یک کارگردان تئاتر در گفتگو با ایلنا مطرح کرد؛
رییس تئاترشهر حتی یک قدم از ایدهآلهایش کوتاه نیاید/ اجرای آثار بدون کیفیت آسیبزاست
کارگردان نمایش «قصاب» که تا هفته گذشته در مجموعه تئاتر شهر روی صحنه بود، اعتقاد دارد که؛ ارائه آثار بیکیفیت به تئاتر شهر و اجرای آنها از مشکلات مهم این مجموعه است. تغییر مداوم رئیس تئاتر شهر و انتصابها نیز مزید بر علت هستند. او میگوید: اگر بگذارند رییس جدید چند سالی باقی بماند و کارش را انجام دهد، تئاتر شهر به آن ثبات گذشته خواهد رسید.
به گزارش خبرنگار ایلنا، مجموعه تئاترشهر چند ماهی است با ریاست کوروش سلیمانی به فعالیت خود ادامه میدهد. البته در زمان انتصابهای متعدد قبلی (طی چند سال گذشته) نیز تمام سالنهای تئاتر شهر فعال بودهاند و حال نیز قرار است سلیمانی با ساز و کار جدید و تغییر در نوبت اجراها در هرکدام از سالنها، این مجموعه با اصالت و قدیمی را به جایگاه قبلی خود برگرداند. از ابتدای آذرماه تاکنون نمایشهای جدید در سالنهای تئاتر شهر اجرای خود را آغاز کردهاند.
«قصاب» نمایشنامهای از نیکلاس بییون با کارگردانی و طراحی صحنه و لباسِ شاهو رستمی یکی از آثاری است که اجرای خود را از بیست و هشتم آذرماه در تالار سایه آغاز کرد و تا بیست و نهم دیماه روی صحنه بود. با این توضیح که ناآرامیهای اخیر طی روزهایی اجراهای تئاتر را مختل کرده بود.
متن این اثر را مسعود قلایی ترجمه کرده و سجاد افشاریان تهیهکنندگی آن را به عهده دارد.
نمایش «قصاب» قرار بود تا بیست و هشتم دیماه روی صحنه باشد که به دلیل وجود ناآرامیها، اجرای آن مانند دیگر نمایشهای مجموعه تئاتر شهر لغو شده است. دلیل این اتفاق عدم دسترسی مخاطبان تئاتر به سایتهای بلیت فروش، اعلام شده است.
محمد اشکانفر، پویا باقری، ساناز آقایی و بیتا طایی در این اثر نمایشی ایفای نقش میکنند. از دیگر عوامل این اثر میتوان به هوتن شکیبا (نریشن)، آریان خسروی (طراح صدا و موسیقی)، بهمن صنیعی (طراح گریم) اشاره کرد.
شاهو رستمی که سابقه کارگردانی و بازی در نمایشها و فیلمها را دارد، درباره اجرای نمایش «قصاب» با ایلنا گفتگو کرد. لازم به ذکر است که این گفتگو مربوط به پیش از ناآرامیهای اخیر است که تهران و دیگر شهرها را دربرگرفته بود.

شما تئاتر را از سنندج آغاز کردهاید و حال در تئاترشهر اجرا دارید. کمی درباره این روند توضیح دهید.
من در مقاطعی در مجموعه تئاتر شهر، اجراهای خوب و پرفروشی را بازی کردهام. یادم هست روزی که از شهرمان سنندج به تهران آمدم با خودم گفتم آیا میشود من در تئاتر شهر اجرا داشته باشم؟ در ادامه نیز سال نود و سه یا نود و چهار بود که با حضور در نمایش «مائورز» به کارگردانی ناصر حسینیمهر، به عنوان بازیگر اولین اجرا در تئاتر شهر را تجربه کردم. فعالیتهایام از آن زمان تاکنون ادامه داشته است.
حال نیز به اجرای نمایش جدیدتان رسیدهاید و در اواسط اجراها هستید.
بله. در رابطه با نمایش «قصاب» باید بگویم برای به صحنه بردن این اثر، حدود دوسال آمدم و رفتم؛ آن هم با وجود انتصاب و عوض شدن سه، چهار رییس و سرپرست در تئاتر شهر!
با توجه به تجربیات قبلی، آیا تئاتر شهر هنوز برای تئاتریها آن اهمیت و اعتبار گذشته را دارد؟ با توجه به اینکه دهه شصتی هستید؛ حتما یادتان هست در دهه هفتاد و هشتاد تئاتر شهر کعبه آمال تئاتریهای شهرستان بود.
در پاسخ به این سوال باید بگویم، تئاترشهر همیشه اعتبار خودش را دارد و خواهد داشت؛ اما در چند سال گذشته به دلیل وضعیت حریم تئاتر شهر، قبلتر به دلیل همهگیری بیماری کرونا و موارد دیگر، مانند گذشته عمل نمیکرد.
آن موارد دیگر، چیست؟
ارائه آثار بیکیفیت به تئاتر شهر و اجرای آنها یکی دیگر از مشکلاتی است که موجود دارد. دلیل این رویه نیز تغییر مداوم رئیس تئاتر شهر و انتصابها است. هر فردی به عنوان رییس یا سرپرست انتخاب میشد، تا میخواست کاری انجام دهد سریعا شخص دیگری را جایگزینش میکردند. به نظرم اگر بگذارند رییس جدید چند سالی باقی بماند و کارش را انجام دهد، تئاتر شهر به آن ثبات گذشته خواهد رسید. باید این اجازه داده شود تا رییس جدید بماند و آنچه در ذهن دارد را اجرا کند. تداوم این انتصاب کمک میکند تا اتفاقاتی که باید، رخ دهد.
سراغ متن نمایش «قصاب» برویم. چه شد به سراغ متنی غیر ایرانی رفتید؟ اصولا به عنوان کارگردان چقدر به ایرانی بودن یا خارجی بودن متن اهمیت میدهید؟ در انتخاب و گزینشها، عناصر و مولفههای مهم برای شما چه مواردی هستند؟
واقعیت این است که اصلا ایرانی یا خارجی بودن متن برایم اهمیت ندارد. من از آن زمان که تصمیم گرفتم اثری را روی صحنه ببرم دو سال میگذرد. طی این دوسال مدام به خواندن متنهایی از نویسندگان پرداختم. از نویسندههایی هم که دوست داشتم، متنهایی را گرفتم و مطالعه کردم. طی این روند و مطالعات و گشت و گذارهایی که داشتم، خیلی اتفاقی نمایشنامه «قصاب» را پیدا کردم. این متن همانی بود که میخواستم.
پیش از رسیدن به «قصاب»، متنی که مدنظرتان بود، چه مضمونی داشت؟
نمایشنامهای مدنظرم بود که تکان دهنده، داستانگو و سرگرمکننده باشد.
نقاط مشترک نمایشنامه «قصاب» با جامعه امروز چه مواردی است و برای ایرانیزه کردن اثر چه تمهیداتی را به کار گرفتید؟
اجازه دهید من به این سوال پاسخ ندهم. پاسخ دادن به این سوال را به عهده تماشاگران میگذارم.
نیکولاس بی یون را جامعه ادبیات نمایشی چقدر میشناسد. تا آنجایی که نگارنده میداند جز «قصاب» اثر دیگری از این نویسنده منتشر نشده است. شما در تحقیقات خودتان در این زمینه به چه نتایجی رسید.
در اینباره باید بگویم، متن «قصاب» از آن آثاری است که خیلی کم خوانده شده، که این مورد نیز یکی از اهدافم بود؛ میخواستم متنی را روی صحنه ببرم که یا روی صحنه نرفته باشد و یا اینکه خیلی کم کار شده باشد. درباره بخش دیگرسوالتان هم باید بگویم تا پیش از این نه نویسنده اثر نیکولاس بییون را کسی میشناخت و نه کسی به سراغ نمایشنامه «قصاب» رفته بود. این نویسنده نمایشنامههای دیگری هم دارد که هنوز در ایران ترجمه نشدهاند. اگر هم ترجمه شدهاند، چاپ نشدهاند و در دسترس نیستند. البته نیولاس بییون نمایشنامهای با عنوان «آهنگ فیل» یا «ترانه فیل» دارد که بر اساس آن فیلمی ساخته شده است. من توانستم این اثر سینمایی را ببینم و به این واسطه کمی به دنیای نویسنده وارد شوم.
در نهایت به متن مسعود قلایی رسیدید؟
بله متن قصاب را با ترجمهی آقای قلایی پیدا کردم، اما در پروسهی یک سالهی دراماتورژی خیلی تغییرات ایجاد شد و استحکام بیشتری پیدا کرد. همچنین ترجمه به زبان معیار تغییر کرد، باید اجرا را ببینید و متن را بخوانید، تا ببینید چه زحمتی کشیده شده است.
البته آیدا کیخایی هم این متن را ترجمه کرده چرا روی این نسخه کار نکردید؟
به این دلیل که دیر، آن هم به دشواری پیدایش کردم. این نسخه خیلی سخت پیدا میشد و اینکه ترجمه آقای قلایی را زودتر خوانده بودیم. در مرحلهایی بودیم که کار برگردان متن به زبان معیار، تمام شده بود. و البته انسانی ماجرا هم همین بود که اسم آقای قلایی را به عنوان مترجم درج کنم به این دلیل که اول ترجمه ایشان را یافته بودم.
وضعیت ترجمه رسمی نمایشنامههای روز دنیا و آثار درامنویسان خارجی جدید را چگونه میبینید؟
بد خیلی بد.
کمی درباره «دراماتورژی» صحبت کنیم. عنوان «دراماتورژ» در مقطعی (دهه قبل) بسیار در پوسترها و پلاکاردها دیده میشد و قاعدتا تعریفی مشخص نداشت. سوال این است که «دراماتورژی» از نظر شما به چه معناست و در نمایشنامه «قصاب»، چه تغییراتی ایجاد کرده؟
از فعل گذشته استفاده کردید! مگر الان «دراماتورژی» تعریف درستی دارد و از آن به درستی استفاده میشود؟! من نمیدانم چهطور هنوز روی پوسترها مینویسند دراماتورژ و کارگردان؟! این دو، عنوان دو نفر جداگانه هستند که دراماتورژ واسط (بین متن و کارگردان) قرار میگیرد.
چه شد حامد مهراندیش را به عنوان مشاور انتخاب کردید؟
در نمایش «قصاب» حامد مهراندیش به عنوان دراماتورژ و مشاور کنار من بود. او از دوستان قدیمی من است که در تئاتر «مرزداران» همبازی بودیم.
با تعاملی که داشتید چه تغییراتی در متن ایجاد کردید؟
من به اتفاق حامد مهراندیش در تبدیل زبان ترجمه به زبان معیار، همچنین تبدیل یکی از کاراکترها به زن (نسبت به موقعیت جغرافیایی که داریم)، متن را تغییر دادیم. در خیلی از بخشها، هرجا در متن زیادهگویی وجود داشت، یا از ما دور بود را حذف کردیم و بخشهایی را نیز به متن افزودیم.
میدانیم که قصه نمایشنامه «قصاب» درباره پیآمدهای مخربِ جنگ است.
جنگ لایهی بیرونی متن است و آن چه در لایههای درونی میگذرد بسیار فاجعه بار است.
کمی از چالشهای اجرا بگویید. به هر حال اجرای ایدههای کارگردان در ایران هرگز امری صدرصدی نیست؛ چون اشکالاتی هست که انگار به طور کامل رفع نمیشوند.
بله همینطور است که میگویید. و آن چیزی که بیش از هر چیز دیگر آزاردهنده بود، به عمل در نیامدن طراحی ما بود. دو اجرایی بودن سالن، هزینههای چوب و موارد دیگر از مشکلاتی بود که کم و کیف اجرای ما را تحت تاثیر قرار داد. هر دو، سه روز یک بار تمام قیمتها تغییر میکرد و ما مجبور بودیم برآوردی که داشتیم را تغییر دهیم! اما از تمام این موارد آزاردهندهتر این است که همیشه باید از ایدهآلهایت بکاهی و کم کنی.
برای اجرای اثر، تئاتر شهر هدف شما بود؟ چقدر در نوبت اجرا بودید؟ و چقدر از اجرا در سالن سایه رضایت دارید.
همان دو سال پیش مجموعه تئاتر شهر را مدنظر داشتم و بالاخره در اینباره به هدفم رسیدم. بارها و بارها از پیگیریها خسته شدم و بارها مرا خسته کردند اما از تلاش دست برنداشتم. حتی دوستانم به من میگفتند دیگر دنبالش نباش و پیگیر امور نشو و میخواهی چندبار جواب نه بشنوی؟! اما خب من دست برنداشتم به این دلیل که به خودم و به کارم ایمان داشتم. تنها موردی که به آن فکر میکردم این بود که تماشاگر راضی از سالن بیرون برود. چون تماشاگر ما لیاقت بهترینها را دارد. مخاطب ما برای دیدن تئاتر هزینه میکند و باید در نهایت از خرید بلیت خوشحال باشد. این تنها هدف من است. امیداورم این اتفاق افتاده باشد.
برای اجرای «قصاب» به سبکی خاص فکر کرده بودید؟
خیر. من اصلا به هیچ سبکی فکر نمیکنم فقط در این کار به باورپذیر کردن نقشها فکر میکردم.
پس از انتصاب کوروش سلیمانی به عنوان رییس تئاتر شهر قرار شده سالنهای مجموعه در طول سال در هر نوبت اجر به یک نمایش اختصاص داشته باشند. یعنی اینکه قرار است سالنها تک اجرا شوند. با این رویه موافق هستید؟
بله قطعا موافقم. اگر رویه تکاجرایی بودن آثار نمایش ما ا نیز شامل میشد، از هیچ بخشی از طراحی کوتاه نمیآمدم و مجبور نبودم برای کف صحنه مبلغ زیادی را هزینه کنم؛
چرا برای کف سالن هزینه کردید؟
به این دلیل که نمایشی که پیش از ما اجرا داشت با رنگ کردن کف صحنه موافق نبود و به اجرای آنها آسیب میزد.
از کوروش سلیمانی به عنوان رییس جدید تئاتر شهر چه انتظاری دارید؟
از آقای سلیمانی انتظار دارم از ایدهآلهاش یک قدم هم عقب نکشد. ایشان تا به اینجا نشان دادند که نسبت به تغییرات و ایجاد فضایی در شان و منزلت تئاتر شهر، مصمم هستند. امیداورم سالهای سال در این منصب بمانند؛ تا بالاخره آن شان و شوکت تئاتر شهر برگردد. امیدوارم به این واسطه مانند گذشته مخاطبان برای دیدن تئاتر صف بکشند.
از فعالیتهای آینده خود و گروهتان بگویید.
تمایلم این است و دوست دارم که کار را ادامه دهم تا جایی که همه مخاطبان اجرا را ببیند. دوست دارم اغلب مخاطبان تئاتر این اثر نمایشی را ببیند به این دلیل که برای اجرای آن خیلی خیلی زحمت کشیدم. برای این اجرا به چند پروژه نه گفتهام. طی این مدت بازی در چند سریال و چند تئاتر را نپذیرفتم چون دوست داشتم نمایش «قصاب» به بهترین شکل روی صحنه برود؛ بنابراین دو سال از زندگیام را برای این هدف صرف کردم. مطمئن هستم که نمایشمان، اثر خوبی است چراکه بازیگرها و بچههای پشت صحنه بیشترین زحمت را برای آن کشیدهاند. این تلاش هر شب ادامه دارد و همه با عشق کار میکنند.
حرف ناگفتهای اگر هست؛ بفرمایید.
با تمام وجود از تکتک بازیگران و عوامل اجرایی نمایش «قصاب» ممنونم. خیلی دوستشان دارم چون بچههای شریفی هستند.
عکس: پرتو جغتایی