خبرگزاری کار ایران

محسن رضایی:

حضور مردم در خیابان‌ها قوت قلب نیروهای مسلح است

حضور مردم در خیابان‌ها قوت قلب نیروهای مسلح است

فرمانده سپاه پاسداران در دوران ۸ سال دفاع مقدس گفت: همان‌طور که دست ما روی ماشه است و لانچر را تنظیم می‌کنیم، وقتی به پشت سر خود نگاه می‌کنیم که شما می‌گویید: بزن که خوب می‌زنی، ما دل و جرأت بیشتری پیدا می‌کنیم.

به گزارش ایلنا، سرلشکر محسن رضایی در برنامه گفتگوی ویژه خبری، به بررسی ابعاد شخصیت و میراث حضرت امام خمینی رحمت الله علیه، بنیان‌گذار فقید جمهوری اسلامی ایران و همچنین تحولات سیاسی روز کشور پرداخت و به پرسش‌های مطرح شده در این زمینه پاسخ داد. متن کامل این گفتگو به شرح زیر است: 

سؤال: از سالگرد ارتحال بنیانگذار فقید جمهوری اسلامی ایران آغاز کنیم و یک سؤال اساسی و مهمی که پاسخ‌های بسیار زیاد و ابعاد مختلفی را به خود اختصاص می‌دهد؛ دنیا، جهان و تاریخ، انقلاب‌های متعدد و مختلفی را تجربه کرده که هر کدام رهبرانی داشتند، اما انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران به واسطه رهبری امام راحل؛ انقلابی پایدار و مستمر بود که برکات زیادی داشت، دارد و خواهد داشت. این انقلاب به واسطه رهبری ایشان چه ویژگی‌هایی داشت؟ خود امام راحل چه ویژگی‌هایی داشتند که این انقلاب را بنیان و هدایت کردند؟ 

سرلشکر رضایی: ابتدا این عید اعظم غدیر را به ملت پر افتخار ایران و همه جهان اسلام تبریک می‌گویم، زیرا که امامت؛ ادامه رسالت است و این آیه شریفه قرآن مجید که می‌فرماید «حضرت ابراهیم از قبل شما را مسلمان نامید، چرا؟ برای این که رسول خدا؛ اسوه و الگوی شما باشد و شما مسلمان‌ها هم الگو و اسوه همه جهانیان باشید.» و اگر این بخواهد و بعد رسالت هم با خاتم الانبیاء تمام شده باشد، پس چطور مسلمان‌ها می‌توانند الگوی تمام جهان اسلام باشند و خود رسول خدا چگونه می‌تواند الگو و اسوه ما باشد؟ یک واسط می‌خواهد، این واسط؛ امامت است. به همین دلیل عید غدیر؛ انصافاً عید اعظم مسلمان‌هاست. یعنی عید غدیر ارتباط خدای متعال با شما و شما با جهان قطع نشده و حادثه؛ حادثه بسیار بزرگی است که جای بحث آن نیست، به هر حال من تبریک می‌گویم این عید عظیم و بزرگ را و همچنین گرامی می‌داریم یاد و خاطره حضرت امام که انصافاً یک معجزه الهی و اتفاق عجیب بود. به نظرم بیش از دو قرن بود که ملت ایران منتظر چنین رهبری بود. 

چون در این دو سه قرن اخیر خیلی ملت ایران اذیت و جنگ‌های زیادی شد، سرزمین‌هایی از ما جدا شد، استعمارگران وارد ایران شدند، غارت کردند، اختلافات و زد و خوردهای داخلی بود. دو سه قرن بود که ملت ایران آرزوی رهبری می‌کرد که این را منسجم کند، سرزمینش را حفظ کند و آن را پیشرفت دهد؛ این امام آمد. امام همان گم شده دو سه قرن ملت ایران بود که به داد ملت ایران رسید و ملت ایران با امام یک تاریخ جدیدی را آغاز کرد و یک ایران نوینی به دست امام معماری و بنیان‌گذاری شد. دلیل این کار هم این بود؛ چون جامعه ما از همه ابعاد فروپاشیده بود؛ از بعد اقتصاد، اقتدار، سیاست و فرهنگ. فرهنگ و تمدن ما پاشیده شده بود؛ از بعد استقلال، از بعد آزادی‌ها، حالا یک رهبری همه جانبه می‌خواست. رهبران نهضت مشروطه آدم‌های بزرگی بودند، ملی شدن نفت؛ آدم‌های بزرگی بودند، ولی همه‌جانبه نبودند. امام یک شخصیت همه‌جانبه بود، یعنی اولاً فیلسوف، عارف، اسلام‌شناس و سیاستمدار بود، روابط بین‌الملل را به خوبی می‌شناخت، یعنی آمریکا، فرانسه و انگلیس را خیلی خوب می‌شناخت و در جنگ جهانی دوم و حوادث تا قبل از ۲۲ بهمن، امام دقیقاً در متن حوادث سیاسی ایران بود و مهم‌تر از همه اینها؛ مردم ایران را خیلی خوب می‌شناخت؛ بنابراین امام یک شخصیت همه‌جانبه‌ای بود که به داد ملت ایران رسید؛ یعنی یک حادثه مهم تاریخی صورت گرفت، به همین دلیل ظهور امام در تاریخ ایران شروع شد به نوشتن در آینده؛ ایران نوین را می‌شود گفت امام بنیان‌گذاری کرد. 

از نظر فردی هم ایشان ابعاد عجیبی داشت؛ ایشان بسیار شجاع بود، یعنی شجاعت ایشان انصافاً بی‌سابقه بود، از هیچ چیزی نمی‌ترسید، از هوش بسیار بالایی برخوردار بود، یعنی فرد بسیار باهوش؛ مثلاً افراد را که نگاه می‌کرد، چند جمله‌ای که می‌گفتند، می‌فهمید. این طرف اصلاً کیست، چیست، چه توانایی‌هایی دارد؟ قدرت پیش‌بینی خیلی عجیبی داشت که من در همین رابطه خاطرات زیادی دارم، منت‌ها بعید می‌دانم همه اینها را بتوانم بگویم. فرد بسیار با تدبیری بود، دست دشمن را از قبل می‌فهمید و به دشمن فرصت نمی‌داد. در عین حال که فوق‌العاده انقلابی و شجاع بود، اما از افراط‌گرایی جلوگیری می‌کرد؛ یعنی ماجراجویی را راه نمی‌داد به نام انقلابی‌گری تمام شود. در عین حال از محافظه‌کاران هم به شدت فاصله داشت. مردم‌دوست بود و نکته عجیبی که داشت این بود که خیلی آرامش داشت؛ یعنی اگر این دنیا زیر و رو هم می‌شد، این آرامش و طمأنینه ایشان بی‌سابقه بود، خیلی فرد مطمئنی بود. چنین شخصیتی را واقعاً ملت ایران نیاز داشت، دو سه قرن بود که ملت ایران یک گم شده‌ای داشت که امام آمد؛ یک شخصیت همه‌جانبه و لذا تاریخ ایران شروع شد به نوشته شدن و ملت ایران با تکیه به چنین فرد و رهبری از روی زمین بلند شد که در دفاع مقدس هشت‌ساله و این دو جنگ اخیر دیدید؛ تمام اینها از آن روح امام سرایت کرد. 

سؤال: به دو مطلب بسیار مهم اشاره کردید؛ ویژگی‌های حضرت امام که یک مسیر روشن را برای انقلاب اسلامی بنیان گذاشت و یکی از خاطره‌هایی که مورد اشاره شما بود، ما در تاریخ انقلاب‌های متعددی می‌بینیم که هر کدام سن‌های مختلفی داشتند، چند سالی را تجربه کردند و بعد هم به پایان رسیدند، اما انقلاب شکوهمند جمهوری اسلامی ایران؛ مسیری با افتخار را طی می‌کند، اگر بخواهیم اشاره کنیم به این که چه عاملی باعث بقای این انقلاب شد؟ جدا از رهبری شجاعانه، با تدبیر و هوشمندانه امام راحل به چه مواردی اشاره می‌کنید؟ 

سرلشکر رضایی: روی نکته مهمی دست گذاشتید، چون ما اولین بار نبود که در ۲۲ بهمن انقلاب می‌کردیم، جنبش تنباکو، نهضت مشروطه، ملی شدن نفت، حتی ۱۵ خرداد را داشتیم. مرتب ملت ایران قیام می‌کرد که وضع خود را تغییر دهد، نمی‌توانست. یا سه تا چهار سال؛ حداکثر چهار تا پنج سال یک پیروزی به دست می‌آورد، دوباره شکست می‌خورد، استعمارگران می‌آمدند وارد ایران می‌شدند، امام یک کار اساسی کرد؛ پایه‌گذاری و فلسفه نظام سیاسی را آن قدر عمیق و مستحکم برقرار کرد که شما هر چه بالای این زیرساخت، طبقات بسازید و بالا بروید، این تحمل دارد، فروپاشیده نمی‌شود. یا طوفان‌های بسیار زیادی به این ساختمان بوزد، همه این طوفان‌ها را خنثی می‌کند. چرا؟ چون پایه‌گذاری، پایه‌گذاری عمیقی است و، چون امام خودش یک فرد همه‌جانبه بود، ملت ایران و فرهنگ ایرانی‌ها را می‌شناخت، می‌دانست که باید یک نظام سیاسی متناسب با این فرهنگ درست شود. از طرف دیگر دنیا را می‌دانست. دنیا معمولاً دموکراسی و انتخابات بیش از چند قرن بود، امام به این نتیجه رسید که ما باید از دموکراسی استفاده کنیم، استبداد جواب نمی‌دهد، دموکراسی باید بیاید. 

فرهنگ مردم ایران هم باید بیاید، از طرف دیگر بالأخره مردم ایران به اسلام معتقد هستند، این اسلام هم باید بیاید، لذا این زیربنایی که درست کرد، ما فرهنگ و اندیشه ایرانی، مردم‌سالاری، اعتقادات دینی و ایمان مردم را می‌بینیم، لذا این بنیان‌گذاری و زیرساخت فوق‌العاده بود. منت‌ها این کتابخانه‌ای نشد، چون می‌توانست یک نظریه سیاسی باشد و برود در کتابخانه. امام این را الگوسازی، نظام‌سازی و بعد پیاده کرد؛ یعنی پای آن ایستاد تا این پیاده و قانون اساسی، بعد تبدیل به نهاد شد، رفتار مردم و مسئولان را در این ۱۰ سالی که ایشان اداره می‌کرد؛ این رفتارها را درست کرد و آموزش داد، تربیت کرد و این که می‌بینید مقام معظم رهبری؛ امام شهید ما همان مسیر را ادامه داده، چون ۱۰ سال بعد از آن درس‌هایی که قبل از انقلاب در محضر امام داشتند، ۱۰ سال در کنار امام تربیت سیاسی پیدا کردند، به همین دلیل این ادامه پیدا کرد. خوشبختانه رهبر جدید ما هم که بیش از ۳۰ سال کنار امام شهید ما این آموزش را دیده و این تربیت را پیدا کرده، به همین دلیل امیدواریم این مسیر و راه امام همچنان در آینده ادامه پیدا کند، بنابراین امام کاری کرد و یک نظام سیاسی را درست کرد که وقتی به آن نگاه می‌کنیم؛ می‌بینیم مشروطه در آن هست، نهضت تنباکو هم در آن هست، ملی شدن نفت هم در آن هست، ۱۵ خرداد هم هست، اما فراتر از این نهضت‌ها، چیزهای دیگری هم هست؛ بنابراین انقلاب اسلامی ما از یک طرف عصاره نهضت‌های گذشته است و آن‌ها را در دل خود دارد، ولی یک نوآوری‌های سیاسی هم دارد. این نوآوری‌های سیاسی آن، همین است که در قالب جمهوری اسلامی خود را نشان داد و تا الان توانست ادامه پیدا کند. 

سؤال: برویم سراغ خاطره‌هایی که مورد اشاره شما بود؛ چندساله بودید که حضرت امام را برای اولین بار ملاقات کردید؟ 

سرلشکر رضایی: من حدود ۲۶ساله بودم که در همان ۱۴ و ۱۵ بهمن ماه سال ۱۳۵۷ یک هفته قبل از پیروزی انقلاب که امام آمده بود و سران نهضت هم رفته بودند امام را ملاقات کنند، من هم رفتم در بین اینها، آقای مطهری، شهید بهشتی و آقای بازرگان بودند، همه اینها نشسته بودند، من هم رفتم کنار آقای مطهری نشستم که بعد آقایان که خدمت امام می‌رفتند، ما هم رفتیم. اولین بار محضر ایشان رسیدیم. 

سؤال: چون به ویژگی‌های شجاعت، هوشمندی، تدبیر و ویژگی‌های بارز شخصیتی امام راحل اشاره کردید، یکی از ویژگی‌های شخصیتی امام؛ اعتماد فراوان به مردم برای پیشبرد امورات کشور و اعتماد به جوان‌ها بود، خاطره‌هایی که از این ویژگی‌ها دارید؛ از شجاعت، تدبیر، هوشمندی و اعتماد امام به جوان‌ها که خود شما یک جوان ۲۶ساله بودند بعد هم در ایام انقلاب خدمتگزار ملت و وزژگی‌های دیگر؟ 

سرلشکر رضایی: امام به جوان‌ها خیلی اعتقاد داشت و اعتماد هم می‌کرد؛ به تعبیر امروز، امام ریسک‌های بالایی می‌کرد و به جوان‌ها اختیار می‌داد، حتی خیلی از مسئولان عزیز ما که تا همین چند سال پیش ماندند، اینها آن موقع سن‌شان ۴۰ سال بود که امروز ۴۰ ساله‌ها را هم جوان حساب می‌کنند. ولی آن موقع من ۲۷ساله بودم؛ مسئول اطلاعات کشور شدم. با وجود این که حضرت امام عارضه قلبی پیدا کرد؛ از قم به بیماریستان قلب آمدند و به ایشان گفته بودند که ملاقات کاملاً ممنوع باشد جز احمد آقا باید ملاقات امام بیاید، ولی در این یک هفته من می‌رفتم کنار تخت امام، اطلاعات کشور را که جمع می‌کردند، می‌بردم به امام می‌دادم. پزشک ایشان خیلی ناراحت می‌شد که این جوان کیست که این طور پیش امام می‌رود؟ تا مدت‌ها فکر می‌کرد من جزو خانواده امام هستم، در حالی که من هیچ نسبتی با خانواده امام نداشتم و تازه هم با امام آشنا شده بودم و امام هم تازه با من آشنا شده بود. البته من قبل از انقلاب گروه مبارز سیاسی داشتیم، گروه منصورون داشتیم. سال ۵۲ که من توسط ساواک دستگیر شدم، اینها پخش که نمی‌شد، مثل امروز رسانه‌ها که نبود، این اعتماد به جوان‌ها، در امام باعث شد که وقتی من در سن ۲۷ سالگی فرمانده سپاه شدم، تمام فرماندهانی که من انتخاب کردم، سن همه آن‌ها کمتر از من بود؛ مثلاً حسین خرازی، قاسم سلیمانی، احمد متوسلیان؛ ۲۱ تا ۲۲ سال داشتند؛ لذا این اعتمادی که امام به ما کرد، تا رده‌های پایین باعث شد که جوان‌های انقلاب آمدند سپاه را تشکیل دادند. حالا من از شما سؤال می‌کنم اگر ما موشک نداشتیم چه اتفاقی می‌افتاد؟ 

سوال: این اقتداری که امروز و این برکاتی که امروز از آن به عنوان دستاورد جمهوری اسلامی ایران می‌بالیم و می‌نازیم حاصل اعتماد امام به جوان‌هایی که فرماندهان باارزش انقلاب شدند؟ 

سرلشکر رضایی: این موشک در جنگ بنیانگذاری شده، سال ۶۲ و ۶۳ رفتیم دنبال موشک، چون صدام شهرهای ما را می‌زد و ما ناچار بودیم، چون هواپیماهای ما نمی‌توانست به خاطر گنبد آهنینی که آن جا درست شده بود نمی‌توانست نفوذ کند، آقای حسن تهرانی مقدم یک جوان ۲۲-۳ساله فرستادیم سوریه آموزش دیده، آموزش موشکی دیده، بعد یک تعدادی از لیبی موشک گرفتیم، از کره شمالی آوردیم، این که به ما ندادند، ما خودمان شروع کردیم به مهندسی معکوس کردن؛ لذا موشک‌سازی از درون هشت سال دفاع مقدس شروع شد و همین جوان‌های که محصول تربیت هشت سال دفاع مقدس بودند، این‌ها بعدش ادامه دادند، آقای حاجی زاده، آقای سید مجید موسوی و همین طور دنبال دارند این‌ها، که فکر می‌کرد که آقای حاجی زاده شهید می‌شود، کسی بعد از ایشان است که بتواند اراده کند، آقای سید مجید موسوی است، ایشان و آقای حاجی زاده، آقای تهرانی مقدم سه نفری بودند که هسته اصلی موشکی را زمان هشت سال دفاع مقدس درست کردند؛ بنابراین اعتماد به جوان‌ها و باور کردن آن‌ها و از این که این‌ها اشتباه می‌کنند، نباید ما بترسیم، ما اگر اجازه اشتباه کردن به جوان‌مان نمی‌دادیم، از دل این تهرانی مقدم‌ها به وجود نمی‌آمد، البته خوب اشتباه کردن و مربی‌گری بالای سرجوان‌ها هر دو لازم است. 

سوال: قدرت جوانی، تجربه؟ 

سرلشکر رضایی: این‌ها باید ترکیب شود و مربی‌گری و اعتماد به جوان‌ها تکرار شود ما همچنان از این قهرمان‌ها درآینده خواهیم داشت. 

سوال: بحث مذاکره و گفت‌وگوها و الان در چه وضعیتی هستیم؟ 

سرلشکر رضایی: درمذاکرات برای بار سوم ترامپ به دیپلماسی خیانت کرد، قبل از جنگ ۱۲ روزه که دیگر همه دنیا دیدند، ما هنوز مذاکرات ادامه داشت که ما این جنگ را شروع کردیم، در جنگ رمضان، قبل از جنگ رمضان مذاکره داشت ادامه پیدا کرد، بلافاصله این‌ها حمله کردند، ما در روزهای آخرجنگ ۴۰ روزه این‌ها شروع کردند که بیایید مذاکره کنیم، مذاکره در اسلام آباد، این جا ادعا شد، نخست وزیر پاکستان ادعا کرد که ترامپ همه ۱۰ شرط شما را پذیرفته، مسئولان ایران هم، چون نمی‌خواستند جنگ همچنان ابعاد گسترده بین المللی پیدا بکند و در حقیقت افراد زیادی کشته می‌شدند، هم از داخل و هم از بیرون، پذیرفتند، هرچند من همان موقع عرض کردم که آتش بس ما ندیم، مذاکره باشد، ولی آتش بس ندید، ولی خوب مصلحت مسئولان سیاسی کشور این بود که آتش بس بدهند، مذاکره هم انجام بشود. 

دو هفته قرار بود آتش بس باشد، مذاکره به نتیجه برسد، یک روز مانده به پایان دو هفته، این‌ها آمدند محاصره دریایی انجام دادند، از نظر من محاصره دریایی جنگ است و این خیانت بود به دیپلماسی، دو هفته که تمام شد، آمدند گفتند که بیایید تمدید کنیم آتش بس را، ایران گفت چی را تمدید کنیم شما چرا محاصره دریایی را شروع کردید، ایران در قول و قرار سیاسی نپذیرفت ولی یک سکوت نظامی کرد، خود ترامپ آمد سه روز، سه روز، پنج روز، پنج روز هی آتش بس را تمدید کرد و خیانت دوم را انجام داد، آمد از زمان خریده بود، یعنی زمان خرید و نیروهای زیادی که در اقیانوس‌های دیگر داشت یا در آمریکا داشت همه آن‌ها را آورد اطراف ایران چید، علاوه بر آن محاصره دریایی، این خیانت دوم، خیانت سوم این بود که قرار بود آتش بس در لبنان باشد، اسرائیل به هیچ وجه زیر بار این آتش بس جز یک مدت کوتاهی نرفت و در حقیقت، ترامپ سه تا خیانت به دیپلماسی کرد، سه تا خیانت انجام داد، اخیرا آمده با یک نوع آتش بازی هی می‌خواهد فشار بیاورد که ما حرف‌های او را قبول کنیم و او حقوق ما را در پرده‌ای از ابهام و تردید بگذارد. 

ما می‌گوییم این حرف‌های کلی که شما می‌زنید، این باید صریح و واضح بگویید که چیست، او دنبال تحمیل حرف‌های خودش است و لذا یک آتش بازی راه انداخته و بعضی وقت‌ها دو تا ناو می‌فرسته و پنهانی می‌آیند و وقتی می‌خواهند بروند بیرون، ما می‌زنیم آن‌ها، بعضی وقت‌ها می‌آید به فرودگاه بندرعباس حمله می‌کند، جزیره قشم، جزیره سیریک، آن موقع گفتیم ما این را حق خودمان می‌دانیم و به موقع جوابت را می‌دهیم، اخیرا آمد به یک کشتی ما حمله کرد و به یک رادار ما در قشم، این جا ما دیگر شلیک کردیم، یک رگباری از پهباد و موشک به کویت و بحرین و امارات زدیم؛ که امیدواریم این پایان آتش بازی ترامپ باشد و دست از این کار بردارد، ما با آتش بازی تهدید نمی‌شویم، خواسته‌های ناحق او را عمل کنیم، این بندهایی که الان مطرح است بین ایران و آن‌ها، این چهارده تا بند، ابهاماتی دارد که این ابهامات باید روشن شود. 

موضوع بعد این است که این خیانت‌های به دیپلماسی باعث شده است که یک بی‌اعتمادی بسیار زیادی که قبلا هم بوده، این بی‌اعتمادی بین ایران و آمریکا خیلی عمیق شده، ما خواهان این هستیم که یک اقدامی را ایشان انجام بدهد که ما متوجه بشویم مسیر به یک سمت درستی می‌رود، بنابر این باید یک کاری انجام دهد، این دست خودش است، این بن بست در مذاکره خودش درست کرده، این باز کند، این بن بست را باز کند، پیشنهاد من به ایشان این است که یکی از بندهای این ۱۴ بند هم بحث محاصره دریایی و تنگه هرمز است، پیشنهاد من این است الان که تنگه هرمز برای تجارت باز است، در یکی از این بندها که او می‌گوید من قبول دارم، که در تنگه هرمز کشتیرانی تجاری باشد. 

چون ما نظامی مخالفیم، جزو بندها هم نیست که ناوهای آمریکا بیایند در خلیج فارس، نه، خوب الان که روزی بیست، سی کشتی الان می‌آیند با ترتیباتی که سپاه می‌دهد، این‌ها می‌آیند و می‌روند، این آزاد است، اگر آزاد است، شما چرا محاصره دریایی را ادامه می‌دهید، محاصره دریایی را بردار، نه این است که تو می‌گویی من قبول دارم که اگر تجارت باشد در تنگه هرمز من محاصره دریایی را برمی دارم، که این الان است، همه کشتی‌های می‌توانند از ترتیب‌ها، از مدیریت سپاه، نیروی دریایی سپاه بیایند، خودشان را معرفی کنند، شناسایی شوند و از این مسیر عبور کنند. 

مدیریت الان وجود دارد، محاصره دریایی را بردار، چرا شما برنمی دارید، این بی‌اعتمادی را این قدر زیاد کرده با کارهای مجرمانه‌ای که انجام می‌دهد، این مذاکره را به بن بست کشانده، هم خیانت‌های به دیپلماسی که انجام داده و هم یک کار شفاف و روشنی انجام نمی‌دهد، یکی دیگر همین آزادکردن حداقل ۲۴ میلیارد دلار پول ما است که به ناحق این بلوکه کرده، بسته، این پول‌های ما است. اگر می‌خواهید یک مذاکره منصفانه با ایران بکنید، ما زیر بار مذاکره‌ای که در آن تسلیم و این‌ها باشد که نمی‌رویم؛ بنابراین جریان مذاکره الان به این صورت است، توپ در میدان ترامپ است، بیخود می‌گویند که توپ در میدان ایران است، یکی دوتا کار انجام دهد که ما از این مرحله عبور کنیم. 

سوال: البته ترامپ در بد باتلاقی گرفتار شده است. 

سرلشکر رضایی: الگوی جنگ روانی است که به آن می‌گویند گفتمان نوسانی، یعنی الان یک چیزی بگو، فردا یک چیز دیگر، چون بعضی وقت‌ها در یک رویدادی دو تا مسئله ضد وجود دارد، یعنی دو مسئله متناقض وجود دارد، شما باید هر دوتا مدیریت کنید، یک روز به نفع یکی‌شان یک چیزی می‌گویید، فردا، موضوع متناقض این جنگ این است اقتصاد آمریکا که آرامش می‌خواهد، ولی مذاکره این تهدید می‌خواهد، این مثل یک بندبازی است که روی بند با چوب دارد می‌رود جلو، این چند بار این طناب افتاده پایین، این دست وپاش را گرفتند این را بردند بالا، گفتند بابا درست برو، درست است که این الگوی جنگ روانی نوسانی، هم برای حفظ اقتصاد آمریکا و هم برای تهدید ایران، باید این بندبازی را انجام بدهی، اما درست برو، نمی‌تواند این را درست انجام بدهد، بعضی وقت‌ها حرف‌های بسیار خلاف واقع می‌زند که نه تهدیدش اثر می‌کند، نه کنترل قیمت‌ها و تورم در زندگی مردم آمریکا اثرگذار گذاشته، مثلا تهدیدهای ایشان چه اثری روی ما گذاشته، هیچی، یا این که بعضی وقت‌ها می‌گوید، توافق تمام شد، اصلا همین فردا ما امضا می‌کنیم، این قیمت نفت بیاید پایین، ولی بلافاصله قیمت نفت ۱۰ دلار می‌رود بالا. 

سوال: اوایل بازارها واکنش‌ها سریع و متاثری داشتند، اما الان واکنش نشان نمی‌دهند به صحبت‌های ترامپ؟ 

سرلشکر رضایی: نه، الان خنثی شده، چون طولانی شده است، این الگو الگوهای زمان دار محدودی است، این اگر زمان بر آن بگذرد، چون روی دست، در حقیقت دست کسانی که این کار را می‌کنند برای افکار عمومی شناخته می‌شود، آن‌ها دیگر خودشان را بیمه می‌کنند در مقابل این مسائل. 

سوال: نکته بسیار مهمی که ما در روزهای اخیر دیدیم و البته قدرت و اقتدار جمهوری اسلامی ایران در این موضوع بسیار مشهود بود؛ مسأله لبنان است. نقض آتش‌بس در لبنان، هشداری که قرارگاه خاتم‌الانبیاء جمهوری اسلامی ایران صادر کرد که اگر ضاحیه جنوبی با توجه به صادر شدن دستور حمله، باید منطقه شمالی سرزمین‌های اشغالی ترک شود و ساکنان آن‌جا خارج شوند، ما دیدیم که یک حمله گسترده برنامه‌ریزی شده با هشدار قرارگاه خاتم‌الانبیاء در جمهوری اسلامی ایران و موضع‌گیری مقامات ما، به تعویق می‌افتد. مسأله لبنان که برای جمهوری اسلامی ایران بسیار مهم است؛ جزو پیش‌شرط‌ها و شرط‌های اصلی آن در جمهوری اسلامی ایران در مذاکرات و گفت‌وگوها هم آتش‌بس در همه جبهه‌هاست؛ در چه مرحله‌ای، به چه صورتی است و چرا مهم است؟ 

سرلشکر رضایی: این یک اصل جهانی است که هر کشوری اگر وفاداری خود را با متحدین خود رعایت نکند، فردای حادثه که خود دچار خطر می‌شود، هیچ کسی از او حمایت نمی‌کند. ما امروز اگر از متحدین خود دفاع نکنیم، هیچ کسی فردا به کمک ملت ایران نمی‌آید. ما جان‌فشانی حزب‌الله را در این جنگ ۴۰ روزه دیدیم که چگونه همراه با موشک‌های ایران موشک می‌زدند و به ارتش اسرائیل حمله می‌کردند؛ متحد ماست و باید دفاع کنیم. دوم این که جزو مباحث ما در بحث آتش‌بس با آمریکا، آتش‌بس روی لبنان هم بوده و آن‌ها پذیرفته بودند و از این تخلف کردند. یعنی از قولی که به ما داده بودند در لبنان تخلف کرده بودند. از طرف سوم، بالأخره مردم لبنان؛ مردم مسلمانی هستند. ما بیش از ۴۰ سال در آن‌جا سرمایه‌گذاری، کمک و از لبنان دفاع کردیم. از این سرمایه خود نمی‌توانستیم بگذریم. موضوع چهارم این بود که اینها با فشار آوردن به لبنان می‌خواستند ما در پذیرفتن شرایط آن‌ها در ایران عجله کنیم و هر چه زودتر شرایط آن‌ها را بپذیریم و این‌جا دیگر ایستادیم، دیدیم که دیگر صبر راهبردی ما کافی است، تهدید کردیم، تمام موشک‌های ما هم آماده بود، یعنی کافی بود این‌ها به سمت ضاحیه حرکت کنند، چند برابر جنگ ۴۰ روزه ما شمال سرزمین‌های اشغالی را جهنمی برای ارتش اسرائیل می‌کردیم. الان هم باز تأکید می‌کنم؛ هر چه سریعتر از لبنان عقب‌نشینی کنید و دست از کشتار مردم بردارید. مردم لبنان؛ مردم با فرهنگ و تمدنی هستند. یک بخش مهمی از جهان اسلام هستند، یک کشور و دولت دارند، یک واحد سیاسی عضو سازمان ملل هستند، بنابراین هر نوع تخلف دیگری از این به بعد کنند، ما دستمان روی ماشه است، آتش‌بس در لبنان را بخش جدایی‌ناپذیر از آتش‌بس خود ایران می‌دانیم و امیدوارم هر چه زودتر آمریکا بر سر عقل بیاید، این لشکرکشی‌ها را پایان دهد و آرامش دوباره به لبنان برگردد. مردم زیادی آواره شدند به زندگی‌های خود برگردند. 

سؤال: سراغ کشورهای حوزه خلیج فارس برویم؛ بعضی‌ها از جنگ ۴۰ روزه و تقابل با ایران درس گرفتند؛ در حال تجدید نظر و تغییر رویکرد شاید نسبت به همراهی‌های خود با آمریکا برای این که در تقابل و بر علیه جمهوری اسلامی ایران باشند، هستند و برخی دیگر مثل بحرین و کویت همچنان برای همراهی و ماجراجویی‌های آمریکایی انگیزه دارند؟ 

سرلشکر رضایی: بحرین، کویت و امارات؛ البته ابوظبی باید گفت. این‌ها اولاً هنوز در الگوی سنتی قرن گذشته هستند؛ آن نظام دوقطبی. این‌ها فکر می‌کنند که اگر پیوندشان را با آمریکا حفظ کنند، در آینده جایی دارند، در حالی که تمام شد، آن نظام‌های دوقطبی تمام شد. اصلاً سطح جهان با یک تحولاتی الان روبرو است. ساختار روابط بین‌الملل تغییر پیدا می‌کند. این امیر قطر و بن‌سلمان در مسیر تاریخ خودشان را تنظیم می‌کنند، اما این سه کشور خودشان را با گذشته‌هایی که دیگر در آینده نخواهند بود، خودشان را (تنظیم می‌کنند)، این یک اشکال جدی آن‌ها است و فکر می‌کنند قدرت آمریکا مثلاً ۱۰ سال آینده مانند ۳۰ سال پیش است. بالعکس؛ آمریکا در ۱۰ سال آینده خیلی ضعیف‌تر از امروز خواهد بود. 

دیگر آمریکا به ۳۰ سال پیش برنخواهد گشت. موضوع دوم هم این است که این‌ها از دوستی ما سوء‌استفاده می‌کنند، چون یک بار اینها در جنگ هشت‌ساله رفتند پشت سر صدام‌حسین و کشتی به کشتی اسلحه و مهمات فرستادند؛ بیش از ۱۸۰ میلیارد دلار کشورهای حوزه خلیج فارس به صدام کمک کردند و ما بعد از جنگ گذشت کردیم؛ گفتیم اینها کشورهای مسلمان و دوست هستند، با آن‌ها رابطه برقرار کردیم. این‌ها فکر نکنند اگر این طور ادامه دهند، ما بعد از این جنگ، آن‌ها را رها می‌کنیم. ما تا حدی خیانت‌ها را تحمل می‌کنیم. بالأخره ما گذشتیم از همکاری شما با صدام‌حسین، الان برای چه با اسرائیل هماهنگی می‌کنید؟ مسأله دیگری که هست، این است که خود اینها نمی‌فهمند اصلاً زیربنای کشور خودشان را متزلزل می‌کنند چرا؟ چون این‌ها رفتند با یک رژیمی به نام اسرائیل همپیمان شدند. اسرائیل چه می‌گوید؟ می‌گوید نقشه خاورمیانه (غرب آسیا) را باید من عوض کنم. آقای بن‌زاید شما این را قبول داری؟ اگر قبول داری خیلی از پژوهشگران عربستان می‌گویند که ابوظبی مال عربستان است. 

اگر تو تفکر نتانیاهو را قبول داری، حاضری ابوظبی را به عربستان بدهی. یا آقای امیر کویت، غالب عراقی‌ها معتقدند جزیره بوبیان مال آنان است، چون خور عبدالله هم که تنها راه ورودی کشور عراق به خلیج فارس است، یک طرف آن؛ کشور خودشان است و یک طرف آن جزیره بوبیان است. این‌ها می‌گویند کشتی‌های ما از خورعبدالله می‌رود، بوبیان مال ما است، شما که رفتید با اسرائیل هم‌فکر و هم‌عقیده شدید، او می‌گوید باید نقشه خاورمیانه (غرب آسیا) عوض شود، شما نمی‌فهمید که اگر بخواهید در اندیشه آن‌ها حرکت کنید، فردا باید بوبیان را به عراق یا ابوظبی را به عربستان بدهید؟ این قدر شعور هم وجود ندارد که بفهمند رفتن در مسیر نقشه‌های جدید خارجی، باعث می‌شود که کل منطقه دچار نوسان و رویدادهایی خواهد شد که به ضرر خود این‌ها تمام شود. امیدواریم، به هر حال هنوز تا این لحظه مسئولان عزیز کشور ما، رهبر عزیز کشور ما خواهان این هستند که این‌ها برگردند، از این‌جا به بعد دیگر با اسرائیل و آمریکا ادامه ندهند. 

سؤال: یک علامت سؤال بزرگ در ذهن مردم است؛ وضع پایان جنگ چه خواهد شد؟ 

سرلشکر رضایی: به نظر من، ما باید جنگ را به گونه‌ای پایان دهیم که تا ۵۰ سال آینده ایران در امنیت باشد. هر نوع کارهای شتاب‌زده که بخواهد مدام جنگ را طولانی کند؛ این به ضرر ملت ایران تمام می‌شود. البته معتقدم تأخیر هم نباید کنیم. اگر یک میوه‌ای رسید، باید سریع میوه را بچینیم، ولی بعضی از عجله کاری و شتاب زدگی‌های سیاسی ممکن است این جنگ را طولانی کند، کما این که من معتقدم که جنگ هشت‌ساله را می‌توانستیم چهارساله تمام کنیم، بعضی از اقدام‌های عجولانه تاریخ‌های جنگ را طولانی می‌کند، بر خلاف کسانی که خواهان این هستند که زود جنگ تمام شود؛ رهبر عزیز انقلاب رهنمودهایشان را می‌فرمایند و نیروهای مسلح، دستشان روی ماشه است. ما نمی‌توانیم به اسرائیل و آمریکا اعتماد کنیم. 

فکر می‌کنم ممکن است یک سیلی دیگری در راه باشد که این‌ها را سر جای خود بنشانیم، مگر اینکه سر عقل بیایند و واقعا خواسته‌های ملت ایران بپذیرند. اگر خواسته‌های ملت ما را بپذیرند این است، خوشبختانه تنگه هرمز یک عامل بازدارنده شده است، جنگ را تمام کنیم، دیگر برنمی گردیم به قبل از جنگ، ما تنگه هرمز را داریم، خود تنگه هرمز خیلی از این پژوهشگران غربی می‌گویند که به اندازه ۱۰ تا بمب اتم نقش بازدارندگی دارد؛ بنابراین ما یک بخشی از امنیت ۵۰ساله را به دست آوردیم، یک بخش دیگری مانده که این باید در تحقق حقوق ملت ایران حاصل شود یا ممکن است اگر این‌ها یک خطایی کردند ما در آن خطا بتوانیم حرف آخرمان با آمریکا و اسرائیل بزنیم، یعنی یک یاس کامل از یکی از این که دیگر اصلا به ایران چپ نگاه نکنند، دیگر یاس کامل. 

سوال: دو تا سوال خیلی مهم سوال راجع به وضعیت پساجنگ در منطقه، جمهوری اسلامی ایران با توجه به نکاتی که اشاره کردید به قدرت و اقتداری رسیده که الان نه تنها در منطقه، بلکه در عرصه بین الملل از آن به عنوان یک قدرت چهارم جهانی یاد می‌شود، وضع پساجنگ در منطقه چه می‌شود؟ 

سرلشکر رضایی: این نکته مهمی است که اگر هر کشوری و دولتی و ملتی‌شان خودش را و مسئولیت‌های خودش را درست تشخیص ندهد، آسیب به آن وارد می‌شود، ما امروز دیگر در دورانی قرار داریم که در سطح منطقه باید برنامه داشته باشیم، امنیت منطقه برنامه داشته باشیم، برای همکاری‌های منطقه‌ای باید برنامه داشته باشیم، چرا، که اگر برنامه نداشته باشیم، تهدیدهای منطقه‌ای به سراغ ما می‌آید ولی مااز فرصت‌های منطقه‌ای استفاده نخواهیم کرد، یک ترتیبات جدید و یک نظم جدید باید در خلیج فارس حاکم شود، به صورت مشترک هم یعنی ما و عراق و عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس باید بشینیم یک ترتیبات امنیتی، ترتیبات همکاری، شورای همکاری صلح و برادری و امنیت باید ما در حوزه خلیج فارس درست کنیم که اولا دیگر قدرت‌های خارجی نیایند این جا باز حادثه آفرینی بکنند، ما خودمان امنیت را حفظ کنیم، این جا باید فعال شویم و وزارت خارجه ما با کشورها ارتباط بیشتری بگیریم، در بخش غرب آسیاست، در غرب آسیا با پاکستان، ترکیه، مصر و عربستان و کشورهایی که در این حوزه هستند، باید در غرب آسیا هم یک اتحادیه جدید برسیم، اگر ما آن اتحادیه و این شورای همکاری در خلیج فارس را درست کنیم، ایران غرب آسیا می‌شود قدرت چهارم دنیا، یعنی چین، روسیه، آمریکا و غرب آسیا، یعنی سی، چهل سال آینده این چهار قدرت هستند که جهان و منطقه را اداره می‌کنند. 

سوال: جنگ رمضان، جنگ تحمیلی سوم، دستاوردهای بسیار مهمی داشت، درس‌هایی هم برای کشور و هم برای منطقه و هم برای عرصه بین الملل داشت و در پایان هم این بحث‌ها و توصیه‌های این جنگ؟ 

سرلشکر رضایی: بحث آن مفصل است، اما خلاصه می‌گویم، ملت ایران، ملتی شد که توانست ابرقدرتی آمریکا را خط بطلان بکشد، این از بزرگترین افتخارات تاریخ ما شده و خواهد شد و داستان‌ها بر این خواهند نوشت در آینده که کجا ابرقدرتی آمریکا کجا شروع به سقوط کرد همه خواهند گفت در خلیج فارس، همان طور که در ارتباط با انگلیس بعد از جنگ جهانی دوم گفتند، همه این امپراطوری انگلیس که همه می‌گفتند که آفتاب هیچ گاه غروب نمی‌کند و همه سرزمین‌هایی که آفتاب در آن است و غروب نمی‌کند انگلیس است از کجا شروع شد این امپراطوری از بعد از جنگ جهانی دوم، در آینده خواهند نوشت ابرقدرتی آمریکا از کجا شروع به فروپاشی شد، همه خواهند گفت ملت ایران در خلیج فارس، تنگسیری، داستان‌ها خواهد شد ان‌شاءالله در آینده؛ لذا دشمن آسیب‌های فراوانی دید، اف ۳۵، اف ۱۵، از نظر اقتصادی هم هزینه‌ها و خسارت‌ها و هم اعتبار دلار در دنیا به شدت اعتبار دلار سقوط کرده، دیگر در آینده آن تمایل و تقاضایی که برای خرید اوراق قرضه آمریکا قبل از جنگ بود، دیگر بعد از جنگ کاهش پیدا می‌کند، خیلی از کشورها اوراق قرضه که پشتوانه پول ملی‌شان کرده بودند در بانک‌های مرکزی بیرون می‌ریزند، این از بعد شکست‌های آمریکا، از بعد خود ما مردم اعتماد به نفس پیدا کردند، الان بیش از نود روزست که مردم در خیابان‌ها هستند، یک چیزی پیدا کردند. 

ممکن است این را نتوانند به درست بگوید، هرکسی با یک جمله‌ای می‌گوید. مردم ولی خودشان را پیدا کردند، مردم در خیابان‌ها خودشان را پیدا کردند، دراین جنگ مردم خودشان را پیدا کردند، یک گمشده‌ای داشتند و خودشان بودند و فهمیدند عجب ما چقدر می‌توانیم موثر باشیم و چقدر بزرگ و قدرتمند باشیم و وحدت خود را حفظ می‌کنیم، برادری خود را حفظ می‌کنند، این‌جا چه درسی بگیریم، دولتمردان یعنی ما نظامیان، دولتمردان باید پشت سر مردم بدویم که به آن‌ها برسیم، امام می‌فرمود همیشه مردم جلوتر از ما حرکت می‌کنند، مقام معظم رهبری، امام شهید می‌گفت خودتان را به مردم برسانید، دولتمردان ما الحمدالله آدم‌های خوبی هستند و خیلی زحمتکش می‌کشند، باید جلوی گرانی را بگیرند، بله یک بخشی از گرانی مربوط به جنگ است، درست است، ما محاصره دریایی هستیم، اما اینکه در یک خیابان در یک فاصله کم، هر کسی یک قیمتی می‌گذارد روی کالای مشابه، این مربوط به یک بی‌انضباطی است دیگر، بنابر این باید به نظر من ما محکم‌تر حرکت کنیم، دولتمردان محکم‌تر حرکت کنند، این فشارهایی که وارد می‌شود، مهار شود، الحمدالله مردم ما مطلع هستند، جنگ و محاصره دریایی است، نمی‌گذارند ما نفت خود را بفروشیم، ما با این پایداری‌ها، این دو سه هفته آینده را خوب عبور کنیم، خیلی پیروزی‌های بزرگتری از گذشته به دست می‌آوریم. 

سوال: به قدر بضاعت برنامه سوالات خود را پرسیدیم، نکته‌ای است، بفرمایید؟ 

سرلشکر رضایی: تشکر می‌کنم خاضعانه از مردم عزیزمان که شب‌ها می‌آیند بعضا دست بچه‌های خود را می‌گیرند، با شور و هیجان. مردم بدانید این حضور شما در خیابان‌ها، یک قوت قلب است برای ما نیروهای مسلح، همان‌طور که دست ما روی ماشه است و لانچر (پرتابگر) را تنظیم می‌کنیم، وقتی پشت سر خود را نگاه کنیم که شما در خیابان‌ها می‌گویید بزن که خوب می‌زنی، ما دل و جرأت بیشتری پیدا می‌کنیم. این منافاتی ندارد، ما نظامی‌ها می‌گوییم، مردم به ما می‌گویند که بزن، خوب می‌زنی، به دولت هم بگویند، بساز که خوب می‌سازی، این‌ها که مغایر با هم نیستند. در خیابان‌ها باید گفت، فریاد بزن که خوب می‌زنی، اینکه ما باید خوب بزنیم به سر دشمن، تبدیل به نماد بزرگی شده است.

 

انتهای پیام/
ارسال نظر
پیشنهاد امروز