در نامه نوروزی به وزیر کار مطرح شد؛
هزینه تغییر رئیس تأمین اجتماعی بدون منطق روشن را میلیونها بازنشسته میپردازند
رئیس فراکسیون کارگری مجلس، در نامهای به وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی با تأکید بر اینکه مجلس با اصل تغییر مدیران مخالف نیست، خواستار تشریح دلایل برکناری رئیس سازمان تأمین اجتماعی و معیارهای انتخاب مدیر جدید شد و هشدار داد تغییر مدیریتی بدون برنامه و منطق روشن میتواند به افزایش بیثباتی و تحمیل هزینه به میلیونها بیمهشده و بازنشسته منجر شود.
به گزارش ایلنا، رحمتالله نوروزی در نامهای خطاب به احمد میدری وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره برکناری رئیس سازمان تامین اجتماعی نوشت:
بسمالله الرحمن الرحیم
وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی جناب آقای دکترمیدری
با سلام و احترام
در خصوص تغییر ریاست سازمان تأمین اجتماعی، لازم میدانم به عنوان نماینده مجلس شورای اسلامی ،عضو کمیسیون اجتماعی ورییس فراکسیون کارگری نکاتی را با صراحت و در عین حال با رویکرد کارشناسی و مسئولانه مطرح کنم.
در ابتدا باید تأکید کنم که تغییر مدیران و انتخاب مدیر جدید، در چارچوب اختیارات قانونی وزیر محترم قرار دارد و اصل این اختیار محل بحث نیست. هیچ مدیری را نمیتوان مادامالعمر در یک مسئولیت نگه داشت و طبیعی است که هر وزیر یا مقام مسئول، متناسب با ارزیابی خود از عملکرد مدیران و شرایط موجود، نسبت به تغییر یا ابقای آنان تصمیم بگیرد.
اما سؤال اصلی این است که این تغییر با چه هدفی انجام شده است؟
مسئله ما صرفاً «تغییر یک مدیر» نیست؛ مسئله، آینده یکی از مهمترین و اثرگذارترین سازمانهای کشور است. سازمان تأمین اجتماعی مستقیماً با زندگی میلیونها بیمهشده، کارگر، کارفرما، بازنشسته و خانوادههای آنان ارتباط دارد و تصمیمات آن آثار گسترده اقتصادی، اجتماعی و حتی امنیتی دارد.
امروز سازمان تأمین اجتماعی در شرایطی قرار دارد که کوچکترین تصمیم غیرکارشناسی میتواند آثار آن را نه فقط در صورتهای مالی سازمان، بلکه در سفره و زندگی میلیونها بازنشسته و بیمهشده نشان دهد.
از سوی دیگر، کشور در شرایطی عادی قرار ندارد. با مجموعهای از مشکلات اقتصادی، فشارهای معیشتی، ناترازیهای مالی و شرایط اجتماعی حساس مواجه هستیم. در چنین شرایطی، انتظار طبیعی افکار عمومی و بهویژه جامعه کارگری و بازنشستگی این است که هر تغییر مدیریتی در سازمان تأمین اجتماعی، با یک منطق روشن، هدف مشخص و برنامه قابل سنجش انجام شده باشد.
بنابراین سؤال مشخص این است:
هدف و ضرورت این تغییر چه بوده است؟
آیا عملکرد مدیریت پیشین مورد ارزیابی دقیق قرار گرفته است؟ اگر اشکال یا ضعفی وجود داشته، این اشکالات چه بوده و آیا مستندات و شاخصهای مشخصی برای این ارزیابی وجود دارد؟
و اگر هدف از تغییر، ایجاد تحول و بهبود در عملکرد سازمان بوده است، انتظار داریم وزیر محترم به مجلس و مردم توضیح دهد که مدیریت جدید قرار است دقیقاً چه مسائلی را حل کند و چه تفاوتی در سیاستگذاری و اداره سازمان ایجاد خواهد کرد؟
سازمان تأمین اجتماعی جای آزمون و خطا نیست
سازمان تأمین اجتماعی با یک دستگاه اجرایی معمولی تفاوت جدی دارد.
این سازمان یک مجموعه تخصصی، چندبعدی و بسیار پیچیده است که همزمان با مسائل بیمهای، اقتصادی، مالی، درمانی، سرمایهگذاری، حقوقی، اجتماعی و روابط کار مواجه است. تصمیمات آن نیز معمولاً آثار کوتاهمدت و بلندمدت دارد.
بنابراین انتخاب رئیس سازمان تأمین اجتماعی نمیتواند صرفاً بر اساس اعتماد شخصی، هماهنگی سیاسی یا نزدیکی مدیریتی صورت گیرد.
طبیعی است که هر وزیر نیازمند مدیرانی هماهنگ با سیاستهای دولت باشد، اما سؤال اینجاست:
آیا صرف هماهنگ بودن با وزیر یا دولت برای مدیریت سازمانی با این ابعاد و پیچیدگی کافی است؟
اگر پاسخ منفی است، پس معیارهای دقیق انتخاب رئیس جدید چه بوده است؟
آیا سابقه تخصصی، تجربه مدیریتی در حوزه بیمه و تأمین اجتماعی، شناخت مسائل صندوقها، توانایی مدیریت منابع عظیم سازمان، شناخت اقتصاد بازنشستگی و تجربه در حوزه سرمایهگذاری مورد توجه قرار گرفته است؟
آیا توانایی فرد برای مدیریت یک سازمان چندلایه و چندبعدی که تصمیمات آن مستقیماً بر زندگی میلیونها نفر اثر میگذارد، ارزیابی شده است؟
مجلس و جامعه انتظار دارند مبنای این انتخاب روشن و قابل دفاع باشد.
در شرایط ناپایدار سازمان، تغییر باید اطمینانبخش باشد
نگرانی ما از اصل تغییر نیست؛ نگرانی از این است که در شرایطی که سازمان تأمین اجتماعی با چالشهای جدی مواجه است، این تغییر مدیریتی به جای حل مسئله، به افزایش بیثباتی منجر شود.
سازمان تأمین اجتماعی نیازمند ثبات مدیریتی، برنامه روشن، تصمیمگیری مبتنی بر دانش و استمرار سیاستهای صحیح است.
اگر قرار است مدیری تغییر کند، باید بتوان به جامعه کارگری و بازنشستگان اطمینان داد که مدیریت جدید از روز نخست با برنامه وارد سازمان شده است، نه اینکه تازه پس از ورود، مسئلهشناسی و آزمون و خطا را آغاز کند.
امروز بازنشستگان کشور با مشکلات جدی معیشتی دست و پنجه نرم میکنند. برای یک بازنشسته، سازمان تأمین اجتماعی یک عنوان اداری یا یک ساختار دولتی نیست؛ این سازمان مستقیماً با حقوق، درمان، مستمری و امنیت آینده او ارتباط دارد.
بنابراین انتظار داریم وزیر محترم صریحاً به این جامعه توضیح دهد:
چه تضمینی وجود دارد که این تغییر مدیریتی، وضعیت سازمان را بهتر کند؟
چه برنامهای برای بهبود وضعیت مالی سازمان وجود دارد؟
چه برنامهای برای حفظ و تقویت منابع و تعهدات سازمان وجود دارد؟
و مهمتر از همه، این تغییر چه تأثیر ملموسی بر وضعیت معیشتی، خدمات درمانی و امنیت آینده بازنشستگان و بیمهشدگان خواهد داشت؟
مجلس حق دارد درباره مبنای تصمیم سؤال کند
ما در مجلس نمیتوانیم نسبت به چنین تصمیم مهمی بیتفاوت باشیم.
کمیسیون اجتماعی به عنوان کمیسیون اصلی و تخصصی در حوزه وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، وظیفه دارد نسبت به تصمیمات کلان این وزارتخانه و آثار اجتماعی و اقتصادی آن حساس باشد.
سؤال ما از وزیر محترم این نیست که «چرا مدیر را تغییر دادید؟»
چرا که اصل اختیار تغییر مدیر، قابل انکار نیست.
سؤال ما این است که چرا این فرد انتخاب شد، با چه شاخصهایی انتخاب شد، چه برنامهای دارد و قرار است چه مسئلهای را حل کند؟
اگر انتخاب بر مبنای شایستگی، تخصص، تجربه و برنامه انجام شده است، انتظار داریم این معیارها برای مجلس و افکار عمومی تبیین شود.
اگر برنامهای برای اصلاح ساختار، بهبود وضعیت مالی، ارتقای خدمات، حفظ حقوق بیمهشدگان و بازنشستگان و مدیریت صحیح منابع سازمان وجود دارد، این برنامه باید روشن و قابل سنجش باشد.
و اگر قرار است صرفاً یک جابهجایی مدیریتی اتفاق افتاده باشد، این نگرانی جدی وجود دارد که هزینه آن را در نهایت میلیونها بیمهشده و بازنشسته پرداخت کنند.
تأمین اجتماعی متعلق به یک دولت یا یک جریان نیست
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که سازمان تأمین اجتماعی، سازمانی متعلق به یک دولت، یک وزیر یا یک جریان سیاسی نیست.
این سازمان حاصل سالها پرداخت حق بیمه میلیونها کارگر و کارفرماست و منابع آن باید با نهایت دقت، تخصص و امانتداری مدیریت شود.
به همین دلیل، در انتخاب عالیترین مقام اجرایی این سازمان، باید منافع بلندمدت بیمهشدگان و بازنشستگان بر هر ملاحظه دیگری مقدم باشد.
جامعه امروز بیش از هر چیز به ثبات، اعتماد و اطمینان نیاز دارد.
اگر قرار است تغییر مدیریتی صورت بگیرد، باید به افزایش اعتماد منجر شود؛ نه اینکه این تصور ایجاد شود که سازمان تأمین اجتماعی نیز مانند برخی مجموعههای دیگر، محل تغییرات مدیریتی بر اساس مناسبات غیرتخصصی است.
انتظار ما از وزیر محترم
بنابراین از وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی انتظار داریم درباره این تصمیم، به صورت شفاف و بدون کلیگویی به چند سؤال اساسی پاسخ دهند:
اول؛ هدف دقیق از تغییر ریاست سازمان تأمین اجتماعی چه بوده است؟
دوم؛ ارزیابی وزارتخانه از عملکرد مدیریت قبلی بر اساس چه شاخصها و مستنداتی انجام شده است؟
سوم؛ رئیس جدید بر اساس چه معیارهای تخصصی، مدیریتی و حرفهای انتخاب شده است؟
چهارم؛ آیا صرف هماهنگی با سیاستهای وزیر یا دولت برای انتخاب رئیس سازمانی با این اهمیت کافی است، یا تخصص و تجربه مستقیم در حوزه تأمین اجتماعی نیز به عنوان معیار اصلی مورد توجه قرار گرفته است؟
پنجم؛ برنامه رئیس جدید برای مواجهه با چالشهای مالی و ساختاری سازمان چیست و این برنامه در چه بازه زمانی قابل ارزیابی خواهد بود؟
ششم؛ چه تضمینی وجود دارد که این تغییر به افزایش ثبات و کارآمدی سازمان منجر شود و نه افزایش هزینههای مدیریتی و تصمیمات کوتاهمدت؟
هفتم؛ اثر این تغییر بر وضعیت بازنشستگان، بیمهشدگان و خدمات سازمان چگونه ارزیابی شده است؟
و در نهایت، آیا وزارتخانه حاضر است مسئولیت نتایج این انتخاب را بپذیرد و شاخصهای مشخصی برای ارزیابی عملکرد مدیریت جدید به مجلس ارائه کند؟
سخن پایانی
ما با تغییر مدیر مخالف نیستیم؛ با تغییر بدون منطق روشن و بدون پاسخگویی درباره پیامدهای آن مخالفیم.
در شرایط فعلی کشور، هر تصمیم مدیریتی در سازمان تأمین اجتماعی باید با نگاه بلندمدت، تخصصی و مبتنی بر منافع میلیونها بیمهشده و بازنشسته اتخاذ شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریتی نیاز داریم که هم تخصص داشته باشد، هم تجربه، هم برنامه و هم توانایی ایجاد اعتماد در جامعه بیمهشدگان و بازنشستگان.
جامعه کارگری و بازنشستگی حق دارد بداند چه اتفاقی در سازمان تأمین اجتماعی در حال رخ دادن است و چرا.
وزیر محترم باید به مجلس و مردم اطمینان دهد که این تغییر برای بهتر شدن وضعیت سازمان انجام شده است؛ نه صرفاً برای تغییر یک فرد.
امیدواریم پاسخ وزارتخانه به این پرسشها، پاسخی روشن، مستند و مبتنی بر برنامه باشد؛ چرا که سازمان تأمین اجتماعی امروز بیش از هر چیز به ثبات، تخصص، شفافیت و تصمیمات مسئولانه نیاز دارد و بازنشستگان بر هر ملاحظه دیگری مقدم باشد.جامعه امروز بیش از هر چیز به ثبات، اعتماد و اطمینان نیاز دارد.
اگر قرار است تغییر مدیریتی صورت بگیرد، باید به افزایش اعتماد منجر شود؛ نه اینکه این تصور ایجاد شود که سازمان تأمین اجتماعی نیز مانند برخی مجموعههای دیگر، محل تغییرات مدیریتی بر اساس مناسبات غیرتخصصی است.
انتظار ما از وزیر محترم
بنابراین از وزیر محترم تعاون، کار و رفاه اجتماعی انتظار داریم درباره این تصمیم، به صورت شفاف و بدون کلیگویی به چند سؤال اساسی پاسخ دهند:
اول؛ هدف دقیق از تغییر ریاست سازمان تأمین اجتماعی چه بوده است؟
دوم؛ ارزیابی وزارتخانه از عملکرد مدیریت قبلی بر اساس چه شاخصها و مستنداتی انجام شده است؟
سوم؛ رئیس جدید بر اساس چه معیارهای تخصصی، مدیریتی و حرفهای انتخاب شده است؟
چهارم؛ آیا صرف هماهنگی با سیاستهای وزیر یا دولت برای انتخاب رئیس سازمانی با این اهمیت کافی است، یا تخصص و تجربه مستقیم در حوزه تأمین اجتماعی نیز به عنوان معیار اصلی مورد توجه قرار گرفته است؟
پنجم؛ برنامه رئیس جدید برای مواجهه با چالشهای مالی و ساختاری سازمان چیست و این برنامه در چه بازه زمانی قابل ارزیابی خواهد بود؟
ششم؛ چه تضمینی وجود دارد که این تغییر به افزایش ثبات و کارآمدی سازمان منجر شود و نه افزایش هزینههای مدیریتی و تصمیمات کوتاهمدت؟
هفتم؛ اثر این تغییر بر وضعیت بازنشستگان، بیمهشدگان و خدمات سازمان چگونه ارزیابی شده است؟
و در نهایت، آیا وزارتخانه حاضر است مسئولیت نتایج این انتخاب را بپذیرد و شاخصهای مشخصی برای ارزیابی عملکرد مدیریت جدید به مجلس ارائه کند؟
سخن پایانی
ما با تغییر مدیر مخالف نیستیم؛ با تغییر بدون منطق روشن و بدون پاسخگویی درباره پیامدهای آن مخالفیم.
در شرایط فعلی کشور، هر تصمیم مدیریتی در سازمان تأمین اجتماعی باید با نگاه بلندمدت، تخصصی و مبتنی بر منافع میلیونها بیمهشده و بازنشسته اتخاذ شود.
امروز بیش از هر زمان دیگری به مدیریتی نیاز داریم که هم تخصص داشته باشد، هم تجربه، هم برنامه و هم توانایی ایجاد اعتماد در جامعه بیمهشدگان و بازنشستگان.
جامعه کارگری و بازنشستگی حق دارد بداند چه اتفاقی در سازمان تأمین اجتماعی در حال رخ دادن است و چرا.
وزیر محترم باید به مجلس و مردم اطمینان دهد که این تغییر برای بهتر شدن وضعیت سازمان انجام شده است؛ نه صرفاً برای تغییر یک فرد.
امیدواریم پاسخ وزارتخانه به این پرسشها، پاسخی روشن، مستند و مبتنی بر برنامه باشد؛ چرا که سازمان تأمین اجتماعی امروز بیش از هر چیز به ثبات، تخصص، شفافیت و تصمیمات مسئولانه نیاز دارد.
رحمت اله نوروزی نماینده مردم شریف علی آبادکتول،عضوکمیسیون اجتماعی ورییس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی