میرکریمی: با یک مشتِ مقدس، صخرۀ فرسوده فرومیریزد!
سیدرضا میرکریمی به تجاوز آمریکا به همراهی رژیم صهیونیستی به کشورمان واکنش نشان داد و آن را محکوم کرد.
به گزارش ایلنا، سیدرضا میرکریمی با محکوم کردن به خاک کشورمان در شبکه مجازی نوشت: این روزها که دشمن با تمام قوا به خانه و کاشانهمان یورش آورده، یادم آمد آخرین راند را هیچوقت نباید به حریف واگذار کرد. قصدم تعریف کردن قصهای شنیدهشده است از آن شب که تاریخ ورق خورد؛ شبی شبیه این روزهای خودمان.
در دل شب سوزان کینشاسا، 1974، شصت هزار قلب در ورزشگاه و میلیونها چشم و گوش، منتظر نتیجه مسابقهای هستند که در آن جورج فورمنِ جوان، ابرمردِ شکستناپذیر با چهل پیروزیِ پیاپی، روبروی مردی ایستاده که همه میگویند دورانش تمام شده: محمدعلی کلی. همه پولدارها قمارشان را روی برد فورمن بستهاند، اما آن سوی رینگ، آدمهای معمولی با امیدی لرزان، نام علی را فریاد میزنند.
راندها یکییکی میگذرد. علی قدمبهقدم عقب میرود و به طنابها پناه میبرد. مشتهای سنگین یکی پس از دیگری بر صورت و پهلوهایش مینشیند، اما نمیافتد. رقیب قدرتمندش خشمگین و کلافه، بیامان میکوبد و فریاد میکشد: «بیفت لعنتی! چرا نمیافتی؟» علی اما در آن مهلکه پر هیاهو، صدای دیگری میشنود، صدای نیاکانش: «وایسا پسر… فقط یه راند دیگه… تو تنها نیستی…»
حالا در کمال ناباوری رسیدهایم به راند هشتم. علی با واپسین رمق از بند طنابها دل میکند و چون تیر رهاشده از چله، همراه با تمام تاریخ پرتاب میشود وسط میدان و با یک مشت، فورمن افسانهای را نقش بر زمین میکند. دنیا برای لحظهای نفس در سینه حبس میکند و نیاکان بار دیگر در گوش علی میگویند: «آفرین پسر! دیدی؟! …فقط باید تا آخر میایستادی… تا آخر.»
این روزها که باز هم مشتها سنگینتر از قبل بر صورت وطنمان مینشیند، یاد آن شب میافتم؛ که تا خودت را نینداختهای، تا آخرین رمق باید ایستاد. چون صدا هست؛ صدای نیاکان، صدای مردم، صدای خودِ دیگرمان که فریاد میزند: «تو تنها نیستی.»