علاقه مخالفان توافق به تولد ترامپ
از آنجا که هیچ ابزاری به اندازه تحریک احساسات قادر به ایجاد هیجان سیاسی و بسیج نیروهای اجتماعی نیست، صهیونیست ها و جریان برانداز خارج نشین محور اصلی این کمپین رسانهای نیز بر تقابل میان «توافق» و «تولد ترامپ» قرار گرفته است. آنها میکوشند با برجسته کردن این همزمانی، فضای احساسی لازم را برای مخالفت با توافق ایجاد کنند؛ موضوعی که بیش از آنکه بر استدلال سیاسی استوار باشد، بر بهرهبرداری از نمادها و تحریک عواطف تکیه دارد.
به نظر میرسد هیچکس به اندازه مخالفان توافق ایران و آمریکا به سالروز تولد دونالد ترامپ اهمیت نمیدهد. شاید حتی نزدیکترین اعضای خانواده ترامپ نیز این مناسبت را به اندازه مخالفان توافق در ایران با چنین دقت و حساسیتی دنبال نکرده باشند. این میزان توجه البته تصادفی نیست و ریشه در موضوع دیگری دارد. اصل مساله مخالفت آنها با توافق است و در این مسیر به هر چیزی چنگ می زنند. حتی تولد ترامپ و یا وفات مادر او.
واقعیت این است که بخش مهمی از مخالفان، نه با زمان امضای توافق بلکه با خود توافق مسئله دارند. اما از آنجا که نتوانستهاند با استدلالهای مؤثر و اقناعکننده روند شکلگیری توافق را متوقف کنند، اکنون به همزمانی احتمالی امضای آن با روز تولد ترامپ متوسل شدهاند. استدلالی که بیش از آنکه نشانه قوت باشد، از ضعف استدلالهای اصلی حکایت میکند.
اگر مخالفان توافق از نقدهای جدی و مستحکم برخوردار بودند، نیازی نداشتند مخالفت خود را بر یک مناسبت تقویمی بنا کنند. در آن صورت تلاش میکردند با طرح نقدهای دقیق، ارائه استدلالهای کارشناسی و اقناع افکار عمومی و تصمیمگیران، مسیر تصمیمگیری را تحت تأثیر قرار دهند. اما به نظر میرسد تلاشهای آنان، چه در سطح نهادهای تصمیمگیر و چه در عرصه عمومی، به نتیجه مطلوب نرسیده است. از همین رو اکنون هر دستاویزی میتواند به ابزاری برای کند کردن روند توافق تبدیل شود؛ حتی اگر آن دستاویز صرفاً همزمانی یک رویداد سیاسی با روز تولد رئیسجمهور آمریکا باشد.
در چنین شرایطی، هدف اصلی دیگر نقد توافق نیست، بلکه خریدن زمان است. شاید یک روز، شاید یک هفته و شاید اندکی بیشتر. این یعنی سیاست «از این ستون به آن ستون فرج است» در عرصه سیاست خارجی.
شاید هدف آنها این باشد که حتی اگر شده برای یک روز یا یک هفته روند توافق را به تأخیر بیندازند تا در این فاصله راهی برای برهم زدن توافق پیدا شود. این رویکرد از سوی جریانهای مخالف توافق در سمت صهیونیست ها هم تقویت میشود. این روزها برخی رسانهها، کانالهای ایتایی و حسابهای توییتری که در پوشش تولید محتوای انقلابی فعالیت میکنند، تلاش دارند بدنه جریان انقلابی را بیش از پیش علیه توافق بسیج کنند و از این طریق روند آن را از درون با چالش مواجه سازند.
از آنجا که هیچ ابزاری به اندازه تحریک احساسات قادر به ایجاد هیجان سیاسی و بسیج نیروهای اجتماعی نیست، صهیونیست ها و جریان برانداز خارج نشین محور اصلی این کمپین رسانهای نیز بر تقابل میان «توافق» و «تولد ترامپ» قرار گرفته است. آنها میکوشند با برجسته کردن این همزمانی، فضای احساسی لازم را برای مخالفت با توافق ایجاد کنند؛ موضوعی که بیش از آنکه بر استدلال سیاسی استوار باشد، بر بهرهبرداری از نمادها و تحریک عواطف تکیه دارد.
از همین رو، تقابل میان «توافق» و «تولد ترامپ» به محور اصلی این کمپین رسانهای تبدیل شده است. گویی سرنوشت یک توافق مهم نه به مفاد آن، نه به منافع و هزینههایش و نه به آثار آن برای کشور، بلکه به تاریخی وابسته است که در پایین یک سند سیاسی ثبت خواهد شد.
در نهایت، موافقت یا مخالفت با هر توافقی حق طبیعی جریانهای سیاسی است، اما کیفیت این مخالفت نیز اهمیت دارد. توافق را باید با متن آن سنجید، نه با تقویم. اگر نقدی وجود دارد، باید متوجه مفاد توافق باشد؛ زیرا تاریخ امضا نه میتواند توافقی بد را خوب کند و نه توافقی خوب را بد. هنگامی که مهمترین استدلال علیه یک توافق به همزمانی آن با سالروز تولد یک سیاستمدار خارجی تقلیل پیدا میکند، این پرسش بیش از هر زمان دیگری مطرح میشود که آیا مسئله اصلی واقعاً توافق است یا صرفاً تلاش برای جلوگیری از تحقق آن.
داوود حشمتی