خبرگزاری کار ایران

یاسر خیر در گفت‌وگو با ایلنا مطرح کرد؛

تکثر موضوع، نقطه قوت مستند ایران/ نبود ایده و ساختار خلاقانه به مستندها ضربه زده است

تکثر موضوع، نقطه قوت مستند ایران/ نبود ایده و ساختار خلاقانه به مستندها ضربه زده است

یاسر خیر، کارگردان مستند، با اشاره به وضعیت امروز سینمای مستند ایران معتقد است که تنوع و تکثر موضوعات در این حوزه یک مزیت مهم به شمار می‌رود، اما نبود ایده، فرم و ساختار خلاقانه باعث شده بسیاری از آثار مستند به یکدیگر شبیه شوند.

یاسر خیر، کارگردان مستند در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، درباره شرایط امروز جامعه از منظر سینما اظهار کرد: اگر بخواهم به زبان سینما یک قاب تصویر از شرایط جامعه اطرافم را تصور کنم، این تصویر خیالی را می‌بینم؛ یک نمای لانگ‌شات که با دوربین روی دست فیلمبرداری شده است. فیلمبردار مانند بندبازی که روی طنابی لرزان در ارتفاع حرکت می‌کند، پیش می‌رود و هر بار که اتفاقی در اطراف رخ می‌دهد، با احتیاط دوربین را به سمت آن می‌چرخاند تا آن را ثبت کند. اما در گوشه‌ای مردی ایستاده که مدام به او می‌گوید از کدام اتفاق فیلمبرداری کند و از کدام اتفاق نه.

کارگردان مستند «آهستگی» درباره نقش هنر و به‌ویژه سینمای مستند در ثبت و روایت این برهه از تاریخ اظهار کرد: برای خلق یک اثر هنری و دقیق‌تر از آن، ساخت فیلم مستند، فیلمساز پیش از هر چیز باید امنیت روانی، فیزیکی و اجتماعی داشته باشد تا بتواند آزادانه ایده‌ای را کشف کند و آن ایده را با دوربین و صدا روی بستر جامعه به فیلم مستند تبدیل کند.

خیّر افزود: این روزها امنیت لازم برای ساخت مستندهای اجتماعی که مستقیم با جامعه در ارتباط باشند و حال و هوای آن را بازتاب دهند، وجود ندارد. تنها شکلی از مستندسازی که این روزها و ماه‌ها امکان تولید آن فراهم است، مستندهای تبلیغاتی مبتنی بر سیاست‌های رسمی است؛ آثاری که نهادهای رسمی از آن‌ها حمایت می‌کنند و مجوز و هزینه ساخت شان را در اختیار می‌گذارند.

کارگردان فیلم مستند «کابین» درباره رسالت هنرمند گفت: به اعتقاد من هنرمند نباید برای خود رسالت و وظیفه‌ای از پیش تعیین‌شده تعریف کند. مهم این است که با خودش و درونیاتش صادق باشد و هر زمان مسئله‌ای آن‌قدر برایش دغدغه‌ شد که نتواند از آن عبور کند، آن را به هنر و سینما تبدیل کرده و عرضه کند.

وی ادامه داد: ساخت فیلم بهتر است بیش و پیش از هر چیز، راهی برای خلاص شدن فیلمساز از مسئله‌ای باشد که زندگی او را مختل کرده است. در چنین شرایطی است که هنر صادقانه، تأثیرگذار و یگانه می‌شود و به تبع آن بر مخاطب نیز اثری یگانه و ماندگار بر جای می‌گذارد.

خیر در پاسخ به این پرسش که در بیان واقعیت‌ها، هنر و سینما توانمندترند یا خبر و رسانه‌های خبری، توضیح داد: هیچ‌کدام به معنای واقعی کلمه به بیان واقعیت نمی‌پردازند. هنر از واقعیت الهام می‌گیرد، آن را تعالی می‌بخشد و تصعید می‌کند. محصول نهایی چیزی است که از فیلتر ذهن، اندیشه و احساس هنرمند عبور کرده و دیگر با واقعیت خام اولیه یکسان نیست.

وی افزود: رسانه‌های خبری نیز به شیوه‌ای دیگر واقعیت را تغییر می‌دهند. بسته به اینکه هزینه آن رسانه را چه فرد، حزب یا دولتی تأمین می‌کند، واقعیت به سمت منافع و نگاه آن مجموعه متمایل می‌شود و در قالب ایدئولوژی و سیاست‌های مورد نظر آن‌ها بازتعریف می‌شود.

کارگردان مستند «سه چنگ خاک» ادامه داد: بنابراین واقعیت، هویتی مستقل، صلب و تجزیه‌ناپذیر ندارد و هر فرد روایت خودش را از آن ارائه می‌کند. البته این به معنای آن نیست که بتوان واقعیت را کاملاً دگرگون کرد و هر شکل دلخواهی به آن داد. در اینجا می‌توان از آموزه ارسطو و مفهوم «عقل سلیم»، «شعور متعارف» یا «حس مشترک» استفاده کرد؛ یعنی اینکه اکثریت مردم نسبت به واقعیتی که از یک فیلم یا خبر ارائه می‌شود چه برداشتی دارند.

کارگردان «فراموشی» درباره عواملی که باعث می‌شود روایت یک مستند برای مخاطب قابل لمس، مؤثر و قابل درک باشد، گفت: مهم‌ترین عنصر این است که موضوع و مسئله فیلم مستند، مسئله شخصی خود فیلمساز باشد؛ تا جایی که نتواند آن فیلم را نسازد. زمانی که موضوع فیلم گریبان فیلمساز را گرفته و رهایش نمی‌کند، اثر با جدیت، حساسیت و دغدغه بیشتری ساخته می‌شود. در چنین شرایطی فیلمساز ناخودآگاه مسیر تولید را عمیق‌تر و دقیق‌تر از آثار سفارشی طی می‌کند.

این کارگردان در ارزیابی خود از سینمای مستند ایران گفت: نقطه قوت سینمای مستند ایران پرداختن به موضوعات متنوع و متفاوتی است که در سرزمین پهناور ایران وجود دارد. اما نقطه ضعف این سینما نیز دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌شود؛ زیرا بسیاری از این موضوعات متنوع، در قالب پرداخت‌هایی کلیشه‌ای، محدود و شبیه به هم ارائه می‌شوند؛ به گونه‌ای که گویی همه این فیلم‌ها را یک نفر ساخته است.

کارگردان «زمستان، عشق و سایر قوانین» ادامه داد: در بخش عمده‌ای از مستندهای ایرانی خبری از «ایده» به عنوان کشف شخصی فیلمساز از موضوع نیست. همچنین «فرم» منحصر‌به‌فردی که این ایده را به متریالی قابل دیدن و شنیدن تبدیل کند، کمتر دیده می‌شود. «ساختار»ی که بتواند ایده و فرم را به شکلی مؤثر به مخاطب منتقل کرده و احساسات و اندیشه او را در طول فیلم دستخوش تغییر کند نیز کمتر احساس می‌شود.

خیر افزود: در نهایت، «سبک روایی» که بتوان از طریق آن زاویه دید اخلاقی فیلمساز را نسبت به موضوع تشخیص داد، در بسیاری از آثار دیده نمی‌شود. به طور کلی، نقطه قوت سینمای مستند ایران تکثر و تنوع در موضوعات و واقعیت‌های موجود است و نقطه ضعف آن فقر تخیل در شکل دادن به این موضوعات و واقعیت‌هاست.

وی درباره روند غالب در سینمای مستند امروز نیز گفت: وقتی به فیلم‌های متقاضی حضور در جشنواره «سینماحقیقت» نگاه می‌کنم، احساس می‌کنم به جای آنکه مسئله و دغدغه‌ای پشت بسیاری از آثار باشد، روند غالب صرفاً ساخت فیلم و حضور در جشنواره است.

این کارگردان مستند ادامه داد: به همین دلیل بسیاری از این فیلم‌ها ساخته می‌شوند، نمایش داده می‌شوند و سپس از یاد می‌روند؛ بدون آنکه تأثیر ماندگاری بر ذهن مخاطب بگذارند. تجربه تماشای فیلم برای بسیاری از مخاطبین جشنواره سینماحقیقت، در ۱۵ سال گذشته نیز همین موضوع را نشان می‌دهد. تنها تعداد محدودی از فیلم‌های مستند در ذهن‌ها باقی مانده‌اند، تأثیر گذاشته‌اند و هنوز می‌توان درباره آن‌ها صحبت کرد.

خیر در پایان گفت: اکثر فیلم‌ها همچون موجی هستند که به ساحل می‌رسند، ردی کوتاه بر جا می‌گذارند و سپس محو می‌شوند. تنها آثار معدودی موفق می‌شوند از این چرخه عبور کنند و به بخشی از حافظه سینمای مستند تبدیل شوند.

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز