خبرگزاری کار ایران

هرمزگان؛ میزبانی سخاوتمند دریا

هرمزگان؛ میزبانی سخاوتمند دریا

هرمزگان را نمی‌شود فقط «استان» نامید؛ هرمزگان یک آستانه است: آستانه‌ی ورود به دریا، آستانه‌ی عبور از تنگه‌ای که تاریخ و تجارت و سفر را قرن‌هاست از خود عبور داده، و آستانه‌ی قصه‌هایی که هر بار با موج تازه می‌شوند.

انوشیروان محسنی بندپی، معاون گردشگری وزارت میراث‌فرهنگی در یادداشتی نوشت: در چنین جغرافیایی، سفر مقام ملی اگر درست دیده و درست روایت شود، صرفاً یک حضور اداری نیست؛ می‌تواند نقطه‌ی تمرکز باشد برای تصمیم‌های دقیق‌تر، برای هم‌راستا شدن نگاه‌ها، و برای نزدیک‌تر شدن «طرح» به «عمل».

بازدید اینجانب از استان هرمزگان از همین جنس بود؛ سفری که در ظاهر، دیدار و بررسی میدانی پروژه‌ها و ظرفیت‌هاست، اما در لایه‌ی زیرینش یک پیام روشن دارد: هرمزگان با ساحل و جزیره و بندر، تنها مقصدی برای تماشا نیست؛ می‌تواند سکویی برای رشد گردشگری کشور باشد، به شرط آن‌که مسیر سرمایه‌گذاری هموارتر شود، پروژه‌ها از ایستایی بیرون بیایند و زیرساخت‌ها با سرعتی متناسب با ظرفیت استان تکمیل شوند.

در این سفر، توجه ویژه به پروژه‌های زیرساختی و تفریحی، معنای خودش را داشت. وقتی پای گردشگری به میان می‌آید، «پروژه» فقط بتن و آهن نیست؛ هر پروژه، یک فرصت برای ماندگاری بیشتر مسافر، افزایش کیفیت تجربه سفر، و رونق اقتصاد محلی است. از همین زاویه، بازدید از پروژه پارک آبی بندرعباس اهمیت دوچندان پیدا می‌کند؛ چرا که پروژه‌های خانواده‌محور و تفریحی در شهرهای اصلی، آن حلقه‌ی گمشده‌ای هستند که می‌توانند سفر را از «عبور» به «اقامت» تبدیل کنند. تأکید بر تسریع در تکمیل فازهای اجرایی و رفع موانع نیز یعنی نگاه فقط به افتتاح‌های نمادین نیست؛ نگاه به بهره‌برداری واقعی و خدمت‌رسانی ملموس است.

هرمزگان اما فراتر از یک پروژه یا یک شهر است. این استان، پهنه‌ای از ظرفیت‌های متنوع است؛ از ساحل‌های گسترده و امکان توسعه گردشگری دریایی و ساحلی گرفته تا جزیره‌هایی که هرکدام امضای منحصربه‌فرد خودشان را دارند. گردشگری هرمزگان، اگر به شکل هدفمند توسعه یابد، می‌تواند همزمان چند مسیر را فعال کند: تفریح و تجربه‌های خانوادگی، گردشگری دریایی، رویدادها و جشنواره‌ها، و البته گردشگری فرهنگی که با موسیقی جنوب، خوراک دریایی، صنایع دستی و آیین‌های بومی گره خورده است؛ همان چیزهایی که مقصد را «به یادماندنی» می‌کنند، نه فقط «دیدنی».

در کنار این تصویر روشن از فرصت‌ها، واقعیت هم باید صریح گفته شود: ظرفیت بزرگ، بدون سازوکار اجراییِ روان و تامین مالیِ درست، به نتیجه نمی‌رسد. یکی از نکته‌های کلیدی که در چنین سفرهایی برجسته می‌شود، همین پیوند میان سیاست و میدان است؛ جایی که باید موانع اداری و سرمایه‌گذاری شناسایی شوند، اولویت‌بندی پروژه‌ها دقیق‌تر شود، و طرح‌های نیمه‌تمامی که سال‌ها روی کاغذ مانده‌اند، از راهی روشن به سمت تکمیل هدایت شوند. وقتی از «تسهیل» حرف می‌زنیم، منظور فقط کوتاه کردن یک مسیر اداری نیست؛ منظور ساختن یک اعتماد است: اعتماد سرمایه‌گذار، اعتماد مجری، و اعتماد مردمی که نتیجه را در زندگی روزمره‌شان لمس می‌کنند.

هرمزگان، بیش از هر جا، از ما یک نگاه متوازن می‌خواهد؛ نگاهی که هم توسعه را جدی بگیرد و هم اصالت را. ساحل و دریا اگر صرفاً محل ساخت‌وساز بی‌قاعده شود، زیبایی‌اش را از دست می‌دهد؛ اما اگر توسعه با ملاحظات محیط‌زیستی و فرهنگی و با برنامه‌ریزی درست همراه شود، می‌تواند هم اشتغال بسازد، هم کیفیت خدمات را بالا ببرد، هم هویت محلی را زنده‌تر کند. گردشگریِ موفق، همیشه روی دو پا راه می‌رود: یک پا زیرساخت و سرمایه‌گذاری، پای دیگر فرهنگ میزبانی و حفاظت از میراث طبیعی و انسانی.

و حالا، این بازدید را می‌شود یک نشانه دید: نشانه‌ای از این‌که هرمزگان، دوباره و جدی‌تر، در مرکز توجه گردشگری کشور ایستاده است. اگر خروجی این سفر، به نقشه‌ی راه مشخص، زمان‌بندی روشن، و پیگیری مداوم تبدیل شود، آن‌وقت دریا فقط تصویر پس‌زمینه‌ی سفرها نخواهد بود؛ دریا می‌شود شریک توسعه.

هرمزگان بلد است میزبان باشد؛ کافی است راه را هموار کنیم تا مهمان، بیشتر بماند، بهتر تجربه کند، و با خاطره‌ای روشن‌تر برگردد. آن‌وقت موج‌ها فقط به ساحل نمی‌خورند؛ به اقتصاد محلی، به امید جوان‌ها، و به نبض زندگی هم جان تازه می‌دهند.

 

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز