امیر صفایی‌پور داشته‌اید، بگویید. 

امیر صفایی‌پور نمایشنامه «سِر سُرخ» را قبلا نوشته بود و چند سالی هم از نگارش آن، می‌گذرد. هرچند امیر از دوستان صمیمی من است و قبلا خیلی درباره متن صحبت کرده بودیم. اصلا لطف ایشان بود که متن «سِر سُرخ» را برای اجرا به من پیشنهاد دادند؛ صفایی‌پور مرا به عنوان کارگردان نمایشنامه‌اش پیشنهاد داده بود. متن را که خواندم متوجه شدم دارای قابلیت‌هایی است. متن هم همان قصه دبیر و طبیب بود. البته این را هم بگویم که از دل همین متن به این موضوع رسیدیم که می‌توانیم از فرم‌های اجرایی دو شکل سوگواری؛ یعنی «سوگ سیاوش» و «تعزیه» بهره ببریم. ما در واقع کاری کارگاهی انجام داده ایم؛ یعنی متن را آوردیم و گفتیم به جز مقوله متن، ما در حوزه اجرا چه کارهایی را می‌توانیم انجام دهیم. خیلی از شکل‌های اجرایی که در «سِر سُرخ» دیده خواهد شد، پیشنهاد گروه اجرایی بوده است. 

مطمئنا در جریان دو قطبی شدن فضای تئاتر طی چند سال گذشته هستید. در چنین شرایطی فعالیت و تمرین و اجرا برایتان چه دشواری‌هایی داشته است؟ 

زمانی که ما نمایش «سِر سُرخ» را در اصفهان روی صحنه بردیم، هنوز حوادث سال ۱۴۰۴، رخ نداده بود. هرچند در سال‌های اخیر بحث‌هایی مبنی بر بایکوت کردن فعالیت‌ها و اجرا رفتن یا نرفتن، وجود داشته است. اساسا این سوال وجود داشته و مطرح شده که هنرمند در مقابل مسائل سیاسی و اجتماعی پیرامون خود چه وظایفی دارد و نقشش چیست؟ به هرحال من فکر می‌کنم که هنرمند هرچه فکر می‌کند و هرآنچه که می‌خواهد بگوید را در قالب آنچه روی صحنه می‌برد، بروز می‌دهد. البته آن‌هایی که انتخاب می‌کنند اجرا نروند یا فعالیتی نداشته باشند نیز، نظرشان محترم است و حتما برای پایبندی به این رویه، دلیلی دارند. من این را هم نفی نمی‌کنم. من نظرم این است که هنرمند باید فعال باشد و کار کند. مگر عمر هنری یک آرتیست چقدر است که بخواهد زمانش را صرف این مسائل کند؟! اتفاقا در دل سختی‌ها و مشکلات است که هنرمند می‌تواند هنرش را بروز و ظهور دهد و ایده و حرفش را چه درست چه غلط بیان کند. 

حرفتان درست است. به هرحال هنرمند باید کارش را انجام دهد؛ حال دیگر این مخاطب است که تصمیم می‌گیرد حرف و ایده اثر را بپذیرد یا آن را نفی نماید. 

درست است. بخشی از این روند مخاطب است و بخش دیگر نیز تاریخ است. تاریخ بعدها می‌گوید که چه کسی چه کار کرده است. آن‌هایی که دست از فعالیت کشیده‌اند خواه ناخواه در تاریخ محو خواهند شد. 

نمایش «سِر سُرخ» چقدر با این روزهای کشورمان و اتفاقات رخ داده طی یک سال گذشته همخوانی دارد؟ 

همانطور که گفتم نمایشنامه این اثر قبلا تولید شده؛ بنابراین خیلی نمی‌توانم درباره الانش حرف بزنم. اما همچنان فکر می‌کنم که اجرای «سِر سُرخ» هم به لحاظ فرمی و هم محتوایی، ضرورت دارد چون قصه نمایش ما همانطور که درباره محرم است، درباره ایران نیز، هست. طبیبی را داریم که می‌خواهد قصه سرزمین آبادش را فراموش کند و به معجونی پناه برده است. او می‌گوید من ایران زیبایی داشته‌ام. شاهنامه‌ای داشته ام. او در ادامه پیش بینی‌هایی دارد و می‌گوید خوبی در هر شکل و شمایلی که باشد که در قالب سیاوش و چه در شمایل امام حسین (ع) یا حتی مسیح، عاقبت بدی زمانه و بدهای روزگار خونش را بر زمین می‌ریزند و این خوبی است که همیشه سر بریده می‌شود. 

این همان نیروی خیر و شری است که همواره در تاریخ جهان و ادبیات کلاسیک جهان؛ تراژدی را رقم زده است. 

آنچه اتفاقا جاودان می‌ماند همین خوبی سر بریده است. در نهایت آن اسطوره شاه شهید است که ماندگار می‌شود. پرداختن به چنین موضوعی ضرورت دارد؛ چرا که متاسفانه در هر زمانه‌ای خوبی همواره در اقلیت است و این شر و بدی است که به خاطر قدرت زر و زور تزویری که همواره دارد و در همه تاریخ داشته، در اکثریت است. 

کارگاه نمایش را به عنوان مکان اجرا، مناسب می‌بینید؟ اینکه بچه‌های تئاتر شهر از مدیریت تا سالن چقدر با شما همراه بودند؟ 

از همه نظر قدردان‌شان هستم و قریب به اتفاق آن‌ها دوستان چندین‌ساله‌ام محسوب می‌شوند. چه آقای علیرضا سعیدی مدیر روابط عمومی که دوست من است و جه آقای کوروش سلیمانی که هم دانشگاهی بوده ایم. به نظرم از زمانی که به تئاتر شهر آمده، این مجموعه جان تازه‌ای گرفته است. اتفاقات خوبی در حال رخ دادن است؛ دو اجرایی بودن سالن‌ها را دیگر نداریم که اتفاق خوبی است. مراوده و مصاحبت ایشان با هنرمندان خیلی خیلی متفاوت است. 

آیا ناگفته‌ای مانده که بیانش را لازم بدانید؟ 

به نظرم اگر اتفاقات و قهرها و حواشی‌ها تمام شود و کارگردان‌های درجه یک بازگردند و شروع به کار کنند (کما اینکه بعضا این اتفاق افتاده)، اتفاقات بهتری رخ خواهد داد. با تدبیری که در آقای سلیمانی سراغ دارم قطعا تئاتر شهر به روزهای خیلی خوب باز خواهد گشت و مطمئنا شاهد اجراهای خیلی خوبی خواهی بود. علاوه بر اینکه می‌دانم ایشان به دنبال این است که جایگاه از دست رفته تئاتر شهر را به این مکان مهم بازگرداند. چنین اتفاقی شکوفایی نسل جوان و استعدادیابی‌ها و پرورش استعدادها را رقم خواهد زد.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز