صالحی در کنگره حزب مردم سالاری:
گاهی برای عدم نگرانی مسئولان بالادست، شرایط را به شکلی عرضه میکنیم که با واقعیت انطباق کامل ندارد
رئیس سازمان سازمان انرژی اتمی گفت: گاه برای آنکه مسئولان بالادست نگران نشوند، شرایط را به شکلی عرضه میکنیم که با واقعیت انطباق کامل ندارد. این احتیاط ظاهراً از سر خیرخواهی است، اما نتیجه آن برداشت ناصحیح و تصمیم نادرست است. در مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی، کوچکترین انحراف در گزارش میتواند به انحرافی بزرگ در سیاستگذاری منجر شود.
به گزارش خبرنگار ایلنا، علیاکبر صالحی در بیستوچهارمین کنگره حزب مردمسالاری که عصر امروز با شعار «اصلاح ساختار حکومت، برونرفت از مشکلات ایران» برگزار شد، گفت: ما گاهی در ارزیابیهای خود، مسائل جهانی را یا بیش از حد ساده میکنیم یا بیش از اندازه پیچیده میسازیم. ببینید، فیزیک برخلاف تصوری که در افکار عمومی وجود دارد، علمی نسبتاً ساده است؛ به این معنا که معادلات آن بسیار پیچیده نیست، تعداد متغیرها محدود است و درجه معادلات عموماً پایین است. اما وقتی به اقتصاد و اجتماع میرسیم و میخواهیم یک مسئله اقتصادی را شبیهسازی کنیم، موضوع بسیار پیچیده میشود. شبیهسازی مسائل اجتماعی حتی پیچیدهتر است. چرا؟ زیرا در آن حوزه هر انسان میتواند بر نتیجه شبیهسازی اثر بگذارد.
صالحی تصریح کرد: برای مثال، در اقتصاد فرض کنید لغزش پای یک رئیسجمهور مشهور که در سطح جهانی جایگاه دارد، هنگام بالا رفتن از پلکان هواپیما، میتواند بر بازارها اثر بگذارد؛ اما چنین رویدادی در فیزیک اثری بر قوانین بنیادی نمیگذارد. یا برخورد و رفتار یک شخصیت شاخص که از پشت شیشه تلویزیون مشاهده میکنیم، میتواند بر مناسبات اجتماعی ما اثرگذار باشد.
وی ادامه داد: این نشان میدهد که مسائل اجتماعی و اقتصادی تا چه اندازه پیچیدهاند. به یاد دارم زمانی که دانشجو بودم ـ حدود سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۹ در آمریکا ـ هنگامی که ملک فیصل برای نخستین بار نفت را تحریم کرد، ما برای دریافت بنزین در صف میایستادیم. این وضعیت بیش از هفت یا هشت روز طول نکشید، اما در همان زمان در دانشگاه MIT دانشکدهای در حوزه اقتصاد و مدیریت تازه شکل گرفته بود که میکوشید مسائل اقتصادی و اجتماعی را با معادلات بسیار پیچیده شبیهسازی و پیشبینی کند؛ اینکه بر اساس پارامترهای معین، تحولات آینده چگونه خواهد بود. با این حال، آن تجربه با شکست مواجه شد. مسئولان آن طرح بعدها اعتراف کردند که شبیهسازیها شکست خورد، زیرا پیشبینی نکرده بودند که تصمیم یک فرد میتواند چنین اثری گسترده ایجاد کند.
وزیر اسبق خارجه کشورمان گفت: بنابراین، مسائل اجتماعی و اقتصادی ذاتاً پیچیدهاند؛ اما ما در جامعه خود گاه آنها را بیش از حد سادهسازی میکنیم. برای نمونه، در نماز جمعه، ائمه جمعه از سر خیرخواهی به دولت میگویند قیمتها را افزایش ندهید یا بیکاری را کاهش دهید. این سخنان از نیت خیر برمیآید، اما سادهسازی مسئله است. وقتی با برخی دوستان نیز گفتوگو میکنیم، میبینیم هشدارهایی که درباره اقتصاد و اجتماع داده میشود، نیازمند نظر تخصصی است.
وی گفت: در این حوزهها باید به صاحبنظران میدان داد و به مشورت آنان اهمیت بخشید. اقتصاددان را جای اقتصاددان بگذاریم و جامعهشناس را جای جامعهشناس. همانگونه که در فیزیک، فهم مفاهیمی چون جاذبه یا نسبیت نیازمند مقدمات تخصصی است و هر کسی نمیتواند بدون دانش کافی وارد آن شود، در مسائل اجتماعی و اقتصادی هم مقدمات علمی وجود دارد، هرچند به چشم نمیآید.
صالحی گفت: از سوی دیگر، گاهی ما دچار افراط معکوس میشویم و مسائل را بیش از حد پیچیده میکنیم. درباره انقلاب هم چنین است. برای نمونه، کارشناسان بزرگ در تحلیلهای خود درباره انقلاب ایران به پیچیدگیهای ساختاری اشاره میکنند، اما در عین حال بر نقش تصمیمها و ارادههای انسانی نیز تأکید دارند.
وی ادامه داد: جمعبندی آنکه نه باید مسائل اجتماعی و اقتصادی را به سطح توصیههای ساده فروکاست و نه باید آنها را چنان پیچیده کرد که از دسترس فهم و اصلاح خارج شوند. راه درست، شناخت پیچیدگیها همراه با اتکا به تخصص و در عین حال حفظ واقعبینی و پرهیز از اغراق است.
صالحی با اشاره به اظهارات کسینجر درباره انقلاب اسلامی گفت: او میگوید در ذهن بسیاری از ما اساساً خطور نمیکرد که عاملی به نام «اسلام» بتواند یک حرکت اجتماعی گسترده ایجاد کند و رهبری یک انقلاب را بر عهده بگیرد. ما میگفتیم مردم متدیناند، اما اینها تودهای هستند و تحلیلهای رایج آن زمان بیشتر متأثر از ادبیات چپ بود. به همین دلیل، دستگاههای امنیتی هم عمدتاً به دنبال شناسایی و مهار گروههای چپ میرفتند تا ببینند چگونه میتوانند مانع وقوع انقلاب شوند.
وی ادامه داد: در فضای دانشگاهی آن دوره ـ زمانی که ما دانشجو بودیم و دوره لیسانس پنج سال طول میکشید ـ اساساً از اسلام در دانشگاه سخن گفته نمیشد. کمونیست داشتیم، سوسیالیست داشتیم، انواع «ایسم»ها حضور داشتند، اما «اسلامیست» به معنای کنشگر فکری ـ سیاسیِ مسلمان وجود نداشت. اگر کسی میگفت من مسلمانم و ایدهای دارم، با نوعی تعجب به او نگاه میشد. به یاد دارم در ایامی که مصادف با محرم بود، در انجمن دانشجویان بحث شد که برنامه نوروز را به اعتبار محرم برگزار نکنیم؛ این پیشنهاد موجب شگفتی بسیاری شد. در فضایی که همه «ایسم»ها حضور داشتند، مذهب بهعنوان نیروی سیاسی جدی گرفته نمیشد.
وی در ادامه گفت: در این شرایط انقلاب رخ داد. البته من انقلاب را پدیدهای ناگهانی نمیدانم؛ آن را امتداد حرکت مشروطه میدانم. انقلاب ما ایستگاههای متعددی را طی کرد: نهضت مشروطه، ۱۵ خرداد، دوره دکتر مصدق و مجموعهای از تراکمهای اجتماعی و سیاسی که در نهایت در انقلاب اسلامی تجلی یافت. به تعبیر دیگر، انقلاب محصول انباشت تاریخی بود، نه حادثهای دفعی.
صالحی ادامه داد: با این حال، مسئله اساسی این بود که ما برای «اداره کشور» برنامه مدون حکمرانی نداشتیم. انقلاب پشتوانه فکری و تاریخی داشت، اما برنامه اجرایی مشخص برای اقتصاد و حکمرانی در اختیار نداشت. برای روشن شدن موضوع، مثالی عرض میکنم. پیش از انقلاب، من عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف بودم و در مقطع فوقلیسانس درسی درباره انرژی تدریس میکردم. در آن درس چند اصل را مطرح میکردیم؛ اول اینکه کشوری که دارای منابع انرژی است، بهتر است این منابع را صرفاً صادر نکند؛ زیرا انرژی موتور محرک صنعت و پیشرفت کشور است. همانگونه که امروز چین میلیونها بشکه نفت وارد میکند تا صنعت خود را پیش ببرد، انرژی نقش زیرساختی دارد. دوم اینکه منابع انرژی، نعمتی الهی و متعلق به همه نسلهاست. نفت زیرزمین صرفاً متعلق به نسل حاضر نیست. بنابراین باید آن را به «دارایی» تبدیل کرد، نه اینکه مستقیماً وارد بودجه جاری شود. نسلهای آینده میتوانند از ما بپرسند چرا این سرمایه را مصرف کردید.
وزیر خارچه پیشین کشورمان گفت: سوم اینکه مصرف انرژی باید بر اساس تحلیل هزینه ـ فایده باشد؛ یعنی به اندازهای مصرف شود که از نظر اقتصادی توجیه داشته باشد. اینها اصولی بود که در کلاس مطرح میکردیم و سپس وارد مباحث فنی میشدیم. اما پس از پیروزی انقلاب، در فضای پرشور آن روزها، شعارهایی مانند «برق و اتوبوس را مجانی کنیم» مطرح شد. نتیجه چنین رویکردهایی، که بیشتر شعاری بود تا مبتنی بر برنامه، مشکلاتی در اداره اقتصاد پدید آورد.
صالحی ادامه داد: در ابتدای انقلاب، دیدگاههای متنوعی درباره اقتصاد وجود داشت؛ اقتصاد کمونیستی، اقتصاد سوسیالیستی، اقتصاد موسوم به «توحیدی» و رویکردهای دیگر. فضای دانشگاهها پر از اعلامیهها و مباحث نظری درباره مدلهای اقتصادی بود. از یک سو، عدالتخواهی و فاصله طبقاتی بالا، فشار اجتماعی شدیدی ایجاد کرده بود؛ از سوی دیگر، مسئولان میکوشیدند میان اقتصاد آزاد و گرایشهای چپ نوعی آشتی برقرار کنند.
وی گفت: بحث تعاونیها تقویت شد. برخی بزرگان میگفتند در اسلام با تراکم سرمایه مخالفتی وجود ندارد؛ هرکس میتواند ثروت تولید کند. اما در عین حال پیشنهاد میشد که سرمایه در نهایت در اختیار دولت قرار گیرد تا توزیع شود. این نگاه، هرچند آرمانگرایانه و اخلاقی بود، اما نشان میداد چارچوب منسجم حکمرانی اقتصادی شکل نگرفته است.
وزیر خارجه پیشین کشور یادآور شد: واقعیت این است که ما برنامه جامع حکمرانی نداشتیم. حتی قانون اساسی در ابتدا بهگونهای دیگر تنظیم شده بود و بعدها تغییراتی یافت. جمعبندی سخن آنکه انقلاب حاصل یک حرکت تاریخی و اجتماعی عمیق بود، اما فاصله میان «انقلاب» و «حکمرانی» فاصلهای جدی است. پیروزی یک جنبش اجتماعی لزوماً به معنای آمادگی برای اداره پیچیده اقتصاد، سیاست و جامعه نیست. تجربه آن سالها نشان داد که بدون برنامهریزی دقیق، نظریه روشن حکمرانی و اتکای جدی به تخصص، شور انقلابی بهتنهایی برای اداره کشور کفایت نمیکند.
وی تصریح کرد: قانون اساسیای که حضرت امام بر اجرای آن تأکید داشتند، قرار بود مبنای عمل قرار گیرد؛ اما در مسیر اجرا، مسائل و چالشهایی پدید آمد و بهتدریج اصلاحات و تغییراتی نیز صورت گرفت. این نشان میدهد که فاصله میان «نص قانون» و «واقعیت اجرا» همواره محل آزمون و خطاست.
صالحی با اشاره به حوزه سیاست خارجی، با ذکر تجربهای از خاطراتش گفت: وقتی در وزارت امور خارجه مسئولیتی بر عهده داشتم و میخواستم گزارشی ارائه دهم، همواره معتقد بودم وظیفه من این است که صدا را همانگونه که شنیدهام ـ حتی اگر گوشخراش باشد ـ به سطوح بالاتر منتقل کنم؛ تصویر را همانگونه که دیدهام ارائه دهم، حتی اگر برای مقام بالادست خوشایند نباشد. زیرا اگر واقعیت دچار روپوش و ملاحظهکاری شود، تصمیمی که بر آن اساس گرفته میشود، تصمیم صائبی نخواهد بود.
وی یادآور شد: به یاد دارم در جلسهای درباره یکی از کشورها بحث میشد. دوستی تحلیلی ارائه کرد که با گزارشهای رسمی دستگاه دیپلماسی همخوانی نداشت. عرض کردم خواهش میکنم بر مبنای یک روایت یا برداشت محدود تصمیمگیری نکنید. فردی مورد وثوق را مأمور بررسی مجدد کنید تا ارزیابی دقیقتری به دست آید؛ چرا که اگر تصمیم بر پایه اطلاعات ناقص یا آرایششده اتخاذ شود، نظام تصمیمگیری دچار خطا میشود و هزینه آن در آینده آشکار خواهد شد.
صالحی ادامه داد: گاه برای آنکه مسئولان بالادست نگران نشوند، شرایط را به شکلی عرضه میکنیم که با واقعیت انطباق کامل ندارد. این احتیاط ظاهراً از سر خیرخواهی است، اما نتیجه آن برداشت ناصحیح و تصمیم نادرست است. در مسائل پیچیده سیاسی و اجتماعی، کوچکترین انحراف در گزارش میتواند به انحرافی بزرگ در سیاستگذاری منجر شود. اگر به تجربه انقلاب بازگردیم، یکی از چالشهای اساسی همین فاصله میان «واقعیتهای میدانی» و «تصویرهای ذهنی یا آرمانی» بود. انقلاب پدیدهای اجتماعی و تاریخی بود که بر بستر مطالبات انباشته شکل گرفت، اما اداره آن نیازمند نظام دقیق تصمیمسازی، اطلاعات شفاف و برنامهریزی سنجیده بود.
وی گفت: هرجا گزارشها واقعیتر و بیپردهتر ارائه شد، امکان تصمیمگیری عقلانیتر فراهم آمد؛ و هرجا ملاحظات، جای واقعیت را گرفت، هزینهها افزایش یافت. بنابراین، چه در تنظیم قانون اساسی، چه در سیاست خارجی و چه در اداره امور داخلی، اصل بنیادین این است که «واقعیت» بیکموکاست منتقل شود. تصمیمسازی صحیح، بدون تصویر صحیح از وضعیت ممکن نیست. این یک قاعده عمومی در حکمرانی است: صداقت در گزارش، شرط عقلانیت در تصمیم است.
رئیس سایق سازماان انرژی اتمی عنوان کرد: انقلاب اسلامی پایهای مردمی داشت و این واقعیت غیرقابل کتمان است. ما شاهد این انقلاب بودیم و هر کسی که بخواهد آن را تحلیل کند، نمیتواند تجربه حضور مردم را نادیده بگیرد. با این حال، همانطور که بارها تکرار کردهام، مشکل اصلی آن بود که انقلاب برنامهریزی مفهومی و منسجم نداشت. ما بیشتر با روش سعی و خطا جلو میرفتیم و تلاشهایمان برای اصلاح، گاه مشکلاتی نیز ایجاد میکرد. اما یک حسن بزرگ انقلاب همین است که «اصلاحپذیر» است.
وی ادامه داد: در مهندسی، مفهومی وجود دارد به نام «باکس» یا جعبه سیاه؛ شما ورودی را میدهید و خروجی را مشاهده میکنید، اما گاهی خروجی مطلوب نیست. با استفاده از فیدبک میتوان سیستم را اصلاح کرد. انقلاب نیز چنین ویژگی دارد. به عنوان مثال، در جنگ تحمیلی، مواضع و بیانات حضرت امام و شعارهای مردم، با اصلاحپذیری نظام همراه شد و در نهایت باعث پیروزی ایران شد، علیرغم همه فشارها و محدودیتها.
صالحی گفت: این اصلاحپذیری به معنای آن است که انقلاب مسیر خود را آرام و تدریجی پیدا میکند. حتی اکنون، پس از ۴۷ سال، نحوه تصمیمگیری و تصمیمسازی ما در مجامع و جلسات اصلی بهبود یافته است؛ گرچه اگر از ابتدا به این شکل بود، بهتر میشد، اما همین پیشرفت مایه امید است.
وی تأکید کرد: یک مشکل دیگر انقلاب، دور شدن از واقعیت جهانی و تمرکز بیش از حد بر محیط بسته داخلی است. وقتی افراد در فضای محدود چهار دیواری دور هم جمع میشوند و حرفهای یکدیگر را تکرار میکنند، این گفتهها در ذهنشان ملکه میشود و تصویری از واقعیت جهانی میسازند که با حقیقت بیرونی تفاوت دارد. این امر گاهی منجر به تحلیل نادرست و تصمیمگیری اشتباه میشود. در همین زمینه، یک ویژگی مهم شیعه، قابلیت اجتهاد است. اجتهاد، امکان تطبیق با شرایط روز و تغییرات زمان را فراهم میکند. این ویژگی باعث میشود که انقلاب بتواند قدمبهقدم مسیر خود را اصلاح و تکامل دهد.
صالحی تصریح کرد: در تحلیل زمانی انقلاب، باید عمر طبیعی کشورها و ملتها را در نظر گرفت. عمر انسان حدود ۷۰ تا ۷۵ سال است؛ اما نمیتوان با ۴۰ یا ۵۰ سال تجربه انقلاب درباره آینده یک کشور مانند ایران قضاوت کامل کرد. اگر تاریخ کشورهای اروپایی را بررسی کنیم، میبینیم رنسانس چندین قرن طول کشید تا دین و ایدئولوژی در قالب جدید خود سامان یابد و جامعه به بلوغ برسد. در این ۴۷ سال، ایران شاهد تحولات اجتماعی متعددی بوده است. شاید همه این تحولات مطلوب نباشد، اما ملت ایران تجربهای ویژه و تاریخی دارد. در جنگ تحمیلی، باوجود شرایط سخت و آوارگیهای گسترده، این ملت توانست استقامت و انسجام خود را حفظ کند. این ملت از زمان کوروش تاکنون، با معرفت و حکمت الهی، توانسته فرهنگ و تمدن خود را ادامه دهد.
وی با بیان اینکه میتوان گفت انقلاب ۴۷ ساله توانسته ملت را در آستانه بلوغ قرار دهد، افزود: ما اشتباهات و نواقصی داشتهایم، اما همانطور که در مهندسی، سیستم اصلاحپذیر است، اگر ما نیز اشتباهات خود را بپذیریم و قابلیت اصلاح را داشته باشیم، میتوانیم مسیر پیشرفت را ادامه دهیم.
صالحی در بخش دیگری از صحبتهایش گفت: ویژگی جمهوری اسلامی در عرصه جهانی این است که همواره در سطح اخلاق و ارزشها مورد توجه قرار گرفته است. چهلوهفت یا هشت سال، زمان زیادی برای سنجش روند یک کشور و ملت انقلابی که بدون برنامه مدون حکمرانی حرکت کرده است، نیست. این انقلاب بهتدریج برنامهریزی و مسیر خود را یافته است و قدمبهقدم نظام و دانشگاهها، مانند دانشگاه صنعتی شریف، مسیر پیشرفت را طی میکنند.